معین در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
1-گفت جانم جان اوست
2- ا. قضا سرکن/ین صفرا نمود رونن بادام خشکی می فزود
3- معتبر ترین دیوان مثنوی به تصحیح نیکلسون است به اجماع نظر
اهل فن
احمدرضا توجهی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
درود
من بر خلاف دوستان دیگر احساس می کنم این شعر در بحر «کامل» سروده شده است .
ما در اشعار کهن بیشتر از چهار رکن را به این شکل مشاهده نمی کنیم (یا حد اقل تا به حال من ندیده ام )
اما بحر کامل زُحافی دارد به نام «مفاعلاتن» که اول آن که با تقطیع سازگار است دوم آنکه می شود بحر کامل مثمن مرفّل موقوص . هر چند شاید این دلیل ذکر شود که چنین بحری در اشعار فارسی وجود ندارد (منظور از وجود کاربرد است ) اما شما خیلی راحت می توانید با ضرب دست آهنگ و موسیقی آن را (هر چند سخت ) بدست آورید .
موفق باشید .
مرتضی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۶:
پیرو گفته دوست عزیزم لازم است که بگویم استاد شجریان این ابیات را در آلبوم مرغ خوشخوان نه در تصنیف مرغ خوشخوان بلکه در ساز و آوازی به نام مثنوی ابوعطا خوانده اند.
بسیار زیباست... حتما این آلبوم را تهیه کنید.
ساغر در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱:
من دو نسخه ی متفاوت دارم که مصرع اول بیت چهارم به شیوه های دیگری نوشته شده:
نسخه ی قزوینی-غنی:
لب لعل و خط مشکین چو آنش نیست جانش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
نسخه ی دیگر (قدیمیتره و نوشته نشده متعلق به چه کسیه):
لب لعل و خط مشکین چو اینش هست آنش نیست
بنازم دلبر خود را که حسنش آن و این دارد
شخصا اولی رو صحیح تر می دونم، ولی فکر می کنم که در واقع هر دو زیباتر هستند از چیزی که در اینجا نوشته شده، هم از لحاظ معنایی و هم آهنگ شعر.
محمد حسن در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
همیشه فکر میکردم استاد شجریان در کنسرت همنوا با بم این بیت را اینطور میخوانند:
گفتم از ورطه عشقت به سبوئی بدر آیم باز میبینم ودریا نه پدید است کرانش
آرش در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۸:
چقدر زیبا این عبارت "مکوک کژ" ایرانی بودن مولوی عالم بین رو شرح میده
سپهر در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
واقعا دست مریزاد ,
اهتمام تان را برای گردآوری این همه شعر زیبا و روح نواز باید ستود...
همایون زندی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۹:
« نیست باشد شدنت وانگهش آسان دیدن »
صحیح آن « نیست باید شدنت... »
صفا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت:
درود بر آزاد اندیشی و روشنفکری مولانا ...
اگر مولانا از مذهب اهل شریعت خشک مغزان دور شده درود بر او. . که شیوه و روش و راهش چنین است و برای همین دوستش داریم و دارند. پس امام حی قایم آن ولیست ... خواه از نسل عمر خواه از علیست ...
مهم امام حی قایم است و بس که از سوی خدا تایید شده. می خواد شما باشی یا من یا هر کسی دیگه.
عبدالمعروف کوشا صمدی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:
در خواب بدم مرا خردمندی گفت
شرح: من بیخبر از لذتهای دنیا بودم در بیخبری شادی میکردم
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
شرح: خردمندی مراگفت در بیخبری نمیتوان از زیبائی ها لذت برد
کاری چکنی که با اجل باشد جفت
شرح: بیخری ویا خواب مانند مرگ است
می خور که بزیر خاک میباید خفت
شرح: قبل از اینکه از جهان روی شادی کن از دینا لذت ببر باز مرگ خواه مخواه است.
یاسمن در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۱:
این رباعی در کتب بسیاری به اشتباه به خیام نسبت داده شده است از جمله ایشان جناب ملاصدراست در کتاب مفاتیح الغیب.
امید بابایی نژاد در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
نوشته پیام بهرامیان((یک کسی که برایتان نظر گذاشته)) را جایی پیدا نکردم لطفا آن را در قسمت اصلی بنویسید :
داستان موش و گـربه اشاره به مسئله ی حاکم کرمان و یزد ( امیرمبارزالدین مظفر) که به سفاکی شهرت دارد و بارها تائب شده بود دارد که در هیبت گربه آمده و از سوی دیگر موش هم حاکم شیراز و تبریز و عراق یعنی شیخ ابو اسحاق اینجو بود که به ادیب نوازی شهرت داشت.
در نهایت در جنگی در حوالی کرمان ابو اسحاق حاکم مورد علاقه ی حافظ شکست خورد و پس از چندی اورا بدستور امیر مبارز الدین مظفر سر بریدند.
به این ابیات دقت کنید :
ناگهان گربه جست بر موشان
چون مبارز به روز میدانا
حافظ هم تاثیرپذیری از عبید هم عصر خود داشته :
ای کبک خوشخرام کجا می روی بایست!
غـره مشو که گربه ی زاهد نماز کرد
ابوالفضل در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
بنده در دیوان حافظ به تصحیح سید علی محمد رفیعی ای غزل را به شکل زیر مشاهده کردهام:
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
دل اندر زلف لیلی بند و کار از عقل مجنون کن
که عاشق را زیان دارد مقالات خردمندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
به سحر غمزه فتان دوابخشی و دردانگیز
به چین زلف مشک افشان دلارامی و دلبندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه میپرسی در او همت چه میبندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به خوبان دل مده حافظ ببین آن بیوفاییها
که با خوارزمیان کردند ترکان سمرقندی
به شعر حافظ شیراز میرقصند و مینازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
فرهاد اردکانی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » در ابوعطا:
این ترانه را زنده یاد جمال صفوی در سال 1307خورشدی اجرا و خوانده اند با همکاری زنده یادان استوار،سالاری،منصوری و غیاثی
سینا در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۱:
به نطر من که جم کی بود و کی کِی درست هست. چون بیت زیرش وِی هست...
جمشید که بود و که بود کیکاووس؟
کیارش در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت طاووس » حکایت طاووس:
به نظر من اصل شعر همون بیتیه که میگه به دریا میتوان راه یافت سوی شبنم چرا باید شتافت
یوسف نقاش باشی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
کسی که می خواهد در مورد ادبیات اظهار لحیه کند و نظریه صادر نماید لااقل باید چهار کلمه سخنی را که می نویسد یکبار بخواند و غلطگیری کند. دگمه را زود فشار دادن آسان است اما درست نوشتن کمی کوشش و همت می خواهد. در این چند سطر نوشته کوتاه غلطهای نوشتاری زیادی وجود دارد.
ناگفته پیداست که ساختار نوشتار با گفتار تفاوت دارد. یک سری عبارتهای بریده بریده را پشت سر هم قطار کردن هنر نیست. حالا زبان فارسی به کنار، اگر حرفی که میزنی برایت اهمیت دارد آن را درست بیان کن تا کسی که آن را می خواند خیال نکند یک دانش آموز کلاس چهارم ابتدایی آن را نوشته است.
عذر می خواهم که لحنم کمی تند است اما خواندن اینگونه نوشتار ناخوشایند است.
کوشش کنیم تا زبان فارسی را سلاخی نکنیم.
آین بمصراع ؟
همون اول
دیوانه صفت
روز مرگ ارزانی
مرا درد اورد
.گ.یند زمانیکه
سنگها ئی را آزرد
خئاب وی را دید
سعید در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:
با سلام؛
در مورد نطر بعضی از دوستان در باب بیت هفتم باید عرض کنم که سوای نظر شخصی این دوستان در نسخه تصحیح شده توسط استاد میرجلال الدین کزازی چنین آمده:
چنان مشتاقم ای دلبر، که گر روزی به دیدارت
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را
به نظر من هم این جمله با توجه به معنی آن می بایست بصورت شرطی بیان شود.
حسین در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:
با حال بود
علی در ۱۱ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱: