فرهود در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
اون هال در شعر دقیقی به معنی صبر و شکیبایی است، ربطی به این ندارد.
فرهود در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۵۹ در پاسخ به محمد حسین صابری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
هال یعنی آرامش و نیز به معنی صبر و شکیبایی. (در قدیم بهکار میرفته)
آن «حال» که به معنی لذت است اصطلاحی امروزی و کوچهبازاری است که مختصر شده «حال خوش» است.
محمد شریف صادقی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۰:
اوج خاکساری در شعر فارسی!
به خدای ار تو به دین و خردم قصد کنی
هر دو را گوش گرفته به سرای تو کشم
ور تو با من به تن و جان و دلم حکم کنی
هر سه را رقص کنان پیش هوای تو کشم
سپهر نواب زاده در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۲۳ در پاسخ به فرادست دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
روح استاد مینوی شاد باد
Heydar Barsam در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:
دیوان حضرت سعدی "کتاب نامخلوق" و غزل ایشان " کلام ناآفریده "
.. منا.. در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:
کمرم از این اشعار شکست
.. منا.. در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
چطور مولانا این چنین کلمات را به رشته در آورده که در این حد زیبایی باشد؟ برای من جالب است که بر خلاف غزلیات حافظ و سعدی ما پیوند کمی با غزلیات مولانا داریم.
مهرناز در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۸:
همین که در وادی عرفان منظور از زن ،انسان ناآگاه ،فاسد ، جاهل و کافر هم بدونن کار قشنگی نیست .مگر نه اینکه همون عرفا از دامن مادراشون به اون جایگاه رسیدن .اگر در یک دوره هم اینچنین گفته میشده نباید امروز تکرار بشه
فرهود در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به محمد مهدی منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۱:
نظر شما بجاست و درست بهنظر میرسد.
از پی میوه ضعیف رسته درختان زفت (مولانا)
مصرع زیر از ادیبالممالک است:
آنسان درخت زفت قوی چون ثمر نداد.
بردیا در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱:
بیت اول میشود از من دل برد
فرهود در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۳۱ در پاسخ به امین آب آذرسا دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۶:
درود
گرْسنگ یا گرْسنه هر دو با (سکون حرف ر ) درست هستند. اما گُرُسنه با ساختار صوتی زبان فارسی همخوانی و هماهنگی ندارد.
منظور بخش و سیلاب اول این کلمه است که در هیچ کلمه فارسی دیگری وجود ندارد (گُرُس)
کلمهای مثل «بُرُس» (اسم ابزار و وسیله) که گاهی در فارسی استفاده میشود فرانسوی است (Brosse).
بنابراین فردوسی «گُرُس» نمیگفتهاست.
این موضوع ربطی به قافیه شعر ندارد. مثالی که آورده بودم برای توضیح بهتر بود که شکل درست کلمه را نشان دهد.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:
تو بگردان دُور ، تا ما مَردوار
دُورِ گردون ، زیرِ پای آریم پست
محمد مهدی منصور در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۱:
چه گفت آن بید سرجنبان که از مستی سبک سر شد
چه دید آن سرو خوش قامت که رفت و پایدار آمد
در مصرع دوم احتمالا به جای رفت باید زفت باشه تا معنی درست باشه
سایه روشن در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود:
درود
آنچه من از استاد ادبیات آموخته بودم این بود:
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبود خبر غفال را
این نسخه بیشتر مفهوم را می رساند.
سید محمد مرعشی در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
با سلام و احترام خدمت همه دوستان
لطفاً برای خواندن شرح این غزل به لینک زیر مراجعه فرمایید پیوند به وبگاه بیرونی
حسام ابراهیموند در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۴ در پاسخ به Ti Chan دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
واقعاً که ما کجاییم در این بحر تفکر، تو کجایی!
حسام ابراهیموند در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۰ در پاسخ به Hamedowski Mo دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:
اینجا واسه گرفتن صله از اتابک بوبکربن سعد زنگی از اتابکان سلغری فارس بوده! خیلی مهم نیست! بالاخره زندگی خرج داشته...
فرید کیومرثیان زند در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » خیام شاعر:
(( به مهر سعدی ))
جهان ز یک دل روشن شود، نه از صد چراغ،
اگر صفا نبود، کجا رسد دل به باغ؟دلِ شکسته چراغِ شبانِ تنهاییست،
که نور میچکد از سینهاش چو ماهِ بلاغ.نه رنگ و نام، نه نَسَب، نه زر، نه لباس،
دلی که مهر ندارد، بود تهی ز فراغ.کسی که چشم محبت گشود بر عالم،
ز جانِ خویش گذشت و رسید بر اوجِ باغ.زبان اگرچه جدا، ولی دلِ آدمی،
یکیست با همه عالم، به مهر بیپردهگانتو را که در دل ما خانه کردهای ای سعدی،
نهفتهای و بلند، چو رازِ شعر و چراغ.فریدران در خویشتنِ خویش، غریبه گشت،
که یافت در تو نشانی ز جان و رسمِ ایاغ.
فریدارن = فرید کیومرثیان ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ روز بزرگداشت سعدی شیراز
فرید کیومرثیان زند در ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۳:
( نفس بی نام )
نگه افکندم به آیینهسرانجامم
ندیدم لحظهای در خود دوامممیانِ سایهها بینور ماندم
غریقی در عبورِ بیمراممشدم پژواکِ اندوهی قدیمم
صدای موجِ شبهای ختاممنه بخشیدم به جانم هیچ مرهم،
نه گفتم مهربان باش ای مقاممبه زخمِ ناگفته خو کردهام،
نشسته با سکوتی ناتماممدر خویشتن خویش آواره گشتم
فرو رفتهست در خود التیاممنفس دارم، ولی با درد و ماتم
و این افسانهٔ فریدران است.. سلاممفرید کیومرثیان ، دوشنبه - ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
امیرحسین صباغی در ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ ناصرخسرو » وجه دین » گفتار شانزدهم: