گنجور

حاشیه‌ها

نوشا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۲ - در ستایش پروردگار:

به نظر میرسه بیت پنجم اینطوری درست تره:
یکی را ساخت شیرین کار و طناز

که شیرینی تو شیرین ناز کن ناز

حمید گیوه چی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن:

سلام، قضایای دولت اسلامی ( داعش ) را بیادم می آورد

احسان در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۱:

در مصرع دوم بیت نهم شاهانه می "گدازی" صحیح تر به نظر می رسد

شباهنگ در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

خراسان مرز آبی نداشته و مکران بخشی از خراسان نبوده. شاعر شدت و حدت آب دیده را به سیلابی تشبیه کرده که قاصد به آن می تواند راه خشکی پارس تا خراسان را بجای اسب با کشتی طی کند

فریبرز در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » آتش خاموش:

با درود
در بیت آخر، لطفا "باقبال" را به صورت "به اقبال" تایپ کنید. دیگران هم پیشنهاد کرده اند.

مرتضی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

اگر حافظ عزیز در این مصراع از مثلاً "می سه ساله و محبوب پانزده ساله" صحبت کرده بود، به خدا سوگند که باز هم کسانی پیدا می شدند که سه و پانزده را به شکلی به قرآن و دین و امامان بچسبانند! یعنی سخن به این واضحی نیاز به چنین تفسیرهای عجیب و غریبی دارد؟ دوستانی که همه چیز را به خدا و دین ربط می دهند، بهتر است کمی در پیش فرضشان تغییر ایجاد کنند.

س.صبح.م در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

در مورد بیت زیر به نظر بنده باید اشتباهی در نسخه چاپی رخ داده باشد.چراکه تکرار دوباره قافیه "پروایی " عجیب به نظر می رسد...
شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی
سخن غیر مگو با من معشوقه پرست
کز وی و جام میم نیست بوس پروایی
که به نظر بنده از لحاظ معنایی بهترین تعبیر به جایی کلمه "پروایی" در بیت دوم باید کلمه "ماوایی " باشد.
یعنی... که به جز از معشوقه و می جایی دیگر آغوش انس و محل آرامشی ندارم-.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۴:

سود را هود هم می توان دانست زیرا بیهوده یعنی بی سود .

مسعود کربلایی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

عراق نام یکی از گوشه های موسیقی دستگاهی ایرانی اسا دوستان.

آرمان در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

سلام.میشه یکی لطف کنه معنی ظاهری این شعر رو توضیح بده؟

داکتر ق. مصلح بدخشانی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:

با درود بر سخن سنجان گرامی!
بیت با واژه ی "شیرین"، هیچ گونه عیبی ندارد، نه مشکل عروضی و نه هم نقص معنایی، در حالیکه در نسخه های معتبر هم با واژه ی "شیرین" آمده است و در اشعار شعرای دیگر نیز به همین ترکیب آمده است، نمونه ای از سوزنی:
ای شاهد شیرین شکرخا که تویی
وی خوگر جور و کین و یغما که تویی .

محمد در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰۵:

در بیت پنج مصرع دوم کنایه از مرده است.در واقع شاعر آرزوی مرگ می کند.چون در دهان و گوش مرده پنبه می گذارند.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۸:

عباس جانم چه مایه زیبا و برازنده نوشته اید . زهی ! بویژه هنگامیکه از بستن پرده ی میان دو دهلیز سخن به میان آوردی از نظرافروزی و چشم روشنی ات داستان زدی به به . شاد و تازه رو شدم . بله سخن دانی به حکمت میماند اینکه سخن از دینانی خوشویر به میدان بیاید هیچ شگفت نیست . درود به همه این بزرگان که نامشان را بلند کردی .

نوشا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

چقدر قشنگ گفته :
خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر
حرف آزرده درشتانه بود ، خرده مگیر

بهروز در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن هم ازین خوب طلب کن فرج و امن و امان را تجربه زیادی از درد هایی که باعث رشد و بالندگی من شده دارم البته دردهایی که در اثر لذتهای آنی به سراغ آدم میاید را شامل نمی شود منظور دردی ست که او (حضرت یار)داده یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیه‌السلام:

که تو آن هوشی و باقی هوش‌پوش
خویشتن را گم مکن یاوه مکوش

ulhn در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

فروغی بسطامی شاعری نکته پرداز است

محمد حافظ در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

این غزل جزو محبوب ترین غزلهای حضرت حافظ پیش منه..
ضمنا بنده هم با خود کلمه قصه موافق هستم

abbas در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۸:

سخنم خور فرشته است و اگر سخن نگویم / ملک گرسنه گوید که بگو خمش چرایی
بقول استاد دینانی هر چیزی یا نو است یا کهنه و سخن هم می تواند نو یا کهنه باشد، حیوانات از روی صدا شناخته می شوند و صدا از طبیعتشان است و آوای انسان سخن است و سخن معنی دار و مشکل گشا همیشه نو است و سخن خوب هرگز کهنه نمی شود (هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود / وارهد از حد جهان، بی‌حد و اندازه شود)،انسان در تولد حرف نمی زند ( بقول آریانپور اولین کلمه را نوزاد که همان من است از مه مه ، مامان، من می آموزد که از نیازهایش نشات می گیرد و بهمین خاطر است که اولین عشق نوزاد مادرش می باشد) و کلمه از ارتباط با محیطش و براساس نیازهای انسان کم کم شکل می گیرد و انسان بدون فرهنگ بقول ادگارمورن در کما بسر می برد، سیمین دانشور در مورد ارزش سخن می گوید:کودک وقتی از تیرگی زهدان به روشنی جهان دیده می گشاید، نخستین تلاقی با زندگی را با فریاد ندا می دهد، این همان فریادی است که هیبتش میان دو نیمه ی قلب پرده می افکند و با این فریاد آمیختن خون تیره و روشن ممنوع می شود و نماد ارزش صدا در زندگی ادمی است و انکه گفت از سخن عشق ندیدم خوش تر و انکه گفت تنها صداست که می ماند هر دو از حقیقتی وقوف داشته اند که از وحی و دل نشات می گیرد.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۳ - آغاز عشق فرهاد:

زمین را مرغ بر ماهی نگارد به چه باوری اشاره دارد؟ نوع را چه رایی است؟

۱
۴۷۳۲
۴۷۳۳
۴۷۳۴
۴۷۳۵
۴۷۳۶
۵۷۰۹