گنجور

حاشیه‌ها

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

بیت ششم «زلفت» صحیح است نه «زلف»

amir.v در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

جهان در جو این افلاک مینا
چو خشخاشی بود بروی دریا
تو خود بنگر کز این خشخاش چندی
سزد تا بر غرور خود بخندی

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

بیت پنجم «راح» به معنای «شراب» صحیح است نه «راه»

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:

صورت صحیحِ بیت آخر این است:
سروِ بالای تو می‌جُست در آب
چشمِ سلمان که بلا جو آمد

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

بیت اول مصرع دوم «روزی» صحیح است نه «روی»

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱:

در بیت هفتم هر دو «آیینه» باید «آینه» نوشته شوند تا وزن بیت درست شود.

همایون در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۴:

این غزل در حقیقت سخنان شمس است که به جلال دین گفته شده است و او آن را به جان دل خریده است و اکنون به زیبائی برای همه بازگو می‌‌کند و همه رمز و راز‌ها و گوشه‌های آنرا باز گشائی می‌‌نماید
شمس به جلال دین می‌‌گوید سخنان گذشتگان را تکرار نکن بلکه آنها را باز آفرینی کن و گامی‌ به پیش ببر تا یاد بگیری سخن نو و تازه بگویی
اگر این توصیه شمس و جلال دین را همه بکار ببندند دنیا گلستان می‌‌شود، ما ایرانیان که آنرا فراموش کردیم و روزگار مان خوش نیست و دیرگاهی است که درجا می‌‌زنیم و به آنچه داریم دل خوشیم و این موجب شده است که به سترونی و نازایی دچار شویم
در حالی‌ که جلال دین می‌‌گوید فرض کن هیچ چیز در این دنیا نیست و تو باید همه چیز را پدید آوری، این است آن عرفانی که جلال دین پس از ملاقات شمس برای ما می‌‌سازد که از بنیاد با آنچه پیش از آن بوده است تفاوت دارد، به به چه غزل زیبا و جان داری

رضا س در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

نظرات دوستان رو در مورد بیت سوم خوندم. برداشت شخصی من از زلف دوتا در اینجا زلف خمیده ست. ضمن اینکه سوگوار بودن در اینجا معنی سیاه بودن رو هم میرسونه. این بیت از سعدی رو ببینید:
ای شکم خیره به تایی(نانی) بساز
تا نکنی پشت به خدمت دوتا
و
دست در حلقه ی آن زلف دوتا نتوان کرد (حافظ)
اما در این بیت:
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند
من اینطور برداشت میکنم که میگه از زیر موهای خمیده وقتی با غرور و بیتفاوتی گذری نگاهی میکنی، با دقت نگاه کن؛ عاشقان بیشمار و سیاهپوش و سوگوارت رو در چپ و راست ببین که در خودشون جمع شدن و از اینکه نتونستن به وصال تو برسن عزاداری میکنن. مثل زلفهای مشکی و خمیده ی خودت که از چپ و راست روی صورتت ریخته و با تکانهایی که میخوره انگار که گریه میکنه و به سوگواری مشغوله. (این یکی در شعر وجود نداره ولی دور از ذهن نیست و میشه با توجه به کلمه سوگواری اینطور تعبیر کرد که موی یار خیسه و آبی که با هر تکان سر میچکه به گریه و سوگواریِ عاشقان تشبیه شده)

مجید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

خطاب بهVijay Deep
دوست عزیز معنی این بیت از بیت قبلی روشن میشود به این معنا که ما چون گدایان برای پاره ای نان به بزم سلطان میامدیم پس تو ای انسان در محضر حضرت حق (بزم سلطان) به تقاضای دنیا و یا حتی بهشت(نان) فرصت را از دست مده(گدارویی) مکن وبرخیز(برجه) از مستی و می(رحمت واسعه) بهره ببر و به طلب وصال با معشوق گام بردار که جز این کنی گدا صفتی ایست که از چنین بزمی جز کفی نان.
بر نگرفته ای
حضرت علی علیه السلام میفرمایند
عبادت کنندگان سه گروهند
گروهی خدا را به طمع بهشت عبادت میکنند ،این عبادت تاجران است وگروهی از ترس دوزخ که این چونان غلامان است و گروهی به جهت شکر وسپاس که این عبادت احرار است
به قول خواجه شیراز
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروی داند

مجید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

سلام
دوستانی که به تکرار چهار باره ی کلمه جان ایراد دارند به این نکته هم دقت کنند که در نسخ معتبر در دسترس(حداقل سه نسخه ای که من دیدم ) همینطور آمده است
بله شاید کسی بگوید به نظر من این شعر یا این بیت اگر چنین یا چنان بود زیباتر یا بهتر بود
اما اینکه بگوییم این که من میگویم درست است و جز این نیست یعنی که هم ازمثلا" مولوی شاعرتریم و هم از تصحیح کنندگانی که با چه مرارتها به مقابله ی نسخ مختلف میپردازنند تا بتوانند امانت داری کنند
داناتر
شاید بسیاری از این اختلافاتی که در نسخ متفاوت میبینیم به دلیل همین اعمال سلایق نابجای مستنسخینی بوده که امانت داری نکرده اند

مجید در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۲:

در سراغ فرصت گم کرده میسوزم نفس
رفته شمع از بزم و بالی میزند پروانه ای
خدا رحمت کند پدران از دست رفته را.
یاد پدرم افتادم

ابراهیم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

مصرع «طالب بی‌قرار شو» را به دو صورت میتوان تفسیر کرد:
1- مضاف و مضاف الیه: طالب بی‌قرار :طالب چیزی باش که آن چیز بی‌قرار است
2- صفت و موصوف: طالب بی‌قرار : طالبی که آن طالب بی‌قرار است
...
به نظرم تفسیر دوم صحیح‌تره

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

مصرع دوم بیت دوم «بنمایند» صحیح است.

ناصر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

سلام
وقت بخیر
در مصرع دوم بیت هشتم
کمان صحیح است نه کسان
کز کمان تیر سبکرو می‌شود یکدم جدا

مهدی قاسمی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۳:

وقتی بت رخ توست بت پرستی خوش تر

رضا ساقی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱:

کَتَبتُ قصّة شوقی و مِدمَعی باکی
بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
کَتَبتُ: نوشتم
قصّه: داستان
شوقی: شوروشوقم را
مِدمَعی: جا ومکان
باک: گریان
به جان آمدم: جان به لب شدم
معنی بیت: ای محبوب، ماجرای شورو اشتیاق خود را در حالی که چشمانم گریان بود نوشتم بیا که در فراق تو ، از فرط غم وغصّه جانم بر لب رسیده است.
عزم دیدارتوداردجان برلب آمده
بازگرددیابرآید چیست فرمان شما؟
بَسا که گفته‌ام از شوق با دو دیده ی خود
ایا مَنازلَ سَلمی فَاَینَ سلماکِ )سلماکی)
اَیا:ای
مَنازِلَ: منزل ها
سَلمی: معشوقه ای زیبا درادبیّات عرب، مثل لیلی کنایه از معشوق است.
فَاَینَ: پس کجاست؟
سَلماکِ: سلمای تو
معنی بیت: چه بسیارکه باچشمان خویش گفتگوکردم پرسیدم اینقدر که تواشک می ریزی پس منزل معشوق توکجاست؟
نقشی برآب می زنم ازگریه حالیا
تاکی شودقرین حقیقت مجازمن
عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای
اَنا اِصطَبَرتُ قتیلاً و قاتلی شاکی
واقعه: رخداد،اتّفاق
غریب: تازه ، کم نظیر
اَنا:من
اِصطَبَرتُ:خویشتن داری و شکیبایی کردم
قتیلاً: مقتول ، کشته شده.
قاتلی: قاتل من
شاکِ: شاکی و شکایت کننده
معنی بیت: اتّفاقی شگفت انگیزاست اینکه من مقتول عشق شده و شکایتی ندارم امّا قاتل من ازمن شاکی شده است!.
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گربه شکایت سوی بیگانه روم.
که را رسد که کند عیبِ دامن پاکت
که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی
معنی بیت: چه کسی می تواند ازتوایرادبگیرد؟ دامن توهمانند شبنم که بروی برگ گل می چکد پاک وبی آلایش است.
گوهرپاک توازمدحت جمامستغیست
فکرمشّاطه چه باحُسن خدادادآمد
زخاک پای تو داد آب روی لاله و گل
چو کِلک صُنع رقم زد به آبی و خاکی
کلک: قلم
صُنع: خلقت، آفرزینش
رقم زد: آفرید
آبی وخاکی: موجودات آبی وخاکی
معنی بیت: آن هنگام که قلم آفرینش موجودات آبی وخاکی راخَلق نمود به لاله وگل سرخ ازخاک پای توآبرو( صفا وجلا ورنگ وبو) بخشید.
گرچه خورشیدفلک چشم وچراغ عالم است
روشنایی بخش چشم اوست خاک پای تو
صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز
و هاتَ شمسةَ کَرم مطیب زاکی
عبیر: بوی معطّر،ماده ای خوشبو که ازمُشک وکافور و...تهیّه می شد.
هاتَ: بده، بیاور
شمسةَ: آفتاب، کنایه از شراب نورانی خورشیدِ می
کَرم: انگور، رَز
مُطَیِّب: پاکیزه و خوشبو زاکِ:پاکیزه
معنی بیت: ساقیابرخیز شراب نورانی وپاکیزه رابیاور که باد صبانیز درحال مُشک افشانیست.
ساقی به نورباده بر افروزجام ما
مطرب بگوکه کارجهان شدبه کام ما
دَعَ التّکاسُل تَغنَم فَقد جَری مَثَلُ
که زادِ راهروان چُستی است و چالاکی
دَع: وداع کن، ترک کن
تَکاسُل: تنبلی وسستی
تَغنَم: سود می بری
فَقَد: پس بدرستی که، همانا که
جَری:جاری شد
جَری مَثَلٌ: درمثلی چنین آمده است
زاد : توشه
چُستی: زرنگ
اثر: نشانه
معنی بیت: کسالت وتنبلی راازخوددورکن تاازاین عمل سودها نصیبت گردد بدان مَثل که گویند: ره توشه ی راهِ روندگان زرنگی و چالاکیست.
درمذهب طریقت خامی نشان کفراست آری طریق دولت چالاکیست وچستی
اثر نماند ز من بی شمایلت آری
اَری مآثر مَحیای من مَحیّاکِ
شمایل: چهره، اندام
اَری: می بینم ومی دانم
مآثر: آثار نیک، خوبی های نمایان.
مَحیا: حیات، زندگی
محیایَ: زندگی من
مِن: از
مُحَیّاکِ: روی تو
نطق زند: نطق کند، سخن بگوید.
معنی بیت: من نشانه ها واثرات زندگانی خودرا درسایه ی پرتو رخسارتومی بینم( دلیل زندگانی من توهستی) ازهمین روست که درفراق تو وبی روی تو ازمن اثری نمانده است.
بازآی که بی روی توای شمع دل افروز
دربزم حریفان اثرنوروضیانیست
زوصف حُسن تو حافظ چگونه نطق زند
که همچو صُنع خدایی وَرای ادراکی
نطق زند: سخن بگوید
وَرا: فراتر،آنسوی،بالاتر
صُنع: آفرینش وخلقت
معنی بیت: درتوصیف حُسن وزیبایی تو حافظ چگونه سخن بگوید که همچون اسرارخلقت خداوندی فراتر ازدرک وفهم هستی.
هزارنقش برآیدزکِلک صنع ویکی
به دلپذیری نقش نگارما نرسد

محمدعلی رضائی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران:

صبر و خاموشی جذوب رحمت است گر ندانی و نپذیری دلیلش علت است
اگر این معنا که صبر و خاموشی جذوب رحمت الهی است را قبول نداشته باشی و نپذیری ، دلیلش بیماری توست زیرا فقط کسی که با صبر و خاموشی رحمت الهی را در خود احساس کرده این مطلب را قبول دارد و کسی که نمی پذیرد هیچگاه این را تجربه نکرده و کسانی که این مهم را تجربه نکرده اند بیمار معنوی اند

nabavar در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

ای آمده از عالم روحانی ، تفت
ای آنکه از عالم دیگر با شتاب امده ای
از روخوانی داوود ملک زاده راضی نشدم
تفت درین جا به مانای شتابان است ، و ایشان خواندند
روحانیِ تفت یعنی روحانیِ گرم و این طرز خوانش به نظر من اشتباه است

حسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

من ذره و خورشید لقایی تو،بی من مرو
بیمار غم ام عین دوایی تو مرا
بی بال و پر اند پی تو می آیم
من که شده ام چو کهربایی تو مرا

علیرضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

بنده خودم حیرانم در پنج و چهار و شش و هفت
چهار=جهار حد
هفت=هفت خط
شش=شش جهات بالا پایین چپ راست پیش و پس یا عقب و جلو..
پنج رو اگه کسی میدونه چیه ممنون میشم بگه

۱
۲۶۲۰
۲۶۲۱
۲۶۲۲
۲۶۲۳
۲۶۲۴
۵۵۲۹