محمد صالحی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
استاد ابتهاج جالب جواب خواجه را میدهد:
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست
رحیم غلامی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳:
با سلام در این مصراع: غم ریش کس ندارم که بروت جمله عام است، کلمه عام را به خام تغییر بدهید
آرا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴:
دربرنامه فاخرووزین"یک شاخه گل شماره158"این رباعی برروی آهنگی موزون اثرمهدی خالدی دردستگاه سه گاه توسط خانم شمسی فضل الهی دکلمه میشود.خواننده این اثربی نظیراستاداکبرگلپایگانی ست...شنیدن آنرابه دوستان توصیه می نمایم
آرا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:
دربرنامه فاخرووزین"یک شاخه گل شماره158"این رباعی برروی آهنگی موزون اثرمهدی خالدی دردستگاه سه گاه توسط خانم شمسی فضل الهی دکلمه میشود.خواننده این اثربی نظیراستاداکبرگلپایگانی ست...شنیدن آنرابه دوستان توصیه می نمایم
میثم سعدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۸:
درود.
مسکین عاشق، روایت درستش اینه:
روایت شده است که جابر بن عبد الله انصاری رضی الله عنه در اواخر عمرش به ضعف پیری و ناتوانی مبتلا شده بود. امام باقر علیه السّلام به دیدنش رفت و احوالش را پرسید، جابر گفت: من در حالی هستم که پیری را بر جوانی و مرض را بر سلامت و مرگ را بر زندگی ترجیح می دهم. امام باقر علیه السّلام فرمود ای جابر! من این چنین نیستم که چیزی را بر چیز دیگر ترجیح دهم، پس اگر خدا مرا پیر کند پیری را دوست دارم و اگر جوان قرار دهد جوانی را دوست دارم و اگر مرا مریض کند مرض را دوست دارم و اگر شفایم دهد شفا و سلامت را دوست می دارم و اگر بمیراند مردن را دوست می دارم و اگر زنده نگه دارد زندگی را دوست می دارم خلاصه آن چه را که خداوند بخواهد تسلیم او هستم.
(بنمایه: اصول کافی، ج 2، ص 60)
مانا باشید.
میثم سعدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲:
تلفظ درستش دِیرِم است که در زبان لَکی به چمِ دارم میباشد.
میثم سعدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ باباطاهر » غزل:
آقای کیخا، کاش برای این واژهها، به واژهنامهی 30 هزار واژهای زبان لَکی که زبان مادری باباطاهر هم هست، میرفتید.
این واژههایی که گفتید اکنون در لهجهی لُری به کار نمیره، گویا در آن زمان هم به کار نمیرفته، به هر روی، نوشتارهای مکتوبی از زمان نداریم که ادبیات لهجهی لُری را به رخمان بکشه.
اما این مردمان لک همچنان از واژهی "بریژون" بهره میبرن که همان بریجون میباشد.
در شاهنامه لَکی هم این واژگان یاد شدن.
مانا باشید.
میثم سعدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:
چامه سرایی از دیار لکستان.
در نسخهی بسیار قدیمی شاه خوشین، این دو بیتی آمده که به باباطاهر نسبت داده. بدبختانه، دو بیتیهای باباطاهر پراکنده هستند.
مِ دَرویشم لَکِم اعجاز دِیرِم
مِ دوسی چُی خُوشی دمساز دِیرِم
مِ معشوقی وَ نوم فاطمه لُر [لَر]
صنوبر قامت و پِر ناز دِیرِم
(یزدان پناه 11 و عسگری عالم 114)
برگردان:
من درویشی از قوم لَک و صاحب کرامات هستم.
من دوستی همانند شاه خوشین دمساز دارم.
من معشوقهای به نام فاطمه لر،
صنوبر قامت و پُر ناز دارم
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
دوستی نوشته بود بیت پایانی اشاره دارد به داستان حضرت یوسف و دوری او از پدر و گریستن یعقوب در فراق فرزند، در کلبه احزان. اما یوسف در مصر در مقام عزیزی مصر از جهان رفت و در هیچ روایتی دیده نشده است که به کنعان نزد پدر خود یعقوب «باز آید». جای دیگر هم در غزل:
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
همین اختلاف در سخن حافظ با متن قرآن و روایات تاریخی ملاحظه میشود. مگر اینکه بگوییم باز آمدن یوسف به کنعان را بر مبنای قصص قرآن نگفته، امیدی است که میدهد. البته این نیز نمیتواند توجیه درستی باشد زیرا وقتی نویسندهای به یک قصه معروف تاریخی اشاره میکند نمیتواند از آنچه در اصل قصه واقع شده و در میان مردم شهرت یافته تجاوز کند، زیرا قهرمانهای قصه هر کدام سمبل یک صفت خاص شدهاند. شاعر میتواند سمبل مناسب مقام را از میان آنها انتخاب کند نه اینکه جریان حوادث را عوض کند یا نقش قهرمان قصه را تغییر دهد؛ چنانکه خود حافظ نیز در موارد گوناگون ضمن استفاده از روایات تاریخی مثل قصههای سلیمان و داود و اسکندر و خضر و رستم و … این اصل را رعایت کرده است. و در نهایت معلوم نشد چگونه در این مورد از این قاعده منطقی و عمومی تجاوز کرده است.
میثم سعدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۴:
در مصرع سوم
آمیخته موینم به نظر درستتره.
در زبان لکی و مادری باباطاهر، موینم به معنی میبینم میباشد.
شقایق عسگری در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۰:
تنها عشق است که میماند.
محمدعلی مظفری در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:
به نام خدا
سلام
ضمن ارج نهادن به نظرات عزیزان و احنمالاتی که داده شده بنده با توجه به سایر سروده های چناب لسان الغیب معتقدم این غزل زیبا می تواند به نوعی دعا برای سلامتی وجود نازنین حضرت بقیةالله الآعظم مولا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۹:
اگرانتظار باشد سبب حضور بیدل...
عالی
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۹:
اگرانتظار باشد سبب حضور بیدل
به به
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۰:
مژگان بهم آوردم ورفتم به خیالت
عالی به به
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
هرگز «غمِ» این دو روز مرا یاد نگشت
روزی که «نیامده»ست و روزی که «گذشت»
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
▣ زوم شاعر روی کلمه ی «غم» است . البته آدمی از غم و غصه خوردن ناگزیر است ولی می تواند غمی را که مربوط به زمان «گذشته» است را مدیریت کند چون از آن فاصله گرفته است و به غصه های مربوط به زمان «آینده» هم فکر نکند چون از مسیر حرکت آن غصه ها بی خبر است . خیام ، این توانایی را به خود نسبت می دهد .
▩ احمد آذرکمان 5 مهر 1397
محسن.۲ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۵:
سیدالمشرق
اشتباه نوشتی ، همان که مهناز خانم نوشت صحیح است
هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آیینه
جور و بغداد و بصره و ازرق
اشک و کاسه گر و فرودینه
HS در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
در سخنرانی شبی با مولانا و یکی از بهترین سخنرانی های دکتر سروش این شعر به زیبایی خوانده وتجلیل می شود.
عالمشاهی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۱ - حکایت:
آقای مدبر. همان طور که در یادداشت تذکر رفته معیار پذیرش احادیث منتسب به معصومین حوالت ان به قران مجید است ( به توصیه خود ان بزرگواران) حالا شما بفرمایید این حیوان گویا نجس چه طور می تواند سه صد و چند سال با اصحاب کهف در یک غار باشد? شما که حیطه تخصص تان قران است حکم شرعی حیوان صید شده و حمل ان را به وسیله سگ بخوانید و ما را هم مطلع بفرمایید. بلی در تفاسیر است ان روز که حکم نجاست سگ در قران (؟) امد جو های مدینه را خون گرفت . شما از روی کرم ایت و سوره این حکم را مرحمت فرمایید. با تشکر
آرا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۹: