عین. ح در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۶:
با سلام
به نظر میرسد مصراع پایانی هم باید «همچو خرمنگهِ گل بر بادست» باشد
حسین در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
شبیه شعری معروف از صفای اصفهانی شاعر دوران قاجار است.
چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد...
من نیز میاندیشم با چهار مفاعلاتن طرفیم. هر چند با مفاعلنفع هم تقطیع ممکن است.
الهام در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۸۹:
اصل و درست مصرع اول این است:
شنیدم گرمی می با تو گستاخانه سر کرده
حجت مالمیر در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
وفا جان بی سر شدن یعنی بدون فکر شدن از آنجا که همگی ما فکر را بعنوان هویت خود می شناسیم و میپذیریم نمی دانیم و حتی تصوری از بی فکری و بدون ذهن شدن نداریم در ورای آن شما یک سرمستی یک سرور بی پایان هستی این تصور که شما فکرهایت هستی یا فکر کننده هستی حجاب دیدار خودت با خود ت شده
در سماع این حالت بی نفس شدن شکل میگیرد و شما برای همیشه تصور من فکرهایم هستم را رها میکنی
اشاره مولانا به آن نور فوق نور وجود توسط که بواسطه آن جهان را ادراک میکنی
دکتر محمدداودی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
بادرود به دوستان عزیز این سایت ارزشمند علاوه براگاهی بیشتربه ادبیات پربار ایران صحنه ای برای تمرین دمکراسی است که متاسفانه پس ازقرنها ملت ایران موفق به کسب ان نشده است اولین قدم رابایدفرهیختگان بردارند دردرجه اول برای نظرات یکدیگر احترام قائل باشند اگرموردی رانپسندیدند باآرامش وعفت کلام نظرخودرابیان کنند توهین به دیگران(ازشاعر گرفته تاتحلیل گران وخواننده) دیکتاتوری است وتاریخ شاهداست که هیچ دیکتاتوری موفق ومحبوب نبوده است امیدوارم ازین به بعد یکدیگررابهتر وادیبانه تر تحمل کنیم
میثم عبدالمناف در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۸:
سوال: در بیت
موج خجالت سرو پیداست از لب جو - کز شرم قامت او گردیده آب نیمی
شاعر داره چه چیزی رو تصویر سازی میکنه؟ تصویر درخت در آب؟ یا خم شدن درخت در اثر مثلا باد؟ یا اغراق بلندی درخت سرو که اگر خجل نبود حتی از اینی که هست قامتش کشیده تر بود؟ یا چیز دیگه؟
نگار خلیلی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:
در بیت اندر این منزل... حشر آوردن با توجه به فرهنگ سخن به معنی حملهکردن و هجوم بردن است.
و همچنین در قدیم رسم بوده برای دفع بلا سر خر در پالیز آویزان میکردهاند. گویا مولانا در این بیت میگوید: برای در امان بودن از حملهی گاوها چارهای نداریم جز اینکه سر خر در پالیز آویزان کنیم
ناصر در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴:
سلام
در مصرع اول یا باید
«در او» نوشته بشه
یا باید
«و» به «در» نزدیک بشه
ناصر در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۴:
کمی تحریف شده که دوستان جسته و گریخته به آن اشاره کرده اند
فلذا در این موارد میبایست با احترام به شاعران عمل و موجبات نارضایتی شان را نظر داشته و پس از اطمینان نسبت به نشر آثار اقدام شود جریانی
ناصر در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۲:
سلام
در بیت 4 مصرع اول «فکنی» باید درست باشه
محسن پناهی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۲ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار سوم:
به نظر من مصرع دوم بیت آخر اشکال وزنی دارد.
پیشنهاد من :
در آن اندوه می پیچید چون مار
فشاندی از جزع لولوی شهوار
مهدی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:
مرا بوسه گفتا به "تصحیف" ده
که درویش را "توشه" از "بوسه" به
تصحیف در لغت به معنای (فرهنگ فارسی عمید):
1. خطا کردن در نوشتن.
2. تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطههای آن.
اگر به معنای دوم بگیریم که یعنی کم یا زیاد کردن نقطه ها میتوان دریافت که سعدی چگونه با ظرافت تمام تصحیف را برای دو واژه ی: "بوسه" و "توشه" به کار برده است. فقط کافی است جای نقطه ها را عوض کنیم و آن ها را کم یا زیاد کنیم تا "بوسه" به "توشه" تبدیل شود.
در هر صورت منظور سعدی این است که در عوض بوسیدن دست و پای ما و گرسنه نگه داشتن ما، به ما نانی (توشه) بده و نیاز نیست کفش های ما را هم بوسه بزنی! ان کفش ها را بر سر ما بزن!
برگ بی برگی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:
همچنین دلق میتواند ظاهر سازی هاییکه انسان برای حفظ آبروی ساختگی نزد خلق برای خود ایجاد کرده است باشد و حافظ در اینجا میفرمایند این جامه ریا را به می معنوی رنگین نموده و آبروی ساختگی از خویشتن بزدای تا لایق دیده و خریدار شدن توسط حضرت معشوق گردی .
فانی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
دوستان از مفهوم بیت دوم غافل شده اند. کسی که آشنایی مختصری با تاریخ اسلام و اهل بیت داشته باشه وقتی اشارتی پشت سرهم در این غزل می بینه قطعا برداشتی از ابیات خواهد کرد که منطبق با وقایع مرتبط با عاشورا خواهد بود. بیت دوم به زیبایی اشاره دارد به آیه لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی(شوری 23).
ابیات بعدی به واقعه عاشورا و روایت "آن الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه" (کوکب هدایت) اشاره داره و در نهایت انتظار ظهور منجی.
دکتر محمدداودی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:
برمابسی کمان ملامت کشیده اند تاکارخودزابروی جانان گشاده ایم
شاید بتوان بدین صورت معنی کرد..ازروزی که ابروی توگشایشی برای دل ماشدبسیارازانهایی که انتظار داشتند توجه ما به انان باشدباکمان ابروی خود (اخم وابرو درهم کشیدن)نارضایتی خودراابرازکردند
محمد در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتادم - دلدارم گفت کان فلان زنده به چیست؟:
سلام ستار.
اَن الطیور درست نیست، اِن الطیور درست است زیرا در صدر کلام باید اِن باشد و اَن صواب نیست.
اصطبلٌ هم با تنوین باید درست باشد، و وکرا به نصب اشتباه است و باید وکرٌ با تنوین رفع باشد.
عین. ح در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - نمایندگی ترشیز:
چند خطای نگارشی در این چامه رخ داده است؛ ازجمله:
دلاوبز (دلاویز)
میشناسد به واشنتن و پاربز مرا (میشناسند به واشنتن و پاریز مرا) یعنی در واشنگتن و پاریس هم مرا میشناسند.
گرچه من بود مبعوث دموکرات ولی (گرچه من بودم مبعوث دموکرات ولی)
سینا در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:
شاید سعدی اینجا که می گوید: اخاف منک و ارجوا و استغیث و ادنو؛ نظر به انتهای دعای 52 صحیفه سجادیه انداخته که امام سجاد(ع) می فرماید: الهی ... منک اخاف و بک استغیث و ایاک ارجو و لک ادعو!
عین. ح در ۶ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۰ - منقبت:
در یکی از مصراعها یک واژه افتاده است:
گو پذیره نار موقد را (گو شو پذیره نار موقد را)
عین. ح در ۶ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » غزلیات » شمارهٔ ۹: