گنجور

حاشیه‌ها

کورش ایرانی اصل در ‫۱۱ سال قبل، سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

جناب آقای حسین...
با سپاس از زحمت حضرتعالی...
برگردانِ امروزیِ این غزل، مندرج در بالا، براستی شگفت آور بود چرا که هیچ نقطه تمرکزی در این برگردان ( نه خودِ غزل ) به چشم حقیر نخورد...
لطفا حاشیه ای متمرکزتر که دارای مرکز ثقلی درخورِ تفکرات حضرت مولانا باشد، مرقوم بفرمایید...

تماشاگه راز در ‫۱۱ سال قبل، سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

جناب شمس الحق
درخواست راهنمایی
خواجه و خانه تمثیل از چیست ؟

کورش ایرانی اصل در ‫۱۱ سال قبل، سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

درود بر دوستان گرانقدر
جناب شمسس الحق... و اما پرسشی دیگر :
براستی مخاطب این غزل کیست یا چیست ؟
آیا در غزل زیبای فوق، پای زیبا رویی در میان بوده است یا خیر ؟

سیاوش در ‫۱۱ سال قبل، سه‌شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:

تا جاییه که من می دونم دو کتاب منافب العارفین افلاکی و رساله فریدون سپهسالار قدیمیترین زندگینامه های مولویست که بزرگانی چون کدکنی، زرین کوب و دیگران بسیار به آن استناد کرده اند و بسیار عجیب است که قطعه ای که جناب مظلومی نژادنوشته اند را پاک کرده اید چون بسیار دیده ام که حاشیه های حقیقتا بی ربط را پاک نکرده اید.
هر چند من هم مثل بسیاری دیگر معتفدم که این تذکره گونه ها ، خصوصا مناقب العارفین کذب و افسانه است. اما همانطور که در زندگی فرخی سیستانی داستان معروف نظامی عروضی را همیشه ذکر می کنیم یا داستان مشهور فردوسی و سلطان محمود
اینها بخشی از حواشی مهم این شعرا و اشعار هستند و هرچند دروغ

کامران در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

بنام خدا
با دعای خیر برای روح سعدی رحمت الله علیه
1 - حکایت مالک بی انصاف که علت سرودن این اشعار است با معنی اشعار وفق دارد
2- اما سبک و وزن 3 بیت آخر:
که با بنی آدم اعضای یکدیگرند شروع میشود
با 4 بیت اول که با :به بازوان توانا و قوت سر دست
شروع میشود همخوانی ندارد. چون اگر دقت کنید
تن و شیوه به طور ناگهانی عوض میشود. که این عادی نیست
بر حسب تجربه شخصی سرودن شعر و آنچه نوشته اند شاعر هنگامی که در حال و هوای سرودن است معمولا ابیاتی که به ذهنش خطور میکنند مشابه و هم وزنند.
لذا وقتی تغییر ناگهانی مشاهده می کنیم این اغلب حاکی از تفاوت زمانی است. چون شاعر در حال و هوای دیگری آن قسمت را سروده.
در نتیجه احتمال دارد که:
1. یا 3 بیت آخر مدتی بعد از 4 بیت اول سروده شدند و یا اینکه
1. کلا در اثر خطای نویسنده (راوی) جزو این حکایت آورده شده.
خدا عالم است.

ایوب آگاه در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

بیت ششم به این شکل صحیح است:
نفس در جستجو خاصیت موج نظر دارد
که غیراز چشم‌بستن نیست منزل‌کاروانش را

الیاس در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین:

با سلام و تشکر از سایت بسیار عالی گنجور.
در مصراع دوم بیت هشتم کلمه ((تاراج)) به خطا (( تارج )) نوشته شده .
صحیح:
چو ترکان گشته سوی کوچ محتاج
به ترکی داده رختم را به تاراج

زهرا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:

در بیت سوختم زین آشنایان ای خوشا بیگانه ای منظور از آشنا کیست

مرتضی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵:

تحت اللفظی

مرتضی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵:

تر از دامن جدا نیست بلکه تردامن به معنی گناهکار صفت چشم است که با گریه سرّ درون را آشکار کرده است. در ضمن تردامن را می توان تحت الفظی هم معنی کرد. چشم به خاطر اشکی که ریخته است دامنش تر است.

نصیراحمد "عیار" در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:

دوستان رباعی درست آن اینگونه است
زیدی به رن فاحشه گفتا پستی
هر لحظه به دام دیگری دل بستی
گفتا زید هر آنچه گوئی هستم
اما تو آنچه مینمائی هستی

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

عزیزان شما فقط یکبار دیگه ای ابیات رو بخونید :
در کلیسا به دلبری ترسا
گفتم: ای جان به دام تو در بند
ای که دارد به تار زنارت
هر سر موی من جدا پیوند
ره به وحدت نیافتن تا کی
ننگ تثلیت بر یکی تا چند؟
نام حق یگانه چون شاید
که اب و ابن و روح قدس نهند؟
لب شیرین گشود و با من گفت
وز شکرخند ریخت از لب قند
که گر از سر وحدت آگاهی
تهمت کافری به ما مپسند
در سه آیینه شاهد ازلی
پرتو از روی تابناک افگند
سه نگردد بریشم ار او را
پرنیان خوانی و حریر و پرند
تا ببینید هاتف چه شاعر پست مدرنی بوده در دویست سال پیش با اون فقدان ارتباطات و اطلاعات !
اولا با چه مهری راجه به اون ترسا صحبت می کنه و اونو دلبر خطاب میکنه در حالی که باهاش اختلاف عقیده داره !
حالا ما تو عصر ارتباطات نمی تونیم صدا های مخالف رو تحمل کنیم و میخوایم همه مخالفا رو به جرم اینکه مثل ما فکر نمیکنن حذف کنیم .
چه کوتاه و دلنشین تو چند بیت وحدت وجود رو توضیح میده . که فقط یک وجود تو دنیا هست و همه کائنات بهم متصل هستند و اگر اسامی مختلف یا بروز متفاوت دارند این جزو ماهیتشونه و هویتشون با هم یکیه و از جنس هستیه .
ای که دارد به تار زنارت
هر سر موی من جدا پیوند
فهمیدن این نکته نبوغ محضه !

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

در پاسخ به اقای علی گرامی :
در ادبیات عرفانی می رمز بی خویشی و مستی و خود بزرگ نبینی است .
نه همه جا .
با توجه به این بیت :
شراب از پی سرخرویی خورند
ولی عاقبت زرد رویی کشند
می فهمیم در بیت مورد نظر شما مقصود می عرفانیست .
یعنی تا وقتی که ان زاهد در عالم زهد بود و زهد خودشو میدید هنوز مسلمان نبود ولی به محض اینکه می عرفان رو نوشید و فهمید خودش و زهدش همه از جانب اوست و امتیازی به خودش نداد تازه مسلمان و سرخرو یعنی صاحب سلامت تن و جان شد .

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

شاید هم شیخ بهایی از این جهت حرفش تشابه با مولوی داره که همون عالم رو حس و درک کرده که مولوی حس کرده .هاتف هم تو ترجیع بند اعجاب انگیز :
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری
همه آفاق گلستان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد
گردش دور آسمان بینی
نچه بینی دلت همان خواهد
وانچه خواهد دلت همان بینی
همین عالم رو به تصویر می کشه . عالمی که تو توش ظرفیت پذیرش همه چی رو داری و همه عالم بر وفق مرادته .

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

جناب شمس،
اسفار همان پنج بخش نخستین عهد عتیق اند( پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه)
و انجیل های خهارگانه در عهد جدید ( متی ،مرقس ، لوقا و یوحنا )
با پوزش از گستاخی.

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

اقا مهدی گرامی :
ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی مثال دانه است
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
مولانا یک نمایشنامه پرداز قهاره که حقایق رو در ظرف داستان ارائه میده .
شما ظرف و میگیری از دستش ولی ظرفو که نمی خوری . دانه توی ظرف که دانه معرفته میخوری .
اگه یک حقیقت ناب رو از بودا یا شکسپیر جلوت بزارن میگی من نمی خورم چون ظرفشو نمی شناسم ؟
خداوند به همه انسان ها قدرت تشخیص و پذیرش حق رو داده . داستان پوریای ولی رو یه اسپانیایی هم که میخونه تحت تاثیر قرار میگیره و داستان اتللو برای یه ایرانی پر از درسه .
خوبه که اجازه ندیم تعصب بال پروازمون تو عالم معنا رو ببنده .

آراد در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۲:

سلام
مصراع چهارم "جان" درست است نه "جغان"
مصراع هشتم غاقل به غافل اصلاح شود

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

گر نبودی لاف زشتت ای گدا
یک کریمی رحم افکندی به ما
چه بسیار ادمایی که دارن از گرسنگی و تشنگی معرفت می میرن ولی ماسک فضل و بزرگی به چهره میزنن و را رو برای جریان معرفت به سوی خودشون میبندن !

محمد عسگری - وفا - در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۹:

ضمن تشکر فراوان از این خدمت بزرگ به فرهنگ واهل فرهنگ،لطفا در مصرع آخر حرف "م"را به "ن" اصلاح فرمایید

آراد در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۳:

سلام
مصراع اول بیت آخر کیشد باید به کشید اصلاح شود

۱
۴۶۳۵
۴۶۳۶
۴۶۳۷
۴۶۳۸
۴۶۳۹
۵۷۱۲