گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته می‌آید:

تند خو به فارسی برازنده می شود زست با ضمه نخست و زوش هن یعنی عبوس

رادمن در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

با درود و سپاس فراوان از سازندگان و راهوران ( مدیران ) این سایت.
و سپاس ویژه از آقای گوهری که بحث دلکشی ( جالبی ) را در میان گذاشتند.

مهدی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

درود بیکران خدمت دوستان
بنده دو آرزو دارم جهت اطلاع عرض میکنم
اول اینکه ایکاش ادیبان سطح اول کشورمان فرصت نشستن پشت کیبورد ومطالعه این گنجور راداشتند و با متون زیبایشان به همه چیز عادلانه مینگریستند تا معنی کامنت را میفهمیدیم
دوم اینکه ایکاش ادیبان وصاحبنظران مرزهارا میشکستند وتفکراتی انسان شمول داشتند.
وسوم یک گلایه از استاد خوش سخن جناب گوهری.
استاد من تابحال مفتخر به زیارت حضرتعالی نشده ام اما ارادت خاصی نسبت به مکتوبات شما دارم
اصلا ازشما انتظار نداشتم با این لحن چیزی بنگارید
مگر شما از ادبیات باکو وآذربایجان چیزی میدانید که چنین مینویسید
پیوند ناگسستنی میان ادبیات این دو کشور را منکرید؟
بسیار مشکوکم دراینکه شما واقعا شما استاد شهریار را بادمجان بم بدانید
مگر اساتیدی چون شما به ما نیاموخته اید که چیز مطلقی وجود ندارد و مطلق فقط ذات پروردگار است؟
آیا اینهمه از خاص وعام واساتید وفرهیختگان که اشعار استادرا خواسته یا ناخواسته میان کلام زمزمه میکنند هیچ نمیدانند؟
بعضی اوقات گمان میکنم دیگر عرصه خالیست

عرفان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

ما ایرانیها مردمان با حیایی هستیم و از روی رودربایستی به هر کسی که هر کاری بکند اعتراض صریح نمی کنیم و رعایت حالش را می کنیم اما از این سایت محترم عاجزانه خواهش می کنم ترجمه ی فارسی این شعر را حذف کند زیرا این ترجمه توهین بزرگی هم به شهریار و هم به شعر او و هم به خوانندگان ترک و فارس اس ت ترجمه ای که هیچ همخوانی با شعر ندارد و تنها مشتی لغات درهم است خواهش می کنم برای حفظ آبروی سایت خودتان ضمن مشاوره با یک آذری زبان این ترجمه ی سخیف را حذف کنید
یا علی

بی نام در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸:

آقای پارسا، این هم آدرس رباعی هفتم:
ابوسعید ابوالخیر » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷/

داود در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

واسه مرگ فعالترین دختر اراک خانم کمالی آرا دو بیت اول شاهکار بود
مرسی

احسان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

نه در کوه سبزی نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورد و مردم ملخ
بتندید بر من که عقلت کجاست؟
چو دانی و پرسی سؤالت خطاست
منغص بود عیش آن تندرست
که باشد به پهلوی بیمار سست
یکی را به زندان درش دوستان
کجا ماندش عیش در بوستان؟
در تصحیح محمد علی فروغی اینگونه آمده است

رضا سلیمیان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

منظور از ثلاثه غساله در بیت اول :
سه پیاله ٔ شراب که بوقت صبح نوشند و آن شوینده ٔ غمها و شوینده ٔ فضول تن و مزیل کدورت بشریات باشد.

مرتضی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۶۰:

ببینید ما چقدر از نظر فرهنگ شعر و ادب غنی هستیم ولی حتما باید خواننده ای مثل چاووشی که من واقعا عاشقشم بیاد و این شعر ها رو بخونه تا ما با شاعر هامون آشنا بشیم.نمیدانم پس این چند سال تحصیل به ما چی آموزش دادن؟واقعا سیستم آموزشی جالبی داریم

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل:

راستخیز سر هم یعنی قیام نماز .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن:

عطا را استاد محمد مقدم از دادن دانسته است و نیز أدا را زیرا باز چیزی را آدم باز می دهد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت:

طاق و طرنب باید تاک و تارم باشد یعنی درخت مو و داربستش !

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت:

بلیه به عربی یعنی نادان ولی بلید هم به عربی همان است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت:

خروب فارسی است با خراب عربی ربطی ندارد و خرنوب نامش بوده است از نوبیدن و آن پهلو به خاک مالیدن ستوران است ، و خرنوب یعنی گیاهی که خران برآن خود را مالند !

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی:

اصل به عربی یعنی ریشه است باغ را هم با آن آورده ولی لاغ به معنی شوخی معنی شاخه هم می دهد که هنوز در کردی ونه در لری باقی مانده است به این ترتیب شاخه و ریشه و باغ را باهم آورده است .

متین در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

شخصا به نظرم برداشت از این شعر اینگونه باید باشد که اگر بیاییم و بی ثمر برویم بی هدف زندگی کرده ایم و فلسفه ی زندگی کردن بی معنا می شود و باید مثمر زندگی کنیم

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی:

نغول فارسی است معنی های زیادی دارد ولی اینکه معنی عمیق و گود هم دارد گویا با غور هم پیوسته است .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود:

علف به فارسی می شود واش .

۱
۴۹۲۲
۴۹۲۳
۴۹۲۴
۴۹۲۵
۴۹۲۶
۵۷۰۴