فاطمه در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱ - خدا حافظ:
سلام
من نسخه ی خطی این غزل را در دست دارم و بیت ،
سخن را گرهمه یک جمله ی دستوری انگاریم
تو وسعدی خبربودید و باقی مبتدا حافظ
را جا انداخته اید
با تشکر
عیسی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۷۴:
با وزنش مشکل دارم
سجاد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۷:
در بیت یکی به اخر این طور درج شده "جهان گو به سامان هستی بنازد"
فکر میکنم "جهان کــو به سامان هستی بنازد" درست هست
+دوستانی که سواد بیشتری دارن اگر این حاشیه رو خواندن خوشحال میشم معنی "بیت سوم مصرع دوم" رو بنویسن
میثم در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
دوست عزیز جنابmehrبنده که سوال پرسیدم معشوق مذکر است یا نه بدلیل ان بود که در جاهای دیگر هم دیده ام سعدی یا بعضی شاعران دیگر هم از پسر نام برده یا به پسر اشاره کرده اند
به فرض مثال بیت:
خـالـی کـه مـرا عـاجـز و مـحـتـال بـکـرد
خـطـی بـرسـیـد و دفـع آن خـال بـکـرد
خـال سـیـهـش بـود کـه خـونـم میریخت
ریش آمد و رویش همه چون خال بکرد
برای اطمینان به لینک زیر مراجعه کنید
سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸/
من چون این ابیات رو دیدم سوال کردم که ایا واقعا معشوق مذکر بوده یا خیر اعتقادی به مذکر بودن معشوق در این ابیات ندارم. چون بسیاری بر این باورند که منظور از معشوق مذکر خداوند است
با ارزوی سلامتی و سعادت برای شما دوست عزیز
عیسی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۳:
من هم فکر میکنم اشکال وزنی داره
محمد در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
شد غلام آن کنیزک جان پادشاه بصورت
شد غلام آن کنیزک جان شاه هم آمده است که هم از نظر وزن و هم از تظر معتا بهتر است. تا اهل فن چه نظری داشته باشند؟
مرتضی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
من و ساقی باهم یورش می بریم و بنیادش را بر می اندازیم.
Merce در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
جناب ترابی
همت شما را تحسین می کنم
عالی نوشتید از استاد توس
ببینید از این همه حاشیه نویسان فقط یک نوشته مورد اعتراض جدی بقیه عزیزان قرار گرفته که امید میرود در نوشتار خودشان تجدید نظر کنند ، اگر چه به افکارشان پایبند باشند
موفق باشید
Mehr در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
با درود
آقای میثم گرامی ببخشید که که من متوجه ی سوالی بودن جمله نشدم، ضمن اینکه من به طرز فکر شما نمی توانم و حق ندارم ایراد بگیرم فقط خواستم بگویم چه مرد و چه زن را میتوان به زیبایی وصف نمود، اگر برداشت توهین آمیزی از نوشته ی من برداشته می شود از قلم نا رسای من بوده
جناب محمود و جناب آدمین
ببینید نوشته ی من هم مثل اقا میثم سؤالیست
خواستند جواب می دهند نخواستند نمی دهند
رسم شاعری را نه من میدانم البته در آن زمان نه کس دیگر
هر کس از ظن خود میگوید
بهترست این گفتگو باشد تا ما هم چیزکی به معلوماتمان بیافزاییم
با احترام
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
شمس گرامی، در حد توان خویش
نمی گذارم و نخواهم گذاشت کین قند پارسی ذره ای از شیرینی اش کاسته شود، شکرستانی که مارا از چهار گوشه جهان به هم پیوسته است.
و اما بعد، . از دشمنان برند شکایت به دوستان ....
شما چرا؟
معلم میانه سال فارسی؟؟
شما چرا به سعدی تاخته اید؟؟
کسی برتر و بالا تر ازو می شناسید؟
یکی ( کسی ) مانند من جستی؟. زهی بد عهد سنگین دل!!
مجو!! کاندر وفاداری نخواهی یافت مانندم. آری
استاد توس تخم سخن را پراکند این تخم اما در گلستان و بوستان ، در کشتزار طیبات و بدایع و خواتیم و غزلیات قدیم و ...،پرورش یافت ، بالید و به بار نشست تا امروزسرفرازانه خوشه چینان آن باشیم.
در باره چت و چت کردن !! من مردی پارسی زبانم مرا با چت کردن چه کار؟؟ با پوزش
admin در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
خیلی جالبه جناب mehr فکر کنم شما در زمان سعدی بودید و با اون رفاقت طولانی داشتی، که به نطر خودتون میدونید رسم شاعری اون زمان چه بوده.
محمود در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
جناب mehr حق با اقا میثمه چون اینجا در مورد شعرها سوال و جواب میکنن .و هر که سوالش بدید بعضی ها خوش نیومد که نباید به طرز فکرش ایراد گرفت
حسین در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ عبید زاکانی » عشاقنامه » بخش ۳ - غزل:
ایراد وزنی ندارد، اگر آن را «بنامیزد» بخوانیم.
میثم در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
اگر توجه کنید جلوی جمله ای که نوشتم علامت سوال گذاشتم.یعنی چون اطلاع ندارم خواستم از یه نفر که میدونه پرسیده باش.نگفتم اعتقاد صد درصد دارم
در ضمن طرز فکر من به خودم مربوطه
Mehr در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
آقا میثم
فکر می کنی هرگاه به پسر اشاره می شود منظور معشوق است؟
اگر پسری زیبا بود باید سکوت کرد ، ولی اگر زن زیبا بود باید در آرزوی وصالش پر کشید
شما در زمان سعدی بوده اید که بدانید رسم شاعری چه بوده؟
اینجا سعدی سخن از معشوق نیاورده
طرز فکر شماپسر را معشوق دیده
میثم در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
تو این مصرع که میگه:
هروقت که بر من ان پسر می گذرد...
یعنی معشوق مذکر بوده؟
عباس افتخاری در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:
مست مست اشعار توام مولای ما. تو که بودی اینچنین مستم ز تو
شعرهایت سراپا شور است و آتش. در رقص بشد هر آنچه بودست.
آریس در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸:
وان که را دیده در دهان تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی
خیلی روشن میتوان دریافت که دهان درست است و زیبا اگر تنها و تنها به مصرع دوم دقت کرد
دیده در دهان رفت یعنی محو و جادوی دهان و سخنی کز دهان تو بیرون آید شد
Merce در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
جناب محمد عزیز
خواسته بودی بیت
ما با توایم و با تو نهایم اینت بلعجب
در حلقهایم با تو و چون حلقه بر دریم
را کسی توضیح دهد
کسی معنی نکرد
بگزار تا کمی روش اش کنم شاید دیگری نیز به کمک بیاید
حتما برایت پیش آمده که معلم در حال درس دادن بوده ولی تو به فکر دیگر در دنیای دیگری بوده ای
یعنی در کلاس درس بوده ای ولی حقیقتا جای دیگری بوده ای
یعنی در کلاس بوده ای ظاهرا ولی باطنا جای دیگر . میتوانی به معلم بگویی
مابا توایم و با تو نه ایم
و اما مصرع بعد میفرماید باتو در یکجا و یک حلقه نشسته ایم ولی مانند دق الباب در خانه هستیم یعنی گویی درین حلقه نیستیم یا هنوز در جمع و حلقه ی تو در نیامده ایم و خلاصه اینکه از تو غافل ایم و گوید که این عجیب است
امید که مطلب کمی روشن تر شده باشد
تا استادان چه بگویند
با ارادت
مهری
Mehr در ۱۱ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷: