علیرضا خوش اخلاق در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
سلام داداش.بیت دوم اصلش اونی که استاد افتخاری میخونه هست
دلبر تو جامه دان بر در دل حاضر است
روزنه دل برگشا حاضر و هشیار باش
هست
اونی که نوشته شده این نیست
ممنون از لطفت که وقت میذاری
علی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
اقای غلامحسین مراقبی شما چطور میتونین به عوض کردن شعر یک شاعر بزرگ حتی فکر کنین این فکر شما مانند این است که تصمیم بگیریم متن قران رو عوض کنیم.
در ادبیات چیزی وجود دارد به نام حس امیزی یعنی ترکیب دو یا چند حس در کلام مانند جمله من خاطرات تلخی را به یاد میاورم الان ایا خاطرات اصلا طعمی دارد که بخواهد تلخ باشد؟در این بیت هم شاعر میخواهد خاطره در شهر بحارا بودن را به ما القا کند.
در ضمن در شعر چیزی وجود دارد به نام وزن شعر هر کسی که با ادبیات اشنایی داشته باشد میداند که وجود واژه بانگ نظم و وزن شعر را برهم میزند چه برسد به اینکه ارایه های موجود در شعر را نیز میکاهد.
دانش آموز در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
درود وقت بخیر
اینجانب کوچک تر از این حرف ها هستم که بخوام نظر بدم اما یه دانش آموز هم گاهی سخنی میگوید که معلوم هم بفکر فرو میرود .
هر ادمی دنیا رو با توجه به شغل و سطح فکرش میبینه ،
حالا یه سوال سطح فکر و شغل خیام چی بوده ؟
حالا سطح فکر و شغل ما چیه ؟
کافیه این سوال رو هر شخص از خودش بپرسه ، به راحتی میبینه دلیل اینکه دیدگاه ما با خیام فرسنگ ها فاصله داره همینه
برای اینکه بتونیم درک کنیم دیدگاه خیام و سطح فکرش رو . باید سطح فکرو آگاهیمونو ببریم بالا و بدنبال مطالبو مفاهیم جدید بریم ،
لازمه بگم به عزیزانی که توهین و حرفای سطحی رو برای قانع کردن خودشون به سطح فکر بزرگان میدونن بگم ، دنیا جای نقد کردنه و هیچ چیزی ثابت نیست دیروز شمع منطق روشنای بود و استفاده میشد یکی اومدو نقدش کرد و الان لامپ منطق روشنایی هست و فردا یکی دیگه لامپو نقد میکنه و نباید توهین بهش بشه، چرا چون منطق ذهنیه ما الان لامپ هست کافیه سطح فکرمونو بالا ببریم تا بتونیم درکش کنیم ، این موضوع درمورد خیام هم هست
امیدوارم عزیزان بنده رو بخاطر زیاده گویی ببخشید و اگه حرفای بنده اشکالی داشت خوشحال میشم راهنماییم کنید .
سپاس از همه
شهلا در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۸:
تا ذره صفت ما را کی زیروزبر یابد صحیح است
دراینجا کی، بمعنی چه کسی است، همان که ی معمول ما
یک نکته ازین معنی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
شگفتا که بسیار جالب مینماید ، عده ای فقط به دنبال آنند که راهی پیش گیرند و سخنی بر زبان آورند خلاف آنچه در کثرت باشد ، نه بدانجا که وقتی عده ای کثیر اشعار خیام را صریحانه و بدون قصد در ایجاد ایهام و ابهام میدانند ، گروهی
مبادرتی شدید میورزند تا خیام را غرق شده در دریای تصوف نشان دهند و نه به اینجا که می آیند و میگویند
حافظ از عرفان هیچ نمیدانسته و شراب و باده اش ، ربطی به شراب عرفانی ندارد.
شهرزاد در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » رباعیات » شمارهٔ ۲۹ - وصف گلابی:
وزن مصرع سوم صحیح نیست و «ورق زرد گلش» درست است.
امیر در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۷:
سلام
تصنیف من چه دانم از آلبوم مولویه خارق العاده و آسمانی است ،به راستی که انسان را به بعدی دیگر می برد...
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:
بیت 30
نقطه های چهره بر آبستنی دارد گوا
ramin در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:
این شعر را هنرمند خوشصدا بیژن بیگنی در آلبوم افسانه سرزمین پدرم آهنگ شوریده دل محشر اجرا کرده.
Seraj Hosseini در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۰:
داغ عمر رفته افسردن نمی داند که چیست
آتش این کاروان مردن نمی داند که چیست
شعله را اشک کباب از سوختن مانع نشد
آتش سوزان نمک خوردن نمی داند که چیست
خار نتواند گرفتن دامن ریگ روان
رهنورد شوق، افسردن نمی داند که چیست
اهل صورت از خزان بی دماغی فارغند
غنچه تصویر، پژمردن نمی داند که چیست
گشت ذوق وعده سد راه جست و جو مرا
دست و پا گم کرده، پی بردن نمی داند که چیست
کشته تیغ شهادت در دو عالم زنده است
محو آب زندگی، مردن نمی داند که چیست
حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
غنچه این باغ، دل خوردن نمی داند که چیست
ریخت خون کوهکن را تیشه از دهشت به خاک
شیرخوار آداب می خوردن نمی داند که چیست
ناقصان آسوده اند از غم که ماه ناتمام
تا نگردد بدر، دل خوردن نمی داند که چیست
این جواب آن که می گوید نظیری در غزل
هر که دل را باخت دل بردن نمی داند که چیست...
ترتیب ابیات بدین صورت
Seraj Hosseini در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹۱:
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱/
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق...
کریم در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
راه یا بحر؟
تو به ره روان و خلقی به هلاک مانده هر سو
چه غم آب تندرو را ز خرابی کناره
نادر.. در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۰:
احسنت! ای پَزیدن
شاباش! ای مَزیدن...
عبدالله در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۳ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۵۸:
کلمه آخر مصرع سوم احتمالا مگداز باشه
دکتر امین لو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:
با کمال اعتذار
در اصلاح بیت 26 نقطه های صحیح است
دکتر امین لو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:
30. تیغ او آبستن است از فتح و اینک بنگرش نقطهای چهره بر آبستنی دارد گوا
در مصرع دوم نقطهای باید به صورت نفطه ای اصلاح شود
دکتر امین لو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:
26. چرخ را توقیع او حرز است چون او برکشد
آن سعادت بخش مریخ زحلوش در وغا
در مصرع دوم بعد از مریخ واو عطف ساقط شده است و باید اضافه گردد چون اگر واو عطف نباشد زخل وش به مریخ اضافه می گردد و دراین صورت مریخ موصوف زحل وش می شود این هم صحیح نیست.
دکتر امین لو در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹ - این قصیدهٔ را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده است:
24. گر سما چون میم نام او نبودی از نخست
هم چو سین در هم شکستی تاکنون سقف سما
این بیت معما گونه است بدین ترتیب که حلقه حرف میم که به شکل دایره است اگر بشکند سه دندانه به وجود می آید.و سه دندانه هم جرف سین است
خاقانی در این بیت می گوید کلمه سما یک حرف میم دارد و این حرف میم به مثابه سقف کلمه سما است و از سوی دیگر این میم همان میم حرف اول منوچهر است واین میم غیر قابل شکست است زیرا منوچهر شروانشاه شکست ناپدیر است پس میم او نیز شکست ناپذیر لست . اگر میم سما میم دیگری بود می شکست بدین ترتیب سقف سما می شکست.
مهریار mohsen.۲۹۸@gmail.com در ۷ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:
با سلام . بعضی ها میفرمایند گریه صحیح است بعضی ها میفرمایند ناله . هر دو یک معنی را میرساند و ای کاش به معنی و اصل بچسبیم بجای فرع . در این راستا حکایتی وجود دارد از ناله کردن ستونی که تکیه گاه پیامبر بود و با رفتن پیامبر به جایی دیگر ناله کرد در مسجد . حکایت جالبیست بخوانید دوستان . سرچ کنید استن حنانه
برگ بی برگی در ۷ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۷: