امین در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
در بیت سوم "در یکی نامه " ...در کنسرت استاد شجریان "در دو صد نامه " خوانده میشود و همچنین در بیت چهارم "که سرارسر همه" ....حوانده میشود "که یکا یک همه "
کدام درسته ؟
عبدو در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
الان {کلیات فخرالدین عراقی، تصحیح دکتر نسرین محتشم، انتشارات زوار، چاپ 86} رو نگاه کردم. طبق این کتاب ضبط شما درست است. ولی بهر حال اگر این طور بنویسید بنظرم بهتر است:
مشو، مشو ز من خسته دل جدا ای دوست
مکن، مکن بکف اًندُهَم رها ای دوست
طبق همین کتاب بعد از "مشو" و "مکن" دوم چون جزء جمله هستند، کما نیاز نیست.
در ضمن در این کتاب مصرع اول بیت دوم اینگونه نوشته شده:
بپرس بی تو چرا جان به لب رسید؟ بپرس!
عبدو در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
سلام. احتمالن مصرع دوم بیت اول به این صورت است:
"مکن، مکن، به کمندم رها ای دوست"
(از روی وزن و معنای شعر و بدون منبع)
بابک در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
@میکاییل ساحلی،
بیت اول، مصراع دوم:
مِهروَرزیِ تو(توقف کوتاه) با ما (توقف کوتاه) شُهرهء آفاق بود
بیت چهار مصراع دوم:
دوستی و مِهر(توقف کوتاه) بَر یک عَهد(توقف کوتاه) و یک میثاق بود
وَ باید اُ خوانده شوند
ناشناس در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
نقل شده است که محتشم گفته است. در موقع سرودن شهر گریه های زهرا س را شنیدم
ناشناس در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۲:
ضمن اینکه متأسفم که این مجال هم بستر نامناسبی برای نکاتِ بعضن نادرست عزیزان شده، بسیار دوست داشتم یک اهلِ فن و ذوقی توضیح بدهد که بیتِ اول را چگونه باید خواند تا بحر و تقطیعِ درست به وزن غزل که (فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) است، برسد؟!
به نظر بنده، واژه ی "ایلخانی"، باید "الخانی" باشد؛ همانگونه که در مصرع دومِ بیت ششم، "چنگیزخانی" را به حسب رعایت وزن "چنگزخانی" آورده است.
لطفن به جای دلقکمآبی، چهارتا چیز از این سفره یاد بگیریم و یاد بدهیم. ممنون که به اندازه ی یک تاریخ، اندر خمِ یک کوچهایم!!!!!
سید علی انجو در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
چند ساعت جست و جوی بنده، نشان داد که بنده اشتباهی مرتکب شده بودم و دلیل آن نیز غلط املایی در نسخه ای بود که در اختیار بنده بود.
در قرآن آیه ای در سوره الملک هست ،آیه ی سی، که در آن عبارت ماء معین آمده است:
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ
در سوره مرسلات نیز همانطور که در حاشیه های بالا آمده است عبارت ماء مهین هست.
لذا بیت نوشته شده که به زادن از یک نوعی از آب اشاره می کند و از سایر واژگان برمی آید آب بی مقدار، منظور بیت هست و نیز به خلقت
و زادن آدمی اشاره دارد، باتوجه به دو آیه ی فوق آیه ی سوره مرسلات مورد اشاره استاد سخن بوده است و همان ماء مهین درست است.
بنده به خاطر اشتباهم عذرخواهی می کنم و از دست اندرکاران گنجور بزرگ ممنونم که هستند.
سید علی انجو در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
در متن فوق منظور بنده از آخرین عبارت ماء مهین است که به اشتباه
ماه مهین نوشته شد.
سید علی انجو در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:
الم نخلقکم من ماءٍ معین؟
به نظر می رسد اشاره استاد سخن به این آیه ی قرآن کریم است. در نسخه ای که در اختیار بنده هست و به تصحیح فروغی هم هست نیز، ماء معین نوشته شده است، نه ماه مهین.
سعید در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص:
دوستانی که این حاشیه را می خوانید لطف کرده به احترام خانم پروین اعتصامی این شعر را به نسل بعد ما ن سینه به سینه انتقال دهیم . دورود بر همگان
میکاییل ساحلی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
همینطور مصرع دوم بیت چهار. بنده چندان اطلاعاتی از ادبیات ندارم اما ابه عنوان یک مبتدی احساس می کنم این دو مصرع اشکال وزن دارند. ممنون می شوم راهنمایی ام کنید.
میکاییل ساحلی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
با سلام و خسته نباشید، ممکنه نحوه خواندن مصرع دوم بیت اول رو توضیح بدین؟ نمی تونم صحیح و موزون مصرع رو بخونم. متشکرم
سوسن فتایی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:
آقای کاظم درست می گویند
نشیه ی (من در تایپم "همزه" ندارم و به جای آن از "ی" بهره می برم.
مجتبی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۰۹ - ای وطن من:
اجرای زیبای مرحوم بسطامی با آهنگسازی استاد مشکاتیان را بشنوید در آلبوم "وطن من". روحشان شاد.
مجتبی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۳:
واقعا جالبه
تسلط بی نظیر بر دستگاههای موسیقی!
شایق در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
با سلام سعدی در این غزل مقام رضا را توضیح میدهد رضا بودن به گفتن نیست بلکه در عمل مشخص میشود که چه کسی راضی به رضای خداوند است بخصوص در سختیها البته در اسایش گر چه معمولا اضهار رضایت میشود اما حرص و طمع و عدم بخشش و زیاده طلبی نشانه عدم رضایت است و در سختیها نیز نا شکری و بیتابی و ناسزا و .. ولو در وجود انسان بدون علایم اشکار باشد باز نا رضایتی است و خلاصه بقول خود سعدی به عمل کار بر اید
احمد علی غلامی در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:
پیوستگی اندیشه از گذشته و تداوم بیان مفاهیم معرفتی ( خصوصیت ایرانی ) با بیان کاملتر در این غزل به خوبی دیده می شود.
استفاده از اندیشه گذشتگان و بهبود مفاهیم و بیان تازه در این غزل مشاهده می گردد.
آنچه این عزیز بزرگوار ما نوشته اند دقیقا صحیح می باشد لسان الغیب البته در این غزل از بزرگوارانی چون سعدی شیرازی، عمادفقیه، خواجوکرمان بهره جسته است ولی بیانی تازه تر و روشن تر از مفهوم " نظر" در این سیستم فکری می باشد.
سعدی:
کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست یا نظر با تو ندارد، مگرش ناظر نیست
عمادفقیه:
شب و روزم به جز ازیاد تو درخاطر نیست بلکه درخلوت دل غیرتو خودحاضر نیست
خواجوکرمانی:
هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست گرچه بر منظرش ادراک نظر قادر نیست
( تاریخ: 8 / 5 / 1394 )
۷ در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
خرم آن روز که بازآیی و سعدی گوید
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
مطلع غزل پیشین با مقطع این غزل:
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۳۷۹
۷ در ۱۱ سال قبل، پنجشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۱:
تو را ببینم و خواهم که خاک پای تو باشم
مرا ببینی و چون باد بگذری که ندیدم
دو هفته میگذرد/گذشت کان مه دوهفته ندیدم
به جان رسیدم از آن تا به خدمتش نرسیدم
مه دوهفته=مه چارده
خلیفه در ۱۱ سال قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱: