گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

مصرع نخست از اولین بیت بدین صورت ضرب المثل شده است:
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است......والله اعلم

میلاد سماوات در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

میلاد سماوات در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

وزن: مستفعلن مقاعل مستفعلن فعل

محسن خادمی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم:

معنی برخی اصطلاحات دشوار:
عَنید: عنود، سرکش، لجوج، خیره سر، ستیزه گر
طقطق [ طِ طِ / طَ طَ ]: صدای برهم زدن دو چیز سخت
سنی: بزرگ، گران قدر
بوسبل: (برگرفته از فرهنگ لغت عمید):
(اسم) [مٲخوذ از عربی: ابوسبل] [قدیمی، مجاز] [busobol]
1. خداوند راه‌ها؛ فرمانروای راه‌ها.
2. راه‌شناس.
3. راهزن.

زنده دل در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

بیچارگی یک عاشق در این شعر در نهایت امکان توصیف شده است. همانطور که سعدی در جایی میگوید: به ناله کار میسر نمیشود سعدی/ و لیک ناله ی بیچارگان خوش است بنال.
نکته ای که به ذهن متبادر میشود، نحوه ی نالیدن است نه مفهوم آن. مفهوم این شعر با اشعار کلاسیک و نو بسیاری مشابهت دارد، اما چیزی که این شعر را مجزا میکند صورت بیان آن و به اصطلاح خود استاد سخن "نالیدن" است. سعدی در این شعر از اینکه معشوق به عهد خود وفا نکرده است، و گویا به عهد با هیچکس وفا نمیکند؛ گله دارد و این گله را به صورت سوال مطرح میکند همه ی "که برد" های این شعر صورت سوالی دارد! که البته جواب آن در غایت ابهام ( نمیداند که؛ که برده است!). یا در نهایت صراحت ( هیچکس) است. این هنر سعدی است که عاشق را در موقعیتی معلق نشان میدهد. نکته ی زیبای دیگر این شعر عدم توهین، تنبیه و یا گلایه ی مستقیم و تند از معشوقی که بیوفایی کرده و ظلم به عاشق روا داشته است می باشد؛ که به طور خاص در اشعار و ترانه های معاصر به شدت انجام میشود؛ یعنی مقام معشوق جدای از رفتار آن انسان خاص ( در واقع جایگاهی که عشق و معشوق در دل عاشق دارد) قابل احترام است! و گلایه کردن و نالیدن جز، صورت سوال به خود نمیگیرد!

حسین سلمانی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۱:

بیت آخر اصلاح شود لطفا:
که ز فضله ی قدحت فایده ی فایده ایم

مهدی پژوهنده در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

وزن مصرع اول بیت پنجم، سکت دارد. احتمالا "انداخت رخت دل را "صحیح نیست؟

مهدی پژوهنده در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

در بیت ششم، عبارت " نیستند ار (اکر) مردمان " صحیح است.

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

با عرض سلام و احترام در بند دوم سطر پنجم " میازار" صحیح است .

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰:

با عرض سلام و احترام : آیا در بند دوم سطر دوم "در"اضافه نیست؟ : که خشتگان را لطف تو کارساز آمد

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

با عرض سلام و احترام در سطر چهارم :
چه شودگربگذاری تا من "به نظر صحیح می رسد".

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

"خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست" ...
از جمله غزلهای زیبای حافظ است که معشوقش به وضوح نمیتواند تعبیر آسمانی داشته باشد و آشکارا زمینی است :)

فرهاد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

جناب شهمراد، یعنی غزلهای حافظ 7 قرن معطل مانده بودند تا جناب شجریانی پیدایشان شود تا معنی پیدا کنند؟!

رامک در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹:

خرگاه وجود را «ز» خود خالی کن

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:

دگر باره بشوریدم !

الله کرم عباسی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱ - سیه‌چشمان شیرازی:

شهریار شاعر پرآوازه و غزلسرای دوره¬ی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران که اغلب غزلهای خود را به پیروی از حافظ و یا در جواب اشعار وی سروده در این غزل زیبا که از زیبا ترین غزلهای اوست به شعر حافظ که می گوید:
به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند /سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی.نظر دارد و شهریار اعتقاد دارد که اگر سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی با شعر حافظ می رقصند و می نازند،بهتر آن است با شعر وی اشک شوق بفشانند و مرتبه و احساسی بالاتر از آنچه نسب به شعر حافظ دارند به شعر او داشته باشند.

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

با عرض سلام و احترام در سطر سوم نمی دارم به نظرم "غمی دارم" باید باشد

غلامعلی حامدبرقی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

با عرض سلام و احترام سطر پنجم اندکی ناموزون به نظر می رسد! آیا به جای گرانی " فراق"بهتر نیست؟: ازفراقش دل زجان آمد به جان خود فراق یار مرگ جان بود

داود پوراکبریان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

بنظر می رسد بیت سوم بجای عرش اشتباها عرس درج شده است
یقین گشت که آن شاه در این عرش نهانست که اسباب شکرریز مهیاست خدایا

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲:

فرنگیس کمند مشکین کند و برکمر بست

۱
۴۸۸۰
۴۸۸۱
۴۸۸۲
۴۸۸۳
۴۸۸۴
۵۷۸۴