گنجور

رباعی شمارهٔ ۴۲

 
خیام نیشابوری
خیام » رباعیات
 

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » گویند که دوزخی بود عاشق و مست

همای » ملاقات با دوزخیان - بخش دوم » دوزخی بود عاشق و مست اسپاتیفای

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 32

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرهاد در ‫۱۳ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۵ نوشته:

به نظر من (و البته بسیاری دیگر) شما کاملن اشتباه میگویید آقا یا خانم ناشناس. شما چه اصراری دارید گفته های خیام را مطابق نظر خود (آن هم به اشتباه) تفسیر کنید؟! "دوزخی باشد مست" که تفسیر عارفانه نمیخواهد؟ دارد نظر آنها که میگویند مستی گناه است را زیر سوال میبرد. شما فارسی بلدید؟ همه که مثل هم نیستند. قرار نیست خیام را با بابا طاهر عریان یکی بدانید :)

 

م-ب در ‫۱۳ سال و ۲ ماه قبل، یک شنبه ۳ شهریور ۱۳۸۷، ساعت ۱۱:۳۲ نوشته:

آقای یا خانم ناشناس خیلی شعر و میپیچونی. حالا خوبه شعر فارسیه

 

علی قرائتی در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷، ساعت ۰۴:۰۰ نوشته:

من فکر می کنم حق با نا شناس باشه آقای فرهاد، اینجا جای طنز و لودگی نیست. شعرای ما این قدر یاوه گو نبوده اند. بهتره کمی مطالعات عرفانیتون رو بیشتر کنید. یا حق

 

Touraj در ‫۱۲ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۵۳ نوشته:

اقای علی قرائتی,خیام که به سراحت در رباعی شماره 41 نظرشو میگه,حالا شما چرا دوست دارید اسرار کنی؟

 

cr در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۵۳ نوشته:

من هر وقت اسم خیام رو میارن تمام موههای دنم سیخ میشه!واقعا" این مرد بزرگ در ایران بی نظیر هستش که در آن زمان خودش همچین شعرایی گفته بدون ترس از کسی ؟گوته میگه که من از خیام الهام گرفته ام . حالا بعضیها در ایران میخان رباعیات خیام را دوباره مذهبی و عرفانی جلوه دهند؟!

 

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۰۵ نوشته:

کی گفته که معنویت و عرفان الزاما از دل قرآن بیرون میاد؟

 

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۱ نوشته:

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست

 

بهنام در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۸ نوشته:

شعر فقط وزن و قافیه نیست. شعر هنره و شاعر هم هنرمند. یکی حرف دلشو رو بوم نقاشی پیاده میکنه یکی رو یه فیلم یا موسیقی یا هر چیز دیگه .
هیچ کدوم از هنرمندا حرف دلشونو به زبان ساده بیان نمیکنن بلکه آنرا در پشت مجموعه ای از استعارات منتقل میکنن . انقدر ساده بین نباشیم و ارزش خیام و حرف او را بالاتر از کاری که اراذل (شرابخواری) میکنن بدونیم.

 

می گسار در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۰۲ نوشته:

درود
نمیدونم چه اصراری ـه که تعبیر عرفانی کنید شعر استاد رو.خیام این همه بدون ترس و واهمه و با تصریح میگفت که دیگه این تعبیر ها رو ازش نکنیم.خوبه به رباعی های دیگش نگاه بندازیم و اندیشه ش رو دریابیم.باز خوبه خیام ترسی نداشته مث حافظ ، که دیدید نتیجه ی حافظ چی شد که با ترس بیان کردندش باعث شد تمام شعرهاش رو تعبیری از پیغمبر و اما زمان و از این ها بگیرند.

 

خلیل فتحی در ‫۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۰:۲۸ نوشته:

من نمیدونم چرا شعرهای اصلی خیام رو که واقعا با وزن اصلی خودش خیلی شیرین و روان سروده شده و زیبایی این شعرها نیز به همین وزن زیباست ایگونه تحریف شده؟ فقط تنها یک پاسخ در ذهنم وجود داره و اونهم در هر دوره از تاریخ هر کس به نفع خودش اونها رو تحریفش میکنه و اینهم جزء زیباییهای شعرهای خیام است.
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست

 

رضا در ‫۱۱ سال و ۳ ماه قبل، دو شنبه ۷ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۰۰ نوشته:

مهم نیست که شعر خیام عرفانی باشد یا نه
مهم اینست که شاعرانی همچون خیام و مولوی به صراحت و بدون هیچگونه تعارف حرف خود را میزنند و با این کار به ما هم یاد میدهند که صریح باشیم بعنوان مثال به این شعر خیام توجه کنید که با چه صراحتی بعضی از اعتقادات مارا به زیر سوال میبرد
یارب تو جمال آن مه مهر انگیز آراسته ای به سنبل و انبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر این حکم چنان بود که کج دار و مریز

 

جواد در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، جمعه ۹ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۳۶ نوشته:

به عقیده من دوستان نباید شعر را نقد کنند چون هر کس با درک و حال خود باید شعر را تفسیر کند و نظر هر کسی هم محترم است چون زیبایی زبان فارسی این است

 

قادری در ‫۱۰ سال و ۱۲ ماه قبل، دو شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۹، ساعت ۰۵:۰۶ نوشته:

سلام خود خیام در رباعی شماره 129 جواب تمام دوستان رو داده خواهشاً اصلا خیّام رو به فلسفه و عرفان نچسبونید با تشکر

 

س در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

من نمیدونم نظر کدومتون درست و کدوم غلط فقط کاش یه نظر درست و کارشناسی میدادید که من تحویل استادم بدم

 

س در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

شعر قشنگیه

 

اریا در ‫۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۹:۴۹ نوشته:

به نظر من خیام هم مثل دگر اندیشان و خردگران دیگر ما به نکاتی مهم اشاره میکنه
که عملا بهشت و جهنم و ... رو زیر سئوال میبره
یا به قول حافظ
من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم

 

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۷ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۱ نوشته:

به نظر میرسد که دوستان بر سر امر مشتبهی اختلاف دارند. موضوع آنست که در فرهنگ ما شراب خوردن با بد مستی یکسان پنداشته شده و عاشقی با بد کارگی. اما عاشقی که شراب می نوشد از همه این تعابیر و تصاویر جداست. آن عاشقی که خیام می گوید واقعا شراب هم مینوشد و واقعا هم کاری به بهشت و جهنم ندارد و آنقدر در عشق خود به پرواز در می آید که از هر پلیدی جدا می شود . نیازی نیست به خدا اعتقاد داشته باشی حتا. کافیست که باری عاشق شوی و جامی شراب بنوشی و در یاد یار باشی. یا اینکه
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
با وجود اینکه بزرگان فرهنگ و ادب و عرفان ما اینقدر به صراحت و با شهامت به این موضوع پرداخته اند از اینکه در فرهنگ عامه ما از شراب تعبیری ضد اخلاقی و ضد انسانی می شود ملولم.

 

iraj-d در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۱۹ نوشته:

aga ya khanome aashenaa lotfan be robai 131 ham tavajoh konid

 

علیرضا در ‫۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۲۵ نوشته:

به نظر من هرکس میتونه نظر متفاوتی درباره شعر داشته باشه ولی چیزی که مهمه نباید با برداشت غلط خودشوبه تباهی بکشونه

 

ابی در ‫۹ سال و ۱۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۳۱ نوشته:

آقای ناشناس عزیز. ما ایرانی ها ذاتا خود پسندیم. چون فکر می کنیم آدم های عاشق و مست شراب بی ارزشند و آنچه ما می اندیشیم ارزشمند است دوست داریم تعبیر خودمان را از کسانی که دوست داریم ارائه کنیم. حافظ هم عارف نیست. چه برسد به فیلسوفی به بزرگی خیام. ای کاش کارها بزرگ و زیبا ادبیات فارسی را بدون پیش داوری و خود پسندی دوباره می خواندیم

 

م.ب در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

در جواب معنی و حاشیه اول:
مفهوم واضح و بدیهی شعر این است:
مردم می گویند آدم مست به جهنم می رود، اما این قول غلط و غیر قابل باور است. زیرا آدم مست (میخواره، انسان ایده آل خیام که فردی است که فقط می خواهد عمرش را به خوشی بگذراند) حتی اگر در آخرت در دوزخ هم باشد، آنجا را مثل بهشت می بیند، چون در هر شرایطی شاد است.

 

حکیم باشی در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۸ نوشته:

امان امان امان .
واقعا معنی حاشیه نویسی یه رباعی اینه ؟
ظاهرا باید از زیان خیام گفت :‌(( هر کسی از ظم من شد یار من ))
اما به راستی اگر کسی تمام رباعیات را بخواند و بعد دوباره به اصل معنی برگردد فکر می کنم راحت تر بتواند منظور وی را دریابد .
بهرحال ما مشروب نخورده ها امیدواریم غرض وی شراب ازلی باشد و باده نوشان ساغر دست خویش به سان پرچم می افرازند .
اما من فکر می کنم خیام در رباعیات خود با توجه به زمانه ی حاکم تلاش در رد کردن ایین ریاضت های بیهوده داشته

 

مرتضی در ‫۹ سال قبل، جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۴۶ نوشته:

جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

 

almas در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۲۴ نوشته:

خوب مینویسید امامفهوموکامل نمیرسونید.سعی کنیدبیشترازکلمات مفهومی استفاده کنید

 

اسی در ‫۸ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۱۵ نوشته:

اوهایی که می خوان حکیم عمر خیام رو به زور بچسبونن به منبر و نماز لطفا یک رباعی قبل از این (رباعی 41) و یک رباعی بعد از این (رباعی 43) رو بخونن. رباعی 21 هم که تیر خلاص رو می زنه به ریشه! این حاشیه ها نشون میده اجداد ما در قرن ها پیش بسیار آگاه تر و اندیشمندتر از ماها بوده اند که ادعای قرن بیست و یکیمون میشه (خطاب به حاشیه نویس های محترم افراطی)

 

بهزاد در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

دوستان اصن میدونین چیه ؟؟ اگر خیام بنویسه "بابا من منظورم اینه که میگم! من منظورم اینه که اون دنیای نیست! خدایی نیست!" دوستان خداباور و مذهبی و سوپرمذهبی میگن: "نه خیام منظورش از اون دنیایی نیست اینه که هست"
خودتونو خسته نکنین. بنده که فارسی بلدم و منظور به این واضحی رو هم فهمیدم نیازی به تفسیر نیست.

 

حاجیکلایی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، پنج شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۹ نوشته:

با درود به سروران عزیز
البته بنده خود را در این اندازه ها نم یدانم که بتوانم در مقابل دوستان حرفی برای گفتن داشته باشم ولی واقعاً اگه بخواهیم یک رباعی از خیام رو درست بدانیم همینه.
البته بقیه جای خود دارد و نیاز به تفسیر جداگانه
حق نگهدارتان

 

بی طرف در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۳۹ نوشته:

سلام بر همه
این متن پاسخ به آقای فرهاده
شاید بگین که بظرم اهمیت نداره اما مطرحش می کنم.
فرهاد جان به نظرم بهشت مست معنی نداره منظور شاعر از "گویند مرا که دوزخی باشد مست" اینه که:
میگن دنیای آخرتی هم وجو داره ای تویی که مستی". اینجا مست صفت و حالت شخص مخاطب می باشد نه صفت بهشت.
"گویند مرا که دوزخی باشد، مست"
روزگار به کام

 

سارین در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۷ نوشته:

اخوان ثالث یه بار میشنوه تو یه جمعی شعرشو می خونن و هرکی پا میشه و یه تعبیری می کنه که همه شم برا اخوان جالبه ولی چیزی که بیشتر از همه روش تاثیر میذاره اینه که هیش کدوم از این معنی ها به ذهنشم نرسیده
منظورم اینه که هنر شعر همینه که هرکی بسته به ذوق و تفکرش یه برداشتی ازش می کنه که ممکنه حتی مد نظر شاعر نباشه مهم اینه که هر برداشتی میتونه بر اساس شعر تا حدودی قانع کننده باشه اگه نه هزار جور آدم متفاوت از نظر یه شاعر لذت نمی بردن

 

فرهاد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۷ نوشته:

جناب بیطرف، البته بیت اول میتواند دو گونه معنی شود، که خیلی هم دور از هم نیستند. 1) میگویند انسان مست اهل دوزخ خواهد بود، و 2) آن معنی دور از ذهن که شما بیان کردید: به آدم مست میگویند که دوزخی هم هست. هردوی این معانی بیانگر هشداری هستند به آدم مست و اینکه به جهنم خواهد رفت. موضوع مهم مصرع دوم است که شاعر میگوید این حرف نادرست است و نمیتوان به آن باور داشت :)

 

کسری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۵ نوشته:

حق صد در صد با فرهاده
کاملا معلومه منظورش اینه که کل مردم جزو دسته عاشق یا مست هستند
استناد به دیگر رباعی خود خیام:
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند
دیگه کاملا معلومه که منظور خیام شرابه
وگرنه کسی دینداریو که حرام نمی کنه!!!

 

‌Hamed Re در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۴ نوشته:

دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده ی اسرار فنا خواهی رفت
می نوش از کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
***
می خوردن و شاد بودن آیین منست
فارغ بودن به کفر و دین آیین منست
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین منست
***
قرآن که مهین کلام خوانند آن را
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
بر گرد پیاله آیتی هست مقیم
که اندر همه جا مدام خوانند آن را
(خیام)

 

دکتر فیروز فصیحی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۵۶ نوشته:

توصیه مینمایم حضرات ادیبان محترم
مطالبی را که به نوشتار در میاورند یک بار نیز بخوانند تا حداقل از غلط های إملائی پیشگیری و قبل از ارسال تصحیح گردد و اما در مورد تفسیر رباعیات حضرت خیام رحمت الله علیه
با أدب و احترام خدمت ادیبان گرام
کناب خیام نامه نوشته محمد رضا قنبری که به چاپ سوم و چهارم رسیده است بهترین مرجع برای شناسائی حضرت عمر خیام نیشابوری نابغه بی همتای تفکر ایران زمین میتواند باشد- که هر چند بسرعت مورد مطالعه و استناد بزرگان شعر و أدب پارسی بویژه خیام دوستان قرار گرفت ولی متاسفانه هنوز بحد کافی برای شناخت حضرت عمر خیام نیشابوری در سطح گسترده قرار نگرفته است فلذا مطالعه و بکار گیری این کتاب بسیار وزین را که با زحمت وافر به رشته تحریر در امده به ادیبان توصیه مینمایم- همین بس که برای تألیف این کتاب ، تمام کتاب هائی را که تا بحال در بیان خیام بزبانهای فارسی ، انگلیسی و عربی بچاپ رسیده مورد مطالعه ، بیان و ماخذ قرار گرفته است و صرف نظر از تحلیل عمیق در مورد خیام و رباعیات او ، هر گونه شک شبهه ای در مورد اصالت هر یک از رباعیات را بر طرف مینماید

 

بهرام مشهور در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۸ نوشته:

بگذارید که اصل آن را برایتان بنویسم :
گویند که دوزخی بودعاشق و مست
قولی است خلاف ، دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست
باز هم ملاحظه می فرمائید که این اصل چقدر از نظر مفهوم و محتوا و قافیه و وزن محکم تر است

 

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۶ نوشته:

خیام با صراحت رباعی را سروده او عاشقی را عیب نمی دانسته چونکه فقط با دلی پاک می توان عاشق شد و مستی با شراب انگور هم چیزی متداول بوده و مثال مستی و راستی هم در فرهنگ ما هست . آنهایی که تاریخ زمانه خیام را خوانده و می دانند که در کنار کسانی فناتیک همچون حسن صباح زندگی و دوستی کرده ولی سر تعظیم به هیچ یک از زورگویان زمانش فرود نیاورد او مردی آزاده و عاشق و اهل می و شراب هم بوده حا لا نمی دانم چرا بعضی ها ( مذهبیون ) سعی بر این دارند که همه شعرا ی
بزرگ را به خودشان منتصب کنند .

 

فرجام در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۶ نوشته:

نسخه چاپی از انتشارات اسکندری چاپ دوم (طهران) که چاپ اول اون به سال 1902 میلادی در لندن هست .
مصحح - علی راستگو
ابیات این رباعی به اینصورت آمده :
گویند مرا که دوزخی باشد مست
قولیست ولیک دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا بینی بهشت را چون کف دست

 

فرجام در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۷ نوشته:

ضمنا دوستانی که مستی در اشعار برخی شعرا و الالخصوص در رباعیات خیام را مستی معنوی و عرفانی تفسیر میکنند و بویژه آن دوستی که اولین حاشیه را گذاشته اند و " با دقت در رباعیات خیام " به اینچنین برداشتی از این ابیات رسیده اند ، لطف کنند به ابیات زیر توجه کنند .
*********************************
می گرچه حرام است ولی تا که خورد
آنگاه چه مقدار و دگر با که خورد
هرگاه که این شرط شد راست بگو
می را نخورد مردم دانا که خورد
*********************************
.
*********************************
گر باده خوری تو با خردمندان خور
یا با صنمی لاله رخ و خندان خور
بسیار مخور ورد مکن فاش مساز
اندک خور و گه گاه خور و پنهان خور
*********************************
.
*********************************
یکدست به مصحفیم و یکدست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
ماییم در این گنبد فیروزه رخام
نی کافر مطلق نه مسلمان تمام
*********************************
.
*********************************
می گرچه به شرع زشت نامست خوشست
چون بر کف ساقی غلامست خوشست
تلخست و حرامست خوشم می آید
دیریست که تا هرچه حرامست خوش است
*********************************

 

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۰ نوشته:

با درود،
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظری است
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
هر کسی قصهء شوقش به زبانی گوید
چو نکو می نگرم حاصل افسانه یکیست
"عماد خراسانی"
---
چند نگاه از عقلی ناقص و بیانی قاصر:
-رباعیات خیام در مجموعه هایی که بدست آمده از دو و سه و پنج و هفت وسیزده و نهایتاً هزار و چند صد رباعی را در بر می گیرد، و محققین بر آنند که از همان سیزده تا نهایتاً سی و اندی را می توان به ظن قریب به یقین از آن خیام دانست و از هزار و چند صدتا هزار و چند صدش را می توان الحاقی و از آن دیگران، گو اینکه ممکن است نام خیام را نیز در خود داشته باشند.
پس از آن دیگر این سلیقه و تشخیص آن محقق است که کدام را از آن خیام می داند و کدام را الحاقی، و هر محققی هم از جمله رولینسن انگلیسی، کریسشینسن دانمارکی ، روزن آلمانی، ژوکوفسکی روس، پاسکال فرانسوی....، و از خودیها ذکأالملک فروغی و دکتر قاسم غنی، صادق هدایت، علامه همایی، علی دشتی، سعید نفیسی، مجتبی مینوی، رشید یاسمی، فروزانفر، زرین کوب،علامه جعفری، دکتر علی شریعتی و و و.... آنان را از یا منظر خود بررسی و تفسیر کرده و یا نقدی بر آن نگاشته اند.
-ایهام اگر چنانهم در زمان "خیام" و یا در شعر موجود بوده، ولی توسط او و در "رباعی" به اوج کشانده شده. پس از او هم توسط هیچ کَس دیگری جز "حافظ"، که آنرا ازو وام گرفته، در "غزل" به چنان گستره ای کشانده نشده. به عبارت خلاصه سلطان ایهام در رباعی خیام و در غزل حافظ است.
-به ما در سیستم آموزشی از دبستان یاد داده اند که در شعر بدنبال "آن یک" معنی بگردیم، شاید هم در دبیرستان و دانشگاه که "آن" می تواند دو معنی دور و نزدیک و یا حتّی متضاد داشته باشد ولی همچنان بدنبال "آن یک" معنی راستین بگردید.
نتیجه آنکه شاید، در پس ذهن ما اینگونه نهادینه شده که در بطن شعر می باید فقط یک معنی صحیح و راستین نهفته باشد.
- حال چنان است که خواننده بر مبنای ذهنیت و باور سیستم شخصی آن معنی و تفسیر و تعبیری را که برایش آشنا و ممکن است در آنها جستجو کرده و احیاناً می یابد و نظر مخالف را رد می کند.
آنگونه که می بینیم آنکه تفکرات و باور سیستم مذهبی دارد برداشت خود را می کند، یا آنکه تفکراتش باورِ بر عرفان دارد چنان می بیند، و آنکه ذهنیت و باور سیستم مخالف برداشت خود را.
-همواره پنداشته و نمی دانم، که آیا این من خواننده است که در پی آنم که با یافتن "آنی" که ذهنیت مرا تصدیق می کند مهر تأیید بر باورهایم از سراینده بگیرم، و یا آنکه این من و ذهنیت من است که بر او مهر تأیید می زند.
آیا که من خواننده در پی آنست که نزدیکی و قرابت خود را با شاعر و متفکر بیابد و او را در کنار و ازنوع و آنِ خود ببیند، و گر گاهی نتیجه مخالف را بیابد احیاناً سراینده را نهی و تف و لعنت می کند، و یا شاید خواننده مخالف را؟
آیا ممکن است که شاید و فقط شاید، این سراینده از "این" و "آن" گذر کرده و به جایی رسیده که منِ تک باور ذهنیتم دارای گنجایشی نیست که آنرا دریابم؟ چرا که تک باورم و درون ذهنیتم مخالفی موجود.
ویا آیا ممکن است که من نمی خواهم، نمی دانم، ویا نمی توانم به اوجی که شاید و فقط شاید او منظور نظرش آن باشد که مرا بدانجا کشاند رِسم، و درپی آنم که بندی به پای او انداخته و اورا از اوج به کنار خود بیاورم که او نیز چون من باشد و مرا تصدیق و تأیید کند؟
شاید که باید چون سهراب گفت بود:
"کار ما نیست شناسایی گل سرخ، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم..."
و یا آنسان که عماد گفت اندیشید....

 

بابک در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۴ نوشته:

تصحیح،
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ....

 

بابک در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۴۸ نوشته:

با پوزش،
فیتزجرالد انگلیسی و نه رولینسن

 

آرش در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۸ نوشته:

من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت

 

محسن در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۷ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۳ نوشته:

خطاب به دوستانی که سعی دارند مفاهیم عرفانی و پیچیده از شعر برداشت کنند و میگن حتما باید پشت کلمات مفاهیم دیگه و بزرگی باشه. در ادبیات مفهومی داریم به اسم سهل الممتنع بودن. یعنی اینکه کلمات طوری کنار هم هستن که معنی به سادگی قابل برداشته و همه معنی رو می فهمند. مثل بیشتر ابیات سعدی ولی حافظ اینطوری نیست. خیام هم مثل سعدی یک معنی بزرگ یعنی جهان بینی خودش رو به شعر گفته و این جهان بینی هم موضوع ساده ای نیست که اون رو کوچه بازاری بدونیم. شعر مفهوم بالایی داره ولی سهل الممتنع هست. میگه که: به من می گویند مست دوزخی خواهد بود. این حرف خلاف دل است و من نمی توانم آن را بپذیرم. اگر قرار باشه عاشق و می خوار دوزخی باشند بهشت اندازه کف دست خواهد بود چون کسی به بهشت نمی رود یعنی همه انسان هایی که اهل دل هستند اهل عاشقی یا مستی هم هستند

 

نیما در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۵ نوشته:

درود خدمت تمامی دوستان عزیز و گرامی.
به نظر بنده حقیر نباید چنین اشعار خیام رو در پسرامون مسایل مذهبی و دین تفسیر نادست کنیم.
چون در جای دیگه هم می فرماید:
گویند بهشت عدن با حور خوش است
من میگویم که اب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از ئور خوش
بنابراین غم و شکایت خیام از ممانعت شاب خواری ست
وگرنه مستی عارفانه هیچ ممنوعیتی در رسیدن به بهشت ندارد که
با صراحت چنین بیان نموده ک اب انگور نه مستی(ب تفسیر بعضی عزیزان,عشق عارفانه)

 

نیما در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۹ نوشته:

گویند بهشت عدن با حور خوش است
من میگویم که اب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از ان نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
خیام ب صراحت او واژه اب انگور استفاده نموده نه واژه مستی که برخی دوستان انرا به عرفان و مذهب سوق می دهند
از طرفی عشق و مستی عارفانه که هرگز ممنوعیت بهشت و عدم دسترسی ب انرا ب همراه ندار!!!!!

 

گمنام در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۵ نوشته:

بابک گرامی،
ار نه به شناسایی راز گل سرخ، به چه کاریم درین دیر خراب؟؟

 

بابک قوام در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۸ نوشته:

گمنام جان،
شما را نمی دانستم به چه کارید تا آنکه دیدم مشغول گُل گفتنید...
ولی بنده پی این کارم:
برخیزم و عزم باده ناب کنم
رنگ رخ خود به رنگ عناب کنم
این عقل فضول پیشه را مشتی می
بر روی زنم چنان که در خواب کنم
باری،
فرمودی "دیر خراب"، پرسش آنکه کدام دیر خراب؟
اگر منظور آن موجودی است که پس از برخورد با یک شهاب سنگ تقریباً تمامی جانداران و گیاهان بر رویش نابود می شوند و آنگاه طی زمانی کمتر از یک درصد طول عمرش خود را احیاء و بازسازی می کند... دیگر آنرا دیر خراب نتوان نامیدن...

 

گمنام در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۴ نوشته:

بابک گرامی،
نوشت باد، نوشمان باد، مایان پیداگران باده ناب،
شناگران افسون گل سرخ، "کاشفان فروتن می"
نوشت باد!
با این همه، بر ماست گشودن این راز ، گشودن افسون گل سرخ .
درباره سنگ آسمانی که میگویند 'خرخزندگان " را از میان برد با شما هم رای نیستم، آنا ن ناهنجاریی د رزنجیر تکامل بودند (پی آمد یک یا چند جهش )که سرما و کمبود خورد و خوراک ازمیانشان برداشت،
وسر انجام خرابی این دیر بر گردن بنده عشق ،سخندان فاش گوی است که میگفت:
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
تندرست و شادکام بوید

 

روفیا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۱ نوشته:

دکتر جان؟
خر خرنده؟!
منظورتان ابر سوسمار است؟؟
با نمک بود!

 

گمنام در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۸ نوشته:

روفیای گرامی ،
من آنکه شما گمان می برید نیستم، به قول یکی از کثیر الحاشیه نویسان بسیار فروتن سه لیسانس،سه فوق لیسانس و دو دکترا دارم، او گویا یک دانه دکترای پزشکی.
با این همه " خرخزنده " را او به جای دایناسور پیشنهاد کرده است" خزندگان کلان پیکر" .خر البته به مانای بزرگ ، این مورد بزرگ اندام.
.
در باره میزان نمک چون خر خزندگان در آب شیرین می زیند گمان با نمکی نمی رود!!!

 

روفیا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۴ نوشته:

باشد!

 

گمنام در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۴ نوشته:

باشد !
باشد ای دوست، که روزی ، به پگاه
دست در دست نسیم
حالی از باغ بپرسیم
چه باغ ؛
بی گمان ، می داند که چه رازیست نهان در گل سرخ.

 

روفیا در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۱۱ نوشته:

پوزش می خواهم.
در درج مطلب اشکالی پیش آمد!
رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو
گفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کو
گفتم فریضه دارم آخر نشان دهید
من دوستدار خواجه‌ام آخر نیم عدو
گفتند خواجه عاشق آن باغبان شده‌ست
او را به باغ‌ها جو یا بر کنار جو
مستان و عاشقان بر دلدار خود روند
هر کس که گشت عاشق رو دست از او بشو
...
دوست عزیز!
خوشحالم که رابطه خوب و صمیمی ای با باغ دارید،
چرا که او ترتیب دیدارتان با باغبان را خواهد داد!
باغ و باغبان یک به یک راز های گل سرخ را در گوش تان نجوا خواهند کرد...

 

علی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۸ نوشته:

آهنگ Recalcitrant (توسن)
از گروه baaroot (باروت)
حتما گوش بدید ، این شعر هست بسیار زیبا
https://www.youtube.com/watch?v=U3zJJYHLe6g

 

احمدرضا عباسپور در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۰ نوشته:

دریافت بنده از این رباعی خیام ، این است که در این شعر بین مست و عاشق رابطه ای وجود دارد و منظور خیام مستی از شخص هست نه مستی از شراب
همانطور که دیگر شعرا عشق و مستی و می را در اشعار با هم به کار می برند و میخواهد نهایت عشق را نشان بدهند .
مورد دوم که یکی از گرامیان متذکر شدند ؛ استناد به رباعی 41 بود که در این باره ، جناب خیام در آن رباعی ، افرادی را که بهشت را بخاطر وجود حوری می خواهند و تنگ نظر هستند به سخره می گرد و شعر کنایه آمیز است و ربطی به درست یا نادرست دانستن آب انگور ندارد
مورد سوم هم اینکه انسان باید نظر دیگران را محترم بشمارد و از مسخره کردن کسانی که برداشت دیگری دارند بپرهیزید

 

گمنام-۱ در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۱ نوشته:

روفیای گرامی،
و همو (پژوهنده راز گل سرخ) به گمانم " بر آیش " را
به جای تکامل به کار برده بود،

 

یکتا در ‫۴ سال قبل، جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۱ نوشته:

دوستان حافظ و خیان هردو پس از سلوک خود درشریعت وطریقت وعرفان به درجه ای ازمعرفت رسیدند که دیگر روی زمین نیستند که همچون زمینیان بیاندیشند این دو اهل نظرند نه اهل خبر
اهل خبر کسانی هستند که نقل قول را می پذیرند تا گفتن قال صادق قال الله تعالی و.....قران که مهمترین خبراست را می پذیرند ولی اهل نظر تا خود نبینند باور نمی کنند هرچند هردو اهل نظر بوده اند ولی تفاوتَ کمی هم با هم دارند اینکه خیام بنا امیدی در اشعارش یشتر به چشم میخورد ولی حافظ همه امید است
اگر این دو دیدگاه را در یافتید به خوبی میتوانید منظور آنها را از هرشعری دریابیدَ

 

Amin در ‫۴ سال قبل، یک شنبه ۲ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۵ نوشته:

گویند که دوزخی بود عاشق ومست
گویند که دوزخی بود عاشق ومست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشد
فرداست ببینی که بهشت همچون کف دست
ای مفتی شهر از تو بیدارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم
تو خون کسان نوشی و ما خون رزان
انصاف بده کدام خونخوارتریم ؟
گویند کسان بهشت با حور خوش است
من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
این می چه حرامی است که عالم همه زان میجوشد ؟
یک دسته به نابودی نامش کوشند
آنان که بر عاشقان حرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها مینوشند
آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت
معشوق و شراب و می پرستی را ساخت
بی شک قدحی شراب نوشید از آن
سرمست شد و جهان هستی را ساخت
اینو مستان و همای خونده از البوم پرواز ،حتما گوش بدین

 

مخلص شما در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۹ نوشته:

همه نظرها محترم هستند . ولی وقتی واقعا به تاریخ اول بشر تا حالا تو کتابا نگاهی می اندازیم همیشه دروغها را توسط دین به مردم خوراندند و اینطوری مردم را فریب میدادن . کاهنان بت پرست . آتش پرستان . بودایی ها . مسیحیان . و من در دوره عمر خودم چون با هیچ کدوم اینها سر و کار نداشتم به غیر از اطرافیان فعلی و بسیار از اینها هم دروغ نیرنگ و فریب کاری دیدم بنا بر این متاسفانه نمیتونم به تفسیر نامعلوم آقایونی که دین شخصی خودشون را میخان به زور و توسط شعر خیام به ما الهام زوری کنند بپذیرم . و بدون اینکه لحظه ای درنگ کنم مجبورم به دید فارسی اصیل به اصل صحبت جناب خیام دقت کنم نه تفسیر عرفانی بعضی آقایون که مشخص نیست بعدش برامون یه نقشه ای کشیده باشن .
به قول یکی از اساتید دانشگاه در هنگام نصیحت به من : گفتند پسرم هر کسی را دیدی که پیشانیاش جای مهر داشت بلافاصله از او دوری کن چون یه تابلوی بزرگ روی پیشانیش داره که برات یه نقشه مهلک کشیده . مومنان ریاکار نیستند .

 

لف حقیقت گو در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۲ نوشته:

بنده یک فرد کاملا مذهبی هستم ولی هرکی یک نظری داره و قرار نیست ما مذهبیون هرچیز را به مذهب و اعتقاد خود تغیرر بدیم یا جلوه بدیم جناب خیام کاملا واضح داده مخالفتش را اعلام میکنه و این کار دران زمانتخیلی جسارت میخواسته.مانند نقاشی که میخواهد با دنیا ستیز کنه و یا به همه بفهمونه دنیا را باید جور دیگر نگاه کرد و خورشید را در بوم نقاشی خود در دل شب میکشد که از دید علمی این خورشید در دل تاریکهاست ولی بدید مردم عام فکر میکنند خورشید فقط روزها هست خیام هم میخواهد مارا با تفکرات خودش و تفکرات مردم عام همه را به چالش بکشد واین نباید بمبنا به منافعمون اشعارش را تفسیر کنیم خرچند خود جناب خیام چون پیش بینی این گونه دعوا هارا میکردند بسیار بسیار صریح وازه و بدون هرگونه پیچیدگی اشعارشون را میسرودند

 

حامد شیراز در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۶ نوشته:

سلام.دوستان آیا واقعیت و درک شخصی یکیست؟!من فقط یه چیز در مورد این بزرگان میگم دیگه خودتون برین دنبالش تا بفهمیم داستانو... امام خمینی رو دیگه همون میشناسیم که چه شخصیت و تفکری داشت. توصیه میکنم به کسانی که شعرهای این عرفانی بنام رو با چیزهای خیلی دم دستی تفسیر می کنند یه سر به دیوان امام خمینی بزنند ببینم اونجا چه خبره؟؟!اونجا هم می و میکده و یار و دارو ... این بزرگان در ملکوت سیر داشتند به قول عارف عصر کنونی علامه دهر اگر بهشت خوش است بهشت آفرین که خوشترست و الی ماشاالله یا رب العالمین الرحمن الرحیم.

 

سیدمحمد در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۱ نوشته:

به نظرمیادبرخی برای توجیه طرزفکرخوددوست دارنددیگران راهم باخودهمراه کنندوتفسیروتحلیلهای پیش پاافتاده وسطحی ازاشعاربزرگان ازجمله خیام ارائه میدهندمن پیشنهادمیدم که این قبیل دوستان درروش خودتجدیدنظرکنندخودشان هرطورکه میخواهندبیندیشندوعمل کننداماحداقل یه احتمال هم بدندکه قضیه خداوهدفمندبودن جهان وحاکمیت حساب وکتاب برعالم ممکن است صحت داشته باشدوهمینطوریله ورهاهرچیزی رانگویندوننویسندوبرای آثارخوددلیل ومدرک عقلانی داشته باشندچراکه بدیهی است گفتار ونوشتارما آثارمثبت ومنفی فراوانی درپی دارددراینصورت مامسئول این آثاروعوارض خواهیم بود اماآنچه به نظرم می آیددرارتباط بااشعارخیام : 1- به گواهی بسیاری ازبزرگان درصدزیادی ازاین اشعارازخیام نیست ودراین قرون متمادی چه بسا افرادی باهرفکروسلیقه ای به تقلیدازخیام اشعاری سروده وبه تدریج این اشعارجزء اشعارخیام شده است2- خیام یک آدم معمولی وکم سوادنبوده بلکه ایشان یک عالم ترازاول دین بوده است که درزمینه دین وفلسفه صاحب نظربوده است 3- ازویژگیهای شعراین است که ازعنصرتخیل برخوردارباشد وهرچقدرازصنایع ادبی برخوردارترباشدشعرترونیرومندتراست اینکه شعری عمق نداشته باشه وباخواندن ان بدون تجزیه تحلیل به مفهوم آن برسی این شعرنیست بلکه نوعی نظم است وخیلی بهاندارد 4- من ازدوستانی که اینهمه منفی می بافندودین راتخطئه میکنندوشک وشبهه به ذهنها وارد میکنند یک سوال دارم ازشعرای بنام ماچه کسی رامی شناسیدکه بدون برخورداری وبهره مندی ازقرآن وحدیث ومعارف اسلامی ودینی بجایی رسیده باشندوکلام وسخنی ماندگارازخودبه یادگارگذاشته باشند؟ اگرمیشاسیدمعرفی کنیدتمام کسانیکه هویت ایران ماراتشکیل داده اندومابه آنان افتخارمیکنیم همه ازبرکت قرآن ومعارف دینی بوده است ورشد وتعالی خودرامدیون دین ودین ورزی وخداباوری وسیروسلوک معنوی بوده اند5- آیا ازانسان های بزرگی این چنین بااین جایگاههای رفیع بعیدنیست که آنطورکه شمامی گوییدچنین حرفهای سخیف وسطحی وبدورازشئون بلندپایه خودبه زبان بیاورند؟ اطاله ندهم امیدوارم همه دوستان مسئولانه بیندیشندبگویندوبنویسند چراکه گوش وچشم ودل ودست وپای ما همه مسئول وپاسخگویی آثارخودهستند

 

ناصر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۸ نوشته:

سیدمحمد جان
شما نیز مانند دیگران ، دیگران را محکوم میکنید که چرا بر دین شما باور ندارند ، از فردوسی ، نظامی و جامی یاد میکنم که در جواب شما با دین سرو کاری ندارند، اگر هم جایی شعری از ایشان دیدید که اشاره ای به دین دارند ، یا از روی اجبار و ترس بوده یا الحاقی ست،
از جامی ست:

 

ناصر در ‫۳ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۱ نوشته:

پس از مرگ جامی دست نوشته ای از او پیدا شد که این سروده در آن نوشته شده بود:
ای مغ بچه از مهر بده جام می ام
کآمد ز نزاع سنی و شیعه قی ام
گویند که جامیا چه مذهب داری
سد شکر که .. سنی و .. شیعه نی ام

 

فیض بارش در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ نوشته:

درود!
من نظرهای همه عزیزان را خواندم، واقعن جالب بود، من با ناشناس تاجای موافقم چون جناب ناشناس خیلی زیبا و با دید بزرگ به شعر خیام بزرگ نگاه میکند تا دیگر عزیزان که نظر دادند.
در مورد عرفان بودن خیام و گفتار خیام نظر به عرفان موافق نیستم چون، خیام خیلی بزرگتر از عارفان فکر میکرد و دید از جهان هستی داشت، عارفان بیشتر روری معنویات پیش میروند که خیام بزرگ فراتر از درک فارفان پرواز میکرد.
پ ن: از همه نظر های که خواندم دو دوست مان بنام گمنام و روفیایی عزیز خیلی زیبا سخن پرانی کردم واقعن در همان جای (نظرهای شان) که رسیدم حس زیبا را در سخنان شان خواندم.
شاد باشید!

 

منصورقربانی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۲ نوشته:

کاش اقبال جامعه به بقیه شعرا هچون خیام میبود .

 

مراد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۷ نوشته:

این همه حرف زدن دوستان من یه چیز میگم فقط هیچوقت عرفان رو با دین قاطی نکنین یه مسئله ی کاملا جداس خیام عطار مولوی سعدی و.... همه عارف اند و مراتب بالای سلوک و عرفان رو داشتند که میگن عطار هفده هزار عالم رو دیده این شعراییم که میگن به دلیل این هست که تا زمانی که اون شخص راهنما که در اشعار به عنوان پیر خرابات اکثرا نام برده میشه رو پیدا نکرده انسان بهتره با خوشی و شادی زندگی کنه نه با ریاضت کشیدن بیهوده

 

احسان در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۱ نوشته:

کسانی که حافظ و خیام و... رو می چسبونند به عرفان و خدا و این عناوین؛ یا تاریخ نخوندن، یا تعصبی دارند که هیچی به جز خودشون نمی بینند

 

Ramtin در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۸ نوشته:

دوستان عزیز و کرامی!
من از خواندن تحلیل و تفسیر های شما دوستان خردمند بسیار لذت میبرم.
یک نکته که بسیار لازم به ذکر هست این موضوع هست که اشعار جناب خیام آنقدر عمیق و پر محتوا میباشد که هر کس طبق اعتقادات خود در مورد جهان هستی، و همچنین بسته به محیط و طرز فکری که در آن بزرک شده، میتواند به طرزی متفاوت نسبت به دیکران این اشعار را تحلیل و تفسیر کند.
زیبایی این اشعار هم در همین چند مفهومی بودنش است. اما این که به نظر و اعتقادات یکدیکر بی احترامی کنیم اصلا کاری شایسته و در خور بزرکوارانی احل شعر و ادب مثل شما نیست.
همانا که با نکاه کردن به اشعار جناب خیام از زوایای مختلف، شاید به درکی عمیق تر از این جهان و زندکی کوته خود برسیم.
شاد و سر بلند باشید.

 

FARVAHAR در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

نمی دونم شما با چه رویی فرهنگ غنی ایرانی رو با این جور اعتقادات زیر سوال می برید؟! چند تا انسان درست و حسابی و روشن فکر بعد از ظهور اسلام(فاجعه ظهور اسلام)
پیدا میشه که اونهارو هم شما زیر سوال می برید با ربط دادن به اسلام و دین و...
خیام شاعری بود که بدون هیچ تعارفی شعر های خودش رو می گفت نمی دونم چطوری اینها رو به ‌منبر و نماز و اسلام و هرچی که دوست دارن ربط می دن و یه نکته که کسی اشاره نکرده بود اینکه کمتر کسی قبل از مرگ خیام می دونست که اون شاعر هستش
زمانی که دیگه خودش می دونست رفتنیه میگه که شعر هم داره و البته کسانی هم بودن که در سبک خیام شعر می گفتن و محتوای رباعیاتشون با قانون اون زمان تطابق نداشت و جرعت این رو نداشتن که بگن شعر از خودشونه برای همین می گفتن که شعر واسه خیام هست به همین دلیل خیام شعر های زیاده داره که واسه خودش نیست

 

عبد در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۹ نوشته:

خیام صراحتا بیان میکند که به معاد ایمان قلبی دارد .

 

هیچ کس بن هیچکس در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۷ نوشته:

حقیقت آیینه ای بود که از آسمان و از دست خدا به زمین افتاد و شکست، هر کس تکه ای از آن را برداشت، خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست. حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود.
فیه_ما_فیه
مولانا

 

فردین در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۸ نوشته:

به نظرم من و تاجایی که ما میدونیم خیام ندانم‌گرا بود .... نه عارف

 

حامد در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۴ نوشته:

آفرین فروهر (FARAVAGAR)
منم این افرادو نمیفهمم
اینا میخوان به زور مخالفاشونو موافق جلوه بدن
سازگار بودن منطقشون و دیدگاهشون و به روز بودن اعتقاداتشونم که هی میگنو تو کتبشونم اومده همینه که تفسیر به رای میکنن و هرچیز مخالفو میپیچونن و موافق جلوه میدن یا نظر مخالفو نشر نمیدن مثل این سایت گنجور که من تا حالا 100 تا پیام مخالف افراد دینی گذاشتم اما همرو پاک کرده بعد از یک ربع امیدوارم این یکیو پاک نکنن و بهشون بر نخوره و جنبه داشته باشن و رو روحیه خودشون کار کنن

 

فرشاد در ‫۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

دوستان ادمی که قصد فریب خود و دیگران را دارد و خود را به خواب میزنه با هیچ چیزی نمیشه بیدار کرد برای همین بحث بی‌فایده است. اما برای اطلاع دوستان: بخش 37 نوروزنامه خیام " گفتار اندر منفعت شراب" است و اینطور شروع میشود:
دانا آن طب چنین گفته اند، چون جالینوس و سقراط و بقراط و بوعلی سینا و محمد زکریا که هیچ چیز در تن مردم نافع تر از شراب نیست، خاصه شراب انگوری تلخ و صاف ...

 

سعید در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۲ نوشته:

دوستان عزیزی که جنگ و جدلشون روی شرابه و یکی از شراب خوردن دفاع می‌کنه و یکی رد می‌کنه .باید بگم من چون خوردم می‌دونم اصلا اون حس روحانی که انسان ممکنه بهش دست بده و ...خوردن شراب نمیده.شما بخور حالت تهوع هم میگیری چه برسه به حالت روحانی .کوتاه بیایم دیگه از این بحث های بی سرانجام .هیچ چیز بالاتر از اون حس معنوی که
به صورت طبیعیی بدست میاد نیست.

 

حسن منصف در ‫۵ ماه قبل، پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۲ نوشته:

قرار نیست خیام رو یک میخواره تمام عیار و یا بالعکس یک عارف معرفی کنیم.
بعضی ها میگن هااا خیام می خورده این شده ما هم می بخوریم میشیم خیام. نه عزیز من این مثل همون داستانیه که میگیم هان بیل گیتس از دانشگاه اومد بیرون این شد ولی ایشون از هاروارد اومد بیرون.
برای حافظ هم گفته اند که شراب می نوشید ولی حالا ما بخوریم از تومون حافظ در نمیاد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.