گنجور

حاشیه‌ها

محسن در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان
بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند
به نظرم اندیشه حافظ اینجا به این معنی هست که چون خرقه از آن صوفی هست و برای حافظ نیست مغبچگان اگه به این موضوع آگاه شوند این خرقه را به عنوان گرو قبول نمیکنند.نوعی حرکت رندانه که خرقه صوفی به گرو دادن و در عوض به هدف که همان مستیست رسیدن

محسن در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۷:

کمال
چشم نخوری
کمر غول می شکنی .

یاسین در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:

باید این شعر را خواند تا مقام ملک الشعرا را درک کرد

صادق در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:

بادرود ،، میگن حقیقت تلخه ،، واسه همین دیندارن دوس ندارن جناب خیام یه انسان بی دین بوده باشه.دو دو تا = چهارتا به همین راحتی.

محمدامین در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲ - ترسیدن شیر از بانگ شنزبه:

اعشب یعنی رسیدن به گیاه تر.
اذا اعشبت فانزل یعنی هنگامی که به گیاه تر رسیدی پس فرود بیا و مجاز این است، هنگامی که به حاجت خود رسیدی، قانع باش.

زهره نامدار در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش دوازدهم » بخش ۱ - المقالة ‌الثانیة عشره:

*همچو گوی) در تصحیح استاد شفیعی کدکنی(گویی) آمده
**در بیت (حلقه ام گم شده )در تصحیح استاد شفیعی کدکنی به این شکل آمده"(حلقه ای ام گم شده )

***مصرع(عاقبت طی کرده خواهم ماند باز )اشاره به آیه 104 سوره 21 انبیا دارد.

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
همانطور که، علاّمه محترم قزوینی اظهار نظر کرده اند این غزل وغزلی دیگرکه در آن صراحتاً از سلطان احمد شیخ اویس حسن ایلکانی نام برده شده مربوط به این سلطان است. سلطان جلایر ( 784-813) پسر سلطان اویس در سال 784 با پیروزی بر برادر خود سلطان حسین و قتل عام و اطرافیانش بر آذربایجان و بغداد مسلّط شد . او در عین شقاوت و بی رحمی مردمی مدّبر و باهوش بود.
حافظ در سالهای اخیرحیات خود علاوه بر نابسانی های موجود دچار دلهره وترس حمله تیمور شده و قصد ترک شیراز را داشته است . این غزل و غزلی دیگر با مطلع :
احمد الله عَلی مَعدِلَهِ السّلطان لاحمد شیخ اویس حسن ایلکانی
را برای سلطان احمد جلایر سروده و خیال مهاجرت از شیراز به بغداد را داشته است . باید دانست حافظ از قساوت و بی رحمی های سلطان احمد جلایر آگاهی کامل داشته و به حکم روح آزادیخواهی و صراحت لهجه حتی در این غزل با ایهامی به آن اشاره و اورا به عدل و داد توصیه می کند . بیت پنجم این غزل بی شک از حافظ صریح اللهجه و شجاع است که ممکن است در نسخه یی که برای سلطان احمد جلایر ارسال شده سبب این شده باشد که سلطان احمد در دعوت رسمی او دچار تردید شده باشد و حافظ بعدآً به حکم احتیاط آن را حذف کرده و غزل دیگری که به مطلع آن اشاره شد سروده و برای حاکم بغداد فرستاده باشد . ما براین گفته خود دلیلی نداریم لیکنمفاد ابیات این غزل و غزل دومی و حالت استقبال و در ماندگی حافظ و خبر یورش تیمور، همگی دلالت براین دارد که حافظ ترجیح میداده که از جهنم شیراز به برزخ بغداد راه مَفَرّی بیابد و اینکه آیا خود او آخر الامر پشمیمان شده یا امکانات سفر زاد و توشه دست به هم نداده یا رسماً از طرف سلطان دعوت نشده، قدر مسلّم این است که این سفر صورت عمل به خود نگرفته و عمل شده است . بعضی عقیده دارند که این غزل در پاسخ دعوت نامه سلطان احمد سروده و به بغداد ارسال شده است و گنجانیدن بیت پنجم غزل نیز پاسخ مؤدبانه و غیر مستقیمی است بر ردّ دعوت آن پادشاه ظالم . لیکن این نظریه با مفاد چهار بیت اول غزل کِلکِ سلطان از او یاد کرده و قاصد درگاهش به سلامی دل او را شاد سازد و تقاضا می کند که اینحاجات مر ابرآور و اگر لطف تو خرابی چون من را آباد کند خداوند به تو عوض خواهد داد و دعا می کند که خدا در دل آن شاه بیندازد که از او یاد نماید کاملاً منافات دارد در این صورت چگونه می توان گفت که این غزل با این اشارت و ایهامات جواب ردی بر دعوت قبلی است؟
تنها نتیجه یی که می توان از مطالعه این غزل گرفت این است که حافظ می گوید: ( ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز ) واین مصراع می رساند که پس از یک عمر زندگانی پر نشیب و فراز حافظ از کارنامه زندگی و نحوه آن راضی نبوده است.

نِیِستان در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۱۴ - در تواضع و صحبت درویشان:

ای پسر از آخرت غافل مباش
❋ با متاع این جهان "خوشدل" مباش ❋

با درود و سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور
✯✯✯✯✯✯✯

حاتم در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳:

در بیت ششم باید شعر به صورت "میر آمد و میر آمد.." باشه

رضازاذه در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:

سلام.درخصوص ساقی نامه بیدل و استعاره مفهومی در آن می خواهم بدانم.کلا ساقی نامهبیدل همه در یک جاانگار وجود ندارد. در صورت امکان راهنمایی نمایید.باسپاس

فریبا در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:

ورت خجالت سرو آرزو کنی بخرام...اشتباه نوشته شده.
در ضمن معشوق در این شعر زمینی ست چون شاعران قبل از قرن هشت اصلا از عرفان خبر نداشتند و نمیدونستن چی هست اما بعد از اون بخاطر حمله مغولان و کشتن ادبا،شاعران به انزوا کشیده شدن و تصوف و عرفان به روی کار اومد و بعد از قرن 8 و 9 معشوق آسمانی شد

همیرضا در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹۳:

البته این عبارت گویا در غزلیات عراقی هم آمده:
«بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟»
و حافظ می‌تواند آن را از عراقی قرض گرفته باشد.

همیرضا در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹۳:

مصرع دوم بیت هفت « ... گره از کار فروبسته ی ما بگشایی» یادآور بیت معروف خواجه شیراز است:
«بود آیا که در میکده‌ها بگشایند
گره از کار فروبسته ما بگشایند»
با توجه به این که حکیم نزاری بر حافظ مقدم بوده این احتمالا از تأثیرات حکیم خراسان بر خواجه شیراز است.

محمد در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

سلام، کجای این شعر زن ستیزی هست؟ همین شعر رو در مورد مرد هم میشه گفت. شعر بیشتر در مورد بداخلاقی در زندگی است. بعضی به خیال خود میخواهند از حقوق زن دفاع کنند، غافل ازینکه در جهت خلاف آن حرکت می کنند.

ﻛﺎﻣﺒﻴﺰ در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۷:

ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﺼﺮﻉ:
چونشد آنکز گوش میکرد استماع
"ﭼﻮﻧﺸﺪ ﺁﻧﻜﺰ" ﻏﻠﻂﻪ و ﺻﺤﻴﺤﺶ "ﭼﻮﻥ ﺷﺪ ﺁﻥ ﻛﺰ" ﺑﺎﺷﻪ

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۷:

در این جا در مصرع دوم مفلس، بی چیز معنی میدهد
جمع آوری این رباعی از 48719

رامین.ک در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

شادروان هایده این شعر رو خوندن ولی در توضیحات عنوان نشده

آرمین در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

دوستان عزیزم واژه ایواره در تمام گویش های زبان کردی در حال حاظر استفاده میشه و واژه شوار که دوستمون اشاره کردن به معنی شب هنگام می باشد و اساسا با این واژه متفاوته و چیزی که بعنوان صبح و طلوع فرمودند واژه دیگری دار که شوکی shavaki می باشد

محمود در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:

سلام خدمت همه دوستان اهل دل
فکر میکنم مصرع سوم بهترش اینه
گفتی که به دل شکستگان نزدیکی.
ممنون

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:

بیا وکشتیِ ما درشطِ شراب انداز
خروش وولوله درجان شیخ وشاب انداز
"کشتی ما": بسیاری ازشارحان براین عقیده اند که باتوجّه به اینکه درقدیم جام شراب رابعضاً بشکل وشبیهِ کشتی درست می کرده اند منظورحافظ از"کشتی"همان جام شراب است! لیکن بنظر نگارنده ی این مطلب، جام شراب با رودخانه ی شراب سنخیّت وتناسب شاعرانه ندارد وبرای پرکردن جام شراب رودخانه لازم نیست وبااین برداشت، لطف مصرع دوم نیززایل می گردد برای اینکه خروش وولوله وقتی برجان شیخ وشاب می افتد که کاری غیرمعمول وشگفت آور صورت بگیرد نه برای پرکردن جام شراب!
حافظ دراینجاازشدّتِ عطش واشتیاق، ازساقی می خواهد که کاری غیرمعمول وبی سابقه انجام دهد وکشتی ِ وجودِ شاعر رابه داخل رودخانه ی شراب بیاندازد تاشیخ وشاب نیز به چشم خویش کاری غیرمعمول دیده وبه خروش آیند.
البته درجای دیگر حافظ جام رابه کشتی تشبیه نموده لیکن دراین بیت موردبحث، این وجودِ شاعراست که به کشتی تشبیه شده نه جام شراب.
شط : نهر ورودخانه ی بزرگ
وَلوَله: هیاهو، بانگ و فریاد، اضطراب واسترس
شیخ : پیر وسالخورده، عالم دینی
شاب: بُرنا ، مردجوان
معنی بیت: ای ساقی بیامرحمتی کن و وجودتشنه ی مارا به درون ِ رودخانه ی خروشان شراب بیانداز (نوشیدن شراب باجام وپیاله عطش مارا فرونمی نشاند) بیا کاری بهترازگذشته درحق ما انجام بده تابدینوسیله هم ما به نوایی برسیم هم آه وناله و حسرت ازنهادِ شیخ وزاهد برآید وجوانان ازسرشور واشتیاق وشعف مسرور وشادمان گردند.
اززاویه ای دیگر،قطعاً حافظ بارها به چشم خویش دیده که شیخ خودپسند وزاهد ِ خودبین، چگونه خوردن یک جام شراب توسط دیگران رابرنمی تابند و فریادِ وامصیبتا سرمی دهند وگمان می کنند که شریعت باشراب خوردنِ کسی به خطر خواهدافتاد و چنین وچنان خواهد شد اینبارحافظِ رند وزیرک به وسوسه می افتد تا شیخ خودپسند رابیشتربرآشوب ونعره ها وناله هایش بلند وبلندتر گردد وازاین وَلوَله ستون بدنش به لرزه درآید. بنابراین هوشمندانه ازساقی می خواهد ترتیبی اتّخاذ کند که بتواند تمام ِ وجودِ شاعر رابه رودخانه ای ازشراب بیاندازد. ضمن آنکه حافظ نیک می داند که جوانان نیزبامشاهده ی این وضعیتِ غیرمعمول، به وجدآمده وبانگِ هلهله و شادمانی سر خواهند داد.
ساقی بیارآبی ازچشمه ی خرابات
تاخرقه ها بشوئیم ازعُجبِ خانقاهی
مرا به کشتیِ باده درافکن ای ساقی
که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز
کشتی باده: دراینجا "باده" به کشتی تشبیه شده است.
معنی بیت: ای ساقی بدان مثل که گفته اند: تونیکی می کن ودردجله انداز تونیزبیا نیکی کن ومرابه درون کشتی شراب بیانداز.
حافظ ازدست مده دولت این کشتی نوح )شراب)
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت
زکوی میکده برگشته‌ام زراه خطا
مرا دگر زکرم با رهِ صواب انداز
دراینجا حافظ راه درست ورستگاری راهمان طریق میکده می شمارد( رندی،رهایی ازبند تعلّقات،عشق دمستی وراستی، انسانیت) وبه ساقی می گوید که من ازروی غفلت دراین طریق نیستم وبه خطارفته ام کمک کن تابه راه رستگاری(میکده) برگردم.
معنی بیت: ای ساقی لطف وبزرگواری کن مرابه کوی میکده رهنمایی کن تادوباره به جاده ی نجات ورستگاری برگردم من لغزش پیداکرده ام ونیازبه دستگیری تودارم نمی توانم ازاین طریق دورافتاده باشم.
حافظ جناب پیرمغان جای دولت است
من ترک خاکبوسی این درنمی کنم
بیار زان می گلرنگِ مُشک بو جامی
شرار رشک و حسد دردل گلاب انداز
مشک بو: معطّر وخوش بو
شرار: زبانه،لهیب
معنی بیت: ازآن باده ی رنگین معطّر وخوش بو جامی بیاور ولهیب آتشِ حسادات را دردل گلاب فروزان کن (گلاب بداند که با همه ی عطروبویی که دارد نمی تواند باعطروبوی باده برابری کند)
چولاله درقدحم ریزساقیا مِی ومُشک
که نقش خال نگارم نمی رود زضمیر
اگرچه مست وخرابم تو نیز لطفی کن
نظربراین دل سرگشته ی خراب انداز
"مست وخراب" دراینجا حاصل باده نوشی نیست بلکه کنایه ازویرانی ،شکست خوردگی وسرگشتگیست که دراثرلغزش ورویگردان شدن از راهِ میکده دست داده است.
معنی بیت: ای ساقی اگرچه من به واسطه ی لغزش پیداکردن ازطریق نجات(میکده) ویران شده ام تونیزمرحمتی کن باچشم عنایت براین خراب افتاده ی سرگشته، نگاه کن وجامی ازباده ی گلرنگ مشکبو بیاور.
فغان که درطلبِ گنج نامه ی مقصود
شدم خرابِ جهانی زغم تمام ونشد
به نیمشب اگرت آفتاب می‌باید
زروی دخترگلچهررَزنقاب انداز
بعضی "آفتابِ مِی" نیز می خوانند که بنظر می رسد با این خوانش، معنای بدست آمده لطفِ حافظانه ای ندارد وبعیداست که طبع مشکل پسند حافظ به این معنا رضایت داده باشد.
رَز درخت انگور، تاک
دختر رَز: بنت العنب، شرابِ حاصل ازانگور
آفتاب می باید: توراآفتاب لازم است
نقاب انداز: پوشش را کناربزن
معنی بیت: اگر درنیمه های شب ، می خواهی آفتاب طلوع کند وازروشنایی آن بهره مندگردی این خواسته ی بظاهرغیرممکن، شدنیست کافیست ازروی شراب پوشش ونقاب رابرداری وببینی که چقدرهمانندِ آفتاب درخشنده وروشنایی بخش است. درژرفای ِ معنای روشنایی بخشیِ شراب، علاوه برصاف وزلال بودن، یک نوع آگاهسازی ونورمعرفت نیزبه چشم می خورد.
جمال دختر رَز نورچشم ماست مگر
که درنقابِ زُجاجیّ وپرده ی عنبیست
مَهل که روزوفاتم به خاک بسپارند
مرا به میکده بر درخُم شراب انداز
مَهِل: مگذار
معنی بیت: به هوش باش مگذار مراپس ازمرگ دردل خاک دفن کنند وصیت می کنم پس ازمرگ مرا به میکده برده ودرداخل خُمره ی شراب بیاندازید.
روزی که چرخ ازگِل ماکوزه هاکند
زنهارکاسه ی سرما پُرشراب کن
زجورچرخ چوحافظ بجان رسید دلت
به سوی دیومِحَن ناوکِ شهاب انداز
مِحن: رنج ها، غم وغصّه ومحنت
دیو محن: مجموعه ی محنت واندوه به دیوتشبیه شده است .
ناوَک: تیر
شهاب: درخشش پاره ای از آتش درآسمان، شراره ی آتش که همچون تیرهای آتشین آسمانی روان می شوند.
"ناوک شهاب"‌دراینجا کنایه ازشراب وشرابخواریست. یعنی باپیاله های شراب که همانندتیرهای آتشین هستند به مقابله با دیو محنت واندوه برو
معنی بیت: ای حافظ وقتی که ازنامهربانی ِ روزگار جانت برلب رسید به سوی دیو محنت وغم واندوه تیرهای آتشین روانه کن(شراب بنوش) وناامید ی به دل راه مده.
چون نقش غم زدورببینی شراب خواه
تشخیص کرده ایم ومداوا مقرّراست

۱
۲۹۹۲
۲۹۹۳
۲۹۹۴
۲۹۹۵
۲۹۹۶
۵۷۳۰