کاوه کیانی هفت لنگ در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۷ - جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خود:
خدای متعال رو هزاران بار سپاس و قدردانی میکنم بخاطر عنایت به ما و شناخت مولانای حکیم جهت درک بهتر حق . بارالها مرا آن ده که آن به و مگذار ما را به که و مه ...
علی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۰ در پاسخ به مير نور الدين علوي دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:
شگفتا!
به این دسته از اشعار یا ابیات چه چیزی میگویند؟
علی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۴ در پاسخ به Sahar Rahimi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵:
کدومشو میخوای؟ 😂
علی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۶ در پاسخ به حمید سجادی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
احسنت، باب جدیدی در رابطه با این بیت گشودید
محمد ملکی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ عطار » فتوت نامه:
با عرض سلام.
به عقیده بنده این شعر، از شیخ عطار نیست. برای این، چند دلیل دارم:
۱. در تصحیح استاد شفیعی کدکنی عزیز بر آثار عطار، که عظمت آن بر هیچ ادب دوست و ادب پژوهی پنهان نیست، این سروده نیامده است.
۲. در نسخه های معتبر خطی از آثار شیخ فریدالدین، تا آنجایی که حقیر اطلاع دارم، این شعر نیست.
۳. علاوه بر نبودن این اثر در نسخه استاد کدکنی، در بسیاری از نسخ معتبر آثار عطار، این سروده پیدا نشده.
۴. آن طور که معلوم شد خیلی از آثار منتسب به عطار، مانند بیسر نامه و هیلاج نامه و اشتر نامه و جوهرالذات و..... مال او نیست، بلکه از آن شخصی دیگر است، شاید این اثر نیز از آن "عطار" دیگری است که به اشتباه، در بعض نسخ به نام شیخ فریدالدین آورده اند.
اگر شما عزیزان، نظری مخالف یا غیر از نظر بنده دارید، خواهش می کنم بفرمایید.
پاینده باشید.
محمد ملکی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:
داستان های مولانا از حلاوت خاصی برخوردار هستند. در این حکایت من احساس کردم شیرینی گفتار مولانا در این داستان بیشتر از داستانهای دیگر است. گرچه آنها نیز همچون قند و عسل شیرین و دلفریب و دلربا هستند.
nabavar در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۶:
مستِ مست
خمره و جام و قدح با عشق از مرجان کنم
تا به رقص باده با سد جلوه دست افشان کنم
تا مِی ام تا ساقی ام تا ساغرم تا مست مست
مشکل هجران به ساغرهای مِی آسان کنم
تا ز تاکستان هستی خوشه چینم شاد باد
آنکه چشم نرگسش بر درد خود درمان کنم
حاجب دولت سرای عشق را گویم که من
بی وفایی های دنیا را به مِی آسان کنم
تا که آه دل به اشک دیده گرما میدهد
سِیلی از موجش برانگیزم به غم طغیان کنم
تا صراحیِ دل از لعل لبش پر مِی شود
دامن حسن اش بگیرم سجده بر سبحان کنم
گر صبا از بوی زلف یار آرد هدیه ای
ناز انفاس خوشش بس شکر بی پایان کنم
من سبوی عشق در کف دارم و می در سبو
جرعه جرعه سر کشم تا ناز بر مستان کنم
زنده ام تا عشق در رگهای این تن می دَوَد
هوی هویی از خوشی چون جمع درویشان کنم
آتش دل کِی به آهی شعله اش نقصان گرفت؟
من درین درمانده ام، چون دود آن پنهان کنم
گر درین وادی ” نیا “ سودای عشقش وانهی
اشک ها ریزم ، دلِ بشکسته را ویران کنم
Reza Akbari در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۶ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
خیلی عالی بود مثل یک فنجان قهوه با تکه ای ش در هوای سرد زمستان
احمد خرمآبادیزاد در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۱۲ - افسانهٔ ماریه قبطیه:
در باره «طبریک (ta-bar-yek)»
در بیت شماره 114 آمده که نویسنده/از روشی به نام تصحیف استفاده کرده است. در تصحیف (یا چپ و چول گویی)، تلفظ واژه یا مجموعهای از واژهها را برای شوخی، طنز و یا حتی رمز تغییر میدهیم. نظامی در این مجموعۀ شعری، با زیرکی شگفت انگیزی واژه ساختگی و رمزگونۀ «طَبَریِک» (یا «تَبَریِک») را به کار گرفته، که معنی «ده برابر» را برساند. در واقع، این واژۀ ساختگی چیزی نیست جز «دَه-بَر-یک»!
افسانه چراغی در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب النصایح و التنبیه » شمارهٔ ۱۰ - ترکیب بند:
بیت ترجیع بسیار مشهور است از شاعری دیرآشنا!
بابک چندم در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۴۸ در پاسخ به .فصیحی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:
قیاسی که اگر شکمباره ها یک جو عقل داشتند بابتش کمی تامل میکردند...🙄
ندیدی که رستم در بیشه زار یک گراز را درسته به سیخ کشید و کباب کرد و آنرا با یک من شراب خورد؟ خوب قیاس اینجوریه دیگه...😉
Reza Akbari در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۱ در پاسخ به فاطمه زارعی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
خیلی هم درست تفسیر شده و عالی بود
سفید در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳۱:
در عشق تو بی جسم همی باید زیست...
نیما در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
همون "عارفان جمع بکردند" درسته. جمع کردن به معنی خاطرجمع شدن هست. یعنی عارفان خاطرجمع شدند. هرچند "عارفان جمع بکردند" رو میشه "جمع عارفان این کار را کردند" نیز معنی کرد که باز هم خللی در اصل مفهوم پیش نمیاره.
محمد سلماسی زاده در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:
در بیت :
حدیث آب و گِل جمله شُجون است
چه یک رنگی کنم؟ چون در شُجونم
شجون مصرع اول به معنای اندوهگین و شجون در مصرع دوم به معنای فنون است.اگر این برداشت من درست باشد آنگاه معنی بیت چنین خواهد بود :
کشاکش های صورت های مختلف وجودی ، جان آدمی را در گرداب تکثر اندازد و اندوهگین کند و این سبب باشد که ما یک رنگی وجود را درک نکنیم . فنونی که عقل جزئی برای توجیه و استدلال و طبقه بندی کائنات بکار می برد خود مهم ترین دلیل گرفتار شدن در بند رنگهای مختلف و نرسیدن به بی رنگی باشد.
هاجر دروگر در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:
این شعر زیبا و پندآموز که با تمثیل **عقاب و تیر** سروده شده است، در واقع از اشعار **ناصرخسرو قبادیانی** نیست، بلکه به **مثنوی معنوی مولوی** نسبت داده میشود. با این حال، در بررسی دقیقتر، این شعر در آثار مولوی نیز به این شکل یافت نشده و احتمالاً از سرودههای شاعران دیگر با الهام از مفاهیم عرفانی و اخلاقی مشترک در ادبیات فارسی است.
مصراع پایانی شعر (**«ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»**) بهصراحت از **ناصرخسرو** وام گرفته شده و اشاره به همان مفهوم معروف **بازتاب اعمال انسان** دارد. این بیت ناصرخسرو در اصل چنین است:
**ز ماست که بر ماست هر آنچه هست**
> **ز بهرِ کردارِ ما پیدا شدست**
نیما در ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۹:
با توجه به رباعیهای قبل و بعد جناب ابوالخیر و جناب سعدی، این رباعی به اشعار جناب سعدی بسیار نزدیکتر است.
Reza Akbari در ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۵ در پاسخ به آرش کریمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام
سلام منم دنبال اقا رضا هستم
علیرضا بدیع در ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۱۲۱ - مزیّن به منقبت حضرت ولایت پناه:
مصراع دوم: بگذشت عمر عزیز درست است.
مجتبی رضایی بزرگمهر در ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۲: