گنجور

حاشیه‌ها

سعید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:

کاش آنقدر سواد داشتم که معنی رباعیات خیام رو بدونم

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:

بگرفت کار حُسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هردو را زوالی
حُسنت: جمال و زیبایی تو
کمال: کامل شدن، به نهایت واوج رسیدن
زوال: فروریختن و نابودشدن
معنی بیت: جمال وزیبایی توهمانندِ اشتیاق وعلاقه ی من به اوج کمال وپویایی رسیده است هیچ دغدغه ا ی به دل راه مده نه زیبایی توکاستی می پذیرد نه نیازمندی من، خوش باش که هردودایمی وجاودانه هست.
نصاب حُسن درحدّکمال است
ذکاتم ده که مسکین وفقیرم
در وَهم می‌نگنجد کاندر تصوّرعقل
آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی
وَهم: گمان وخیال،پندار
تصوّر: 1. صورت کسی یا چیزی را در خیال خود مجسّم ساختن.
2. گمان کردن؛ پنداشتن؛ انگاشتن.
به هیچ معنی: درهیچ موضوعی، درهرموضوعی
مثال: شبیه،مانند
معنی بیت: حتّادرظرف گمان نیزنمی گنجد که عقل توانسته باشد مثالی بهترازاین ،درهرموضوع وبه هر مضمونی تصویرسازی کند. به عبارت دیگر عقل نمی تواند مثال مناسب تر وقانع کننده ترازاین پیداکند حتّادرباره ی هرچیزوهرموضوعی بخواهدمثال بهترازاین پیداکند موفّق نخواهدشد.
بی تردید مثال موردبحث در این بیت، مضمون بیت پیشین است(کارحُسن تو واشتیاق من به سرحدّ کمال رسیده خوش باش که......)
وامّا چراعقل قادرنیست مثال متناسب ترازاین پیداکند؟ برای اینکه سخن پیرامون عشق واشتیاق است روشن است که پای عقل دراین وادی می لنگد ونمی تواندبسان حافظِ عاشق پیشه که ازعشق تعلیم سخن گویی فراگرفته،مضمون سازی کند.
قیاس کردم وتدبیرعقل دررهِ عشق
چوشبنمیست که بربَحرمی کِشدرقمی
شد حظِّ عمرحاصل گر زان که با تو ما را
هرگزبه عمرروزی روزی شود وصالی
حَظّ: لذّت
"هرگز" دراین بیت به معنای هیچ وقت نیست بلکه درقدیم به معنای گاهی وهمیشه ودایم بکارمی رفت ودراینجانیزبه معنای همیشه ودایم بکاررفته است.
"روزی اوّل" به معنی یک روز و روزی دوّم به معنی قسمت ونصیب معنی بیت: اگرتنها دریک روزازعمرمان، وصال تونصیب می گردید لذّت همیشگی بدست می آمد ومی توانستیم تمام عمرازآن لذّت بهره ببریم. یک روز وصال تو لذّت یکروزه ندارد بلکه لذّتی عظیم وتمام ناشدنی دارد ومی توان تمام عمرازآن لذّت بهره برد. حافظ درجای دیگرپارا ازاین هم فراترنهاده ونه یک روز را بلکه یک لحظه وصل را بالذّت همه ی کامهای جهان برابر دانسته است.
به وصل دوست گرت دست می دهد یک دم
بروکه هرچه مراداست درجهان داری
آن دَم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
معنی بیت:ای دوست آن لحظه ای که باتوودرکنارباشم(زمان به چشم من بسیارتند ولذتبخش می گذرد وگذرزمان راحس نمی کنم چنانکه) گذشتِ یکسال به اندازه ی گذر یک روزبه نظرمی آید. درمصرع دوّم:
وآن دمی که دورازتوبوده باشم (زمان بسیارکُند وآزارنده می گذرد چنانکه) گذشتِ یک لحظه به اندازه یکسال طول می کشد.
حافظ دراین بیت زیبا ونغز به مددِ طبع لطیف خویش قرنها پیش قانون نسبیّت رابه زبان شیرین وحافظانه اثبات وعرضه کرده است. آلبرت انیشتین احتمالاً ازاین بیت الهام گرفته که درمورد قانون نسبیّت می گوید:
"وقتی باکسی که عاشقش هشستید ملاقات می کنیدیک ساعت مثل یک ثانیه می گذرد وهنگامی که روی آتش پامی گذاریدیک ثانیه به اندازه ی یک ساعت می گذرد به این می گویند: نسبیّت"
ماهم این هفته برون رفت وبه چشمم سالیست
حال هجران توچه دانی که چه مشکل حالیست
چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می‌نبیند چشمم به جز خیالی
معنی بیت: (ای حبیب چون دیدارتوممکن نیست) و ازآنجا که برای من تنها این امکان میسّراست که روی تورا درخواب ببینم ازبداقبالی دریغاکه اصلاً خواب به چشمم نمی آید(چشمم هیچ خودِ خوابیدن رانمی بیند فقط خیالِ خوابیدن رادرسرمی پروراند درنتیجه نمی توانم بخوابم وخیال روی تورانیزنمی توانم درخواب ببینم)
خواب بیداران ببستی وآنگه ازنقش خیال
تهمتی برشبروان خیل خواب انداختی
رَحم آربر دل من کز مِهر روی خوبت
شدشخص ناتوانم باریک چون هلالی
معنی بیت: بردل ِ عاشق من رحم کن ببین که وجودِ ناتوان من ازمحبّت واشتیاق روی نازنین تو چگونه لاغروباریک همچون هلال ماه شده است!
هلالی شدتنم زین غم که باطغرای ابرویش
که باشدمه که بنماید زطاق آسمان ابرو
حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
معنی بیت: ای حافظ گله وشکایت مکن اگرتووصال دوست می طلبی می بایددرنظرگرفته وپذیرفته باشی که وصال به آسانی بدست نمی آید واحتمال دارد هجران طولانی مدّتی راتحمّل کنی تاقابلیّت لازم رابه دست آوری.
حافظ شکایت ازغم هجران چه می کنی
درهجروصل باشد ودرظلمتست نور

نادر.. در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۰:

در حضور چنان وجود شگرف
چون نمانم به جمله من مانم..

علی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۶:

سلام ببخشید دوستان تلفظ صیحیح مصراع دوم از بیت دوم چیه؟!

بابک چندم در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

@ خانوم سهیلا و برگ بی برگی،
"یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت
بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد"
تعبیر برگ بی برگی بسیار خوب و نکوست...
بنده هم در غیاب اساتید جزییات معانی را برای شما می آورم:
"یکی جانیست در عالم...
-"که ننگش آید از صورت"
1-از پیدا و پدیدار بودن احتراز دارد-> در خفا و پنهان است
2-از صورت (دروغین) آر دارد -> باطن حقیقی یا اصل حقیقت است
-"بپوشد صورت انسان"
1- صورت انسان را بپوشد-> در (صورت) شکل و شمایل انسان در آید
2-صورت انسان را بپوشد-> انسان را بیافریند
3-صورت انسان را بپوشاند-> رخ او را نقاب شود، لذا دیده اش نتوان دیدن (نابینا شود)
-"ولی انسان من باشد"
انسان اول در این بیت -> انسان،بشر
دومین انسان->" انسان العین " مردمک چشم (نور دیده، چشم و چراغ) باشد...

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

درود
عرض ادب و احترام
از علم عرفان و سیر سلوک و رفتار آیین و فرهنگ و رسم و رسوماها و نماد ها و رمز هایش، دانش وآگاهی و علوم ناچیز و بی مقداری دارم .
خواهشم این است که برای کسی نسخه نپیچیم.تعیین و تکلیف نکنیم.خط و مشی تعریف نکنیم.حد و مرز مشخص نکنیم.نه برای زنده ها و نه برای از دنیا رفته ها.حتی برای حافظ.برای حافط هم حد و مرز وخط و مشی تعین و تکلیف نکنیم.هنری خوب است که در خدمت همه اقشار مردم باشد. برای همه اقشار مردم فرحبخش و لذت بخش باشد. برای عموم قابل درک و فهم باشد.برای عموم در همه اعصار و زمان ها پیام و پند تازگی و طراوت داشته باشد.هرکسی به فراخور درک و فهم و شعورش شیفته و دلبسته اش شود.عموم فراخور به علم و دانش،تخصص و تجربه،فرهنگ و تمدن،کسب و حرفه و کار،موقعیت و مسند و جایگاه، دین و مسلک،آیین و مذهب ، فلسفه و سن و جنسیت و ایدئولوژی و قومیت و ملیت هنرش را درک و فهم کنند و طالب و عاشقش باشند.حافظ و اشعارش این حسن و رجحان را بر تمام هنرمندان دنیا دارد و برای همین است که جهانشمول و جهانگیر است. چون فارغ از هرچیز برای همه چیز و همگان است.حافظ نقطه عطف و هدف غایی همه متضاد هاست.در واقطع نقطه همگرایی و همبستگی همه متضاد هاست.موافق ها و موازی ها که جای خود دارد.در واقع حافظ حلقه مفقوده همه متضاد ها و موافق ها و موازی هاست. حافظ و عشق به حافط است که می تواند همه را به هم گره بزند و پیوند دهد. در واقع حافظ بگونه سراییده است که همه مشتری و خواهانش باشند.فرقی نمی کند چه امی چه عامی و چه عارف و عابد.شاید حافظ و اشعارش همان وحدت وجودی باشد که عرفا از آن در بیان دم میزنند.اما حافظ عارف عمل است و آیینه تمام نمای کل که به زبان درک برای همه سخن می گوید نه یک قشر خاص و ویژه.
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است
شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است
ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای
کت خون ما حلالتر از شیر مادر است
نازنین پسر را
در زمان حال هم استفاده می کنیم.الان هم وقتی که می خواهیم از جوانی و زیبایی و رفتار و منش یک پسر جوان صحبت کنیم میگوییم که فلانی چه پسر نازنینی است.اینکه ما از زیبایی و جوانی و منش و رفتار یک جوان خوشمان بیاد و به دلمان بنشیند و جذبش بشویم چیز غریب و ناپسندی نیست.چه بسا که هر روزه ما این قیاس را انجام میدهیم.
خانه پرور
یعنی اینکه در خانه و مکتب و کسب خودمان پرورش یافته است. دست رنج خودمان است. برای پرورشش خون دل خورده ایم. غریبه نیست.می تواند نوه،فرزند زاده،خواهر زاده،برادر زاده،قوم وخویش و و یا یک آشنای قابل اطمینان و محترم باشد. شمشاد خانه پرور غریبه نیست.محرم است.طبیعتا تعلق خاطر و احساس مسئولیتی هم در این مدت پیدا شده است.قطعا ذوق زیبایی و کمالات را می کنیم و بهش افتخار هم می کنیم و با القاب و صفات درخور و شایشته به انظار عموم معرفیش می کنیم که اگر غیر از این باشد در حقش ستم روا کرده ایم..بقول امروزی ها حالش را می بریم.چه برسد که این پسر شاهزاده زیباروی با کمال و ادب و فهمی چون شاه شجاع باشد.بی انصافیست که اگر حافظ به استناد این غزل به همجنسگرایی متهم کنیم.
سوال آخر اینکه در ذهنتان تجسم کنید که اگر حافط از یک دختر خانه پروری اینهمه تعریف و تمجید میکرد، حکایت چه بود و چه قضاوت و گمانه زنی ها و افسانه سرایی هایی در طول زمان بر زبان و قلم جاری و ساری می شد؟؟؟؟؟؟؟

Seraj Hosseini در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲ - دل گمشده:

با درود و مهر و سپاس از زحماتی که برای این مجموعه گران بها در گنجور میکنید واین آثار بی نظیر را جمع آوری کرده اید،دستمریزاد...
اما بعضی مواقع به اشعاری برای مثال این سروده که هم در اینجا و در مجموعه شاطرعباس با کمی تغییر دیده می شود و دوستان گنجوری هم تذکر زیاد داده اند،بالاخره ما که دسترسی به نسخه های چاپی این دو سخنسرا پارسی گو نداریم چه باید بکنیم،لفطاً محبت کنید و رسیدگی بفرمایید،در جاهای دیگری هم بنام سراج برای اشتباهاتی چاپی و وزنی و غیره تذکری داده ام که متاسفانه هنوز رسیدگی و یا تصحیح نشده،پوزش میخواهم از همه دوستان گنجوری،زنده مانید به مهر،سراج

Seraj Hosseini در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:

با درود و مهر و سپاس از زحماتی که برای این مجموعه گران بها در گنجور میکنید واین آثار بی نظیر را جمع آوری کرده اید،دستمریزاد...
اما بعضی مواقع به اشعاری برای مثال این سروده که هم در اینجا و در مجموعه شاطرعباس با کمی تغییر دیده می شود و دوستان گنجوری هم تذکر زیاد داده اند،بالاخره ما که دسترسی به نسخه های چاپی این دو سخنسرا پارسی گو نداریم چه باید بکنیم،لفطاً محبت کنید و رسیدگی بفرمایید،در جاهای دیگری هم بنام سراج برای اشتباهاتی چاپی و وزنی و غیره تذکری داده ام که متاسفانه هنوز رسیدگی و یا تصحیح نشده،پوزش میخواهم از همه دوستان گنجوری،زنده مانید به مهر،سراج

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

درود
بیت
وصل تو اَجل را ز سرم دور همی‌داشت
از دولتِ هجر تو کنون دور نماندست
رسیدن به تو باعث شده که من زنده باشم به عبارتی زنده ام برای رسیدن به تو.از اینکه نتواستم به تو برسم پیر شده ام و مرگم نزدیک است.به عبارتی به دلیل رنج و محنت و مشقت و سختی که برای رسیدن به تو کشیدم و نرسیدم از نای و پای افتاده ام و رنجور رو به موت شده ام و مرگم نزدیک است و این نتیجه عشق به تو است

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

به نظر می رسد مصرع دوم در بیت سوم همان «باید دانه کرد» صحیح باشد چون در مصرع اول شاعر از دانه دانه کردن تسبیح (شمارش) می گوید
بعبارتی شاعر می گوید من از راه عقل و فقه به ان حالی که خواستم نرسیدم راه دیگر عرفان و خرابات و مستی

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

درود
با سلیقه و ذوق و درک و شعور و فهم و سواد اینجانب شاه غزل و بهتر بگویم شاه شعر و یا همون آس حافط همین غزل است و اما بیت
غلام همّتِ آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست
در مورد این بیت آقا رضا توضیحات مقصل و جامع و کاملی دادند که از ایشان و سایر حاشیه نویسان تشکر و قدردانی می کنم .
حقیر اضافه کنم که
فلسقه حافظ مشخص است.اینکه مردم آزاری نکنیم.قطعا در اینجا هم از هر وابستگی که خدمات انسان دوستانه شما را محدود و منع نکند آزاد هستید.
وابستگی های زیر چرخ کبود هم دو دسته هستند ارزشی و غیر ارزشی.قطعا نتیجه تعلق های ارزشی ورای چرخ کبود است.و هم چنین بنظرم حافط رنگ تعلق را رندانه و در دو معنی رنگ تعلق به معنی وابستگی دنیایی و مادی ،دوم رنگ تعلق را به معنی رنگ ریا و تظاهر بکار برده است.

علی‌رضا پنجه‌ای در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

درود. اسطرلاب صحیح است.

Daryoush در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:

استاد شجریان بیت اول این غزل را اینگونه خوانده اند
ما ورد سحر در ره میخانه نهادیم
ورد بجای درس
اوقات دعا در ره جانانه نهادیم
اوقات بجای محصول

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

ما چاکر و کوچیک همه اهل دل هاش هم هستیم از هر نوعی که باشه !
در بیت آخر به نظر بنده شاعر فهمیده که مکان لو رفته و توصیه می کنه بار و بندیل رو جمع کنید تا بر و بچ کمیته نرسیدن فلنگو ببندیم!!

محمد حسین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:

سلام
چقدر پر محتوا و جالبه

کوروش در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۷:

وقتی اول جمله دومش میگه مگر پس منظورش این نیست که فقط یکبار این‌اتفاق میفته.داره نصیحت میکنه که باز هم با خرد زندگی کن

طوبی جعفری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » حدیث جوانی:

چقدر خوبه سایتتون...موفق باشینننننن.خوش حالم از پیدا کردنتون

ع.رهی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

جناب آقی رضا ساقی مد نظرم بود که باشتباه صادقی نوشته شد پوزش میطلبم

ع.رهی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

چوآفتاق می ازمشرق پیاله یرآید
زباغ عارض ساقی هزار لاله برآید

۱
۲۸۱۷
۲۸۱۸
۲۸۱۹
۲۸۲۰
۲۸۲۱
۵۷۲۹