شبرو در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
حقیر نیز با نظر جناب آقای حسینی موافقم و آن میانه روی و نیک نگری را پاس می دارم. البته آن بیت حافظ هم با کلمه خوبان و هم با کلمه ترکان آمده است. درباره معنی کلمه ترک در اشعار حافظ نیز حق با آقای حسینی است و آن معشوق زیبارو باشد. اما در این بیت خاص اگر کلمه ترکان را بپذیریم، استخراج معنی ترک تبار نیز باورپذیر است. به هر حال درباره این بیت نیز همانند بسیاری از ابیات مورد اختلاف، نمی توان نظر قطعی صادر کرد و فارغ از نظر حضرت حافظ، همه روایت ها به نوعی دلاویز و خواندنی هستند.
سخن از فردوسی بزرگ آمد. من نیز به احترام آن حکیم و پادشاه شعر فارسی کلاه از سر بر می دارم و بر روان پاکش درود می فرستم. قبلاً هم چنین مواردی درباره فردوسی مطرح شده بود اما چون نمی خواستم دوباره بحثی دیگر از نوع مباحث احساسی و غیر علمی در گنجور پیش آید، چشم پوشی را مقدم دیدم. دوستان عزیز همزبان من، لازمه تمجید و دفاع از زبان ترکی و شاعر ترک، کوبیدن فردوسی نیست. ما همه یک ملتیم و باید برای اعتلای همزمان هر دو زبان بکوشیم. در خاتمه بخش کوتاهی از شعر شاعر عزیزتر از جانم حضرت استاد شهریار درباره فردوسی برایتان می آورم:
... آن گوشه، سواد ِ سهمگین کوهی است / بر سینه ی آن کوه کلان، بنشسته / چون صخره سواد ِ هیکلی رویین تن / آن گونه که سیمرغ نشیند بر قاف / گویی که یکی مجسمه است از مفرغ
می دانی کیست ؟
او شاعر ایده آل ما فردوسی است !
او پیکره ی غرور ملیت ماست !
*
فردوسی طوسی، آن نبوغ قهّار / طراح و مهندس بناهای قصَص / نقاش قرون ماورای تاریخ / رنگین کن فیلم فولکلورهای قدیم
اسپَهبُد افسانه سرایان جهان
در سبک ِ ظریف مینیاتور سازی هم / سهمی و صلابت شگرفی دارد / در غرّش از او حماسه های ملی است / توفنده از او حمّیت و احساسات
داننده ی راز انفجار کلمات
افتاده به روی نقشه های جنگی / فرمانده ی جنگهای فرهنگی ماست / خلاق غرور قومیت ما
او شاعر ایده آل ما فردوسی است ! ...
فرهاد در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۵:
پوزش میخواهم که در حاشیه بالا مضمون را مزمون نوشتم!
فرهاد در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۲۵:
خیام در این رباعی فلسفه بهشت و حکمت الهی را زیر سوال میبرد و میگوید اگر من جای خدا بودم دنیا را به گونه ای می ساختم که انسانها با آزادی به کام دلشان برسند (نه آن گونه که مذهب میگوید با محدودکردنشان در غل و زنجیر قوانین سخت و دست و پاگیر دینی).
حافظ هم بیتی دارد با همین مزمون که ممکن است الهام گرفته از همین رباعی باشد:
دولت آن است که بی خون دل آید به کنار،
ور نه با سعی و عمل باغ جنان اینهمه نیست.
در حاشیه همین شعر حافظ بحث گسترده ای درباره این رباعی خیام در گرفت، به این دلیل که بیت آخر شعر خیام را اینگونه نوشته بودم:
کاسوده به کام دل رسیدی آسان
و برخی معتقد بودند که کاربرد آسوده از نظر دستوری درست نیست. که البته واقعیت ندارد و از نظر دستور زبان فارسی چه آزاده و چه آسوده قید فعل هستند و میتوانند به جای یکدیگربه کار برده شوند، و ایرادی ندارد. اگر آسوده باشد مصرع اینگونه معنی میدهد: که با آسودگی به کام دل برسی.
باور دارم، بحث بر سر اینکه آیا منظور شاعر آزاده بوده یا آسوده، هیچ اهمیتی ندارد. آنچه که مهم است مفهوم این رباعی است، و آنچه که بیان میکند.
هادی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
بزرگان سنایی را شاعر و عارفی نامی دانسته اند. شرط انصاف و مروت نیست از اهل دلی چون را به چالش بکشیم که در تخصص و شناخت ما نیست.
سارا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴:
منظور از بیت آخر چیست؟ کدام مورد اشاره به مرگ فرزندش دارد: از بین رفتن فرصت در شطرنج یا بازی ایام؟
شرح سرخی بر حافظ در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
البته این را هم اضافه کنم که عده ای هم معتقدند لب شتری یا شتر لب بوده است و بعد به لب شکری تغییر داده است .
شرح سرخی بر حافظ در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
فکر کنم cleft palate نام بیماری نباشد بلکه نوعی نقص عضو در ناحیه ی دهان است که بین ما به لب شکری ( نه شکر لب ) مشهور است . شکر به معنای قند و شکر نیست بلکه شکار کردن است . لب شکری لبی که قسمتی از آن شکار شده است .از شکریدن . مانند لبی که قسمتی از آن را گلوله یا تیری دریده باشد .
سید رسول حسینی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان...
خطاب به دریا
من هم مثل شما عاشق شهریار و استادش خواجه حافظ شیرازی هستم.در ادبیات فارسی وقتی از کلمه ی (ترک) استفاده میشود به این معنی نیست که کسی یا شخصی ترک تبار بوده.(ترک) یعنی یار زیبا و خوشرو...و دیگر آن که منظور خواجه از ترک شیرازی یار زیبای شیرازی بوده.و درست آن بیتی که ذکر فرمودید بدین شکل است(خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند-ساقی بده بشارت رندان پارسارا)...در ضمن نباید به شاعر شاهنامه فردوسی توهین کرد چون اگر فردوسی نبود زبان شیرین فارسی هم نبود.سخن را نیک بدارید که سخن ارزشی بس والا دارد.البته این طرز رفتار با استاد شهریار درست نیست.قربان همه ی ترک زبانان ایران...
ایام به کام
احمدرضا توجهی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:
عرض ادب و احترام
وزن شعر در این شعر اشتباه درج شده است
وزن : مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن است
گر / ی / ی / جا / سو / ز / م / را / نا / ل / ز / دن / با / ل / ن / گر
نا/ ل / ی / بی / گر / ی / ب / بی / گر / ی / ی / بی / نا / ل / ن / گر
__ / 7 / 7 /__ / __ / 7 / 7 / __ / __ / 7 / 7 / __ / __ / 7 / 7 / __
موفق باشید
آنا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
سلام
بشنو از نی درسته
سید احمد در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۰:
من دوش پنهان میشدم در قصر جانان سنگنک***نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک
دیدم نگار خویش را بر تخت زر در خواب خوش***من از نهیب عشق او چون بید لرزان سنگنک
کردم دو انگشتان دراز آهسته اک آهسته اک*** برداشتم برقع به ناز از ماه تابان سنگنک
یک نیمه نرگس باز کرد از خواب و جنبانید سر***شد برزخ همچون مهش زلف پریشان سنگنک
گفتا که هی هی بی ادب گفتم منم مسکین تو***ناگه کنی باید خبر ای راحت جان سنگنک
ترسان دهان بردم همی تا نزد لعل دلکشش***بوسی ربودم ناگهان از شکرستان سنگنک
گفتم همی خواهد دلم کاندر برت گیرم همی***گفتا که اول شمع را برخیز و بنشان سنگنک
باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی***بانگ نوا زذ آن زمان مرغ سحرخوان سنگنک
گفتا که حافظ خیز و رو صبح است تا ایوان شاه***بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان سنگنک
حضرت حافظ (ره)
علی فرازیان در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
در خصوص این شعر به چند نکته اشاره میکنم
شاید که دوستان پاسخی بدهند :
فردوسی معمولا یا از دهقان نقل می کند یا از موبد ، ولی در داستان رستم و اسفندیار از بلبل نقل قول میکند
و نکته بعدی اینکه در مقدمه اشاره میکند که بلبل به زبان پهلوی سخن می گوید و بر مرگ اسفندیار ناله سر میدهد
امین کیخا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:
این هم یک نمونه دیگر از زیبایی های ترک ها . در حلق دل شیفته شد حلقه به شوخی . یعنی قلاب در حلق دل شیفته شد . نام دیگر قلاب نشپیل است که رودکی به کار برده است .
محمد صادق در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۵:
مصرع آخر اشتباه تایپی دارد" فرود و ز" غلط "فرودوز"صحیح
مجید همایون در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
بیت آخر متناسب است با این عبارت : «به سّرش ندا آمد که بایزید هنوز توییِ تو همراه توست اگر خواهی که به ما رسی، خود را بر در بگذار و درآی . » از مجالس پنج گانه ی سعدی
مجید همایون در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
در ادبیات فارسی رقیب بیشتر به معنای نگهبان و همراه و یا لله ی معشوق می باشد نه رقیب عشقی
شبرو در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
به گمانم مراد از بیت پنجم چنین است:
غم عشق به خاطر سختی هایی که دارد، به خاری تشبیه شده است که هنگام عبور بر دامن می آویزد و موجب ملال است. اما با اینهمه دست از غم عشق شستن و برای تفرج به گلستان های زمینی رفتن، کوته نظری است. چرا که غم عشق با وجود دشواری هایش، زیبایی هایی دارد که از مناظر گلستان دلچسب تر است.
این چیزی است که از ظاهر بیت بر می آید. اگر منظورتان مفهوم دیگری است، نمی دانم. معنی بیت با کلمه خال را نیز نمی دانم.
مجید همایون در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۰:
سرو: نماد راست قامتی و رعنایی و نیز آزادگی و سرسبزی می باشد.
محمد صادق در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
در بعضی از نسخ بیت سوم اینطور شروع میشه:در مجلس مغانم دوش آن صنم خوش گفت ..در نسخه ایی دیگر دوش آن پسر چه خوش گفت!
سید رسول حسینی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا: