محمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
به چندین فروغ و به چندین چراغ بیاراسته چون به نوروز بابه
محمد در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:
به چندین فروغ و به چندین چراغ بیاراسته چون به نوروز باغ
به نظر حقیر منظور حکیم در این بیت این بوده که با توجه به اینکه امکان دیدن اشیاء جز با وجود نور میسر نمیباشد و از طرفی خود نوری که از خورشید به زمین میرسد متشکل از چند طیف نوری است مثل رنگین کمان که در اثر برخورد با جو زمین در زمانی که باران میبارد و نور خورشید تابیده میشود این نور به جندین طیف(فروغ) از رنگهای مختلف نمایان میگردد به باغ رنگارنگی از گلها و گیاهانی تشبیه گردیده که در نوروز از خاک سر بر میآورند لذا در این بیت حکمت حضرت فردوسی بخوبی نمایانده میگردد
علیرضا صادقی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:
بیت: نگه کرد کای دلبر پیچ پیچ/ ز یغما چه آورده ای گفت هیج
سهوی به شکل زیر در فرهنگ فارسی دکتر معین راه یافته است.
در ذیل مدخل «پیچ پیچ» در کنار سایر معانی برای این واژه، معنای «پر ناز و غمزه» نیز ذکر شده است و ابیاتی هم به عنوان شاهد ارائه گردیده است. از جمله بیتی از سنایی غزنوی در کتاب حدیقه :
شـاهد پیچ پیچ را چـه کنی ای کم از هیچ ، هیچ را چه کنی ؟
حدیقه / ص 356 / سطر 12
را ذکر کرده است و به اشتباه مأخذ آن را کتاب هفت پیکر نظامی، تعیین کرده است. حال آن که مأخذ صحیح آن کتاب حدیقه¬الحقیقه سنایی است . آن گونه که در ذیل بیت هم به مأخذ آن اشاره کرده¬ایم، در صفحه ی 356 سطر 12 با تیتر «اندر صفت معشوق» تصحیح مرحوم مدرّس رضوی ( دانشگاه تهران ، پنجم ، 1377. ) ذکر گردیده است.
از طرفی، زمانی که به کتاب هفت پیکر ( تصحیح وحید دستگردی ، زوّار ، اوّل ، 1384.) هم رجوع می¬کنیم ، به درستی می¬بینیم که مرحوم وحید دستگردی در تعلیقات مربوط به این بیت :
شاه چون دید پیچ پیچی او چاره¬گر شد ز بد بسیچی او
ص 98 / سطر 10
درکتاب هفت پیکر ، بیت سنایی را به عنوان شـاهد برای واژه¬ی پیچ پیچ ، معـنای «پر غمزه و ناز» را ذکر کرده است و به درستی هم به نام شاعرآن یعنی سنایی، بدون ذکر نام کتاب اشاره کرده است.
سهو استاد معین به کتاب بوستان تصحیح استاد دکتر غلامحسین یوسفی(خوارزمی ، هشتم ، 1384.) راه یافته است . ایشان در تعلیقات مربوط به بیت :
نگه کرد کای دلبر پیچ پیچ ز یغما چه آورده ای ؟ گفت : هیچ
بوستان / 1829
به فرهنگ فارسی دکتر معین استناد کرده و همان سهو را مرتکب شده است. وسواس علمی و دقّت نظر استاد دکتر یوسفی بر کسی پوشیده نیست، امّا با توجه به اطمینان کامل به مندرجات مـأخذ مـورد استـنادش و اعتـبار مؤلف آن ، در پی تحقیق بیشتر برنیامده¬اند.
در کتاب بوسـتان به تصحیح و توضیح آقـایان : دکتر انزابی نژاد و دکتر قـره-بگلو(جامی، دوّم ، 1381.) در ذیل بیت فوق علی¬رغم اشاره به فرهنگ فارسی معین، شاهدی را ارائه نکرده¬اند که بتوان فهمید شارحین محترم به این نکته پی برده¬اند یا خیر؟
برای اطمینان بیشتر به لغت¬نامه مراجعه شد که علی رغم شواهد شعری بسیار، بیت مورد بحث سنایی و سعدی ذکر نشده است . از این رو کسانی که به لغت نامه استناد کنند ، مرتکب سهو و خطایی نخواهند گردید.
ذبیح اله در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۶:
با توجه به مفهوم بیت و کلمه بسی باید می آویز را درست بگریم در صورتیکه منظور میآویز بود آوردن کلمه بسی معنا نداشت.
به سختی با او بیاویز
حالا در صورت دوم به سختی با او میاویز
افق در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:
فرهاد دریا این شعر مولانا بلخی را به قالب یک آهنگ بسیار خوب اجرا نموده.
علی شیرازی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:
بر در قدیمی آرامگاه سعدی نوشته بود:
ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی
بزرگان ما میگفتند، عرفا عاشق شدن را جاودانگی می دانستند.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
و گاهی پا را از این فراتر نهاده و کسی را که عاشق نباشد، شایسته مقام انسانی نمی دانند.
چنانچه جناب عراقی میفرماید:
آن شنیدی که عاشقی جانباز
وعظ گفتی به خطه شیراز
و.... خلاصه اینکه در این مجلس که همه سخنان نغز در باره عشق گفته می شد
اسماء جوان در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
بنام خدا وبا سلام و عذر خواهی بعلت تأخیر و اینکه بارها خواندم و در نتیجه چندین بارها نوشتم و پاک کردم و جرأت درج کردن نیافتم.
و دست آخر و با ترس و لرز . نوشتم .
معانی هر گزاندر حرف ناید
که بهر قلزم اندر ظرف ناید
مثل اینکه قفلی بر افکار پریشانم نهاده باشند . امید که جنابعالی با درج مطلبی این قفل را گشوده و مخلص را امیدوار و تشویق نموده و بر سر ذوق آورید .
عاجز و درماندی شما فریاد . خیلی خرابم .
روژین در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۷:
چرا به جان رستگارانش که رستم؟؟؟
مهدی مختارزاده در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » ابیات پراکنده » باید خریدارم شوی:
این شعر رو همایون نیکخواهی خونده...
محمد سیفی زاده در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۴ - در رثای شهید بلخی:
از شمار دو چشم یک تن کم یعنی این که از دید جسمی و ظاهری ما یک نفر از میان ما رفته ولی از دید خرد و علمی خیلی بیشتر از اینها اتفاق افتاده و این مطلب درباره علما و دانشمندان صادق است.
.. در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۱:
دریغ از تو
که در آرزوی غیری تو..
وحید در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
باسلام و احترام
در جواب دوستان عزیز در خصوص اشتباه ادا کردن واژه "مرهم" توسط استاد شجریان
این آواز تحت عنوان "آواز مثنوی" در آلبوم "بی تو به سر نمی شود" منتشر شده است که با گوش فرا دادن دقیق به آن خواهیم شنید که هم استاد شجریان و هم همایون در این هم آوازی کاملا به درستی واژه "مرهم" را ادا می نمایند.
با تشکر
دلا در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی:
بیت سیزدهم در نسخه تصحیح دکتر سروش نوشته شده: باز گو ای بازِ عنقاگیر شاه
و نه بار.
مسعوداسماعیلی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سلام و عرض ادب .ببخشید معنی "مخسب" چی هست؟
مسعوداسماعیلی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سلام و عرض ادب .ببخشید معنی "مخسب"جی هست؟
علی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۱ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۹:
در بیت 2، کلمه سال باید به سان تبدیل شود
انسیه افشاری در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴:
سلام جناب شهاب
فکر نمیکنم شما در جایگاهی باشید که تعیین کنید چه کسی چه اثری رو بخونه یا چه فرد یا عقایدی رو دنبال کنه یا نکنه!
و سوالی که از خدمتتون داشتم
میشه بگید از نظر شما منظور از روز شمار در این رباعی چیه؟
مجتبی در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۱:
در بیت دوم "گرگ است" درست است.
بیت سوم سید السوانی اشاره به حدیث پیامبر دارد که فرمودند سیر السوانی لاینقطع
بیت شش توز یعنی تاراج
ییت هفت مالک یعنی نگهبان دوزخ
سقر یعنی دوزخ
بیت نهم نگر تا نترسی یعنی به هوش باش که نترسید
مرگ صورت یعنی مرگ ظاهری و جسمانی، مرگ فیزیولوژیک
بیت یازده امان اول یعنی امنیت و امان دوم یعنی آرزوها
بیت پانزده سبع المثانی یعنی سوره ی حمد
بیت چهلم میده: آب
پانی: نوعی نان که از آرد برشته ی گندم پزند
بیت بیست چرمه: اسب . هر نوع اسب را به طور کلی چرمه گویند.
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
به نام او
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
تا آن هنگام که عنایتی از سوی او نشود و ذره ای از نور او بر خیال ما نتابد هیچ راهی به دریای بیکران عشق او وجود ندارد و تنها هنگامی که نور او بر خیال ما بتابد سیل اشک های ما می تواند سد مقابل دیدگان را بشکند .
تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
بخاطر اینکه مدعیان داد سخن از سیاهی زلفان تو(در حقیقت درخشش انوار الهیت) در هر کوی و برزنی سر ندهند حتی با نسیم صبحگاهی نیز راز دلم را در میان نمی گذارم مبادا که غمازی کرده و این راز را برملا سازد.
من از این طالع شوریده برنجم ور نی
بهره مند از سر کویت دگری نیست که نیست
من از اینهمه رنج و عذاب و سختی که برای رسیدن به خاک درگاه تو می کشم رنجیده و آزرده می شوم ولی این حقیقت را دریافته ام که ارزش راه به سختی آنست و اگر این طریق عنایت تو نباشد هیچ راه دستیابی به خاک درگاهت وجود ندارد و البته که باید چنین باشد!
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
ای سرچشمهء عشق و شیرینی از آنجاییکه تو شیرینی درک جلوهء جمالت را نصیب هر پرده دری نمی گردانی بنابراین در عالم خاکی هم اکنون اثری از پرتو شکرنشان جمالت وجود ندارد و باید که اینگونه باشد!
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
صلاح این است که راز وصال تو پنهان باشد و بجز آزادگان و سر باختگان راه او کسی اطلاعی از آن ندارد و باید که چنین باشد.
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آنان که در ابتدای راه عشق تو همچون شیر توانمند بودند در اثر مصایب و مشکلات عدیده در این راه مبدل به روباه هزم اندیش و ناتوان گشتند و در این راه انواع خطرات و لغزش ها (درحد فراتر از تصور) وجود دارد.
آب چشمم که بر او منت خاک در توست
زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
آنقدر آب از چشمانم جاری گشت تا لیاقت خاک درگاهت را با هزار منت کسب نمایم!
بدون جاری شدن آب چشم هیچ دیده ای به دیدار خاک درگاهش نخواهد رسید و باید که چنین باشد.
از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
آنقدر در عشق او برای خویش نام نشانی کسب نمودم تا در آنسو بقا یافتم و هست شدم.
وگرنه هیچ موجود ضعیفی در آنسو هستی نمی یابد و باید که چنین باشد!
غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
ای حافظ یار از تو راضی نیست (که تو هنوز اینجایی!) و تنها هنر تو کسب رضایت اوست و غیر از این راهی نیست و باید که چنین باشد!
مهران در ۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز: