گنجور

حاشیه‌ها

 

یعقوب خاوری


یعقوب خاوری در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰۳:

با سلام
بیت 6 مصرع دوم به جای از، ار (مخفف اگر) درست است

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، دو شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » غم باسدی قلیانیمی:

بیت دوم می گوید: این سیگار مانند زالو به جان من افتاده و لب بر لب نهاده و خون مرا می مکد

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

با سلام، در مصرع اول بعد از عشق ویرگول بگذارید و در بیت دوم دهیم اگر دهی ام بنویسید بهتر خوانده می شود.

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

یا صُلحُ متی یَرجِعُ نَومی وقراری/ اَنّی وعلی العاشقِ هذانِ حرامان: ای صلح کی و کجا خواب و آرام به من بر می گردد در حالی که این دو بر عاشق حرامند.

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، یک شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » گل بی عیب:

با سلام و تشکر از زحمات شما در نشر ادب و فرهنگ، لطفا در بیت 2، خشبوی به خوشبوی و در بیت 7 بخسب به بخست و در بیت 11 ناگریز به ناگزیر تبدیل شود.

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، یک شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » گره گشای:

با سلام به محضر آقای یاوری، بیت دوم نیست بلکه بیت 8 است. تذکر اول و سوم درست، ولی تذکر دوم که فرمودید غالب درست است، همان قالب درست و در اینجا به معنای جسم و بدن است؛ یعنی دیگر نیرویی در بدن نمانده بود.
لطفا در بیت 8 میمد به می آمد و در بیت ما قبل آخر تا که به که تا تبدیل شود.

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال قبل، یک شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲:

در بیت 6 مب به مآب تبدیل شود. مآب به معنای محل رجوع

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق:

بسیار زیباست. در بیت 3 و 8 اشگ به اشک تبدیل شود. با تشکر

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » ناز ایله میسن:

با سلام و ارادت به دوستان عزیز، امیدوارم آذری های عزیز، جسارت بنده را ببخشند و خطاهای مرا در این برگردان که ارائه می کنم اصلاح کنند، از آنجا که لنگ کفش هم در بیابان نعمتی است و از هیچی بهتر است ترجمه زیر با همه نقصها تقدیم می گردد.
بسیاری دلخور شده¬اند که چرا به آنها ناز کرده¬ای، من دلخورم که چرا به من کم ناز کرده¬ای
ناز را در این دل ویران، سلطان کرده¬ای، خانه¬ات آباد که به درویش عرض نیاز کرده¬ای
با هر نگاه مضراب مژگان را نواخته¬ای، لحظه¬ای گوش بده که این قلب شکسته را چه ساز کرده¬ای
سربند را از سر باز کن و سنبل و سوسن بیفشان، تو عید ما هستی و زمستان ما را بهار کرده¬ای
تو آفتاب باش و بگذار غم ما برف کوه باشد که آب شود، اما تو کار مرا همه سوز و گداز کرده¬ای
من حال نگارش غزل در این معنا را ندارم، این تو هستی که پیر فرتوت را فرفره باز کرده¬ای
کاکلت را بالای سر جمع کرده و مثل تاج بسته¬ای و از آن زلف طلایی برای آن، گل انداخته¬ای
آن طلا، دشت مغان است که بره¬ها پهلو به پهلو خوابیده¬اند، تو چشم گریان مرا در آنجا به رود ارس تبدیل کرده¬ای (در نسخة دیگر می¬گوید: سینه، دشت مغان است)
این زیبایی که در جهان، خدا به تو داده، هر چقدر که می¬خواهی ناز کن که کم ناز کرده¬ای
مرا با این سخن (از چشم) انداختی و جدا شدی می¬دانم، و این فاصله را با عده¬ای نامرد پر کرده¬ای
چشمه¬ای که در آن وضو ساخته¬ای خون مسیحاست، نمی¬دانم در کدام کلیسا نماز کرده¬ای؟
من اگر (عشیران) بخوانم، پنجه¬ام روی (عراق) می¬گردد، زیبای من، از وقتی (تُرک) شده¬ای ترک (حجاز) کرده¬ای (به ایهام از نامهای دستگاههای موسیقی بهره برده است)
ای تازه شاعر هر چه نگاه کنی این صحرا کرانه ندارد، هر چند گردن بیفرازی و اردک را غاز کنی
از بس که زلف و خط و خال را .......... کم مانده است که سر زلفعلی را کچل کنی.
بیا ای محبوب من که کعبه خراب نخواهد شد بلکه اوج خواهد گرفت، هر چند که در بالا کج باشی در پایه تراز کرده¬ای
از خط و خال تو سرمشق گرفته، قرآن می¬نویسم، با این حقیقت مرا اهل مجاز کرده¬ای
خوب ماه را از ستاره تشخیص می¬دهی که سحر، افق را خلوت کرده، راز و نیاز می¬کنی
شهریار تو داغون شده و در کوه به سنگ تکیه زده، تو خود انصاف بده که محمود را ایاز کرده¬ای

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

لطفا در بیت 7 بعد از کردار و در بیت 8 بعد از برگ، ویرگول بگذارید. با تشکر

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

در بیت 4 مصرع 2 برگریز درست است و بیت آخر به نظر من باید این باشد: که غنچه ماند و در جیب دست رغبت ما

 

یعقوب خاوری در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۰:

مصرع سوم بدین گونه هم می آید:
ذات تو غنیّ و ما همه محتاجیم

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » غزل شمارهٔ ۲:

به نظر می آِید معنای بیت اینگونه زیباتر باشد: من در عشق، نهایت سعی خودم را کرده و او شده ام و به قول دوست عزیز به وحدت رسیده ام، مانند من کیم لیلی و لیلی کیست من، بیش از این چه می توانم کرد یا به عبارت دیگر کاری بیش از این از دست من نمی آید.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ رهی معیری » چند تغزل » بنفشهٔ سخنگوی:

لطفا در بیت اول و را همسر سر کنید که سرو شود.
---
پاسخ: و را همسر سر کردیم و سرو شد.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۶:

با سلام و تشکر
این شعر با این ظاهر قطعه است نه قصیده.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

با تشکر از تمامی دوستان با حاشیه های خوبشان. قالب شعر چنان که یکی از دوستان اشاره کرده ترکیب بند است و به این شعر دوازده بند محتشم هم می گویند. در ضمن در بند 2 بیت 2 به رو، برو (بر او) و در بیت 5 می مکید درست است چون فاعل آن سلیمان کربلا در مصرع بعدی آمده است. در بند 3 بیت 7 گر انتقام آن جایگزین شود. باتشکر
---
پاسخ: با تشکر، طبق پیشنهاد شما «به رو» با «بر او»، «می‌مکند» با «می‌مکید» و «آن انتقام گر» با «گر انتقام آن» جایگزین شد. هر چند منبع مورد آخر را ذکر نکرده‌اید و به نظر من می‌تواند «آن انتقام گر» هم درست باشند علی رغم آن که روان نیست.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۹:

بیت 4 کاثار درست است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » غزل ۸:

در بیت 5 جز وی با هم نوشته شود که جزوی خوانده شود نه جز وی.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

در بیت 17 برای بهتر خواندن متن پیشه ها درست است. در ضمن الفغدن به معنای اندوختن و گردآوردن و ایدری یعنی این جهانی و در بیت بعد آن سری یعنی آن جهانی.
---
پاسخ: با تشکر، «پیشها» را با «پیشه‌ها» جایگزین کردیم.

 

یعقوب خاوری در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا:

بیت 5 گذار درست است و در مصرع دوم آن گاه گاهش جدا نوشته شود بهتر است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

 

[۱] [۲]