گنجور

حاشیه‌ها

بنده حقیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

بنام خدا
این شعر خواه از ناسرخسرو باشد و خواه از رودکی، دچار مشکلات وزنی در چند مصرع است، لذا یا این شعر از هیچ یک از این شعرا نیست و منصوبیست که با مضمونی پر محتوا ولی اشکال وزنی سروده شده یا اینکه توسط افرادی دچار دگرگونی و تحریف در روایط شده.
این شعرمیتوانسته مثلا بشکل زیر سروده شده باشد:
چون تیغ برآری، مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند، بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستم خلق نمودند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی برهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت بدندان سر انگشت
گفتا که کرا کشت که شد کشته جنین زار؟
تا باز که آید بکشد آنکه ورا کشت؟!
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس!
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت

رضا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

واژه ی "شکرشکن" علاوه بر شیرین سخن گفتن میتونه به شکستن نرخ شکر هم اشاره داشته باشه. این بیت از خواجو رو ببینید:
آن نقش بین که فتنه کند نقشبند را/ و آن لعل لب که که نرخ شکستست قند را
پس اینطور هم میشه معنی کرد: طوطیان هند (کنایه از شاعران پارسی گوی هند) وقتی این غزلِ مثل قند پارسی رو بخونن دیگه نیازی به خوردن شکر ندارن و همین باعث بی ارزش شدن و سقوط قیمت شکر در هند خواهد شد!

محمدرضا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۶۰:

مهدی درست میگه ، تصحیحش کنید لطفا ، ببردند اشتباهه ، مشخصه که اشتباهه ، ببرند درسته

سودابه در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

در بیت 5 برکَنَد خوبه یا برکُنَد؟

داوود در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

لیلا فروهر در سال 2012 در آلبوم "از قلب من" این شعر را در ترانه ای با نام "فریاد" خوانده است.

علی سهرابی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

این رباعی به یقین، یعنی بنا به اسناد، از شاه سنجان خوافی، از عرفانی خراسانی قرن ششم، است. این هم از جمله رباعیاتی ست که به اشتباه در مجموعه رباعیات خیام وارد شده.هرچند البته محتوای آن خیامانه است.

حسن دلیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

متاسفانه امکان اصلاح نظر وجود ندارد و این نکته را ضمن ویرایش دو مورد در نظر قبلی ارسال و می‌افزایم
کوش سر حلقه خوبان(رندان) باشی
دوم اشاره شد به هماهنگی زند و خوب با کلمه انگلیسی good که اصلاح میکنم
در پاسخ به هاوآر یو؟
میگه؛ آیم فاین fine
پس رند به معنی فاین انگلیسی است
به هر تقدیر معنی رندان و خوبان یکی است.
با سپاس دوباره از همه عزیزان
در ضمن من از مباحثات و مناظرات شما لذت وافی می‌برم
موفق باشید

مجتبی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۸:

به نظرم می رسد که وزن شعر (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن) باشد، اگر اشتباه نمی کنم لطفاً تصحیح بفرمایید.

حسن دلیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

در پاسخ به روفیای عزیز و آگاه از اشعار حافظ باید این نکته را اشاره کنم و حتما در مد نظر داشته باشید و اصلاح کنید خود را هم شما و هم سایر پارسی زبانان و دری زبانان زیرا این کلمه «رند» به کلی در گویش کردی و سایر گویشهای جغرافیای حاضر ایران از میان رفته ولذا باید این کلمه را دوباره به دامنه فرهنگ لغت برگرداند.
در شمال شرقی کشور در میان کرمانج‌ها
در شرق و جنوب شرقی فلات آناتولی ترکیه در میان زازاها و کرمانج‌ها
این کلمه رایج است، ضمن آنکه زبان زازایی زبان فرس قدیم و شاید میانه فارسی باشد اما به احتمال زیاد فرس قدیم است پیش از میانه یعنی پیش از زبان دری
به هر روی
کاربرد این کلمه به این شکل است به دستور توجه بفرمایید:
چری رندی
چاوایی رندی
تو رندی
از رندم.
تو رندی؟
از به معنی من است و من به احتمال قریب به یقین از زبان ترکی وارد شده زیرا در کتیبه کورش میگوید:
از پادشه بیست و پنج کشور
یعنی من پادشاه بیست و پنج کشور
به هر حال «رند» به معنی خوب و بهتر بودن است. معادل انگلیسی آن همان گوود است.
امیدوارم اساتید از اشاره بنده نرنجیده باشند.
لذا بنظرم همیشه بیدار در بیتی که از حافظ اشاره کرده‌اند دقیقا به همین باشد کوش که سر حلقه خوبان(زندان) باشی البته به آن سالک و عارف میگه
متشکرم

مجتبی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۹:

به نظرم وزن شعر (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن)
میباشد اگر اشتباه نمیکنم لطفاً تصحیح بفرمایید.

انسان کامل در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

با سلام خدمت دوستان
خواستم بگم مهمترین بیت در این اشعار سانسور شده
نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش
خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
آرزو میکنم قبل اینکه بمیرید...خودتون بمیرید

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

به چه دیلی برخی دوستان "به سجود" را به "نه سجود" تغییر داده اند؟
آیا در نسخه ی خاصی این طور آمده یا صرفا ذوق شخصی است؟ ضمن این که "نه" پیش از یک قافیه دیگر استفاده شده

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

درود.
رضا جان، برای اون گفته‌ت که حافظ گفته پس از مردنم مرا در خُم بشویید یا هر چیزی، سند معتبر بیار.
خرم در آنکه همچو حافظ
جامی ز می الست گیرد
غزل 148
می الست، همان میِ عرفانی و بهشتی‌ست.
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
غزل 453
شراب عشق را کمتر کسی تجربه میکنه.
کار هر کسی نیست که بیاد به من مست عشقم.
بدرود

سیاوش ساقی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

لطفا مصرع یا ترجیحا بیت آخر رو معنی و تفسیر کنید دوستان.سپاس پیشاپیش

سیاوش ساقی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:

مصرع دوم بیت اول، کسی میتونه راهنمایی کنه که معنیش چیه.منظور خوش آن کسی که ز روی تو ... یا خودش رو داره میگه که خوش بودم که ز روی تو...؟؟؟

آرا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰:

این غزل زیبادرشاخه گل 458توسط خانم فیروزه امیرمعزبرروی تکنوازی زیبای جلیل شهنازدرمایه بیات زند،دکلمه شده...دراین برنامه سراینده این غزل کمال اسماعیل اصفهانی معرفی شده است

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

معانی لغات غزل 013
می دمد: طلوع می کند.
کِلّه: پرده، سایبان، خیمه، چادر.
کِلّه بستن: سایبان بستن و خیمه زدن با پارچه های نازک بهاره.
الصّبوح: باده بامدادی، مخفّف اَتونی الصبّوح یعنی باده صبحگاهی را به من ده.
صبوحی: باده یی که صبحگاهان می نوشند.
اصحاب: جمع صاحب، دوستان، یاران.
ژاله: شبنم.
مدام: شراب.
احباب: جمع حبیب، دوستان، یاران.
هان: کلمه تنبیه برای آگاهی دادن.
زُمرُد: مخفّف زمرّد از احجار کریمه سبز رنگ.
تخت زُمرُد: (استعاره) چمن سبز.
راح: شراب قرمز.
افتتح: بگشا، باز کن.
مفتّح الابواب: گشاینده درها.
موسم: فصل، هنگام، وقت.
معانی ابیات غزل
(1)سپیده بامدادی در حال دمیدن، و ابر خیمه و سایبان زده است ای یاران باده بیاورید! باده بیاورید!
(2)شبنم بر چهره لاله می چکد. ای دوستان شراب! شراب بیاورید!
(3)نسیم بهشتی از سوی چمن وزان است، دَم به دَم شراب ناب بنوشید.
(4)گل سرح در چمن بر تخت زمرّد نشسته است. شراب آتشین سرخ فام را دریاب.
(5)در میخانه را دگر بار بسته اند. ای خداوندِ گشاینده درها آن را بگشای.
(6)لب و دندان تو بر جانها و سینه های سوخته و کباب شده حقّ نمک دارند.
(7)در چنین موسم و فصلی شگفت آور است که اینطور با عجله و شتاب در میکده ها را به بندند!
(8)با نگریستن به روی ساقیِ زیبا و پری پیکر، مانند حافظ باده خالص و ناب بنوش.
شرح ابیات غزل
وزن غزل: فاعلاتن مفاعلن فعلان
بحر غزل: خفیف مسدّس مخبون مقصور
*
1-خواجو کرمانی:
طَلَع الصُّبح مِن وَراءِ حِجاب
عَجِّلو بِالرحین یا اَصحاب
*
و حافظ تحت تأثیر خواجو در اوّلین فصل بهاری که شاه شجاع به اقتضای سیاست عوام فریبانه، همانند پدرش در میخانه ها را بسته است این غزل را سروده است.
2-در این غزل هشت بیتی، شاعر در پنج بیت مؤکداً و تکراراً دوستان را به باده نوشی فرا می خواند و این ناشی از روح مغرور و شجاعانه اوست که تسلیم ریاکاری و تظاهر نشده به شاه شجاع می فهماند که ما همانیم که هستیم و همان خواهد بود.
3-شاعر در سه بیت دیگر نیز به موضوع بستن میخانه ها اشاره و اظهار شگفتی کرده و در بیتی به شاه شجاع می فهماند که تو حقّ نمک بر دل سوخته من داری و این کنایتی است که وگرنه شدیدتر از این سخن می گفتم.
4-ردیف ابیات این غزل به نحوه غزل چاپ قزوینی – غنی است و بطور وضوح مشهود است که جای ابیات ششم و هفتم باید با هم عوض شوند تا خللی در معنا به وجود نیاید و از اینگونه موارد کم نیست و چون سلیقه ها مختلف است، چاره کار در دست یک شورای عالی ادبی است که از طرف مقامات رسمی به این موضوع و حذف بعضی ابیات و در مواردی اضافه کردن ابیاتی از نسخ مهجور موجود اقدام و یک نسخه رسمی دیوان حافظ پیشنهاد نمایند تا بسیاری از مشکلات از میان برخیزد.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:

معانی لغات غزل (214)
تعبیر رفت: تعبیر شد.
کار به دولت حواله بود: کار وزندگی در جهت دولت و اقبال پیش می رفت.
شراب دوساله : شراب کهنه ورسیده که قدما آن را به دستور طبیب برای مدوای پاره ییاز بیماریها به جای داروی مقوی مصرف می کردهاند.
تدبیر: چاره ، راه بهبودی.
نافه : ماده معطره زیر شکم آهوان نر سرزمین خطا و ختن و تاتارستان.
نافه مراد:(استعاره تشبیهی) نافه آرزو ، مراد و آرزو به نافه معطر تشبیه شده یعنی آرزو مرادی که مانند کیسه مشک دلپذیر است.
کلاله:کاکل، موی مجعدو پیچیده.
مشکین کلاله:کاکل مشکین ، موی مجعد مشکین سیاهرنگ.
از دست برده بود : از حال عادی بیرون برده بود.
خمار غم: اندوهیشبیه به خماری ، گرفتگی و دردسر ناشی از غم واندوه.
خون می خورم مدام: دائم رنج و غم واندوه می کشم.
نواله: لقمه خوراکی که برای گذاشتن در دهان آمده شده باشد، لقمه و گلوله خوراکی مخصوص دام ها و شتر که قبلاً آماده شد و در سر موقع به دهان حیوان می گذراند.
مرغ سحر: بلبل.
سفینه: جُنگ، دفتر مجموعه اشعار، دیوان.
رساله: جزوه، کتابچه ، مقاله ( حاوی مسائل مذهبی ).
غزاله: بچه آهوی ماده، آهو بره که هنوز شیر خوار است.
تندحمله:حمله کننده سریع و چابک.
معانی ابیات غزل (214)
(1) در رویای شیرین دیدم که پیاله شرابی در دست دارم ، چنین تعبیر کردند که دولت و اقبال به من روی می آورد. (2) چهل سال دردو رنج کشیدیم و سر انجام چاره وعلاج ما در دست شراب کهنه چهل دوساله بود. (3) آن نافه مشکین آرزوی دلپذیری که دسترسی بهآن را از بخت خود آرزو داشتم ،در چین و شکن زلف آن محبوب کاکل مشکین بود.(4) سحر گاهان ، درد سر ناشی از غم و اندوه مرا از پای در آورده بود . خوشبختانه مقداری شراب در پیاله باقی مانده بود .(5) در پشت در میکده پیوسته کار من محروم ، خوردن غم وغصه است بهره ما از سفره کرم روزی دهنده این لقمه بود. (6) حال آن کس که بذر مهر ومحبت در دلب نکاشت و از آن گلزار، گلی نچید به آن ماند که در برابر تند باد ، از گلبرگهای لاله نگهبانی کند! (7) بامدادان به هنگامی که بلبل به نواخوانی مشغول بود ، گذارم به سوی باغ و گلشن افتاد. ..(7) در یافتیم که یک بیت از دیوان شعر دلکش حافظ در ستایش شاه سروده بود از صد رساله ( مذهبی بهتر بود)…(8) آن شهر یار سبک تازِ غافلگیر کننده خورشید برج اسد در روز بیکار در برابر او چون بچه آهویی درمانده بود.
شرح ابیات غزل(214)
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات
بحر غزل : مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور
*
این غزل را نخست حافظ در چهل سالگی خود و در اندوه قتل شاه شیخ ابواسحاق در هشت بیت سروده و در آن بیت از بت مشکین کلاله نام برده است. لقبی که مردم شیراز به خاطر زلفهای بلند و منشکین شاه ابواسحاق به او دادبودند و حافظ هم در مرثیه این شاه ، این لقب را در ماده تاریخ فوت او استعمال می کند و می فرماید :
بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل
که مطابق است با عصر جمعه بیست ودوم ماه جمادی الاول 757 هجری قمری سپس در زمان حمله شاه شجاع به شیراز و تصرف مجدد آن شهر در این غزل تغییراتی داده وابیاتی را که ایهام آن به شاه شجاع بر می گرددعلاوه به حساب شاه شجاع می گذارد.
حافظ در چهل سالگی می گویدکه دررویا چنین دیدم که پیا له یی از شراب در دست دارم. خواب گزاران چنین تعبیر کردند که : عطای بیغمبران اندر خواب اگر از طعام و شراب و جامه بود آنچ بدن ماند ، تفسیر آن است که علمی و دانشی و حکمتی بیابد- کتاب خوابگزاری صفحه 389 به نقل از کتاب در جستجوی حافظ ) کارم بالا خواهد گرفت و در بیت دوم می فرماید پس از چهل سال ناکامی کشیدن در دو سال اخر سلطنت شاه ابواسحاق روز و روزگار خوشی داشتم البته شاعر این ایهام باطنی را در زیر پوشش ایهام و تعبیر سهل الحصول سن چهل سالگی حضرت رسول اکرم(ص) و نزول قرآن پوشانیده است.و آنها که در معنای این بیت تنها به سن تکامل 40 سالگی روسل خدا و نزول قرآن بسنده می کنند، به انگیزه سرودن غزل و سال حافظ توجه کافی مبذول نمی دارند.
سپس شاعر با یاد آوری دوران خوش گذشته در چهار بیت اول غزل به روز گار حال می پردازد و در بیت پنج می فرماید در حال حاضر :
بر آستان میکده خون می خورم مدام روزی ما از خوان قدر این نواله بود
و بعد با حسرت هر چه تمامتر در بیت ششم به این نکته اقرار می کند که هرکس که در زمان استطاعت نتوانست آنطور که باید از باغ پر گل روزگار موافق حاصلی و گلی بچیند کلاهش پس معرکه است .بالاخره بیت هشتم و مقطع غزل یعنی غزلی را که حافظ در سن چهل سالگی در سوک شیخ ابواسحاق سروده این است:
گل بر جریده گفته حافظ همی نوشت شعری که نکته ئیش به از صدرساله بود
و بدین ترتیب غزلی را که حافظ پس از قتل شاه ابواسحاق و در رثاء او رد سال 757 سروده. به این نحو پایان می پذیرد. اما سالها بعد در زمان شاه شجاع ودرست در زمانی که او پشت دروازه شیراز با تردستی و زرنگی و شهامت هر چه تمامتر پیش از آنکه شاه محمود بتواند کاری بکند ، خود را به رودخانه زده وارد شیراز می شود و با این حمله سریع خود بار دیگر شیراز را فتح می کند حافظ براین غزل دوبیت دیگر به جای بیت مقطع غزل اضافه و غزل را به نام شاه شجاع نموده و در بیت آخر غزل ، با اشاره به حمله سریع شاه شجاع می فرماید:
آن شاه تند حمله که خوررشید شیر گیر پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
و مفاد بیت اخیر کاملاً باز گو کننده حمله سریع شاه شجاع است که در تواریخ هم ضبط شده است . بنابراین این غزل در سال قتل شاه ابواسحاق در 8 بیت و با بیت مقطع ( گل بر جریده) سروده شده و بعداً در فتح مجدد شیراز به دست شاه شجاع با برداشتن بیت مقطع قبلی و اضافه کردن دو بیت به صورت فعلی در آمده است. توضیحاً از مفاد بیت دوم این غزل که شاعر می فرماید ( چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت ) و تاریخ سرودن این غزل که سال 757 هجری یعنی پس از قتل شاه ابو اسحاق است بر می آید که تولد حافظ در سال 718 هجری شمسی است و اختلافات چند ماه بدین سبب است که قتل در اواسط سال انجام گر فته است. در پایان ، منظور حافظ از خورشید شیر گیر ریا، برج اسد است که یکی از 12 برج تقویم است و در آن برج ، خورشید به نقطه اوج خود می رسد وآن برج را برج اسد یا شیر می نامند و حافظ خورشید را در اوج خود به مانند بچه آهوی ماده یی به هنگام حمله غافلگیر کننده شاه شجاع تشبیه می کند .
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

علی کمالی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:

سلام
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفتست
یعنی اینکه تمام اشعار حافظ در مورد عرفان و خداشناسی و سیروسلوک هستش و که کسی میخواد اشعار حافظ رو از خدا و اهل بیت و عرفان جدا کنه معلومه که اصلا شعر حافظ رو نمیشناسه.
در مورد اون بیت حافظ که حاج رضا فرمودند
ین نقطه سیاه که امد مدار نور
عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو
من بعد از سالها تازه یه چیزهایی از اون رو فهمیدم . سالها تحقیق و مطالعه .
اشعار حافظ دارای مفهوم بسیار عمیق و ژرفی هستند.
مخلص کلام اینکه سالکین در منزل آخر باید خدمت حضرت رضا(ع) برسند (‌البته اگر کسی برسه )

آهی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

با تشکر و قدر دانی از جناب علیرضا بخاطر آگاهی کافی از موسیقی و دفاع از نام استاد شجریان
استاد
عمرت جاوید
نامت همیشه ماندگار
عمری با عزت برای همه هوادارانت

۱
۲۹۳۶
۲۹۳۷
۲۹۳۸
۲۹۳۹
۲۹۴۰
۵۷۳۰