گنجور

 
سعدی شیرازی
 

ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح، صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت

ماری تو که هر که را ببینی بزنی

یا بوم که هر کجا نشینی بکنی

زورت ار پیش می‌رود با ما

با خداوند غیب دان نرود

زورمندی مکن بر اهل زمین

تا دعایی بر آسمان نرود

حاکم از گفتن او برنجید و روی از نصیحت در هم کشید و بر او التفات نکرد. تا شبی که آتش مطبخ در انبار هیزمش افتاد و سایر املاکش بسوخت و از بستر نرمش به خاکستر گرم نشاند. اتفاقاً همان شخص بر او بگذشت و دیدش که با یاران همی‌گفت ندانم این آتش از کجا در سرای من افتاد. گفت از دود دل درویشان.

حذر کن ز دود درونهای ریش

که ریش درون عاقبت سر کند

به هم بر مکن تا توانی دلی

که آهی جهانی به هم بر کند

بر تاج کیخسرو نبشته بود:

چه سالهای فراوان و عمر‌های دراز

که خلق بر سر ما بر زمین بخواهد رفت

چنان که دست به دست آمده‌ست ملک به ما

به دستهای دگر همچنین بخواهد رفت

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌نبشه | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

خسرو شکیبایی » 12 حکایت از گلستان سعدی » ظالمی را حکایت کنند که هیزم رنجوران خریدی به حیف و به توانگران دادی گران...

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

کلیات شیخ سعدی علیه الرحمه به خط محمد حسینی اصفهانی - گلستان مورخ ۱۲۵۹ هجری قمری » تصویر 66 گلستان به خط شکستهٔ خوانا و زیبا تحریر شده در دارالخلافهٔ طهران » تصویر 33 کلیات سعدی نسخهٔ ۱۰۳۴ هجری قمری » تصویر 104 گلستان سعدی به خط محمدحسین کشمیری و نقاشی مانوهار داس نسخهٔ کتابخانهٔ دیجیتال دانشگاه کمبریج » تصویر 64 گلستان سعدی به خط خوانا و زیبای میرزا محمدحسین شیرازی سال ۱۲۷۱ هجری قمری » تصویر 68 گلستان سعدی به خط محمد محمود لاری به سال ۱۰۱۱ هجری قمری » تصویر 78 گلستان سعدی به خط کاتب سلطانی میر علی حسینی به سال ۹۷۵ هجری قمری در بخارا » تصویر 69 گلستان به همراه بوستان در حاشیه » تصویر 56 گلستان سعدی خوشنویسی شده و مذهب مورخ بیستم شوال ۱۱۳۵ هجری قمری » تصویر 77 گلستان به خط توسط عبداللطیف شروانى سال ۹۷۱ هجری قمری » تصویر 66 گلستان با بوستان در حاشیه به خط محمدرضا تبریزی سنهٔ ۹۸۰ هجری قمری » تصویر 82 کلیات سعدی مذهب و مصور نسخه‌برداری شده توسط عبدالله بن شیخ مرشد الکاتب در قرن دهم هجری » تصویر 66 گلستان بایسنقری موزهٔ چستر بیتی کتابت به سال ۸۳۰ هجری قمری در هرات » تصویر 30 کلیات سعدی به تصحیح محمدعلی فروغی، چاپخانهٔ بروخیم، ۱۳۲۰، تهران » تصویر 157

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امید رضا محبی در ‫۹ سال و ۱۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۳ نوشته:

این حکایت ناقص بوده و برخی از ابیات دیده نمی شود آیا بواسطه اشکال در سایت و دریافت متن می باشد یا درج نشده است؟
لطفاً راهنمائی فرموده تا اگر اشکال در دریافت اینترنتی متن بصورت ناقص می باشد تذکر واضحات ندهم.
با تشکر از سایت خوب شما

 

مهرداد در ‫۹ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۵۸ نوشته:

دادی به طرح : تحمیل کردن

 

سیاوش در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۹ نوشته:

{وز بستر نرمش به خاکستر گرم نشاند}
همین میان متن زیبا مثل شده است

 

محمد رضا شیخی در ‫۶ سال قبل، دو شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۵۲ نوشته:

به طرح دادن : فروختن جنسی به زور و به قیمت بالاتر به رعایا را به طرح دادن گفته اند اصطلاحی دیوانی است

 

شهروز در ‫۶ سال قبل، دو شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۰۳ نوشته:

در تکمیل حاشیه ی نگاشته شده توسط استاد ارجمند جناب آقای محمدرضا شیخی اضافه می گردد: طرح در لغت به معنای زور و قهر غلبه است. چنانچه سعدی علیه الرحمه می فرماید:
"خرمای به طرح داده بودند/ جرم بد، از این بتر نباشد.
"
متن کامل شعر جناب سعدی علیه الرحمه از این قرار است:
هر چیز کزان بتر نباشد از مصلحتی به در نباشد
شری که به خیر باز گردد آن خیر بود که شر نباشد
احوال برادرم شنیدی فی الجمله تو را خبر نباشد
خرمای به طرح داده بودند جرم بد از این بتر نباشد
اطفال و کسان و هم رفیقان خرما بخورند و زر نباشد
آنگه چه محصلی فرستی آن را که از او بتر نباشد
چندان بزنندش ای خداوند کز خانه رهش به در نباشد
خرمای به طرح اگر ببخشد از اهل کرم هدر نباشد
تا نوبت صبر بود کردیم دیگر چه کنیم اگر نباشد
آیین وفا و مهربانی در شهر شما مگر نباشد
در فارس چنین نمک ندیدم در مصر چنین شکر نباشد
هر شب برود ز چشم سعدی صد قطره که جز گهر نباشد
ما از سر مهر با تو گفتیم باشد که کسی خبر نباشد

 

حمیدرضا ابراهیمی در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۴ نوشته:

بعد از " صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت" باید این تک بیت نوشته شود:
ماری تو که هرکه را ببینی بزنی
یا بوم که هر کجا نشینی بکنی
در ضمن " گفت از دود دل درویشان" صحیح است که در بالا کلمه ی "دود" از قلم افتاده و بعد از اتمام جمله این بیت باید نوشته شود:
حذر کن ز درد درونهای ریش
که ریش درون عاقبت سر کند
و در پایان این بیت باید اضافه شود:
چنانکه دست به دست آمدست ملک به ما
به دست های دگر هم چنین بخواهد رفت

 

ساسانی در ‫۴ سال قبل، پنج شنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۷ نوشته:

با سلام خدمت عزیزان و سعدی دوستان،
بعد اولین بیتی که در این حکایت امده یعنی
زورت ار پیش می‌رود با ما
با خداوند غیب دان نرود
یک بیت حذف شده است که به عرض می رسد. ان بیت چنین است:
زورمندی مکن بر اهل زمین
تا دعائی بر اسمان نرود

 

کاظم رمضانیان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۴ نوشته:

قبل از بیت «به هم بر مکن تا توانی دلی ....»
بیت «حذر کن ز درد درونهای ریش ..... که ریش درون عاقبت سر کند»
جا افتاده است.

 

هیچامد در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ نوشته:

منظور از طرح یعنی کم فروشی یعنی از درویشان ارزان می خرید و و در فروش مقداری از آن کم می کرد

 

محمد طهماسبی دهنو(هانا دایی) در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۶ نوشته:

سلام..گلستان در گنجور خیلی جاهاش از متن اصلی دوره
ظالمی را حکایت کنند که هیزم درو یشان خر یدی به حیف و توانگران را دادی به طرح.صاحب دلی بر او
گذشت و گفت
ماری تو که هر که را ببینی،بزنی ؟
یا بوم که هر کجا نشینی ، بکَنی ؟
زورت ار پیش می رود با ما
با خداوند غیب دان نرود
زورمندی مکن بر اهل زمین
تادعایی بر آسمان نرود
حاکم از این سخن برنجید و روی از نصیحت او در هم کشید و بر او التفاتی نکرد،اَخَذَتهُ العِزَّهُ بالاِثمِ
تا شبی آتش مَطبَخ در انبار هیزمش افتاد و سایر املاکش بسوخت و از بستر نرمش، به خاکستر گرم نشاند
اتّفاقاً، همان شخص ، در گذار بود و شنید که با یاران می گفت : ندانم این آتش ، از کجا در انبار هیزم افتاد.گفت
از دود دل درویشان حذر کن ز دودِ درون های ریش که ریش‌درون عاقبت سر کند
به هم بر مکن تا توانی دلی
که آهی جهانی به هم برکند
بر تاج کیخسرو شنیدم که نبشته بود
چه سال های فراوان و عـمر های دراز
که خلق بر سرِ ما بر زمین بخواهد رفت
چنان که دست به دست آمدست مُلک به ما
بــه دست های دگر همچنین بخواهد رفت
معانی
درویشان= فقیران و محرومین و مستضعفین
به حیف= با ستم و بی وجدانی
این جا=با قیمت کم
طرح=نقشه کشیدن،خدعه،به زور به کسی تحمیل کردن
بوم=جغد
التفات =توجه
اخذته العزه بالاثم=خودخواهی اش او را به گناه کشاند(بقره 206)
مطبخ=آشپزخانه
دود دل=آه دل
درون های ریش=دل های زخمی و آزرده
ریش درون=زخم درون..جراحت دل

 

حمیدرضا در ‫۱ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۹ نوشته:

از سعدالدین تفتازانی مؤلف کتاب «مطول» در توصیف بلاغت کلام شیخ سعدی نقل شده که:
کاش تمام مطول را از من می‌گرفتند و این سخن را به من می‌دادند که «از بستر نرمش به خاکستر گرمش نشاند»!

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.