گنجور

 

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

نسخهٔ چاپی و مصور رباعیات خیام - تصحیح فروغی، تصاویر محمد تجویدی، خط جواد شریفی - امیرکبیر - ۱۳۵۴ » تصویر 55

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

Mahsa در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ نوشته:

دوستان میشه نظراتتونو بگین

 

بهروز در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۰ نوشته:

سلام دوستان آیا کسی میداند که در این رباعی منظور حکیم از " بوسعید و ادهم چه کسانی هستند؟ ابوسعید ابوالخیر و ........؟

 

بابک قوام در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۰۸ نوشته:

@بهروز،
ابراهیم ادهم...
ولی این رباعی خیلی کشکی است که متعلق به خیام باشد...

 

بهروز در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ نوشته:

متشکرم بابک، شما ادهم را گفتید آیا در مورد بوسعید هم نظری دارید؟

 

بابک قوام در ‫۳ سال قبل، پنج شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ نوشته:

بهروز جان،
همانی که خودت آوردی: ابوسعید ابولخیر.

 

بهروز در ‫۳ سال قبل، سه شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۴ نوشته:

خیلی متشکرم بابک عزیز. البته فاصله زمانی میان دوره ابوسعید ابوالخیر و ابراهیم ادهم حدود 300 ساله و این 2 نفر از دو تیپ و طایفه متفاوت بوده اند. فکر نمیکنم که ابراهیم ادهم دستی در سرودن شعر داشته در حالی که ابوسعید ابوالخیر از شاعران و رباعی سرایان خیلی به نامه که البته بنظر من در حد خیام نیست یعنی تقصیری هم نداره چون هیچکس در حد خیام نیست.

 

حامد در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۰ نوشته:

نه بهروز جان . ابراهیم ادهم و ابوسعیدابوالخیر از عرفا بودن و منظور شاعر بودن نیست .

 

علی در ‫۲ سال قبل، یک شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۲ نوشته:

خب دیدم دوستان حیرون این رباعی موندن
یه ترجمه ای که به ذهنم من میرسه و خیلی تیپکلیه اینه:
همه ی مصرع ها به ارزش و جایگاه والای می ناب اشاره داره .میگه خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر ..یعنی حتی خشت و گل و خاک کوزه شراب از کاخو ملک پادشاه جمشید یا میتونه هر پادشاه دیگه ای باشه ،جم در اینجا ایهام داره ولی معنی کلی همینه خوشتر وبهتر هست .بوی قدح و شراب از غذای بهشتی! که به مریم فرود آمد خوشتر و دلچسبتر! آه سحری ز سینه خماری؛ مشروب خور ها میدونن بعد از شبی که مست میکنن صبح که میخان پاشن معمولا با آخ و و ناله بیدار میشن یا این میتونه باشه یا اینکه اون آه مستی که خمار سر صبح از نوشیدن شراب میکشه. ..از ناله بوسعیدو و ادهم خوشتر...یعنی این ناله و آه سحری این فرد از آن ناله های عرفانی و زهدانه ی ابوسعید ابوالخیر و ابراهیم ادهم! که هر دو صوفی و آدم متقی و ریاضت طلبی بودن و حتی گرد پیاله شراب هم نمیگشتن. بهتر و خوشتر است

 

حسین ش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۰۶ نوشته:

علی عزیز ممنون برای تفسیر بسیار عالی

 

xfanex در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ نوشته:

خشت سر خُم = آجری که سر کوزه ی شراب میزاشتن در قدیم هست رو میگه که یه چیز بی ارزشی هست میگه همین آجر به از مِلک و مُلک پادشاهان ارزشش بیشتره
الباقی رو هم که دوست عزیز بالایی تشریح کردن دیگه نیازی به توضیح نیست

 

احمد نیکو در ‫۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۶ نوشته:

بیت اول بدین گونه صحیح میباشد
خشت سر خم ز مُکنت جم خوشتر
بوی قدح از غذای مریم خوشتر

 

نریمان در ‫۲۹ روز قبل، شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۳۰ نوشته:

دوستان فاشیست و ناسیونالیست ببخشند که خیام در این‌جا باب طبع عقایدشان سخن نگفته :)

«خشت سر خم ز ملکت جم خوشتر!»

یک خشت سر خم شراب از تمام گستره ی امپراطوری هخامنشی (و هر امپراطوری یا قدرت دیگری) ارزشمندتر و خوشتر است.

حکیم در این جا دم و دستگاه قدرت و «تمدن» اقتدارطلبان را به سخره می‌گیرد، چنان که در مصرع بعد توهمات متشرعان را. در بیت بعدی هم بساط شامورتی به اصطلاح «عرفا» را کف کوچه می‌پاشد.

شگفتا که با یک تیر سه نشان زده!

زنده باد خیام!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.