آراد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۶:
با سلام
به نظر می رسد دو غلط تایپی در متن هست:
مصراع اول بیت شماره نه دغدغۀ غلط است و باید دغدغه باشد
و مصراع اول بیت شماره ده در دلها درست است که رد دلها تایپ شده
میثم در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۳:
این غزل رو استاد بنان در برنامه گلهای رنگارنگ 237 در دستگاه ماهور خوانده بسیار لطیف...
ایمان مصدق در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵:
بر شاخ امید اگر بری یافتمی،
هم رشته خویش را سری یافتمی. (امیدی نیست که به مقصود برسم)
تا چند ز تنگنای زندان وجود؟!
ای کاش سوی عدم دری یافتمی...(دلیلی برای ماندن ندارم، ای کاش دلیلی برای رفتن وجود داشت)
روفیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
این داستان مولانا اشاره به ظرفیت نامحدود خداوند داره که توی خودش اون شبان و موسی و اقا مهدی و دکتر زمانی همه رو میتونه جا بده .
چون اون به همه چیز اگاهی و اشراف داره و این که ما تحمل بعضیا رو نداریم از نداشتن اگاهیه .یه ضرب المثل فرانسوی میگه اگه همه رو بدونی همه رو می بخشی .
چطوره که خدا وجود و حیات همه رو قبول میکنه و به رسمیت میشناسه ولی ما نمیکنیم . یعنی ما از خدا بهتر میدونیم کی باید باشه و کی نباید باشه ؟!
اگه میخوایم به خدا نزدیک بشیم باید اوصاف اونو پیدا کنیم و از اوصاف اون سعه صدره .
در خاک دیلمان رسیدم به عابدی
گفتم مرا به تربیت ز جهل پاک کن
گفتا برو چو خاک تحمل کن ای فقیه
یا هر چه خوانده ای همه در زیر خاک کن
پر واضحه که اینجا مقصود از تحمل تحمل ارای مردمه نه تحمل ستم .
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان:
این مصراع:گزدم غم دل دل غمدان او
این گونه اصلاح شود:
کژدم غم در دل غمدان او
بهبود در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
در بیت اول آیا چه خطا دید که از راه ختا رفت صحیحه.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۰:
ظاهرا به جای دیدی ، بودم مصطلح تر هست.
روفیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم:
برداشت من اینه که این اپیزود اشاره به تفاوت عشق جوهری و عشق عرضی و تفاوت معشوق داره . به نظر میرسه در نیمه دوم مولانا میگه اگه معشوقت اونی باشه که غروب نمی کنه عشق تو هم به اون کم و زیاد نمیشه و جزو ماهیت وجود تو میشه مثل حرکت جوهری و نترس از خواستن یه معشوق به این بزرگی چون که هر چیزی که تو واقعا بخواهی یعنی تو استعداد داشتن اونو داری و حتما میتونی بهش برسی .
ولی در نیمه اول من نمیدونم مولانا میخواسته بگه تو اصلا نباید عاشق چیزی که متغیر هست بشی یا اینکه تو نباید به تغییرات اون اهمیت بدی یا چه چیز دیگه ای ؟
یاد اون پادشاه عاشق کنیزک افتادم که وقتی اون پیر به دیدنش اومد گغت :
گفت معشوقم تو بودستی نه ان
لیک کار از کار خیزد در جهان
حسین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
از ویژگی های منحصر به فرد شعر حافظ این است که شش پهلو صحبت می کند !!!
آخر چرا ؟؟
حسین در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
من و خیلی های دیگه هنوز نفهمیدیم چرا این “عرفا” انقدر خدا را به شکل یه دختر خوشکل میدیدن و میستایند ؟؟ مثلا اگر به این بیت دقت کنید :
عود است زیر دامن یا گل در آستینت
یا مشک در گریبان بنمای تا چه داری
سعدی از خدا طلب می کند که دامن و آستین خود را بالا بزند و گریبان خود را هم باز کند ! ! !
آخر این طرز صحبت کردن یعنی چه ؟ ؟ ؟
حامد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:
فکر می کنم بیت چهارم اشاره به داستان دیدار حضرت یوسف و پدرش یعقوب دارد که بعد از مدت طولانی همدیگر را می بینند و در آن حال یوسف سوار بر اسب بود و با دیدن پدر از اسب پیاده نشد وبه نوعی غرور سلطنت باعث شد تا از اسب پیاده نشود.
دوستان اگر این روایت درست نیست لطفا نظر بدهند و بنده را راهنمایی کنند.
بهمن بهرامی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی » بخش ۱۴:
سطر سوم: شادیِ دل و فرح طبع من از آن می افزود.
ceza در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
این شعر استاد آدمو ویران میکنه!!! واقعا سوزناکه!!! هر موقه میخونمش گریه ام میگیره!!!
روح اله در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج:
با سلام
در بیت دوم اگر به جای "مرا" از "مر مرا" استفاده شود وزن شعر حفظ میشود.
عین. قاف. در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
مصرع اول بیت آخر که در ویرایش مجدد به این شکل درآمده اشکال وزنی پیدا کرده است.
اگر «خوهم» را صحیح بدانید، «ای دوستان خوهم که به نیکی دعای خیر»، و اگر خواهم را برگزینید، «ای دوستان به نیکی خواهم دعای خیر» صحیح است و جز این، وزن مصراع صحیح نخواهد بود.
وزن این شعر مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل و از اوزان پرکاربرد شعر فارسی است.
Merce در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
با درود
به ویکی پدیا مراجعه بفرمایید اسفار اربعه در عرفان را خوهید یافت
سفرهای چهارگانه عرفا
سفر اول: سفر من الخلق الی الحق مسافرت از مردم تا خدا
سفر دوم: سفر بالحق فی الحق مسافرت با خدا دربارهٔ خدا
سفر سوم: سفر من الحق الی الخلق بالحق مسافرت از خدا تا مردم با خدا
سفر چهارم: سفر فی الخلق بالحق مسافرت درمیان مردم با خدا
تماشاگه راز در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
جناب شمس الحق
ممنون از توضیحات شما
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
اندیشه باید از هن + دیسه باشد یعنی اندیشه را نیاکان ما نوعی هم دیسی و هم شکل کردن می دیده اند یعنی درباره ی یک دیس ( شکل )در بیرون ( عین ) در درون ( ذهن ) خود چیزی را می انگاشته اند و اندیشیدن به معنای درونی کردن و شکل درونی دادن به یک چیز بیرونی پنداشته می شده است .
امین کیخا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
افشاندن باید از اف + شاندن باشد
اف در افسر هم دیده می شود و معنی سر و بالا می دهد باید با up در انگلیسی نزدیکی داشته باشد .
شاندن در لری و کردی هنوز به معنای پرتاب کردن است پس افشاندن باید بالا پرتاب کردن باشد
هنگامه حیدری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۸: