ناشناس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
نقل شده. خوابی است که حافط از امام علی دیده است و او را متحول کرده است.
ناشناس در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:
افسان = افسانه
شاهد :
از نفس سخن کم جو در مجلس جانبازی
بر تارک بی نفسی فرموده دل افسان ساز. ( سنایی)
ابراهیم نوربخش در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۴۷ - پرسش های دیگر و پاسخ برهمن:
ریشه ی واژه ی آب در فارسی باستان،api است که در فارسی میانه به آب تحول یافته است و به همین شکل به ادب دری راه یافته است. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه ن.ک. ابوالقاسمی، محسن،(1374).ریشه شناسی. انتشارات ققنوس،تهران، چاپ دوم.
مرتضی در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
در بیت اول مقصود از سمن بویان چه کسانی هستند ؟
و بنشانند به چه معنا میباشد ؟
تشکر
آریا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:
من محو بیت چهارم شدم. جانا سخن از دل ما می گویی
هیچ در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
در مصرع دوم بیت دوم به کلمه "وحش" مشکوکم ، بنظرم "وحوش " درست میاد
بدلایل زیر
اول آنکه وحش فرد است و نگریزند جمع لذا تناسبی نیست
دوم آنکه کلمه "آدمیان " در مصرع اول بیت دوم که باز اتفاقا جمع است مقارنتی با "وحش " ندارد
سوم آنکه کلمه وحش حس روان بودن را در شعر و مخاطب میکاهد
هیچ در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
در مصرع دوم بیت دوم به کلمه "وحش" مشکوکم ، بنظرم "وحوش " درست میاد
بدلایل زیر
اول آنکه وحش فرد است و نگریزند جمع لذا تناسبی نیست
دوم آنکه کلمه "آدمیان " در مصرع اول بیت دوم که باز اتفاقا باز جمع است مقارنتی با "وحش " ندارد
سوم آنکه کلمه وحش حس روان بودن را در شعر و مخاطب میکاهد
محمد رضا در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت:
آقای رحیم:
به نظر محل علامت سوال انتهای بیت هشتم نیست. شاعز پرسیده: نکند از خون مظلومان باشد؟ سپس تذکر داده که: اگر این چنین باشد گریبانت را می گیرد. با تشکر
۷ در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
میان ما بجز این پیرهن نخواهد بود
و گر حجاب شود تا به دامنش بدرم
پیمان مهربانی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
این غزل یکی از معدود غزل های پارسیست که در آن حضرت مولانا به زیبایی و استادی فضایی سوررئال را به تصویر کشیده است.سیلاب سهمگینی که دریایی می سازد ، کشتی ای که در امواج سرگردان است و با برآمدن موجی تکه تکه شده ، نهنگی تمام آب دریا را می بلعد و در آخر سر آن نهنگ هم از هم می پاشد و نیست می شود.
هامون کنایه از دریاچه ای بی آب و خشک است که در آخر آن دریاچه خشک و کم جان از بین می رود.
کمال در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
باسلام ووقت بخیر
فالی درمورداین غزل:
ای صاحب فال،شماتصمیمی داریدکه
عاقبت خوبی نداردواگربادقت ،،،،،،،،،،،
جوانب کارراموردبررسی قراردهید،،،
متوجه ضعف های آن می شویدو،،،،،،
شماتحت تأثیرکسی این کارراانجام،
داده اید.حافظ به شماچندتوصیه،،،،
می کندکه تصمیمتان راعملی نکنید،،،
چراکه پایان آن جزءشرمندگی ،،،،،،،،،
چیزی نیست وبه راحتی تحت ،،،،،،،،،،
تأثیرتبلیغات سطحی قرارنگیرید.
روزخوش
محمد بی غم در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:
ببخشید
معنی کلمه ی آفسان در مصرع دوم از بیت چهارم چیه؟
۷ در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
چقدر جادویی
تو را سریست که با ما فرو نمیآید
مرا دلی که صبوری از او نمیآید
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلسست کز او های و هو نمیآید
جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید
همتراز است با این بیت:
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
عیبت آن است که بر بنده نمیبخشایی
۷ در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:
احتمل دارد به خاطر بردن بار عروس بر روی پالان شتر یا همان جهیز رفته رفته ای بار نام جهیز به خود گرفته.عرب بهتر داند
ناشناس در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:
ور دوست دست میدهدت هیچ گو مباش
خوشتر بود عروس نکوروی بی جهاز
جهیز نه جهاز
جهیز ایرانی شده جهاز هست به معنای کالا و خانمان و به فارسی کابین
صداق هم گویند
جهاز به معنی پالان شتر هم هست و دستگاه مثلا جهاز تنفس یا جهاز هاضمه
ویشکی در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص:
با سلام
در بیت سی وهفتم:
آفتاب شاه در برج عتاب
میکند روها سیه همچون کتاب
در مصرع دوم بجای "کتاب" کلمه "کباب" شاید صحیح باشد
با سپاس
فرهاد در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
در شرح غزل شماره96و332ازکتاب دکتر خطیب رهبر عبارت هرکه جهانش به معنی هرکسی که در جهان باشد آمده است.معنی بیت این گونه آمده:هرکس که عشق تو را در سر پرورد،وی را پروایی از هرکه در گیتی باشد نیست.(نگرانی و ترسی از اغیار ندارد)
امین مبرهن در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۰:
مولانا انقدر در این عالم لز شکرفروشان شکر خرید که خود شکر فروش شد
Alireza در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۱ - درمدح فخر الدوله ابو المظفر احمد بن محمد والی چغانیان و توصیف شعر گوید:
شعر در این دوره بیشتر به طبیعت و موارد بیرونی اشاره دارد و اکثرا قصیده است. شعر در این دوره از لحاظ ستایشگری در شعر شاعرانی مثل فرخی به اوج خودش رسیده. فرخی صدای خوبی هم داشته و اواز هم میخونده و همین براش کافی بوده تا به درگاه سلطان محمود برسه و تو شعراش فقط اونو مدح کنه تا از لحاظ مادی برای خودش زندگی خوبی رو تامین کنه.
شاعری مثه فرخی خیلی شاعره خوبیه و قدرت کلام و بیان شعری بالایی داره ولی فقط حیف که تو شعراش بیشتر مدح شاهان و وزیران و ... میکنه تا به رفاه مادی برسه
دامون در ۱۱ سال قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶: