گنجور

بخش ۳

 
ابوالقاسم فردوسی
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ
 

چو بشناخت آهنگری پیشه کرد

از آهنگری اره و تیشه کرد

چو این کرده شد چارهٔ آب ساخت

ز دریای‌ها رودها را بتاخت

به جوی و به رود آبها راه کرد

به فرخندگی رنج کوتاه کرد

چراگاه مردم بدان برفزود

پراگند پس تخم و کشت و درود

برنجید پس هر کسی نان خویش

بورزید و بشناخت سامان خویش

بدان ایزدی جاه و فر کیان

ز نخچیر گور و گوزن ژیان

جدا کرد گاو و خر و گوسفند

به ورز آورید آنچه بد سودمند

ز پویندگان هر چه مویش نکوست

بکشت و به سرشان برآهیخت پوست

چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم

چهارم سمورست کش موی گرم

برین گونه از چرم پویندگان

بپوشید بالای گویندگان

برنجید و گسترد و خورد و سپرد

برفت و به جز نام نیکی نبرد

بسی رنج برد اندران روزگار

به افسون و اندیشهٔ بی‌شمار

چو پیش آمدش روزگار بهی

ازو مردری ماند تخت مهی

زمانه ندادش زمانی درنگ

شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ

نپیوست خواهد جهان با تو مهر

نه نیز آشکارا نمایدت چهر

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

شاهنامهٔ فردوسی - چاپ مسکو » تصویر 35

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، یک شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۴ نوشته:

سام سوار به سه ستا و صفت شناخته میشود نخست نیرمی دوم گیسوداری و سوم گرزوری او گشاینده شرق است در حالیکه فریدون کاوه را برای فتح غرب گسیل کرد اسدی توسی نام گرشاسب را برای او اورده و کتاب زبانزد گرشاسپنامه به زیبایی برای ما از برازش و نام اوری های این سرلشگر ایران سخن می گوید گرش در اول گرشاسب به معنی بلندی است ودر اوستا نام سام کرساسپه امده است کرش یا کرس یا گرش همه به معنی بلندی و کوهستان است و معنی گرشاسپ یعنی انکه اسبی کوهستانی دارد و دیگر لغت مهم اینجا گرجستان است که باز گرج از همین گرش است یعنی سر زمین بلند امروزه این لغت گرش در زبان برادران أفغانی هزاره مان کاربرد دارد

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۵ نوشته:

سام سوار و پشوتن برادر اسفندیار و کی خسرو از جاویدانان و همبازان نبرد نهایی کیهان هستند .

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۸ نوشته:

از سامان ، سامانگر را داریم که به ان روی نمی کنند( توجه ) . که معنی نظام دهنده دارد و تباهگر که وارون ان است ان هم با زیبایی أش باز سرنوشت بهتری نداشته است

 

فرزام در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۰ نوشته:

فعل "برنجید" که دو بار در این بیتها استفاده شده به معنای زحمت کشیدن است . امروز رنجیدن در پارسی معنای آزرده شدن به کار می رود. برنجید فعل بسیار زیبا و گویایی است که توانایی ساخت چندین واژه از آن وجود دارد.

 

حمید در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۲۷ نوشته:

شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ
سنگ در پهلوی به معنی ارزش و قیمت آمده و در اینجا معنی این مصرع این است که آن هوشنگ با کیاست و با شکوه و باارزش رقت

 

آیدین زینال زاده در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

* به جا، زو تبر، اره و تیشه کرد...

 

تاجی در ‫۴ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۹ نوشته:

فرزام نوشته:
فعل “برنجید” که دو بار در این بیتها استفاده شده به معنای زحمت کشیدن است . امروز رنجیدن در پارسی معنای آزرده شدن به کار می رود. برنجید فعل بسیار زیبا و گویایی است که توانایی ساخت چندین واژه از آن وجود دارد.
سلام
در واقع,برنجید,یعنی زحمت کشید,
ورنجیدن که آزرده شدن معنی میشود هم یعنی به زحمت افتادن,ورنجیدن از کسی,یعنی از دست کسی به زحمت افتادن است که این خود باعث ایجاد آزردگی است

 

محمود پگاه در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۳ نوشته:

درود بسیار ، ایا پویندگان همان جوندگان ست ؟

 

محمود پگاه در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۵ نوشته:

درودی دوباره ، بیت آخر چه می گوید ؟؟؟

 

بهروز در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۰ نوشته:

دوست عزیز، محمود، معنای دو بیت را پرسیده‌اند.
در بیتی که فرموده‌اید، پویندگان به معنای جوندگان نیست؛ به معنای مطلق جانوران و جنبندگان است. از آن گروه، دست کم همه می‌دانیم که روباه جونده نیست.
اما دانستن معنای بیت آخر نیاز به دانستن نکاتی بیرون از متن و معنای واژگان دارد.
در قدیم (زمان سروده شدن شاهنامه)، که زن‌ها اغلب روبند داشتند، رخ نمودن و چهره نشان دادنشان به کسی بدین معنی بود که به وصلت او خرسندند و با او پیمان زناشویی و مهر و محبت می‌بندند. اگر دقت بفرمایید رنگی از این باور هنوز در بالا زدن تور از چهره عروس در شب‌های زفاف باقی است. در قدیم این پررنگ‌تر بود و اغلب هم در شب مراد، عروس روی خود را به مرد نشان می‌داد. با عنایت به اینکه دنیا در ادبیات و عرفان، شخصیتی زنانه دارد، فردوسی می‌گوید دنیا زن زندگی تو نیست که بخواهد با تو تا ابد مهر بورزد و کام دل تو را برآورده سازد. این از آن عشوه‌گرانی است که فقط شعلۀ اشتیاق را در تو برمی‌افروزد، ولی آن آتش را به آب وصل فرو نمی‌نشاند. به عبارتی دیگر، نباید انتظار زندگی و خوشی همیشگی در دنیا را داشت. دنیا ناپایدار است و به کسی وفا نمی‌کند و اگر هوشنگ باشی، باید از آن دل بر کنی و بروی.

 

مصطفی قباخلو در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۷ نوشته:

سلام
در پاسخ دوستی که پرسیده بود آیا مقصود از پویندگان آیا جوندگان است باید گفت خیر
با توجه به این دو بیت
ز پویندگان هر چه مویش نکوست
بکشت و به سرشان برآهیخت پوست
چو روباه و قاقم چو سنجاب نرم
چهارم سمورست کش موی گرم
و از آنجا که روباه جزء جوندگان است مقصود از پویندگان اعم از پویندگان است و به نظر می رسد کل جانوران و جانداران مقصود است.

 

مصطفی قباخلو در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۹ نوشته:

سلام
اصلاح
و از آنجا که روباه جزء جوندگان است مقصود از پویندگان اعم از ((جوندگان)) است و به نظر می رسد کل جانوران و جانداران مقصود است.

 

مصطفی قباخلو در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۰ نوشته:

اصلاح
اشتباه نوشتم
روباه جز جوندگان نیست

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.