گنجور

حاشیه‌ها

مهران در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:

گل در اینجا گل کشیدنی است.همون گلی که حافظ میگه:بده تا بخوری در آتش کنم،مشام خرد تا ابد خوش کنم.گل هدیه خداست.

فرزانه خانوم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:

سه بیت رو جا انداختین!!!
به نیم بوسه ....
(من از نسیم سخن چین چه طرف بربندم_که سرو راست در این باغ نیست محرم راز
به یک دو قطره که ایثار کردی ای دیده _بسا که در رخ دولت کنی کرشمه ناز
امید قد تو میداشتم ز بخت بلند_نسیم زلف تو میخاستم ز عمر دراز)
فکند زمزمه عشق...
لطفا اصلاح کنید
این رو از دیوان حافظ نشر دوران چاپ98 گرفتم

فرزانه خانوم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹:

سه تاااااا بیت رو جا انداخته!!!
به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی که کید دشمنت از جسم و جان دارد باز
(من از نسیم سخن چین چه طرف بربندم که سرو راست در این باغ نیست محرم راز
به یک دو قطره که ایثار کردی ای دیده بسا که در رخ دولت کنی کرشمه ناز
امید قد تو میداشتم ز بخت بلند نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز)
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق نوای بانگ غزلهای حافظ شیراز
لطفا اگر میشه درستش کنید

رضا ساقی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:

سلامُ الله ما کَر اللّیالی
وَ جاوبتِ المثانی و المثالی
سلامُ الله: درود وسلام خدا.
ما:تا زمانی که
کَرْاللّیالی: شبهاتکرارمی شوند
وَ جاوَبتِ : جواب می دهد
مَثانی: تار و سیم دوّم از تارهای عود
مَثالی : تار و سیم سوِم از تارهای عود.
علی: بر
مَثالی: دراصل مثالث است به معنای تارهای سوم عود که به ضرورت شعری تبدیل به مثالی شده است:
بر مثانی و مثالث بنواز ای مطرب
وصف آن ماه که در حُسن ندارد ثانی
معنی بیت: سلام ودرود خدا تاآن هنگام که شبها ازپی هم به ترتیب می آیند وتکرار می شوند و تارهای دوّم و سوّم عود منظِم وهماهنگ و همنوا پاسخ می دهند....بقیّه دربیت بعدی
عَلی وادی اَلْاَراکَ وَ مَن عَلیها
وَ دار بِالّلوی فوق الرّمالِ
وادی اَلْاَراکَ: وادی الاراک در مکه واقع است متّصل به غیقة. منطقه ای فرعی پائین ثافل میان مکه و مدینه. ضمن آنکه اراک نام درختیست که باچوب آن مسواک می زنند. به درخت پیلو نیزمعروف است از بیخها و شاخهای آن مسواک سازند و برگهای آن به شتران چرانند و آنرا به هندی پیلو خوانند.
مَن: کسی که
علیها:در آن
دار: خانه
بِالّلوی: کرانه ی تپه های شنی اطراف شهر
فوق: بالا
الرِّمال: شن وسنگریزه ها
معنی بیت: درود خدا..... بر درّه ی اَراک و ساکنان آنجا و بر خانه ای که بر فراز تپه های شنی آنجاست باد.
امّا چراحافظ به ساکنان "وادی الاَراک" سلام ودرود می فرستد؟
باید دانست که برای اراک معانی گوناگونی ذکر گردیده‌است که تعدادی از آن‌ها عبارت‌اند از: پایتخت، باغستان، نخلستان وشهرستان. بعضی کلمه ی «اراک» را برگرفته از ایراک که عربی شده ی آن کلمه ی عراق است، دانسته‌اند، زیرا در دوره‌های باستان وپیش ازحمله ی اعراب به مرکز فلات ایران، ایرانستان و ایرانک(اراک) گفته می‌شد و در دوره ی اسلامی ، منطقه یا سرزمین اراک را به صورت عربی شده ی آن یعنی "عراقِ عجم" تبدیل کردند. ولایت اراک منطقه ی وسیعی راازقم تا اصفهان وکرمانشاه و... شامل می‌شد.بنابراین بنظرچنین می رسد که حافظ "وادی الاَراک" رابه کنایه ازهمین اراکِ باستان که شاه شجاع به بخشی ازانجا(اصفهان)رانده شده بوده بکارگرفته است.درغزل پیش ازاین نیزدیدیم که حافظ چگونه به شاه شجاع توصیه کرده بود تاغم واندوهِ غربت را با باده نوشی در"عراقِ عجم که شامل اصفهان نیز بود" ازدل بزداید وبه عیش بپردازد.
خرددرزنده رود اندازومی نوش
به گلبانگ جوانان عراقی
دعاگوی غریبان جهانم
وَاَدعوبِالتّواتُروَالتّوالی
اَدعوا: دعا می کنم
بِالتواتُر: پی درپی وبی وقفه.
التّوالی : پشت سرهم
معنی بیت: (ازآنجاکه محبوب من شاه شجاع درغربت است به حرمت او) برای تمام غریبان جهان پی درپی وبی وقفه دعامی کنم.
بربوی آنکه جرعه ی جامت به مارسد
درمصطبه دعای توهرصبح وشام رفت
به هرمنزل که روآردخدا را
نگه دارش به لطف لایزالی
لطف لایزالی: عنایت الهی،
معنی بیت: خدایا محبوب من درجایی که منزل اختیارنمود عنایت ولطف خویش راشامل حال اوکن وازبلایا محفوظ نگاه دار.
خوابم بشدازدیده دراین فکرجگرسوز
کآغوش که شدمنزل آسایش وخوابت
منال ای دل که درزنجیرزلفش
همه جمعیّت است آشفته حالی
"جمعیّت" ایهام دارد:1- آسودگی خاطر، 2- تعدادزیاد،جمعی
آشفته حالی: پریشان حالی.
معنی بیت: 1- ای دل دربند وزنجیرزلفش منال که تنها تو پریشانحال نیستی همه ی جمعیّت دلهای عاشقان که دربند زلفش گرفتارند پریشانحال وآشفته خاطرند. 2- ای دل دربند وزنجیرزلفش منال که دردنیای عشق، پریشانحالی نکوست پریشان خاطری اززلف آشفته ی یار، خودفراغت آرد وجمعیّت خاطربخشد.
درخلاف آمدعادت بطلب کام که من
کسب جمعیّت ازآن زلف پریشان کردم
ز خطّت صد جمال دیگر افزود
که عمرت باد صد سال جلالی
ز خَطَّت: به برکت موهای لطیفی که گِرداگرد چهره ات روئیده است
جمال: زیبایی و حُسن
"سالِ جلالی" ایهتم دارد: 1َ- سال پرشکوه 2- سال براساس تقویم جلالی که به همّت سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی تاسیس شد ومطابق آن نوروز اولیِن روزسال شمسی تعیین وبه نوروزسلطانی شهرت پیداکرد.
معنی بیت: به لطفِ موهای لطیف گِرداگردرخسارت صدها حُسن وزیبایی دیگربررخسارت افزوده شد آرزومندم که صدهاسال شمسی باشکوه وعزّت زنده باشی.
درچاهِ ذق چوحافظ ای جان
حُسن تو دوصد غلام دارد
تو می‌باید که باشی ور نه سَهل است
زیان مایه ی جاهیّ و مالی
مایه: سرمایه
جاه: مقام ومنصب دراینجا کنایه ازتاج وتخت شاه شجاع که توسط شاه محمودبربادرفته است.
معنی بیت: (ای محبوب من نگران بربادرفتن تاج وتخت مباش...) آنچه که اهمیّت دارد این است که وجود تو سالم باشد وگرنه خسارتهای مالی وزوال مقامات و منصب های دولتی آسان وقابل تحمّل است.
جایی که تخت ومسندجم می رود به باد
گرغم خوریم خوش نبود بِه که می خوریم.
بر آن نقّاش قدرت آفرین باد
که گرد مَه کشد خطّ هلالی
خطّ هلالی: موهای لطیفی که برگِرداگِردرخسارمی رود وسبب دلربایی وجذابیّت بیشترمی شود.
معنی بیت: آفرین ومرحبا برآن نقّاش خلقت وقدرت آفرینش خداوند که باظرافت ولطافت گِرداگِردِ روی ماهِ توخطّ هلالی نقش زده وبه زیبایی وجمال توافزوده است.
یا مَبْسَماً یُحاکی دُرجَاً مِن اللَالی
یارب چه درخورآمدگِردش خط هلالی
فَحُبُّک راحتی فی کُلُّ حین
و ذکرُک مونسی فی کُلّ ِ حالِ
فَ: پس
حُبُّک: دوستی تو، عشق و محبت تو.
راحتی: راحتِ من است
فی: در
کُلُّ: تمام
حین: لحظه، دم
ذِکرُک: یادِ تو
مونسی: مونس من است
فی کلِّ حالِ: در هر حال
معنی بیت: عشق و محبّت تو در هر لحظه مایه ی آرامش و آسایش من و یاد تو درهرحالی که بوده باشم مونس و همدم من است.
ای یادتواَم مونس درگوشه ی تنهایی
وی درد تواَم درمان دربسترناکامی
سویدای دل من تا قیامت
مبادازشوق وسودای توخالی
سویدا: قدیمیان براین باوربودند که خال یا نقطه سیاهی در دل وجود داردکه محل احساسات است وبرآن سویدامی گفتند.
سودا: تجارت ،معامله،در اینجا به معنای اشتیاق و خیال عشق
معنی بیت: اشتیاق واندیشه ی عشق توتاروزرستاخیز درقلب من خواهد بود وهرگزقلبم ازشوق تو لحظه ای خالی نخواهد ماند.
من چوازخاک لحدلاله صفت برخیزم
داغ سودای تواَم سرّسویدا باشد
کجا یابم وصال ِچون تو شاهی
من بدنام رند لاابالی
لااُبالی : کسی که ازنام وننگ پروایی ندارد، ولگرد وبی قید وبند
معنی بیت: من که بدنام وبی قید وبند وولگرد ودربدرهستم چگونه خواهم توانست به حریم وصال تودسترسی پیدا کنم؟
من گدا وتمنّای وصل اوهیهات
مگربه خواب ببینم خیال منظردوست
خداداند که حافظ راغرض چیست
و عِلمُ اللهُ حَسبی مِن سؤالی
غرض: مقصود
عِلمُ الله: علم خدا
حسبی: مرا کفایت می کند
مِن: از
سؤالی: سؤال من، خواسته ی من
خداوند نیک می داند که هدف ومقصود حافظ ازاین عشقبازی چیست (ازآنجا که خداوند ازنیّت درونی من آگاه است که طمع مال وجاه ندارم) به همین سبب من دلیلی نمی بینم که خواسته ی قلبی خودرا بازگوکنم آگاهی خداوند کافیست ومن از طرح کردن مقصود خویش بی نیازم.
قسم به حشمت وجاه وجلال شاه شجاع
که نیست با کسم ازبهرمال وجاه نزاع

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:

به نظر می رسد مصراع دوم " زین بیش " صحیح باشد

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:

مصراع سوم " با زلف تو قصه ای است مشکل ما را " هم نوشته شده که اتفاقا زیبا تر و جا افتاده تر می باشد

غزالی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
هم معنی با حکایتی از فیه ما فیه مولانا جلال الدین:
به حضرت مصطفی (صلوات اللّه علیه) جماعتی منافقان و اغیار آمدند ایشان در شرح اسرار بودند و مدح مصطفی (صلی اللهّ علیه و سلم) میکردند پیغامبر به رمز به صحابه فرمود که ((خَمِّرُوا آنِیَتَکُمْ))یعنی سرهای کوزها را و کاسها را و دیگها و سبوها را و خمها را بپوشانید و پوشیده دارید که جانورانی هستند پلید و زهرناک مبادا که در کوزهاء شما افتند و بنادانی از آن کوزه آب خورید شما را زیان دارد باین صورت ایشان را فرمود که از اغیار حکمت را نهان دارید و دهان و زبان را پیش اغیار بسته دارید که ایشان موشانند لایق این حکمت و نعمت نیستند.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

دلودینمشدودلبربملامت برخاست
عشق من شدو خداوندگفت اگرچنین عاشقی وسلامت جسمت ازبینرفته باماهم منشین و...

مصیب مهرآشیان مسکنی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:

در بیت آخر اگر بجای ز ر شود
باید
باید مصراع چنین شود
درین باغ ار خدا خواهد شود پیرانه سر حافظ
واگر بنا را بر ز بگذاریم باید چنین باشد
درین باغ از خدا خواهد اگر پیرانه سر حافظ در هر حال در ان مصراع دو واژه غلط آمده است.

امیر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

درود به همگی
به دیده کوته بین من عالم همه تفال است و استخاره. هر سخن که میشنویم هرچراغ که روشن می کنند، هر سطر که می خوانیم هر شیپور که می دمند... از نظری ما در عالم تفال زندگی میکنیم و فالگیر ازلی هر لحظه فال ما گوید ... از همین دریچه چه بسا زندگانی آدمی که به ید عاریتی اراده او منظم و محقق میگردد به قدرت تفال پیوسته او بی ارتباط نیست و هر لحظه فالی و هر لحظه اراده ای و هر لحظه فعلی
فال بین های حرفه ای در کف عالم همه اقبال و ادبار خویش دریابند و من که ناتوانم به یاری لسان الغیب به کیفیت خوشایندتری لحظاتی از این عالم تفال را درگذرانم...
مهم آن که دریابیم دغدغه در این فال های نیکو که هر لحظه می خوانیم یافتن اراده بهتر باشد..
با احترام به همه و با آگاهی از اینکه جهان چون خال و خط و چشم و آبروست که هر چیزی به جای خویش نیکوست،
اما من در اهمیت تفال به لحظات دردانه وار زندگی و بالاتر از همه به حضرت حافظ جهت پیشگویی هایی چون امام غائب شیعیان درمانده ام و نمی دانم در پس این تفال چراغ چه اراده و فعل خیری روشن خواهد شد یا آنانکه از سرنوشت بخت و مال و جان خویش می پرسند در نهایت احترام با چه کسی جز خود مزاح می فرمایند.
تفال پیشگویی نیست...
نیتی نهان و پیوسته کافیست سپس عالم فال شماست به سخنش گوش دهیم و شایسته مقام آدمیت اراده و عمل کنیم.
سپاس

محمدرضا آ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » ترجیعات » خون خیابانی:

فوق العاده بود
خدا بر شهید خیابانی رحمت کند
بر بهار نیز اجر فراوان دهد

صوفی مولانا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۳:

سلام دوستان این این غزل مولانای جان اشاره داره به داستان موسی کلیم الله که فرعون که دو طشت مقابلش قرار میده
تا اون امتحان کنه
دو طشت آورد آن دلبر یکی ز آتش یکی پرزر
چو زر گیری بود آذر ور آتش برزنی بردی
موسی آتش گرفت و از دام رست آتش نماد عرفان و زر نماد من ذهنی و نفس پرستی و مادیت عقل ، عقل هرچقدر هم که چاره جوئی کنه چون من ذهنی تصمیم گیرنده اشتباه میکنه و ما باید در لحظه باشیم تا آتش ما را در بر بگیرد
ز آتش شاد برخیزی ز شمس الدین تبریزی
ور اندر زر تو بگریزی مثال زر بیفسردی
استاد عرفان همون آتش اگر ما از سوز آتش قرار نکنیم قطعا به بیداری میرسیم اما اگر غرق دنیا شیم همیشه افسرده هستیم من ذهنی وقتی در آتش شناخت به سوزه ققنوس بیداری بر خواهد خواست

رضا از خرم آباد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

[شروع کمک خداوند از اینجا شروع میشه:]
گور خانه راز تو چون دل شود
آن مرادت زود تر حاصل شود!
گفت پیغمبر که هرکه سر نهفت
زود تر گردد با مراد خویش جفت
و تمثیل فوق العاده ای که میاره در ادامه:
دانه چون اندر زمین پنهان شود
سر او سرسبزیِ بستان شود!

رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۰:

تجربه ی خروح اژ بدن از شش چاکرا و اتصال ریسمان نقره ای در هنگام خروج از بدن در قید حیات
Out Of Body Experience
Silver band

سهیلا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:

ماه نو خوانمت از آنکه به حسن
می‌فزایی همی نیمکاهی
به نظر میرسد نمی کاهی درست باشد
می فزایی همی نمی کاهی

سعید اسکندری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

چخیدن صحیح است به معنی ستیزه کردن، کوشیدن، دم زدن و سخن گفتن
با چرخیدن اصلا وزن فاسد است

حسام بیگ مرادبیگ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

عزیز گرامی رضا س محترم
فرموده های شما بنظر درست میآد و صد البته شمس الدین محمد با داشتن روحیه ای لطیف و دلی عاشق پیشه و سری پر شور بی شک در میگساری ید طولایی داشته و این مسئله هیچ از فضائل خواجه کم نمیکنه.نهایت مرتکب فعل حرام شده و بقول خودش لطف و کرم خداوند بیشتر از گناه اوست .در ثانی زندگی شخصی ایشان به خودشان مربوط میشه و مثل هر آدمی مختار به انجام هر گناه و ثوابی بوده.اما غزلیات بقول شما روحانی خواجه که ساختار ضعیف تری نسبت به غزلیات جسمانی دارند را چگونه متوجه شدید و در صورت امکان چند غزل مد نظر را نام ببرید لطفا.بسیار ممنونم که در شناخت ماهیت سروده های خواجه تشریک مساعی نمودید.بسیار قابل تقدیر است

علی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

با سلام و درود و احترام به علاقه مندان به شعر و ادب پارسی، سپاسگزاری و قدردانی بی نهایت از استاد گرامی جناب آقای رضا ساقی به جهت شروح زیبا و پخته پیرامون اشعار و غزلیات حضرت حافظ را به عمل می آورم.

همایون در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۸:

این غزل همزاد غزل زیر است
چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او
راز آمیزی هستی‌ در زیبائی و بی‌ نظیری آن است اگر غزل قبلی در کار بیاید حتما این غزل هم با آن می‌‌آید
هستی‌ دو چیز نیست یک چیز است که در خود و در بزرگی خود و در زیبائی و بی‌ بهائی خود که قابل هیچ ارزش گذاری نیست و هیچ حد و مرزی را بر نمی تابد همچون یک راز پر از ناز در انسان جلوه می‌‌کند، انسانی‌ اینگونه پسر خود است که در خود زایشی دوباره می‌‌یابد آنگاه هم پدر خود است و هم پسر خود
این کیفیت انسان در هستی‌ است که به زبان سحر انگیز جلال دین بیان می‌‌شود که در عین حال کیفیت و چگونگی وجود نیز هست، چنین کیفیتی دیگر نه نیازی به خرد دارد و نه دل چه برسد به عقل توبه کار، از چه چیزی باید توبه نمود و به چه چیزی باید اندیشید، چنین انسانی‌ می‌‌تواند پیرامون خود را بهشت کند و سایه او می‌‌تواند به همه سعادت و بهروزی ببخشد او از تمامی هستی‌ برخوردار است و خود کان شکر می‌‌گردد

هیولاوش در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:

از همه چی بر میاد که در شعر اصلی به جای "گل"، "می" بوده. کی تا حالا به خاطر گل دست و دلباز شده؟ مردم کریم تر شوند اندر نعیم می.

۱
۲۶۱۸
۲۶۱۹
۲۶۲۰
۲۶۲۱
۲۶۲۲
۵۵۲۹