گنجور

حاشیه‌ها

جواد در ‫۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

دربیت ششم زرق باید باشد نه رزق
البته ازروی معنای شعر گفتم اگر بررسی کنید ممنون خواهم شد

حسن در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

اشعار زیبایی بود .

حسن در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

خداوند استاد شهریار را غریق رحمت کند . آمین یارب العالمین

جمشید پیمان در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

درغزلی که در حاشیه آوردم این بیت ایراد وزنی داشت
مسجد و خانقه و کعبه دیرند سرِ مایه ی او
همه را یکسره با رنگ ریا اندوده
آن را به اینصورت تصحیح می کنم:
مسجد و خانقه و کعبه دیرند ازو
همه جا یکسره با رنگِ ریا اندوده

جمشید پیمان در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۳:

جمشید پیمان
نترسم از غم غربت ،اگر تو پیش منی
هزار باغ بروید ،بگویی ار سخنی .
مُـبَـشِّری ــ که مرا مژده ی رهایی داد ــ
نهان به قاب نقابش؛روانِ اهرمنی.
زبـس که تیغ نهادند بر گلوی بهار
بغیر خون نچکد از ستاکِ نسترنی .
خمیده گردن بیدی، شکسته قامت سرو
بوَد اگر که نشانی ز چینی و شکنی .
مگو که؛اینهمه ظلمت زچشم من زاید
مگر تو می شنوی عطر نافه ی ختنی؟
به تـیـغِ شیخِ ستمکار غرقه در خون شد
اگر بخاطر عشقی ، شکفته شد دهنی.
به سایه سار زمستان نمی شود پیدا ؛
«فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی»*
*از حافظ:
دو یار زیرک و از باده ی کهن ؛دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی

جمشید پیمان در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

جمشید پیمان
نترسم از غم غربت ،اگر تو پیش منی
هزار باغ بروید ،بگویی ار سخنی .
مُـبَـشِّری ـ که مرا مژده ی رهایی داد ــ
نهان به قاب نقابش؛روانِ اهرمنی.
زبـس که تیغ نهادند بر گلوی بهار
بغیر خون نچکد از ستاکِ نسترنی .
خمیده گردن بیدی، شکسته قامت سرو
بوَد اگر که نشانی ز چینی و شکنی .
مگو که؛اینهمه ظلمت زچشم من زاید
مگر تو می شنوی عطر نافه ی ختنی؟
به تـیـغِ شیخِ ستمکار غرقه در خون شد
اگر بخاطر عشقی ، شکفته شد دهنی.
به سایه سار زمستان نمی شود پیدا ؛
«فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی»*
*از حافظ:
دو یار زیرک و از باده ی کهن ؛دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی

منصور حسن زاده در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۴:

آقای دکتر عبدالکریم سروش در نامه ی سرگشاده ای که از وضعیت موجود جمهوری اسلامی ایران گله کرده اند، دو بیت فوق را نوشته اند.
بی بی سی فارسی ، سه شنبه 3 اسفند 1389
پیوند به وبگاه بیرونی

صبا در ‫۱۵ سال قبل، سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

به نظر من بزرگترین پیام این شعر این است که زهد و تقوا چنانچه تذهیب نفس را به همراه نداشته باشد نه تنها باعث کمال انسانی نمیشود که حتی سرعت حرکت انسان را در شرارت بیشتر میکند.
این زمان پنج پنج میگیرد
چون شده تائب و مسلمانا
عبید میفرمایند نفسی که یک یک موش میگیرد چنانچه تنها در شریعت حرکت کند پنج پنج موش خواهد گرفت پس باید خیلی مراقب تذهیب نفس باشیم چرا که شریعت به تنهایی لغزشها را برای انسان بیشتر میکند.
گربه چون موشکان بدید بخواند ... رزقکم فی السماء حقانا
من گرسنه بسی بسر بردم ... رزقم امروز شد فراوانا
روزه بودم به روزهای دگر ... از برای رضای رحمانا
هرکه کار خدا کند بیقین ... روزیش میشود فراوانا

من در ‫۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۴۱ - بجهان دردمندان تو بگو چه کار داری:

یه خواننده خوش صدایی شنیدم داشت اینو میخوند، کسی میدونه کیه ایشون؟ فایل ام پی تی ریشو میخواستم

سمر در ‫۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی

سمر در ‫۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:

از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز بافته وجود ما پودی کو
در بستر چرخ جان چندین پاکان
میسوزد خاک میشود دودی کو

پیام در ‫۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۰۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

بیت سوم مصرع دوم : هم سینه پرآتش به هم...
از کتاب حافظ به سعی سایه تصحیح هوشنگ ابتهاج

می گسار در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

دو عزیز بالایی ، شما میتونید 3 دلیل بیارید که خیام فردی معتقد و حتی مسلمان (!) بوده؟

حسین - سپاس در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۷۰ - در بیان صبر:

در بیت آخر نباید فرج به جای فرح باشد ؟

پیمان در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۰:

سلام این شعر را مهردادکاظمی به زیبایی خوانده - بیت ششم در بعضی نسخ به صورت " همه کس نصیب دارد زنشاط و شادی اما به من غریب و مسکین غم بی حساب دادی" آمده است

حامد در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

بیت ششم، مصرع دوم:
کاج باز آید و خون ریزد و بیداد کند
صحیح آن:
کاش باز آید و خون ریزد و بیداد کند

ح-عطا در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - تغزل در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان:

مصراع اول بیت 7 این گونه نوشته شده است:
گر نه وعدهٔمؤمنبه آخرت بودی
که باید به صورت زیر اصلاح گردد:

اگر نه وعده ٔمؤمن به آخرت بودی

یک در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

تمام اشعار عرفانی از چنین تعبیرات اصطلاحات و کلماتی استفاده کردن حتی بعضی ها تندتر اما نمی دونم چرا خیام این وسط مظلوم افتاده و همه علاقه دارن اونو بی دین و بی خدا جا بزنن.شعر خیام رو باید جدا از تعصب مذهبی یا غیر مذهبی و بر اساس عقایدش که در سایر کتبش معلومه تفسیر کرد.نباید اینقدر سطحی شعرو معنی کرد.باده خواری اونقدر مسئله مهمی نیست که کسی اونقدر به خودش زحمت بده و راجع بهش شعر بنویسه اون هم یه دانشمند.خیام مسلمان(بر اساس سایر کتبش و به عقیده ی محققین) و فکر کنم عارف بوده و اشعارش معانی پیچیده دارن.

شاهین کوه منایی در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸:

من خاک پای توام ور خون بنده بخوری

شاهین کوه منایی در ‫۱۵ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸:

من خاک پای توام ور خون بنده بخوری

۱
۵۵۲۲
۵۵۲۳
۵۵۲۴
۵۵۲۵
۵۵۲۶
۵۷۲۳