مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۵ دربارهٔ شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
این معرفی هم همانند عرض نخستم در هیچ یک از ترجمه ها و فهرست ها نام ان نیست و این کتابی است به زبان فارسی شیرین و روان که در مقدمه ی ان نام بهاالدین عاملی صریحا امده است و در مصر در 1346 چاپ شده نام ان
پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است .
حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید .
سرهایی دارم اندر زیرو بم
فاش اگر گویم جهان برهم زنم
حیف است حدیث عشق مختوم شود
حیف است که سر سر مکتوم شود
من العبد مجتبی خراسانی
غفرالله لی و لکم
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ شیخ بهایی » شیر و شکر » بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم:
سلام
حقیر در مورد اثار ادبی حضرت شیخ بهائی مطالبی قابل عرض دارم
منظومه یی به وزن و سیاق و روش و حتی به لحن و زبان خاص مثنوی جلال الدین محمد بلخی مولوی معروف به رومی که در هیچ یک از ماخذ و تراجم ذکری از ان و اندک اشاره ای بدان نیست . این منظومه شامل 1434 بیت است که در منتهای دل انگیزی به همان سبک خاص سروده و در کمال شباهت به گفتار جلال الدین محمد است و گمان ندارم کسی توانسته باشد تاکنون بدین خوبی از ان سبک خاص پیروی کند و در منتهای صراحت در ان سخن رانده و مضامین عارفانه ی دقیق دل نشین را در ان کمال خوبی پرورانده و کسی تاکنون در زبان فارسی بدین اشکاری سخن منظوم نسروده و حقایق زندگی را بدین درجه از صراحت نگفته است و شاید به همین جهت است که خود ان را انتشار نداده و تا بدین پایه این منظومه که یکی از بهترین اثار نظمی عرفای ایران است گمنام و نایاب مانده است .اگر در سه جای این منظومه تخلص خود را نیاورده بود ممکن نبود کسی تصور کند از بهائی است . ظاهرا این یگانه نسخه که از این کتاب سراغ دارم از اغاز افتادگی دارد زیرا که حمد و نعت و خطبه یی که معمول شعرا در این گونه اثار است در ان نیست و بدین بیت اغاز می شود
گر شما را غفلت و الایش است
پیش ما هم رحمت و بخشایش است
و نیز ظاهرا از پایان ان چیزی افتاده یا ان که مجال نکرده است به پایان رساند و ناتمام گذاشته چنان که از اشعار ان پیداست از اثار پختگی تمام پایان زندگی او است.
اصل مضمون این منظومه داستانی است که شاهی طوطی یی داشته و ان را بسیار گرامی می شمرده و برای ان که طوطی بیناتر و داناتر شود و از مردم کشور او را خبر رساند با دل سوزی تمام او را از خود دور کرده و به سفر در جزیره یی نزد دانش مندی فرستاده است که جهان گردیده و جهان دیده شود و او را از ان چه بیند اگاه کند .
بیت اخر این نسخه این است
لوح دوران شد تهی از نقش حق
ای تو دفتردار برگردان ورق
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
این معرفی هم همانند عرض نخستم در هیچ یک از ترجمه ها و فهرست ها نام ان نیست و این کتابی است به زبان فارسی شیرین و روان که در مقدمه ی ان نام بهاالدین عاملی صریحا امده است و در مصر در 1346 چاپ شده نام ان
پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است .
حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید .
سرهایی دارم اندر زیرو بم
فاش اگر گویم جهان برهم زنم
حیف است حدیث عشق مختوم شود
حیف است که سر سر مکتوم شود
من العبد مجتبی خراسانی
غفرالله لی و لکم
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
مثنوی دیگری به همان وزن مثنوی مولوی و نان و حلوا که به نام نان و پنیر خوانده شد و شامل 309 بیت است
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
منظومه شیر و شکر در کشکول ان را درج کرده و ان مثنوی در بحر خبب که از بحور متداول در میان شعرای عرب است و پیش از بهائی تا انجا که حقیر می داند کسی در زبان فارسی به این وزن مثنوی نسروده است و بیت اول ان این است
ای مرکز دایره ی امکان / وی زبده ی عالم کون و مکان
و این مثنوی شامل 141 بیت است .
با تشکر، نظر شما به زودی پس از بازبینی برای همه قابل مشاهده خواهد بود.
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
مجتبی خراسانی نوشته:
منظومه ی دوم همان مثنوی سوانح السفرالحجاز معروف به نان و حلوا است که به همان وزن و سیاق مثنوی مولوی سروده و بسیار معروف و رایج است . نسخه های کامل ان شامل 408 بیت است.
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۴۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
سلام
حقیر در مورد اثار ادبی حضرت شیخ بهائی مطالبی قابل عرض دارم
منظومه یی به وزن و سیاق و روش و حتی به لحن و زبان خاص مثنوی جلال الدین محمد بلخی مولوی معروف به رومی که در هیچ یک از ماخذ و تراجم ذکری از ان و اندک اشاره ای بدان نیست . این منظومه شامل 1434 بیت است که در منتهای دل انگیزی به همان سبک خاص سروده و در کمال شباهت به گفتار جلال الدین محمد است و گمان ندارم کسی توانسته باشد تاکنون بدین خوبی از ان سبک خاص پیروی کند و در منتهای صراحت در ان سخن رانده و مضامین عارفانه ی دقیق دل نشین را در ان کمال خوبی پرورانده و کسی تاکنون در زبان فارسی بدین اشکاری سخن منظوم نسروده و حقایق زندگی را بدین درجه از صراحت نگفته است و شاید به همین جهت است که خود ان را انتشار نداده و تا بدین پایه این منظومه که یکی از بهترین اثار نظمی عرفای ایران است گمنام و نایاب مانده است .اگر در سه جای این منظومه تخلص خود را نیاورده بود ممکن نبود کسی تصور کند از بهائی است . ظاهرا این یگانه نسخه که از این کتاب سراغ دارم از اغاز افتادگی دارد زیرا که حمد و نعت و خطبه یی که معمول شعرا در این گونه اثار است در ان نیست و بدین بیت اغاز می شود
گر شما را غفلت و الایش است
پیش ما هم رحمت و بخشایش است
و نیز ظاهرا از پایان ان چیزی افتاده یا ان که مجال نکرده است به پایان رساند و ناتمام گذاشته چنان که از اشعار ان پیداست از اثار پختگی تمام پایان زندگی او است.
اصل مضمون این منظومه داستانی است که شاهی طوطی یی داشته و ان را بسیار گرامی می شمرده و برای ان که طوطی بیناتر و داناتر شود و از مردم کشور او را خبر رساند با دل سوزی تمام او را از خود دور کرده و به سفر در جزیره یی نزد دانش مندی فرستاده است که جهان گردیده و جهان دیده شود و او را از ان چه بیند اگاه کند .
بیت اخر این نسخه این است
لوح دوران شد تهی از نقش حق
ای تو دفتردار برگردان ورق
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۳۱ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
این معرفی هم همانند عرض نخستم در هیچ یک از ترجمه ها و فهرست ها نام ان نیست و این کتابی است به زبان فارسی شیرین و روان که در مقدمه ی ان نام بهاالدین عاملی صریحا امده است و در مصر در 1346 چاپ شده نام ان
پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش است .
حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید .
سرهایی دارم اندر زیرو بم
فاش اگر گویم جهان برهم زنم
حیف است حدیث عشق مختوم شود
حیف است که سر سر مکتوم شود
من العبد مجتبی خراسانی
غفرالله لی و لکم
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
مثنوی دیگری به همان وزن مثنوی مولوی و نان و حلوا که به نام نان و پنیر خوانده شد و شامل 309 بیت است
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۷ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
منظومه شیر و شکر در کشکول ان را درج کرده و ان مثنوی در بحر خبب که از بحور متداول در میان شعرای عرب است و پیش از بهائی تا انجا که حقیر می داند کسی در زبان فارسی به این وزن مثنوی نسروده است و بیت اول ان این است
ای مرکز دایره ی امکان / وی زبده ی عالم کون و مکان
و این مثنوی شامل 141 بیت است .
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
منظومه ی دوم همان مثنوی سوانح السفرالحجاز معروف به نان و حلوا است که به همان وزن و سیاق مثنوی مولوی سروده و بسیار معروف و رایج است . نسخه های کامل ان شامل 408 بیت است.
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:
سلام
حقیر در مورد اثار ادبی حضرت شیخ بهائی مطالبی قابل عرض دارم
منظومه یی به وزن و سیاق و روش و حتی به لحن و زبان خاص مثنوی جلال الدین محمد بلخی مولوی معروف به رومی که در هیچ یک از ماخذ و تراجم ذکری از ان و اندک اشاره ای بدان نیست . این منظومه شامل 1434 بیت است که در منتهای دل انگیزی به همان سبک خاص سروده و در کمال شباهت به گفتار جلال الدین محمد است و گمان ندارم کسی توانسته باشد تاکنون بدین خوبی از ان سبک خاص پیروی کند و در منتهای صراحت در ان سخن رانده و مضامین عارفانه ی دقیق دل نشین را در ان کمال خوبی پرورانده و کسی تاکنون در زبان فارسی بدین اشکاری سخن منظوم نسروده و حقایق زندگی را بدین درجه از صراحت نگفته است و شاید به همین جهت است که خود ان را انتشار نداده و تا بدین پایه این منظومه که یکی از بهترین اثار نظمی عرفای ایران است گمنام و نایاب مانده است .اگر در سه جای این منظومه تخلص خود را نیاورده بود ممکن نبود کسی تصور کند از بهائی است . ظاهرا این یگانه نسخه که از این کتاب سراغ دارم از اغاز افتادگی دارد زیرا که حمد و نعت و خطبه یی که معمول شعرا در این گونه اثار است در ان نیست و بدین بیت اغاز می شود
گر شما را غفلت و الایش است
پیش ما هم رحمت و بخشایش است
و نیز ظاهرا از پایان ان چیزی افتاده یا ان که مجال نکرده است به پایان رساند و ناتمام گذاشته چنان که از اشعار ان پیداست از اثار پختگی تمام پایان زندگی او است.
اصل مضمون این منظومه داستانی است که شاهی طوطی یی داشته و ان را بسیار گرامی می شمرده و برای ان که طوطی بیناتر و داناتر شود و از مردم کشور او را خبر رساند با دل سوزی تمام او را از خود دور کرده و به سفر در جزیره یی نزد دانش مندی فرستاده است که جهان گردیده و جهان دیده شود و او را از ان چه بیند اگاه کند .
بیت اخر این نسخه این است
لوح دوران شد تهی از نقش حق
ای تو دفتردار برگردان ورق
کامبیز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » مخمّسات:
همانگونه که میدانید متون قدیمی در بازنویسی ها،گویشهای متفاوت وگذرایام،دچار نقوصی شده که بیت نخست را از آن گونه پندارم ،چرا که چنین طبع و قلمی را این نقص نشاید و دوستان به عاریه بهتر است رخ و روی بخوانند،باشد که نسخه اصل این شاهکار پرده از ذن و گمان بردارد.
کامبیز در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » مخمّسات:
شبه ، در ترکیب با عدد ،برای شمارش ایامیست که میگذرد (دراینجا) ماه دو شبه :دو شب از برآمدن ماه میگذرد . ببین چند شب در باغ وصالت گمگشته ام .
ساحل در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
سرکارخانم روفیا
بادرود دوباره، ازاینکه اشتباه نوشتاری دریادداشت بالا پیش آمدو برگزیدم را برگزدیدم نوشتم پوزش می خواهم. باسپاس
ساحل در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
بادرودبربانوی خردمندگنجورسرکارخانم روفیا
نوشته گرانسنگ شماراخواندم،بسیارخشنودگردیدم ازاینکه نوشته ناپخته مرابه گونه ای خردمندانه پرورده وبازگفته اید،درودبی کران برشما.
درنوشته پیشین خواسته من ازبخش نمودن خردبه دوگونه"هیولانی وروحانی"آن بودکه خردی راکه خدایی است وبه نوشته شماجان وروان ماراازیاری رسانی به درماندگان وانجام کارهای نیک شادمی گرداندازخردهیولانی ومادی جداسازم.ازآن روی واژه روحانی را دربرابر معنی مادی هیولانی برگزدیدم که این گزینش نیزازمن نبوده وپیشینه دارد.واگرچه این بخش شدگی درگزارش این غزل وبه ویژه بیت "عقل می خواست کزان شعله چراغ افروزد"به درستی گویای باورمن بود،چون خرده بینانه بنگریم آن رابا گفته بزرگان نزدیک می یابیم و نه موبه موسازگارباآنان.
پورسینا وفارابی باپذیرش خردهای ده گانه،خردرا درپایه های گوناگون شناخته اند.
پورسیناخردراچندین نوع دانسته وگونه انسانی را درچهارپایه برشمرده است:
1-عقل مادی(هیولانی)که دراین پایه خردفاقدهرگونه کیفیتی برای درک معقولات است.
2-عقل بالملکه که دراین پایه نفس انسان دارای معقولات اولیه است.
3-عقل بالفعل که دراین پایه نفس انسان دارای معقولات ثانوی وصورعقلانی بوده بدون آنکه به آنها بیندیشد.
4-عقل مستفادکه برترین پایه بوده ودراین پایه صور عقلانی درپیشگاه نفس حاضربوده ونفس به آنها می اندیشد.
فارابی نیز شش معنی برای عقل آورده وگونه نظری آن رادرسه پایه: عقل هیولانی یابالقوه،عقل بالملکه یا بالفعل وعقل مستفادبرشمرده است.
درپاسخ به پرسش شمادرباره متضادواژه هیولا بایستی بگویم چون معنی ماده وجسمانیت موردنظربوده شاید واژه روح مناسب بوده باشد و اینکه همه بزرگان چون جامی می اندیشیده اندیانه؟ بایستی بگویم که هر یک ازاین بزرگان نگرش خود را به جهان اطراف داشته وآن را با نگاه خود بیان کرده اند که بی گمان با آرای یکدیگر مشابهت ها وتضادهایی داشته اند.باسپاس ازشما ودیگردوستان گنجور که کوتاهی های مرابرخواهیدشمرد.
روفیا در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
رای از دست دادن خواهر گرامی تان متاسفم .
اندوهگین نباشید .
پری جایش اینجا نیست .
جایش در شهر پریان است .
من وقتی این شعر را می خوانم دلم تنگ می شود برای همه پریانی که روزی به قصد ان شهر ترکمان می کنند .
آریس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
یکی به من بگه چرا باید تذرو،پذیرش،گذاشتن،گذشتن و ... با ذ نوشته بشه؟ تاریخچه این کار به کی و کی چی برمیگرده؟
با نگاه به اینکه باور داریم ذ عربی هست.
آریس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
بزرگواران اشتباه برداشت نکنید.من دیشب شاید سد تا از غزلهای سعدی رو ورق زدم
هر صفحه ای یکی به نام امیرخان چت – هند چت بیتا چت|ایلیا چت|نانسی چت | بیتا چت|ایلیا چت|نانسی چت مثلا تبلیغ میکنه که در شان ادبیات پارسی و به ویژه سعدی نیست،آخه هر چیزی جایی داره.
سپاس
مجتبی خراسانی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه: