وحید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
در واقع به نظر میرسد جای "سر ربانی" و "بزم سلطانی" در مصرع پایانی و مصرع دوم از بیت یکی مانده به پایانی جابجا نوشته شده اند. البته سندی ندارم و از شنیدن تصنیف چنین برداشتی دارم ولی از نظر معنایی هم آنگونه درست تر به نظر میرسد.
وحید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
مصرع پایانی "سجده کن و چیزی مگو کین سر ربانیست این" درست است.
فریدون فرخزاد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:
دوستان؛ وزن و اعتباری را که حافظ به «رندی» داد، به هیچ آیین و مسلک دیگری نداده است! به علاوه این که حافظ، برخلاف شاعران دیگر، رندی را آن گونه که بوده و بیهیچ اصلاح و دست کاری دیگری ، برگرفته است؛ اما آن را با فرهیختگی و فرهنگ ممتاز خویش در آمیخته و وزن و وقاری شکوهمند بخشیده است. شیوۀ بیان او در سخن گفتن از «رندی»، به اندازهای آمیخته با شور و شیفتگی است که کمتر پایبند یا پیروی، با چنان تعصب و حرارتی، خود را به آیین خویش منسوب میدارد! در حالی که آیینهای دیگر در سخن او بارها آماج پرخاش و خشم رندانۀ او قرار میگیرد و در این کار حتی مردان راستین تصوف نیز، از گزند این پرخاش دور نمیمانند!
«حافظ» عنوان «رند» را به هنگام سرخوردگی و نفرت از تمام اسم و رسمهای مرسوم عصر خود، به عنوان یک نام و نماد ایدهآل انتخاب نموده است. با سپاس
جهان در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
نخستین بنام خدای عـزیز که از طاعتش نیست راه گریز
خداوند فردوسی آن مرد راد که گیتی چون او را نیارد به یاد
همان مرد پوینده در پارسی شگفت آفریده درآن سال سی
زبان زنده از همّ آن زنده مرد کسی اینچنین شاهکاری نکرد
حکیمی که تاریخ ایران زمین ز عهد قدیم، قبل توران و چین
نبشته که ما را دهد آگهی ز ایران به دنیا رسد فـــــرهی
جهانی بگفتار او زنده است خــداوند پندار رخشنده است
ز عرش و زفرش و زکنه زمین ز بیـــداد و داد و زتخت و نگین
زعشق و زکین و زمهر و یقین از اخلاق و کردار، خُرد و وزین
حکایت چنان قند شیرین کند نصیحت به فردا ز دیرین کنـــد
نمیرد که او تا ابد زنده است که تحم سخن را پراکنده است
ناشناس در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:
بیت سوم را اصلاح کنید
ز دریا بدریا سپاه وی است جهان زیر فر کلاه وی است
محمد هارون صادقی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
کس درتن محفل حریف امتیاز ما نشد
کس در این محفل .. اگر نوشته شود عبارت درست میشود.
ممنون الطفاتیم
مهر شاد در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۸:
کیانوش عزیز، بعد إز شعر مولانا، حاشیه زیبای تو احسنت.
ایزدی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۸:
بیت دهم:
تا در این حاکست
منوچهر تقوی بیات در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:
شیوا خانم با احترام
منصوبه یعنی آرایش و چیدن بازی نرد و شطرنج// می گوید عاقلان در این بازی بیچاره مانده اند چون عقل نمی داند چگونه از عهده ی این بازی برآید منوچهر تقوی بیات
محمدرضا در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۱۵:
در بیت آخر، به نظر می آید که "رو نمی گرداند" صحیح است.
عیسی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
خدمت دوست گرانقدر و فهیمم محمدعلی محمدیان. باید این نکته رو یادآوری کنم که اشعار شعرا رو مخصوصا شعرای عارف رو بایستی بیشتر از نظر زمانی طبقه بندی کرد تا اشعار شعرای دیگه. به این خاطر که طی زمان اونها حرکت عرفانی دارن و ممکنه نظراتشون تکمیل، ترمیم با حتی عوض بشه. شما باید برای نظرتون دلیل بیارید. درمورد حلاج که به هیچ عنوان چنین چیزی درست نیست. حلاج به مرحله آخر عرفان نرسید. البته ممکنه منظور شما از اومانیسم، نه خود انسان محوری بلکه یک تلقی روشنفکرانه از وحدت وجود باشه که در منشی از عرفان اصل محوری هست. ادعای بسیار مبهمی هست که لطفا با آوردن دلیل اون رو روشن کنید.
ابواحسن فاطمی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
ذر بیت دوم لوح معاصی درست است نه حرف معاصی!!!
ابواحسن فاطمی در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
خرما نتوان خوردن و دیبانتوان کردن غلط است.و وزن شعررا هم بهم مریزد صورت صحیح آن اینگونه است:
خرما نتوان خورد ازاین خار که کشتیم
دیبا نتوان کرد از این پشم که رشتیم
بهنام در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
دوستانی که می فرمایند رندان ، درست است نه قرآن ،
یه کم به خودشون زحمت بدهند قواعد غزلسرایی رو نگاه کنند
تکرار قافیه در غزلسرایی حرام است
چنین فعل زشت ادبی از استاد غزل قبیح تر است وبعید
،حالا برید بیت اول رو بخونید ، سالها پیروی مذهب رندان کردم،
هیچ دلیلی نداره ، حافظ که حافظه قرآنه و در دیوانش متعدد از قرآن یاد کرده ، این جا حرفی از قرآن نزده باشه
به قرآنی که اندر سینه داری!
دوم این که رند و عاشق نزد حافظ جفاکش از معشوق ، آدم جفا دیده که دولت وجبروت نداره! بنده است ، نقطه ی تسلیم پرگاره.
ارسلان در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
دوستان عزیز ممکن است مارا که ادبیاتمان ضعیف است راهنمایی بفرمایید که کدام شرح بر مثنوی را بخوانیم که ما هم بهره ای از این بوستان ببریم ؟ بنده نه خود مثنوی را می فهمم نه شرح شادروان فروزانفر را !
هادی مختاری در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۹ - هم در ستایش او:
در بیت دوم این شعر مسعود سعد سلمان از کلمه "لهاور" استفاده کرده اند:
مرا که گوید کای دوست عید فرخ باد
نگار من به لهاور و من به نیشابور
که منظور از "لهاور"؛ شهر لاهور در پاکستان است. احتمالا غرض از آوردن نام شهر لاهور در تقابل نیشابور؛ دوری و در دوسوی دنیا بودن شاعر و نگار و دلبر ایشان است.
اتفاقا این تقابل را در منظومه "خسرو و شیرین" نظامی گنجوی هم می بینیم به اینصورت که:
ندیمی خاص بودش نام شاپور
جهان گشته ز مغرب تا لهاور
ز نقاشی به مانی مژده داده
بر سامی در اقلیدس گشاده
قلمزن چابکی صورتگری چست
که بی کلک از خیالش نقش می رست...
....
همچنین در سریال زیبا و ماندگار "دایی جان ناپلئون" ساخته ناصر تقوایی به این مصرع مسعود سعد سلمان که "نگار من به لهاور و من به نیشابور" اشاره شده که آنجا هم برای سربسر دائی جان گذاشتن و نشان دادن آگاهی اهالی محل از قصد دائی جان برای رفتن به نیشابور به جای قم و نقش بر آب کردن نقشه او استفاده شده است.
مشتاق در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
بیت 12 مصراع دوم شهریاران درست تره
که چرخ این سکه دولت به دور شهریاران زد
سعید در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
سلام
دوستان یکی می تونه بیت یکی مونده به آخر رو با اعراب گذاری و معنی بنویسه
ممنون میشم
عاشق حافظ در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:
ما حاصل خود در سر خمخانه نهادیم
مصرع اول بیت اول طبق نسخه استاد خانلری صحیح تر هست تا نسخه استاد قزوینی
بهاره در ۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵: