سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
جناب رضا ساقی
چه بی پروا حافظ ،حافظ ، بر زبان می رانید و او را خیلی راحت به شراب خواری متهم می نمائید و گویا لحظه ای نمی اندیشید که این کسی که راجع به او اینقدر سطحی قضاوت می کنید اولاً حافظِ قرآن بوده و ثانیاً اصرار داشته که در تمام غزلهایش این " حافظ" بودن خود را اعلام نماید و تخلص خود را به رخ خواننده بکشد
گویا پس از صحبت از می و میخانه و ساقی و خم و ... اصرار داشته در آخر کلیه غزلها بگوید ای خواننده با خواندن این تعابیر در شعر ، سطحی قضاوت مکن و فراموش مکن که این تعابیر را از یک حافظ قرآن می شنوی که در آیه 90 سوره مائده آن قرآن می فرماید :
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالْأَنصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (سوره مائده آیه 90)
ای کسانی که ایمان آورده اید شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند پس از آنها دوری گزینید باشد که رستگار شوید
اگر غزلهای هر شاعر دیگری را به حسب ظاهر تفسیر کنید ولی با حافظ که قریب 500 بار (در پایان همه غزل هایش ) از تخلص حافظ استفاده کرده و حافظ القرآن بودن خود را گوشزد نموده ، نمی توانید چنین برخورد نمائید مگر اینکه او را کم عقل بدانید که هم خود را حافظ قرآن بداند و تکرار کند و هم بر خلاف نص صریح همان قرآن اعتراف و افتخار به شرابخواری و نظر بازی نماید
لذا بهتر است تفسیر آن می و میخانه و ساقی و ...را از زبان هاتف اصفهانی بشنویم که در پایان ترجیع بند زیبا و معروف خود (که در گنجور قابل دسترسی است ) آورده است
هاتف، ارباب معرفت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
از می و جام و مطرب و ساقی
از مُغ و دیر و شاهد و زُنار
قصد ایشان نهفته اسراری است
که به ایما کنند گاه اظهار
پی بری گر به رازشان ، دانی
که همین است سر آن اسرار
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحده لااله الاهو
رضا ثانی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:
مقصود این معامله نه بازارتیزی است
تنها در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
ور پنهانست او خضروار
تنها به کنارههای دریا
ای باد سلام ما بدو بر
کاندر دل ما از اوست غوغا
دانم که سلامهای سوزان
آرد به حبیب عاشقان را
ذکرست کمند وصل محبوب
خاموش که جوش کرد سودا
اللهم عجل لولیک الفرج و الظهور
مسیحا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
دوستان عزیز تا کتاب مقدس رو نخونید خصوصا عهد جدید رو معانی خیلی از شعرهای حافظ و مولانا و بعضی شعرهای سعدی رو متوجه نمیشید . برای من که اینطوری بود . تا قبلش فکر میکردم یاری که دار به خاطرش ارزشمند شد منصور حلاجه بعدا متوجه شدم حافظ داره چی میگه . نه تنها حفظ بودن بلکه ایمان داشتند.
یاسر رحمانی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۳۵:
سلام
فک کنم گهی بتو نگرم گویم از تو بزرگوار تر کیست. درست باشه
یاسر رحمانی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۲۲:
سلام واژه "گریستنی" رو جایگزین گریسنی کنید .
پویا حمیدی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۶:
بابک خان، ممنون از توضیح کاملتون. نثر شما را دوست دارم.
سناء در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:
در جواب آقای سید مهدی باید عرض کنم که واژه ی هنر اکثراً در ادبیات به معنای فضیلت می باشد. فضیلت بسیار بالاتر است از بصیرت.
منصور در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۷:
سلام
این شعر را آقای محمدرضا هدایتی در فیلم ایران برگر با همراهی سه تار خوانده است. و چه زیبا اجرا کرده است.
محمد در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۵:
باسلام این غزل درلینک ذیل توسط استاد حاجی بلند شرح شده است انشا.. مورد توجه مولوی دوستان قرار گیرد پیوند به وبگاه بیرونی
امیرحسین در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۲۵ - گریه کن:
این تصنیف رو جناب آقای شاهرخ سالار هم با گوره عشاق اجرا کرده اند. گوش دادنش خالی از لطف نیست. من خودم این تصنیف رو با اجرای اساتید بزرگ رو بیشتر قبول دارم، اما همکاری این گروه با جناب شاهرخ سالار رو هم حیفم اومد که نامی ازش نباشه.
یک آواز هم در مایه ی دشتی توی این آلبوم هست که با این مصرع شروع میشه: بیمار درد عشق و پرستارم آرزوست، توصیه میکنم حتما گوش بدید.
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:
با سلام
بیت سیزدهم به شکل زیر رایج تر و زیبا تر می باشد
اگر تو از آموختنسر نتابی
بجوید سر تو همی سروری را
چون " سر بتابی " و " نجوید" هر دو بار منفی دارد و وقتی می شود با جمله مثبت معنی را رساند چرا منفی در منفی در جمله بیاوریم
سیدمسعود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:
با سلام
مصراع دوم از بیت دوم به شکل زیر رایج تر و روان تر است
نشاید نکوهش ز دانش بری را
در بیت بیست و دوم
بنا به ضرورتِ وزن ، قرآن به صورت " قران " باید خوانده شود مثل کلمه فلان
مجید در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
بر طبق نسخه زنده یاد فروغی
به دیگران نگذاریم باغ و صحرا را
درست است که از نظر وحدت معنایی هم خوانی بهتری با مصرع اول دارد.
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
منزل به منزل و کو به کو فیوضات والا تر و شرط کسب آن نیز دشوارتر می شود . نکته ای که مولانا در این شعر بدان پرداخته و به نوعی حجت را تمام کرده است.
روی سخن با آنانیست که ظاهرا خود را در سرمنزل مقصود می دانند و نایل به وادی ایمن می شمارند که سرمستی دیروز برای منزل امروز جوابگو نیست . دیروز با یک تسلیم و سرسپردگی به داخل کشتی آمدی ولی امروز اگر تحفه ای برای ناخدا عرضه نداری حتی ممکن است از کشتی به دریا انداخته شوی !
همانگونه که عاشقی تحفهء جدیدی برای معشوقش نبرد از چشم او خواهد افتاد سالک نیز اگر قدرت کسب فیض جدید درخود نپرورد محکوم به هبوط است.
در هر حالی از هر چه که با آن در ارتباطی باید شکرگزار باشی و این عمل باعث گشودگی درهای بسته می گردد.مداومت در شکرگزاری باعث تعالی در سیرصعودی است.
در عین سکون و بی عملی خود نهایت فاعلیت خواهی شد چنانچه نظر آن جان جانان را جلب نمایی.
رضا ساقی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:
بیاباما مَورزاین کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری
باتوجّه به بیت چهارم مخاطب این غزل "شیخ" است. ظاهراً بنظر می رسد که حافظ مدّتی بااین شیخ مراوده ودوستی داشته است لیکن پس ازاینکه حافظ طریق عشق ورندی اختیارمی کند دوستی آنها قطع شده وشیخ مبادرت به کینه ورزی وبدگویی حافظ می نماید.
مَورز: مپرداز،انجام مده،
کینه داری: دشمنی کردن،کینه ورزیدن
حق صحبت: حق دوستی
دیرینه: قدیمی
معنی بیت: بیا و حرمت حق دوستیِ قدیمیمان رانگاهدار ازاین پس بامادشمنی مکن.
سر وزَر ودل وجانم فدای آن یاری
که حق صحبت ومِهرووفانگه دارد
نصیحت گوش کن کاین دُربسی بِه
از آن گوهر که در گنجینه داری
دُر: مروارید
گنجینه: کنایه ازسینه ودل هست باتوجّه به اینکه روی سخن باشیخ است بی تردید چیزی که درسینه ی شیخ است ایمان واعتقادات وورد وذکراوست که حافظ در اینجابه طعنه با عنوان "گوهر" یادکرده است.
معنی بیت:(ای شیخ) پند واندرزمراگوش کن این نصیحت همچون مرواریدی ارزشمنداست این پند واندرزمن ازآن بظاهر گوهری که درسینه ی توست ارزشمندتر ومفیدتراست.(روشن است که پند واندرز حافظ به شیخ همین سخنانیست که دراین غزل گوشزدشده است: پرهیزازکینه توزی، نگاهداری حرمتِ حقِ صحبت ونکاتی که درابیات پیش رومطرح شده است.
ولیکن کی نمایی رُخ به رندان
توکزخورشید ومَه آیینه داری!
احتمالاً "شیخی" که مخاطب حافظ است ازمشایخ متظاهرومشهور شهر است شیخی که همانندِ اغلبِ خودزاهدان ِخودشیفته، توّهم ِ خودبزرگ بینی دارد واین پندار غلط سبب شده تااو ازخود تصویرتحریف شده داشته باشد. او می پندارد آدم خاصی هست وخورشید وماه آینه گردان روی اوهستند ومحاسن اوراانعکاس می دهند! چنین وانمود می کند نماینده ی خدا درروی زمین است درمرکزیّت خلقت قرار دارد و تصویرش درماه منعکس می گردد! چنین شخصی معمولاً دور ازدسترس عموم هست و ملاقات بااوبرای همگان به آسانی میسّرنیست.
کی نمایی: کی نشان دهی؟
معنی بیت: درادامه ی سخنان پیشین( نصیحت گوش کن که....) ولیکن نصیحت درتوتاثیری ندارد ای شیخ توکی می خواهی ازتوّهم خارج شده، ازآن بالانشینی دست کشیده به پائین فرودآیی بارندان بی سامان هم نشین شوی وچهره ی واقعی خودت رانشان دهی(نه تصویرتحریف شده را) توکه ازروی وَهم وگمان می پنداری خورشید وماه آینه گردان روی توهستند(می پنداری خیلی خاص هستی،انتظار داری همه باید باتوخاص رفتارکنند گمان می کنی درمرکز خلقت قرارگرفته ای نماینده ی خدا در روی زمینی ومردم باید پروانه وار گرد توبچرخند! )
یارب آن زاهدخودبین که بجز عیب ندید
دودِ آهیش درآئینه ی ادراک انداز
بدرندان مگوای شیخ وهش دار
که با حکم خدایی کینه داری
معنی بیت: ای شیخی که جزعیب نمی بینی ازرندان بدمگوی وبه هوش باش که بابدگویی ازرندان درحقیقت توباحکم خداوند کینه توزی می کنی. اگررندان به ظاهر لااُبالی وبی سروسامان هستند این مشیّت الهیست وتونباید بامشیّت الهی سرجنگ داشته باشی.
مکن به چشم حقارت نگاه درمن مست
که نیست معصیت وزهد بی مشیّت او
نمیترسی ز آه آتشینم
تو دانی خرقه پشمینه داری
معنی بیت: ای شیخ توکه خرقه ات ازجنس پشمینه هست وخیلی هم خوب می سوزد آیا ازآه آتشین نمی ترسی که ناگاه درپشمینه ات بیافتد وآن رابه آتش بکشد؟
آتش زهر وریا خرمن دین خواهدسوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز وبرو
به فریاد خُمار مُفلسان رس
خدا را گر میدوشینه داری
خُمار: کسالت و دردسر پس از مستی وباده نوشی، ناداری وبی چیزی
مُفلس: تهیدست،فقیر
می دوشینه: می باقی مانده از شب پیش
حافظ دراینجا به شیخ متظاهر طعنه می زند که تو درخفا وخلوت خویش باده نوشی می کنی ومن ازاین موضوع آگاهی دارم!
معنی بیت: اگرازآن شرابی که شب پیش نوشیدی چیزی باقی مانده محض رضای خدا به فریاد تهیدستان برس وبا بخشیدن شراب باقیمانده خماری آنها رابرطرف کن.
می خور که شیخ وحافظ ومُفتیّ ومحتسب
چون نیک بنگری همه تزویرمی کنند
ندیدم خوشترازشعرتو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری
معنی بیت:
ای حافظ ، دلپذیرتر از شعر تو چیزی ندیدم سوگند به قرآنی که تو در سینه داری( حفظ هستی وازبر داری)
شعرحافظ همه بیت الغزل معرفتست
آفرین برنفس دلکش ولطف سخنش
محسن میثمی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:
قالب این شعر اصلا مشخص نیست اگه بیت هایی که ریز نوشته شده اند و نقش وصل کننده قسمتهای جداگانه را داشته اند عینا تکرار میشدند
می شد قالب ترجیع بند و اگر مختلف بودند و هم قافیه می شد قالب ترکیب بند اما می بینیم این شعر نه ترجیع بنده و نه ترکیب بند....
مبین عالیوند در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۶۹ - چو رخت خویش بر بستم ازین خاک:
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار/ غریبی و اسیری و غم یار/ غریبی و اسیری چاره دارد/ غم یار و غم یار و غم یار
پوریا صفری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳:
درود
ممنون میشم یگی از دوستان شعر رو تفسیر کنند.
ابوحمزه در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۴ - نامهٔ چهارم خشنودى نمودن از فراق و امید بستن بر وصل: