گنجور

حاشیه‌ها

محمد قاسمی فرد در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

کلمه ایوار به معنی غروب می باشد .هم اکنون این کلمه در زبان کرمانجی خراسان شمالی استفاده
می شود

شهاب در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:

یکی از دوستان در مورد تکرار شدن قافیه "خانه" فرموده اند و دوست دیگری نیز در مورد اینکه بزرگان دیگر نیز چنین کاری می کنند. خالی از لطف نیست که از زاویه دیگری نیز به این موضوع بنگریم.
در مصرع های دهم و پانزدهم "خانه بخانه" و "صاحب خانه" کلمه "خانه" ردیف است نه قافیه.
و در مصرع های دهم و بیست و پنجم عبارت "خانه به خانه" ردیف است و قافیه ها "می طلبم" و "من که روم" هستند. البته چنین بدعت هایی در شعر فارسی رایج نیست و به نظر من همین به ظرافت آن می افزاید.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

پس از مصرع''چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت''ادامه:
چون سخن در وصف این حالت رسید**هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

بهروز در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:

عجب معشوق جذابیست که شیخ و شاب را صدا میزند و خدمتکاریش سر را از ابر ها بالاتر میبرد و چهره ای روشنتر از خورشید می بخشد.
سلام کردم و با من به روی خندان گفت
که ای خمارکش مفلس شراب زده
که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای
ز گنج خانه شده،خیمه بر خراب زده
همین خیمه بر خراب زدن نام حافظ را جاودان کرد و گرنه خیلی ها در گنج خانه ماندند و نام و فکرشان همانجا مدفون شد.
ای صبا ای پیک دور افتادگان/شوق ما بر خاک پاک او رسان

بهروز در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

نمیدانم چرا این رباعی زیبا که دارای مضمون مشابه است در گنجور نیست:
"آن مدعیان که دُرِّ معنا سفتند
وز چرخ به گونگون سخنها گفتند
آگه چو نبودند ز اسرار نهان
با خود زنخی زدند و آخر خفتند"

بهروز در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:

آقای زرفام، این رباعی فکر کنم به غلط به خیام نسبت داده شده و اصلا با نوع تفکر و قالب شعریش جور نیست.

بهروز در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱:

به جای "وانگه برای خشت گور دگران" باید
"وانگه ز برای خشت گور دگران" باشد.

حسین ملیحی شجاع در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر:

در بیت اخر گوزینه غلط است در واقع لوزینه که نوعی شیرینی است که از بادام درست میشده امروزه انواع ان وجود دارد مانند لوز سیب و غیره

lai در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

من مست وتو دیوانه ........صد بار تورا گفتم

بی نام در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
چه قــدر حافظ ظرافت به کار برده. چه صحنه سازی فوق العاده ای کرده، چه مقامی به "انسان" به "ساقی" (در نماد معشوق) داده ... یعنی همه چیز تو ای. چه قدر عالی با یکی دو کلمه کل حال و احوال مورد نظرش رو بیان می کنه: خرمنم بسوخت، می تونست بگه توجه م جلب شد و ... ولی میگه بسوخت، یعنی خواست و نیاز و تعلق بسیار زیاد.
فکر میکنم در کارهایی که آقای لطفی و شجریان با هم انجام داده اند (از جمله همین جشن هنری که به نام چهره به چهره منــتشر شده) انتخاب اشعار با سایه بوده. چون اغلب شعرهایی ست بسیار پر محتوا که به دقت و ریز بیــنی سایه خیلی می خوره، هر چند خود سایه مستقیم نشنیدم این رو بگه. علاوه بر زیبایی ساز لطفی و آواز شجریان و کار عالی سایر اعضا اشعار، بسیار بر زیبایی کار افزوده.

شیخ رحیم غوری در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

قطران شعر پارسی گفتی مگر پارسی نیکو نمیدانست هذا عجیب

مهراد در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:

درود
کاملا دوستان درست میگویند خیام باورهای دینی را قبول ندارد و رد همان گونه که استاد او ابن سینا (چه جنبه معنوی و چه جنبه حقیقت باشد خیام ابن سینا را استاد خود خطاب کرده است) معجزات و وحی و ... را تکذیب میکند.

محمد علی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

من چرا ملک جهان را نفروشم به دو جو

احسان در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:

باباطاهر مردیست از دیار لکستان و از شهری بنام نوراباد(دلفان
)

امین در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

راه عرفان پیچ و خم زیاد دارد یا به قول معروف زندگی بالا و پایین داره. مثلا حقیر بعد از پانزده سال درس خواندن و هشت سال کار 9 ماه حقوق نگرفتم مجبور شدم کارم را عوض کنم و در یک کارخانه بعنوان کارگر ساده کار کنم . چند وقت در افکارم غوته ور بودم تا یاد مطلع این غزل افتادم .

احمد قاسمی فینی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

با عرض سلام و احترام به همه بزرگوارن
در مورد این شعر چند سوال و یک نتیجه‌گیری کوتاه به نظرم می‌رسد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید:
اگر فرضاً دندانتان درد بگیرد آیا پایتان یا چشمتان بی‌قرار می‌شود؟ اگر چشمتان درد بگیرد آیا دستتان بی‌قرار می‌شود؟ اگر دل درد بگیرید گوشتان بی‌قرار می‌شود؟
آن چه عضوی است که اگر هر یک از اعضا منفرداً درد بگیرد، آن عضو بی‌قرار می‌شود؟
البته به نظرم باید قبل از ورود به بحث معنای بی‌قراری را بدانیم ولی گمان می‌کنم همة ما با توجه به مضمون شعر یک قدر متیقنی از آن را ذهن خود داریم.
در این تشبیه تک تک انسانها در قبال تک تک انسانهای دیگر (یک دیگر) حکم آن عضو را دارند.
لذا گمان می کنم «یک دیگر» بیشتر مفید این معنا باشد تا «یک پیکر».

سبا سروش در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم بیدار می شه و شروع به شعر گفتن می کنه
تا می رسه به این بیت
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
هرچقدر فکر می کنه نمی ونه مصراعی بنویسه که مناسب باشه
مثلا نمی تونسته بگه خدا هم دچار غم شد از حادثه ی کربلا
دفترو می بنده و می خوابه
امام زمان مصراع دومو بهش الهام می کنه
در مجموع شنیدم که این شعر یه مجموعه ی بزرگ از الهامات و توجه ائمه همراه خودش داره
بیخود نیست که اینهمه زیبا و تأثیر گزاره

سبا سروش در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم %D

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
درود خدابر شاعر محتشم
هر بار این شعر رو می خونم بیشتر با گوشت و خونم مخلوط می شه
من شنیدم که محتشم در عزای فرزندش یه شعر جانسوز نوشته بوده
و امام حسین به خوابش میاد و میفرماید: محتشم چرا برای مصیبت ما شعر نیمی گی؟
محتشم بیدار می شه و شروع به شعر گفتن می کنه
تا می رسه به این بیت
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
هرچقدر فکر می کنه نمی ونه مصراعی بنویسه که مناسب باشه
مثلا نمی تونسته بگه خدا هم دچار غم شد از حادثه ی کربلا
دفترو می بنده و می خوابه
امام زمان مصراع دومو بهش الهام می کنه
در مجموع شنیدم که این شعر یه مجموعه ی بزرگ از الهامات و توجه ائمه همراه خودش داره
بیخود نیست که اینهمه زیبا و تأثیر گزاره

عباس در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

جهل در مقابل حلم و بردباری است ، نه علم ، نادانی جاهل به سبب نداشتن علم نیست بلکه بخاطر غرور و خود خواهی و عدم تحمل آراء دیگران است (علی طهماسبی)
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
هیچ آدابی و ترتیبی مجو
هرچه می خواهد دل تنگت بگو

۱
۴۶۹۹
۴۷۰۰
۴۷۰۱
۴۷۰۲
۴۷۰۳
۵۷۳۳