گنجور

حاشیه‌ها

ابوالفضل در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۳:

بیت نهم . اخر مصرع دوم. اما مخواب

صف در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

سلام،
ببخشید معنی بیت آخر چیست؟!
با تشکر

احسان در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۸:

بتان طراز یعنی چه؟

نعمتی در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۹:

با سلام،
بیت یکی مانده به آخر لغت می سود باید می سوزد باشد به این شکل:
حدیثم را، که می سوزد ز شیرینی دل مردم
بخوان ای عاشق و درده صلای انگبین خواران
با تشکر

مصطفی در ‫۱۱ سال قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

سلام دوستان. هیچ دقت کردید بسیاری از دوستانی که برای این شعر حاشیه نوشته اند حول و حوش چهل سال یا مثل من بیشتر دارند؟! این نشون میده که علیرغم نامهربانی های روزگار هنوز دلامون زنده است. خدارا شکر. اما فکر کنم در مصرع "بشنو پند و مکن قصد دل‌آزردهٔ خویش" بعد از بشنو باید کلمه "این" اضافه بشه تا وزن شعر درست بشه یعنی بشه "بشنو این پند و مکن قصد دل آزرده خویش"
ممنونم.

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

جناب شمس الحق
ارادتمند
اسفار اربعه با نام کامل الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الاربعة از معروف‌ترین آثار صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) شامل آخرین نظرات فلسفی او در حکمت متعالیه است
برای توضیحات بیشتر به لینک زیر مراجعه تمایید :
پیوند به وبگاه بیرونی

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

بیت هفت خدعه درسته یا خود تو .؟؟؟!! ممنون اگر پاسخ بدین

علی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۰:

با صدای استاد همایون شجریان

احسان در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:

سلام سلامی چون سلامه نامی خداوند سلامی از عمق وجود خداوند آن سلامی که زیبایی را آفرید و آن سلامی که بشر را آفرید آیا واقعا پیام محمد این بود که انسانها در زمین بدون در نظر گرفتن خدای خود گناه کنند آیا واقعا پیام عیسی مسیح این بود آیا پیام پیامبران این بود که ما راه بدی را پیش بگیریم واقعا چند نفر در این کره خاکی هستند که بدانند اشعار مولوی ذکر نام خداوند است
آنهایی که بسم الله الرحمن الرحیم می گویند و هزار کار می کنند دروغ می گویند غیبت میی کنند زنا می کنند و هزاران کار شیطانی دیگر
ما از راه راست دور شدیم راهی که برای رسیدن به آن باید از لذت های دنیا بگذریم اما میبینم که کسی نیست که نگاهی به آخرت خود بیاندازد و بگوید که بازگشتی هست و از عمل شر خود برگردد شاید در اشعار مولوی در این سایت متن ها جایی جا به جا شده اند این مهم نیست که متن ها جا به جا شده اند این مهم است که عملکرد انسان ها جا به جا شده است باشد که بخشیده شویم
آنجا فراتر از درستی و خطاست آنجا یک باغ است تو در آنجایی

هنگامه حیدری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

در بیت دوم می فرماید:
چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون
دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب
ابدال:
ابدال . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بدَل یا بدیل . عده ای معلوم از صلحا و خاصان خدا که گویند هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد و جهان بدیشان برپایست و آنگاه که یکی از آنان بمیرد خدای تعالی دیگری را بجای او برانگیزد تا آن شمار که بقولی هفت و بقولی هفتاد است همواره کامل ماند. این قوم بدانچه خدای از رازها در حرکات و منازل کواکب نهاده عارفند و از اسماء، اسماء صفات دارند. و از علامات آنان یکی این است که فرزند یا فرزند نرینه نیارند چنانکه یکی از ایشان موسوم به حمادبن سلمةبن دینار هفتاد زن کرد و او را از هیچیک فرزندی نیامد. کسانی که عدد ابدال را هفتاد دانند بر آنند که چهل تن در شام و سی دیگر در سایر بقاع ارض باشند. و آنان که ابدال را هفت تن شمارند گویند دو قطب و یک فرد نیز با این هفت است و هر اقلیم از اقالیم سبعه به یکی از آن هفت قائم است و هر یک بدل پیغامبری از پیغامبران باشند. چنانکه اولی بدل خلیل و حافظ اقلیم اول است و دومی بدل موسی و نگاهبان اقلیم دوم و سومی بدل هارون و پاسبان اقلیم سیم و چهارمی بدل ادریس و نگاهدار اقلیم چهارم و پنجمی را بدل یوسف بن یعقوب و حارس اقلیم پنجم و ششمین را بدل عیسی بن مریم و حامی اقلیم ششم و هفتمین را بدل آدم بوالبشر و موکل اقلیم هفتم گمان برند. هفت مرد. هفت مردان . اخیار. مردان نیک . (دستوراللغه ). نیک مردان . مردان خدا. هفت تنان . سرهنگان درگاه حق .
در بیت نهم می فرماید:
گر خزان غارتی مر باغ را بی برگ کرد
عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
فتح باب یک اصطلاح نجومی است.
باران سخت . و در بهار عجم نوشته که کنایه از نظر دو کوکب که با یکدیگر خانه هایشان مقابل باشد، چون عطارد که خانه ٔ او جوز است ناظر باشد به مشتری که خانه اش قوس است ، و هرگه چنین شود باران ببارد. (از آنندراج ). اصطلاح احکام نجوم اتصال دو ستاره است به نظر یا تناظر، در صورتی که بیت آن دو در مقابل یکدیگر باشد. چون کوکب زحل و شمس که خانه هایشان یعنی اسد و دلو در مقابل هم واقع است . و فتح باب را بر تغییر هوا و نزول باران و برف دلیل کنند. (یادداشت بخط مؤلف ). بیرونی گوید: هر آن دو کوکب که خانه های ایشان به مقابله ٔ یکدیگرند، چون میان ایشان اتصال بود او را فتح باب خوانند بمعنی گشادن در. پس اتصال قمر یا آفتاب به زحل فتح باب خوانند و دلیل باران و برف آرمیده بود، و اتصال زهره بر مریخ فتح باب باران و سیل و تگرگ و رعد و برق بود و اتصال عطارد به مشتری فتح باب بادها. (التفهیم چ همایی صص 498-499). صاحب کفایةالتعلیم میگوید: لفظ فتح باب در اصل اصطلاح نجومی نبوده وآن را منجمان اسلام برای رفع تهمت کفر و زندقه به کار برده اند، و سبب استعمال این لفظ در نجوم آن است که چون منجمی گفتی : «اگر فلان کوکب به فلان پیوندد باران ببارد زیرا خانه هایشان برابر یکدیگر است »، فقهاء اسلام او را تکفیر کردندی ، به حکم چند آیت و خبر که آمده است . پس منجمان برای دفع تکفیر تمسک بدین آیت کردند: ففتحنا ابواب السماء بماء منهمر . و این اتصال را فتح باب نام کردند. (از حاشیه ٔ التفهیم ص 499).

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

حاشیه

Merce در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!:

جناب استاد کیخا
خوشحالم که با شکسته نفسی و بزرگواری همه چیز را ختم به خیر گرداندید
امید که باز هم از محضر شما چون گذشته استفاده کنیم
از دوست تازه مان جناب ” مهر “ نیز سپاسگزارم که بی سویه به داوری نشستند
دلم میخواهد با چند بیت با بهار هم نوا شوم. شاید آبی برسنگ گور این دلسوخته ی ایرانزمین بریزم
لب اگر باز کنم ناله کجا ؟ فریاد ست
بجز اینست مگر؟ آنچه رسد بیدادست
ما نبودیم پی نان شب و راحت خویش
آنکه نان خواهد و آذوقه چه خام افتادست
سر فرازی و هنر از قبل آزادیست
ما همانیم که گفتیم قلم آزادست
چون شکستند قلم را دگر آزادی چیست
هر کجا پای نهادیم خراب آبادست
جوهری بود برین کلک و بخشکید ز جور
دیرگاهیست که لب از لب خود نگشادست
ای ادیبان ِ اسیر ِ ستم ِ استبداد
لب تان دوخته اما قلم از پولادست
خوش نوشتید که پوشال بود کاخ ستم
خانه ی ظلم حقیراست ، چه بی بنیادست
آزاده باشید

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

آری جناب دکتر کیخا، جمله دامهای بار نگرفته را
استاغ میخواندند، چنان که شکستن را اشکستن
و شکم را اشکم و شتر را اشتر و...
و حضرت بلخی که می فرمود:
آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست.
.....
.... آنکه سوگند خورم، جز به سر او نخورم
وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست..

عسگری در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۱:

با عرض سلام و ادب خدمت اساتید, من زیاد اهل شعر نیستم ولی ارادت خاصی به حضرت حافظ دارم, اگه منو خیالباف وافراطی ندونید این شعر وصف زیبایی از واقعه شب عاشوراست, وقتی که جبرییل امین اومد اجازه پیکار بگیره و امام حسین فقط افتخار گرفتن عنان اسبشونو دادن به جبرییل والی اخر, منظورازمغ بچگان هم اصحاب حضرت هستن که در شب اخر دلبازیها میکردن, باتشکر

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!:

باز هم زحمت می افزایم ( و ، در من این عیب قدیم است و به در می نشود ....)
در باره ملک الشعرا بهار، فرزند ملک الشعرا زاده 1266 خورشیدی گمان نداستن عربی بسیار بعید است.

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

زحمت افزا میشوم،
نخستین پنج بخش عهد عتیق اسفار خوانده میشوند( پیدایش ،خروج، لاویان، اعداد، تثنیه )
اسفار خمسه و اناجیل اربعه در عهد جدید.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!:

merce و mehr امید دارم با پوزشپذیری و بزرگواری از لغزش من بگذرید این ناهمدریابی ها بخاطر رودرو نبودن است . من استاد بهار را مرد کم نظیری می بینم .به گمانم اشتباهی شده است .

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۵ - رباعی:

درود به یاشای بزرگوار لطف می کنید که کناره نویسی من را با دقت می خوانید .

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف:

جناب محمد امین مروتی
ممنون از متن وزین شما

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

جناب شمس الحق
شکسته نفسی می کنید.
درخت هرچه پربارتر سر به زیرتر مصداق شماست.
در تکمیل فرمایش شما "اسفار" جمع سفر است و دوستان نام کتاب اسفار اربعه را حتما شنیده اند.

۱
۴۶۳۸
۴۶۳۹
۴۶۴۰
۴۶۴۱
۴۶۴۲
۵۷۱۲