ریحانه در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ - داغ لاله:
با خواندن این شعر یاد صحنه های سریال شهریار افتادم آه که که سینه ی این خاک پر از این عشق های نگفته است
تارا در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
توضیح :
در ایران پیش از اسلام نه تنها شکار و خوردن گوشت گراز مرسوم بوده است بلکه در آیین مهر شکار گراز به نوعی از ملزومات این آیین بوده است.
تارا در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
به نظر میرسد ترجمه غلط "گور" به گورخر که صحیح آن گراز میباشد بدلایل توجیه اسلامی آن در زمان پس از اسلام بوده است. معنی صحیح گور در شاهنامه و اشعار کهن پارسی طبق کامنت قبلی ام همان گراز می باشد.
تارا در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
اکثر مردم تصور میکنند "گور" در ادبیات کلاسیک ایرانی به معنی گورخر است در حالیکه این تصور کاملا" غلط می باشد و معنی صحیحش گراز است.
گراز حیوانی است که حمله کشنده دارد شاید برای بهرام گور که شکارچی گور(گراز) بوده است چنین حادثه ای رخ داده باشد.
در تاق بستان دوره ساسانی نقش برجسته شکارگاه گراز معروف است و تصویری از گورخر در آنجا نمیبینیم!!
در شاهنامه فردوسی تهمینه وقتی رستم را می بیند می پرسد آیا تو همان رستم هستی که گویند خوراک یک وعده ات یک گراز و شمشیرت صاعقه آسمان است:
به تنها یکی گور بریان کنی
هوا را به شمشیر گریان کنی
علی دبیر در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۰:
در مصراع «چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم نیامد»، باید میان واژههای «فرو» و «شدم» فاصله باشد. نگارش فعلی به غلط معنی «فروختن» را القا میکند، در حالی که منظور «فرو رفتن» بوده است.
همچنین مصراع نخست بیت ششم با «خردم بگفت» آغاز میشود.
احمد در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
استاد شجریان این غزل را سالها پیش همراه با کمانچه استاد علی اضغر بهاری خوانده اند که واقعا شنیدنی است.
س. جلیل م. در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » گوهر عشق:
شروین پاداش پور عزیز ، فکر کنم برای رعایت وزن و قافیه باید خوش بصورت خـَـش خونده بشه
اینجوری خـَـش با آتش هم قافیه میشه.
موفق باشید.
حامد در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
در مرد مطلبی که علی آقا گفتند باید بگم استاد شجریان در آن کار در حال تدریس به خانم مهرعلی هستند نه خانم پریسا.
ناشناس در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:
حتما این شعر رو با صدای همایون شجریان گوش کنید
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۹۹:
معنای شعر : ای دلارا تا مژدۀ رسیدن به تو را نشنیدم ( و مطمئن نشدم ) ، به عشقت نگرویدم .تخم وفای ( متقابل ) تو را در دل کاشتم بجز اندوه و خواری چیزی درو نکردم . در اینجا باباطاهر با تمثیل عشق زمینی به رهروی عشق خدا می گوید عاقبت این هردو عشق در دنیای مادیات ، جز اندوه و خواری نصیبی ندارد و اگر کسی بدنبال عشق خدا باشد باید قید همه چیز را بزند.
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۹۶:
با پوزش ، بنظرم چنانچه در شروع بیت دوّم بهر را بصورت جدا ( به هر )بنویسید از نظر نگارش درست تر باشد زیرا بهر ممکن است خواننده را به معنای بهره گمراه کند و اکنون معنای این دو بیتی :
این دو بیتی یکی از مهم ترین اشعار باباطاهر است چون طیّ آن خودش را معرفی می کند :
مو آن بحرم ... یعنی بابا طاهر بدون لاف و ادعا می گوید روحش دریائی است که در یک ظرف (تن ) گنجانده شده . چونقطه .. این نقطه است که معنا و مفهوم حرف را آشکار می کند . او می خواهد بگوید خیلی چیزها در جهان هست که مردم می بینند و معنای آنها را نمی دانند و او می داند و البته نمی گوید و او گرچه می باید نقطه می شده و معنا را آشکار می کرده ولی .. به هر الفی (الفی با ا فتحه دار و ل و ف ساکن ). الف قدی برآیه الف اوّل به معنای هزاره است و الف قد ( با ا فتحه دار و ل کسره دار و ف ساکن ) یعنی کسی که قد خدنگ مانند الف دارد . یعنی در هر هزاره ای مردی می آید که از سایر مردمان متمایز و برجسته است . الف قدم که در الف آمدستم یعنی خودش هم از الف قدها یعنی اشخاص برجسته ای است که درست سر هزاره تولد یافته است . برای آگاهی از تحوّل روحی باباطاهر و آن داستانی که در یک شب یخبندان زمستان همدان از شب تا صبح در یک حوض غسل کرده می توانید به مجله اخبار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سال 1380 و 1381 مقالۀ تجربه نزدیک مرگ نوشته اینجانب رجوع کنید .
سپندارمد در ۱۴ سال قبل، دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:
دوستان،بیایید بدون تعصب به مسأله نگاه کنیم فردوسی درفضایی شاهنامه رو گفته که فرهنگ باستان ما رو به زوال و فراموشی بوده ابتدا اعراب بعدش هم ترکها میان. منش شاهان و پهلوانان ایرانی از یادها میره و این مرد بزرگ عهده دار زنده کردن این ارزشها میشه فراموش نکنید که راه در جهان یکیست و آن راه راستیست.ایرانیها قبل از اسلام به همین راه راستی بودن و فرهنگ و مذهب ارزشمندی داشتند.فردوسی میخواسته این رو هم بگه که مذهب ما قبل اسلام بر همین راه راستی استوار بوده راه راستی گاهی از زبان زرتشت گاهی از زبان محمد گاهی از زبانن عیسی و پیامبران دیگه عنوان شده فردوسی فقط میخواسته ملیت ما و داشته های ملی ما رو زنده کنه فردوسی در تمام شاهنامه از هیچ واقعه ی اسلامی یاد نکرده این ابیات با سبک و سیاق فردوسی همخوانی نداره چون فردوسی حساسیت خاصی داشته که در یک اثر ملی واژه ی غیر ملی به کار نبره برای اینکار حتی به اجبار واژه ی پهلوی به کار میبره تا لفظ تازی بکار نبرده باشه.شاهد دیگه اینکه در اولین بیت شاهنامه میگه بنام خداوند جان و خرد.دین زرتشت حول محور خرد میچرخه.وبرترین چیزی که خدا به انسان داده در دین زرتشت خرد هست.شاهد دیگه اینکه به محض ورود سپاه اسلام به ایران وشکست یزگرد سوم فردوسی به عمد شاهنامه رو تمام میکنه چون تاریخ شاهان ایرانی تموم میشه دیگه نخواسته از اسلام بگه از علی بگه از محمد بگه بلکه صرفاً خواسته از ایران بگه.همین.اینها هم به هیچ وجه دشمنیش با اسلام رو نمیرسونه.اگر اثری صرفاً ملی باشه نشانه ی تضادش با مذهب نیست.
مهدی در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
معنی این مصرع کامل متوجه نمیشم:(
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:
با عرض پوزش ، افکار در اینجا منظور نیست و درست مصرع دوّم اینست :وزفکرت بیهوده دل و جان افگار
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:
مقایسه آزادگی و مردانگی خیّام و زمانه اش با ما و زمانه ما که سرمایه داری تا مغز استخوانمان رفته و برای اندکی پاداش و اضافه حقوق ، مأمور کم از خود می شویم و خدمت چون خود می کنیم !
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:
لطفاً تصحیح فرمائید :
یک قطرۀ آب بود و با دریا شد
یک ذرّۀ خاک و با زمین یکتاشد
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
طبّ قدیم یا طبّ سنتی استوار بر این بود که تعادل در تن سالم وجود دارد و امراض بدلیل برهم خوردن این تعادل و افزایش و کاهش یک از مزاجهای چهارگانه سودا صفرا دم و بلغم و غلبه یکی بر بقیه روی می دهد در اینجا کثرت و قلّت بردن از دل و پیشگیری از بیماری را متأثر از می برشمرده است . و خیّام همچون ابن سینا اعتقاد داشت مقدار کم شراب باعث حفظ این تعادل و تندرستی می شود و توصیه می کند از کیمیائی که اگر یک جرعه از آن را بخوری هزار علّت یعنی هزار بیماری را ازبین می برد پرهیز مکن !
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:
خیّام می گوید :
گویند هرآن کسان که باپرهیزند یعنی آن کسانی که ظاهراً پرهیزکارند می گویند : آنسان که بمیرند بدانسان خیزند یعنی هرکسی به همان حالی که می میره ، در روز رستاخیز ( که قیامت معرب آنست و اعراب این اعتقاد و معاد را از ما گرفته اند ) هم به همان حال برمی خیزند یعنی دوباره زنده می شوند
ما با می و معشوقه از آنیم مدام یعنی ما بدین خاطر مدام اوقات خود رابا می و معشوقه می گذرانیم
باشد به حشر ما را چنان انگیزند یعنی ما را به همان حال ( همراه می و معشوقه ) زنده کنند
بهرام مشهور در ۱۴ سال قبل، یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:
یک ورژن دیگر از این رباعی :
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
وانجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
آخر نه به عاقبت همین خواهد بود
مشتاق تبریزی در ۱۴ سال قبل، سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱۴ - حکایت طایری که از تشنگی بیتاب بود: