گنجور

حاشیه‌ها

منیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱۱۶:

فکر کنم لفظ درست شعر اینگونه باشد:
من بنده عاصیم رضای تو کجاست
تاریک دلم نور و صفای تو کجاست
ما را تو بهشت اگر به طاعت بخشی
آن بیع بود لطف و عطای تو کجاست

جلیل در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست:

سلام جناب یاقوت؛ دست مریزاد، جناب کهن دل به نظر میرسه به شدت تحت تاثیر فقه و دروس حوزوی هستند و شاید یکی از هزاران معمم

بابک در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۹:

مولانا شاعر و عارف قرن ششم هجری‌ست؛ این قبیل مضامین پدیده بعدهاست و با دیگر رباعیات و ادبیات و مشی و منش حضرت مولانا همخوانی ندارد و در منابع مکتوب کهن هم نیست، حال چرا گنجور این را اینجا نقل کرده هم جای سوال است.

محمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۶ - در تحقیق نماز:

سلام خدمت خوانندگان محترم.
در شعر اشاره زیبایی به حالت معنوی مولا علی ع در هنگام نماز شده است،که وقتی تیر را از پای ایشان در می آورند، حضرت متوجه درد نمی شوند و آنقدر روحشان غرق در لذت عبادت خداست که از جسم غافل است.البته میتوان به گونه ای دیگر تعبیر کرد که شاید حضرت درد را احساس می کردند اما ایستادن برای اقامه نماز در پیشگاه قادر مطلق و در منظر چشمان علی چنان عظمت و جایگاهی دارد که حضرت حاضر نمی شود در این حال باشکوه،درد زخم را به چهره بیاورد و در مقابل جانان خم به ابرو بیاورد،باری مردان بزرگ ،اسرار بزرگ دارند و کارهای بزرگ انجام می دهند هر چند شاید با عقل و درک ما قابل ادراک نباشد.البته ممکن است خون باعث ابطال نماز شود که این منافاتی با موضوع ندارد و در اینصورت دوباره میتوان نماز را به جای آورد.
مطلب دوم:
اگر کسی خانه شما را غصب کند و در آن خانه جای بگیرد و شما را بیرون کند آیا شما او را صاحب خانه ی خود میدانید.قرآن که کتاب برحق آسمانی است کعبه را اولین خانه ای معرفی می کند که در روی زمین برای عبادت خدا بنا شده است.
آل عمران-96
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکًا وَهُدًی لِّلْعَالَمِینَ
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ [ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ] ﻣﺮﺩم ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺷﺪ ، ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻜﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻛﻪ ﭘﺮ ﺑﺮﻛﺖ ﻭ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
پس شایسته نیست که غاصبان بنای توحید را مالک آن بدانیم.آنها که مومنان را در خانه ی خداوند به خاک و خون کشیدند،دشمنان خدا و بندگان خدایند.ما کعبه را نشانه ای میدانیم از وحدانیت خداوند و همه برای خداوند یکتا و به فرمان او به سوی کعبه سر به خاک می گذاریم، در حالیکه میدانیم خداوند در همه جا هست و دربند مکان و زمان نیست.
سجده اوج پرواز عاشقیست که به درگاه معشوق رسیدست و سِرِّ این معما فاش شدنی نیست مگر برای طالب آن.
آیا تا به حال تلاتم روزگار و بالا و پایین شدن آن به تنگ آمده اید،آیا شده است که تمام تدبیرها و برنامه ریزی هایتان ،جواب معکوس دهد.
این جمله ساده را چند بار تکرار کرده اید:((چی میخواستیم، چی شد))
آری دست خداوند بالای همه دستهاست و اراده ی او فوق همه ی اراده هاست. در بارگاه چنین قادر دانا و توانایی چه کاری برتر از ابراز ناتوانی و عجز میتوان کرد.و آیا سجده در برابر این قادر مطلق اوج اتصال به منبع دانایی و توانایی نیست.جهل آن است که جایگاه خود را نشناسی و بیهوده چون کسانی که قطره ای از باده خورده اند در کوی و بام عربده بکشی و لاف مستی سر دهی.

جلیل در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۹ - حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی:

سلام دوستان
درود جناب سلیمانی؛ حق مطلب رو ادا کردید، امر به معرف خوب هست به شرطها و شروطها؛ ضمنا فضولی جزء لاینفک زندگی ایرانی ها و به خصو شهر ها و روستاهای کم جمعیت شده، بدون هیچ اطلاعاتی نظر میدیم و دخالت می کنیم

ali در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۷:

لطفا اگه کسی میدونه این دوبیت رو معنی کنه:
دریغا گردن طاعت نهادن
گرش همره نبودی دست دادن
به دیناری چو خر در گل بمانند
ورالحمدی بخوانی ، صد بخوانند

بابک چندم در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

بهروز جان،
همانی که خودت آوردی: ابوسعید ابولخیر.

سجاد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:

سلام
از این شعر یک آهنگ هم روزبه نعمت اللهی خونده به اسم پلاس
البته این غزل و غزل شماره 2472

محسن سعیدزاده در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

حجابِ راه
خود خواهی وخودپرستی حجاب ضمیر منیر ما است.این حجاب راباید ارمیان برداشت.

الف رسته در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳:

کاوه + ان = کاوگان
قارن از خانوادهء کاوه
منبع: لغتنامه دهخدا
آوگان = از خانواده آفریدون

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۷:

بنده هم چیزی نیافتم
عید سعید غدیر بر گنجور یا ن مبارک باد
جمع این رباعی از 7174

همایون در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶:

امروز انسان این غزل را با جان خود حس می‌‌کند و می‌‌فهمد و کوچکی عقل و قطره بودن هوش خود را به نیکی‌ در می‌‌یابد زیرا هم در اعماق و ژرفای اتم رفته است و هم به پهنا و گستره فضا و هم درازنای زمان زیستن و تاریخ تکامل و مدنیت انسان پی‌ برده است و توانائی‌های انسان را در پیشرفت‌های علمی‌ و شگرد آفرینی‌ها آزموده است، و در همه ابعاد به کوچکی عقل خود رسیده است و آرزو می‌‌کند که بجز عقل کاش ابزار دیگری نیز در اختیار می‌‌داشت تا از عظمت و بزرگی هستی‌ و شادی و رهایی درخورد انسان برخوردار می‌‌شد و آنرا در وجود خود حس می‌‌کرد و اینگونه دچار گیجی و سردرگمی و رنج و حسرت و حقارت نمی گردید و برای منافع خود دچار این همه جنگ و خانمان سوزی و نیرنگ و قساوت و رقابت با هم نوع خود نمی شد
امروز بیشتر از همیشه باید سری به بام جلال دین زد و بدور شمع او حلقه زد زیرا او هوشی و عقلی سزاوار انسان یافته است و توانسته است آن را به همه بشناساند و خشکی انسان را به تری و لطافت مبدل سازد

همایون در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۰:

هر روز برای جلال دین به معنی‌ پیامی نو است، روزی نو، آفتابی نو، و بختی نو برای او در راه است زیرا او در هیچ خانه‌ای منزل نمی کند و یاد گرفته است که هیچ باوری و دین و مذهبی نمی تواند بی‌ حد و مرزی انسان را تامین کند به جز خود انسان هیچ اندیشه و شریعتی‌ نمی تواند چهره انسان را به او بنمایاند به جز خود انسان. چنین انسانی‌ بی‌ چارچوب است و مست است و از شهر مستان می‌‌آید پادشاه است و از میدان فراخ هستی‌ می‌‌آید پیروز و با دستان پر، نیک بختی با اوست و به او لبخند می‌‌زند اسیر هیچ توبه و پرهیزی نیست و بار هیچ گناهی را بر دوش خود احساس نمی کند وسعت او به فراخی آسمان و خرمی او به سرسبزی باغ‌ها و دشت هاست و روشنایی او بیشتر از خورشید‌ها و کهکشان هاست چنین انسانی‌ همان یوسف خوبان است که فرمان در دست اوست و به هر کاری قادر است و بهترین کار همانا نمایاندن انسان و بزرگی او به خود او است
راز این همه در مستی انسان نهفته است، وگر نه انسانی‌ که هوشیار است و به دنبال منافع خود است از این بزرگی بی‌ بهره می‌‌ماند و در خانه کوچک خود محبوس
او از شهر مستان می‌‌آید و پادشاه او نیز از آنجاست و تو نیز سراغ مستان را بگیر و به دنبال عیب و ایراد به شعر من نباش که نشان هوشیاری تو است و امروز مخصوصا شعرم اشکالاتی دارد تا بدانی و مطمئن شوی که من به مستی پرداخته‌ام و به ظاهر اهمیتی نداده‌ام و تو هم به پیام من و درون شعرم نگاه کن نه آنکه "زیرا ز بوی زعفران گویند خندان میرسد" و یا "خاصه که این بیچاره را کز سوی ایشان میرسد"
پس بخند و خود را آنگونه بین که مرا می‌‌بینی‌ و مستی کن آنگونه که بخت و اقبال مست است و هیچ چارچوبی ندارد تا به دیدار او در آیی‌

نیما در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم:

این شعر در فیلم بادبادک باز خوانده می شود. این جا را ببینید: پیوند به وبگاه بیرونی

بهزاد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳:

درود بر شاهنامه خوانان و شاهنامه دوستان
آیا کسی است که معنی دقیق آوگان را بداند؟
سپهدار چون قارن کاوگان
به پیش سپاه اندرون آوگان

عباس (مصیب) مهر آشیان مسکنی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۲:

با سلام شعر مال مرحوم قائم مقام فراهانی است و در زندان باغ نگارستان در شبی که صبح ان اعدام شد هرچه تقاضای قلم و کاغذکرد کسی به تقاضایش ترتیب اثر نداد. وبا خون دست خود بر دیوار زندان نوشت.و دربیت گه زمهجوری عیان غلط است و عنان درست می باشد

همایون در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۸:

انسان آیینه‌ای برای دیدن درون و سیرت و روح و روان خود نیاز دارد و این آیینه همانا یک انسان دیگر است انسانی‌ که غرق نیاز‌های خود و اسیر ایمان و باور خود نباشد بلکه در نوعی مستی و بی‌ خبری و خاموشی باشد که اینها همه مشخصات خود جلال دین است پس او به حق خود را آیینه همه ما می‌‌داند آیینه‌ای که هزار نقش زیبا مناسب و برازنده انسان و هزار اندیشه زیبا درخورد کمال و درخشندگی همگان در خود جای داده است و او این همه را با مهارت‌ها و قابلیت‌های خود بدست آورده است زیرا او شکارچی قابلی‌ در هستی‌ است و از توانائی بالایی در این کار برخوردار است. او آمدن خود به هستی‌ را برابر با آمدن همه و راه یافتن همه به درون هستی‌ می‌‌داند زیرا هستی‌ دربانی در جلوی در گذاشته است که راه همه را سد می‌‌کند و این دربان همانا نیاز‌ها و بیچارگی‌ها و باور‌ها و اعتقادات خشک است که همه را ناتوان از دست یافتن به نیکبختی و اسیر آتش یاس و حرمان می‌‌کند. توصیه او نگاه کردن به جمال او و لحظه‌ای خندیدن است تا شکست دربان را و زیبائی جمال و بخت خندان خود را ببینی و چون او شوی، تنها کسی‌ که همواره برای همه آنچه که خود تجربه کرده است را آرزو می‌‌کند

امیر در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱ - مسافر همدان:

بیت هفتم به جای بنویسد نوشته شده بنوسید

کباب در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

بیت اول به نظر تمسخر دعوت قرآن به تحدی است.

حامد حسین در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

با سلام
نکته دیده نشده در بیت قیاس کردم و ... :
محذوف این بیت در حقیقت این است: قیاس کردم و تدبیر کردم و فهمیدم که قیاس در ره عشق چو شبنمی است ... و این واو است که معنای محذوف را به ما می فهماند و این نوع واو از اختراعات حافظ است در زبان فارسی گرچه در قرآن این چنین اسلوبی دارد که بسیار زیبا، دلنشین و عمیق است همچنین این اسلوب در زبان عامیانه استفاده نمی شود و بسیار ادبی است.

۱
۲۹۷۱
۲۹۷۲
۲۹۷۳
۲۹۷۴
۲۹۷۵
۵۷۳۰