گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد

طشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنون خانه شد

می‌گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو

چون خشک نانه ناگهان در حوض ما ترنانه شد

ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو

مشنو تو این افسون که او ز افسون ما افسانه شد

زین حلقه نجهد گوش‌ها کو عقل برد از هوش‌ها

تا سر نهد بر آسیا چون دانه در پیمانه شد

بازی مبین بازی مبین این جا تو جانبازی گزین

سرها ز عشق جعد او بس سرنگون چون شانه شد

غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد

کاستون عالم بود او نالانتر از حنانه شد

من که ز جان ببریده‌ام چون گل قبا بدریده‌ام

زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد

این قطره‌های هوش‌ها مغلوب بحر هوش شد

ذرات این جان ریزه‌ها مستهلک جانانه شد

خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم

شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

هنگامه حیدری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۵ نوشته:

افلاکی در سبب انشاء این غزل گوید:
اصحاب یقین رشوان الله علیهم اجمعین چنان روایت کردند که یار ربانی شیخ فخرالدین سیواسی رحمت الله مردی بود ذوفنون و در آن عهد کتابت اسرار و معانی بر عهده ی او بود از ناگاه در او جنونی طاری شد دیوانه گشت. حضرت مولانا همین غزل را همان روز فرمود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هنگامه حیدری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۶ نوشته:

با عرض پوزش رضوان الله اشتباه تایپ شده است. در حاشیه ی قبل

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فریبا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۰ نوشته:

این شعر زیبا رو استاد شهرام ناظری خونده و خیلی زیباست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعدی حائری در ‫۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۲ نوشته:

در مناقب العارفین افلاکی جلد اول صفحه 237 اینگونه آمده:
ای عاشقان ای عاشقان یک لؤ لؤ دیوانه شد
طشطش فتاد از بام ما تگ سوئ مجنون خانه شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۵ نوشته:

امروز انسان این غزل را با جان خود حس می‌‌کند و می‌‌فهمد و کوچکی عقل و قطره بودن هوش خود را به نیکی‌ در می‌‌یابد زیرا هم در اعماق و ژرفای اتم رفته است و هم به پهنا و گستره فضا و هم درازنای زمان زیستن و تاریخ تکامل و مدنیت انسان پی‌ برده است و توانائی‌های انسان را در پیشرفت‌های علمی‌ و شگرد آفرینی‌ها آزموده است، و در همه ابعاد به کوچکی عقل خود رسیده است و آرزو می‌‌کند که بجز عقل کاش ابزار دیگری نیز در اختیار می‌‌داشت تا از عظمت و بزرگی هستی‌ و شادی و رهایی درخورد انسان برخوردار می‌‌شد و آنرا در وجود خود حس می‌‌کرد و اینگونه دچار گیجی و سردرگمی و رنج و حسرت و حقارت نمی گردید و برای منافع خود دچار این همه جنگ و خانمان سوزی و نیرنگ و قساوت و رقابت با هم نوع خود نمی شد
امروز بیشتر از همیشه باید سری به بام جلال دین زد و بدور شمع او حلقه زد زیرا او هوشی و عقلی سزاوار انسان یافته است و توانسته است آن را به همه بشناساند و خشکی انسان را به تری و لطافت مبدل سازد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
mehdi shiraz در ‫۳ سال قبل، دو شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۸ نوشته:

میفرماید یکی از مادیوانه شد ویدانید کار ما افسون نیست او خود افسانه شد یا به افسون پیوست!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
نادر.. در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۸ نوشته:

این قطره‌های هوش‌ها
مغلوب بحر هوش شد
ذرات این جان‌ریزه‌ها
مستهلک جانانه شد..

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
شقایق عسگری در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۲ نوشته:

با جناب همایون موافقم و اینکه باید زانو زد به دامن خالق مجموعه ای به این عظمت که هر روز یه بخش تازه از عظمتشو بهمون نشون میده و حتی لولیان هم دیوانه میکنه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
هیچ در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۳۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۰ نوشته:

با سلام خدمت دوستان
من با کمال احترام با جناب همایون مخالف هستم.
چرا که کامل ترین و بزرگ ترین ابزار که ما در اختیار داریم عقل است. و همین ما را بس.
و حضرت مولانا همیشه به فکر کردن و اندیشیدن سفارش کردند. و اگر انسان بتواند به عقل و مغز خود کامل دست پیدا کند میتواند تمام هستی را جابجا.
و بقول‌ سعدی بزرگوار
رسد ادمی به جایی که بجز خدا نبیند
ببین تا چه حد است طیران ادمیت.
اینها شدنی نیست جز با همین عقل بزرگ.
شاد باشید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.