گنجور

حاشیه‌ها

ابوالفضل در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

سلام به تمام عاشق های حقیقی شعری بود دور از دسترس این دنیا،این نظام هستی و...نمیدونم این شعرو چه جوری توصیف کنم.نمیدونم این حقیقت و سنگینی و صداقت این شعر و این جهان چه جوری داره تحمل میکنه،من دقیقا تو حالت این شعر افسردگی شدیدی گرفتم .شعر خوبیه شعر واقعا عالیه ولی باید بدونیم ما توی این دنیا داریم زندگی میکنیم و باید خودمونو باهاش وفق بدیم به نظر بنده ی حقیر از برادرا خواهران عزیزم میخواهم این جور شعر ها و آهنگ های داریوشو طبق گفته ی خودش گوش ندید تا به روز من نیوفتید و حرف آخر خوش به حال عاشق ها نه معشوقه....

بابک العوضی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس:

در بیت
ورنه چون شد شاهد "تر" پیره خر،
به جای "تر" ، "تو" صحیح تر نیست آیا؟

علی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

با درود
آقای مراقبی عزیز همان گونه که برخی دوستان اشاره کردند ، این آب خالص است که بو ندارد و هر جویبار و رودی بوی ویژه خود را دارد و این از دیدگاه دانش نوین پذیرفته است . به جهت رشته ام که زیست شناسی جانوری است باید بگویم که ماهی های قزل آلا نیز از راه بوییدن و تطابق هزاران بوی موجود در دریا که از خاک و گیاهان حاشیه رودهایی که به دریا می ریزند حاصل گشته با بوی جویبار زادگاهشان ، جویباری را که در آن متولد شده اند یافته و به سوی آن میروند تا در آن تخم گذاری انجام دهند .
البته بعید است که این شاعر گران قدر پارسی چنین دیدگاه ساده ای داشته باشد و منظور از بوی جوی مولیان زنده کردن خاطرات گذشته امیر نصر سامانی است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:

حالا که نام کبوتر آمد باید نامی از اخوان ببرم که شعری دارد به نام کفتر و کفتار یعنی بی آزار ترین زیونده را با کافنده ترین جانور برهم نهاده و مقایسه کرده است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:

میان را چست بستن کمر را تنگ بستن شاید باشد و نیز چست معنی لباس راسته و با قواره تنگ هم هست .مثلا لباس فلانی چست است یعنی چسبان است . تنگ است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:

اردشیر جانم منظورم این است که در عربی بجای خجالت مثلا می گویند خجله واصلا این خجالت هستی خارجی ندارد و ایرانیها درستش کردند و دخالت نیز در مورد نزاکت هم همین گونه است یعنی از نازکی لغت نزاکت آمده است و در عربی اصلا وجود ندارد . درود به اردشیر بزرگوار

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:

با تشکر استاد خواهش میکنم در خصوص این دو واژه به بنده بیشتر توضیح دهید خوشتر می شوم بیشتر سواد اموزی کنم در ضمن منظور از عربی را نفهمیدم اگر ممکن است شفاف نمایید

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:

اردشیر جان یک نکته به بشگونی برایت می نویسم دخالت و خجالت در عربی یافت نمی شوند و ایرانیها از روی بافتار عربی ساخته اند

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است:

سودا در فارسی و عربی در چند معنی است سودای فارسی معنی معامله می دهد هر چند در عربی هم بکار می رود ولی سودای عربی سیاه معنی می دهد هر جند فارسی هم آنرا به کار می برد

رضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
جالبه که اینجا حافظ مستقیما آرزوی مرگ رقیب داره و
خشم و نفرت خودش رو صراحتا بیان کرده
شاید من هم باید آرزوی مرگ رقیب رو داشته باشم ولی چه معلوم!؟
گویا یار با رقیب خوشبختر و راضی تره و من از خوشحالی اون
خوشحالم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
....

پشوتن در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام دوستان درک بنده بی مخ از این غزل
حیفه به عمق کلام حافظ نرفت و روی پوسته موند هر چند که زیبایی و شیرینی کلامش هم از نوع دیگس؛حافظ اندر عاشقی داد تمامی میزند و فقط با عشق میشه به عمق بی نهایتش وارد شد.
از دید حافظ فقط با عشق میشه به حقیقت رسید و برا جذب کودکان روحانی(هواداران یا طالب ها)اول کار ،پیر به اونها شیرینیهای عشق رو میچشونه تا کم کم دلشون بزرگ شه فهمشون بالا بره و عشقی کسب کنن تا وقتی کارهای خلاف شرع و عرف و جامعه که پیر برای شکستن باورهای غلطتشون انجام میده رو میبینن رم نکنن،دلبستگیها و باورهای تحمیلی از مذهب،فرهنگ،ملیت...که همگی به آلودگی روح و دل منجر شده فقط با ضربات سهمگین پیر(به می سجاده رنگین کن)وپذیرایی صد درصد ما بتدریج پاک میشه و رهرویی که با تمام دل،تمام وجود عاشقانه ضربات روبپذیره و بندگی خودشو به حد کمال بندگی برسونه لیاقت حضور در بارگاه عشق الاهی رو کسب میکنه:"تا شدم حلقه بگوش در میخانه عشق هر دم از نو غمی آید به مبارک بادم" و کسب این لیاقت اوج کار یک رهروست تا بلکه نظری از حقیقتو جلب کنه."گر چه وصالش نه بکوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش

ایمان مصدق در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱:

کاملا مشخصه که از خیام نیست و بیشتر به نظر می یاد که جوابی به اندیشه های خیام باشه
مصرع اول من رو یاد شعار مشهور بر سر ورودی اردوگاه کار اجباری آشویتس انداخت:
"Arbeit macht frei" یعنی "کار انسان را آزاده می کند"
اما ایشون نمی دونست که: از رنج کشیدن آدمی «خر» گردد!!!!

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:

با سلام
یاد چکامه عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم انسان خرسند است اگر خوشیهای او زیاد و اسایش او فراوان باشد , از نگاه ادمی زندگی کوتاه همراه با کامیابی و خوشی به گذراندن عمری دراز بیک توام با زجر و سختی برتری دارد و برخی از انسانها به مانند عقاب حاضرند طول عمری کوتاه بیک با خوشی ,غرور و افتخار را پشت سر گذارد و نه مانند کلاغ عمری را در میان چرک و الودگی به پایان برند .
جستار بالا از نگاه انسانهایی بود که دوست دارند عقاب باشند و به ان شکل کامرانند
گروهی از مردم دوست دارند به مانند کلاغ باشند و در گل ولای زندگی خود را می گذرانند و شاید از گروه اول خوشتر به عبارت دیگر بستگی به نهاد و سرشت و روزگاری که انسان در ان زیسته است دارد که چگونه خوش باشد
و اگر خوش بودن افراد اسیبی برای کسی نداشته باشد و سود و زیان ان تنها برای همان شخص باشد دخالت در امور شخصی و فکری انسانها روا نیست و منظور خیام از انکه عیبش مکنید یعنی دخالت در زندگیم نکنید .
از نگاه دیگر خوشی برخی ممکن است در دید دیگران تلخی به چشم اید بیک برای ان افراد شیرین و گوارا است و اگر چشم خرد داشته باشیم تلخیهای اشکاری برما هویدا می شود که بهتر است به انها پرداخته شود .

اردشیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:

با سلام
بنده به یاد چکامه زیبا عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم درست است انسان حاضر است عمر کمتر داشته باشد ولی ان یک دم عمر را به خوشی بگذراند بیک اگر قرار است عمر ادمی به سختی و

دوستدار در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

از برای زدودن هر گونه شک در بیت ششم به این بیت استاد سخن سعدی توجه فرمایید:
دوچشم مست میگونش، ببرد آرام هشیاران
دو خواب آلوده بربودند عقل ، از دست بیداران.

۱
۴۹۲۰
۴۹۲۱
۴۹۲۲
۴۹۲۳
۴۹۲۴
۵۷۲۵