گنجور

حاشیه‌ها

گویان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:

حلقه فرنگی به چه معناست
آیا واژه فرنگ به معنای امروزی در زمان
سعدی وجود داشته؟

Ebrahimi در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:

این شعر چند بیت است؟

شهاب در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » در هجو کیدی (یاری) شاعرنما:

بیت دوازدهم
مصرع دوم
"این را زِ گوه که رنگ کردی" درسته

ساکت در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰:

چهار و هفت در مصرع اول و دوم اشاره به چهار عنصر (آب، باد، خاک و آتش) و هفت سیاره (قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل) دارد که آنها را به ترتیب مادران چهارگانه (امهات اربعه) و پدران هفت گانه (آباء سبع) مینامند. این نامگذاری به این دلیل بوده است که از نظر قدما تمام موجودات از جماد و نبات و حیوان (موالید ثلاث) از همکاری و آمیزش این مادران چهارگانه با آن پدران هفتگانه متولد میشوند. بنابراین معنی بیت اول چنین است: ای آن که برآیند عناصر و اجرام زمینی و آسمانی هستی و پیوسته در تب و تاب آنها قرار داری (اکنون می بنوش). کاربرد کلمه می در رباعیات خیام به گونه‌ای است که میتوان آن را هم به معنی حقیقی و هم کنایه از هر کاری دانست که انجام آن سبب شادی و نشاط و کاستن از غم و اندوه میگردد، چرا که با نوشیدن می یا انجام کاری که در ما ایجاد شادی و نشاط کند، کشیدن بار سنگین وجود فانی انسان آسانتر خواهد شد. اما دلیل وجود فانی و تکرارناپذیر انسان همان ترکیب او از عناصر مادی و طبیعی است که با فرسایش آنها انسان نیز متلاشی و تجزیه میشود.

رسول در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

سلام در بیت دوم و در مصرع دوم کلمه جرم م دارای چه حرکتی است ساکن یا کسره لطفا روشن بفرمائید با توضیح

فرزین پرهام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

به پوریا:
درون این شعر وزین و وزن موزون چه بود؟!
بجز لغات پیش پس؟ هست اگر دگر بگو دگر بگو
لیک مجو که جسته اند و جسته ام نبود یک نفر چو او
و بهترین و برترین هم او بود و نیست به از او جز او

بهاره در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:

با عرض درود حضور عزیزان آگاه.
ممنون میشممنظور از "گولی" در بیت اول رو شرح بدین. و اینکه در بیت دوم گهر همون گوهر هست. در کل اگر شرحی بر این غزل دارید از من دریغ نکنید. سپاسگزارم.

فرزین پرهام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

@پوریا
پیشاپیش از تندی و تیزی سخنم که تندروهای مذاهب بیش احساسش خواهند کرد شرمسارم، اما، باید پرسید از پوریا که مگر پیامبران چگونه بوده اند که در دیده ی شما از ما بهترانند ولی حضرت مولانا که مدعی هیچ برتری و بهتری نبوده اند، از ما بهتران نیستند و اگربپذیریم با ما مساوی تران هستند، ازخود حضرت پوریا ، بدتران و پست تران هستند؟!!!، معجزه ی آخرین پیامبر، آنکو که احتمالاً پیامبرمحبوب و مطبوع خود شما نیز باشد ، قرآنی است که معجزه است چون کسی مثالش نتواند آورد و پیامبر را از ما بهتران میدانیم چون معجزه کرده است، ای کاش میتوانستیم در طول تاریخ بشریت یک نفر دیگری که توانایی سرایش حضرت مولانا را داشته بیابیم، تنها و تنها یک نفر از میلیاردها میلیارد انسانی که تا کنون بر زمین زاده شده و مرده اند چنان که پیامبران زاده شده و مرده اند.... تا به این ترتیب ، حداقل جنگ بر سر اینکه ایشان (حضرت مولانا) به کدام کشور تعلق داشته اند میان کشورهایی که از قضا تنها دو کشور هم نیستند، پایان میگرفت.... یعنی التماس دارم که شما بیشتر پیدا کنید، اگر از این معمولیها زیاد سراغ دارید... لطفتان از جانب مردمان دوستدار ادب و ادبیات و سرایش ورقصندگی و... ساکن در سرتاسر کره زمین، به شما اطمینان میدهم که به چند هزار برابر ارزش ارج نهاده خواهد شد...

Elen در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

من متوجه نشدم, برادر رستم فرخزاد همان یزردگرد هست؟

مهبد پدرام در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:

آیا در مصرع دوم قاعدتا نباید به جای «مرا» از «تو را» استفاده شده باشد؟

saeb در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » جاویدنامه » بخش ۴۱ - نوای طاهره:

نامجو هم این رو خونده
پیوند به وبگاه بیرونی

رضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

درود و سلام
حالا که 212 تا نظر ثبت شده تا الان، من هم از قول حافظ یکی دو بیت نظرم رو بگم و برم! احساسی که نسبت به حافظ دارم میگه اگر خودش بود هم همین رو می‌نوشت و می‌رفت:
با مدعی مگویید! اسرار عشق و مستی
تا بی‌خبر بمیرد! در درد خود پرستی
دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلس مغانم
با کافران چه‌کارَت؟ گر بت نمی‌پرستی..

صادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

این شعر بیان حال حر در کربلا و برخورد او با امام حسین علیه السلام است

صادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

صادقی:
غزل شمارهٔ 387 حافظ » غزلیات

شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
✍ در بیت ابتدای این غزل توصیفی از فردی که مورد نظر جناب حافظ بوده را ارائه داده است که این توصیفات شامل :
شاه : به معنای سلطان و فرمانروا است
کسی که احاطه بر مملکت دارد
سلاطین گاهی از طرف مردم و یا به وسیله قدرت و زور بر مردم حاکم میشوند چنین فرمانروایی ظاهری و غیر حقیقی است اما سلطنتی که خداوند به اولیا و انبیا عطا میکند باطنی و مقتدرانه است زیرا که نخست ، پادشاهی از آن خود خداوند است
طه(411)
فَتَعَالَی اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ ...
ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻱ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﺣﻖّ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ .
و این پادشاهی هرگاه از طرف خداوند عطا شود نیز حقیقی و واسعه است
شمشاد قد : کنایه از بلند بالایی و راست قامتی است کسی که هم دارای اندامی زیبا و متناسب بوده و در عین حال استوار و پابرجا است
خسرو :یا خسرو پرویز از پادشاهان ساسانی بوده که نظامی گنجوی و فردوسی در اشعار خویش از او نام برده اند معروف است که او عاشق شاهزاده ای زیبا به نام شیرین بوده است
اکنون در این مصرع هم اشاره به منزلت پادشاهی دارد و هم به عاشقی او که دهان او از عشق شیرین ، شیرین شده است
اصلا از عشق همان شیرین به میدان آمده و عشق او تا اینجا او را کشانده است
ذکر نام او آنقدر بر زبان و جان او روان گشته که او را شیرین دهان کرده است
(العنکبوت 54)
...َ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَیٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ ...
... ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ، ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ; ﻭ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺫﻛﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ...(54)
آری ذکر او بالاتر و بزرگتر از نماز است و همه وجود و دهان از ذکر او شیرین می‌شود و ذاکر حقیقی همانا پیامبران و امامان معصوم هستند
✍ اکنون چنین پادشاهی با این اوصاف که گفته شد آنچنان دارای بزرگی و اقتدار است که با یک نگاه مانند این است که از چشمان خویش تیر مژه ای به قلب دشمنان خداوند پرتاب میکند و آنها را در هم میشکند اما چرا گفتم دشمنان خداوند زیرا که با نام صف شکن از آنها نام برده
همه اولیا و انبیا آمده اند تا ما را در یک صف توحیدی قرار دهند
آل عمران (301)
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا ..
ﻭ ﻫﻤﮕﻲ ﺑﻪ ﺭﻳﺴﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﭼﻨﮓ ﺯﻧﻴﺪ ، ﻭ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﮔﺮﻭﻩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ; ﻭ ﻧﻌﻤﺖ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ﺁﻥ ﮔﺎﻩ که با ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻮﺩﻳﺪ ، ﭘﺲ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻝ ﻫﺎﻱ ﺷﻤﺎ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﻟﻔﺖ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩ ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﻟﻄﻒ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ برادر شدید.. .
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
✍ چنین پادشاهی که مست عشق خداوند بود مستانه و عاشقانه از برابر من عبور کرد و نگاهی بر من فقیر انداخت (به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند *** به آسمان رود و کار آفتاب کند)
✍ آنگاه مرا مورد خطاب قرار داد و گفت ای تو که مایه بینایی و روشنی و هدایت همه شیرین زبانان هستی ( زیرا که حر خود از سران لشکر و جزو دلاوران زمان بوده )
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیمتنان
✍ در ادامه به من فرمود : تا چه زمانی میخواهی از لحاظ معنوی فقیر باشی و کیسه وجودی تو تهی از طلا و نقره باشد
خداوند انسان را برای مقام خلافت و جانشینی خود خلق کرده و جانشین خداوند یقینا باید غنی باشد
( البقره30)
وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ...َ
ﻭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺁﺭ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﻢ (30)
✍ در مصرع دوم این بیت پادشاه زمان و قطب زمان امام حسین علیه السلام راه دستیابی به این جانشینی و خلافت و برخورداری از زر و سیم را می آموزند
که اگر چنین چیزی را خواهان هستی بیا و دنباله رو من شو اطاعت مرا بکن از نافرمانی دست بردار تا تو را به مقصد برسانم آنگاه از معارف برخوردار خواهی شد به وحدت با سیم تنان که همان اولیا و انبیا هستند خواهی رسید و از آنها کسب فیض خواهی کرد
کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
✍ خودت را دریاب تو از ذرات که در هوا معلق هستند کمتر نیستی آن ذره با تمام پستی و کوچکی خود در هوا معلق مانده و از خاک برخاسته است نکند که تو خاک نشین باشی و خود را اسیر دنیای دنی و پست کنی (شبیه عمر سعد که فریب حکومت ری را خورد )
و اگر خواهان بزرگی هستی و میخواهی پست و کوچک نباشی راه آن این است که مهرورزی کنی راه آن عشق ورزی و محبت است انسان تا وقتی به حب نرسد و دیگران را دوست نداشته باشد امکان بزرگی و به غنا رسیدن را پیدا نخواهد کرد
✍ اگر چنین کنی و سراسر عشق و محبت شوی از همه تعلقات رهاخواهی شد مانند
ذره ای که سبک و آزاد از خاک است و در نور زیبای خورشید در هوا معلق است تو نیز طعم زیبای رهایی را خواهی چشید و به بارگاه و محفل خصوصی و خاص خورشید حق وارد خواهی شد
درک طرب و نشاط واقعی آنگاه اتفاق خواهد افتاد . چرخ زدن ذره نشانه رهایی اوست و چرخ زدن انسان غیر از رهایی نشانه ای از اوج لذت و سرمستی اوست
بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان
✍ اگر در وجود خود پیمانه و کاسه ای از می محبت داری و ذره ای عشق در وجود تو هست تکیه بر این دنیا نکن و دلخوش به آن نباش این عشق را مصروف دنیا نکن زیرا دنیای دنی قدر این می را نمی‌داند و آن را تباه خواهد کرد
پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
آل عمران
إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَٰئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَلَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
ﻗﻄﻌﺎً ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺳﻮﮔﻨﺪﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺻﺪ ﺩﻧﻴﺎﻳﻲ ]ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻱ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ ، ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﻬﺮﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﻰ ﮔﻮﻳﺪ ، ﻭ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻈﺮ [ ﻟﻄﻒ ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ] ﻧﻤﻰ ﻧﻤﺎﻳﺪ ، ﻭ [ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ]ﭘﺎﻛﺸﺎﻥ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ ; ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻋﺬﺍﺏ ﺩﺭﺩﻧﺎﻛﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ .(77)
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
✍ دل دوستان را به دست آور و دست به دامان آنان شو و از دشمن جدا شو
المجادلة
أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ
ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻗﻮم ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺸﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ، ﻧﻨﮕﺮﻳﺴﺘﻲ ؟ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻳﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ، ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺳﻮﮔﻨ ﻣﻰ ﺧﻮﺭﻧﺪ [ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻳﻨﺪ ] ﻭ ﺧﻮﺩ ﺁﮔﺎﻫﻨﺪ [ ﻛﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ . ](41)
✍ جزو مردان و یاران خداوند بشو و آزادانه از کنار اهریمنان و شیاطین عبور کن
وقتی یار و مرد خدا شدی دیگر دست اهریمنی به تو نخواهد رسید
الحجر
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ
ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺮﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻧﻤﻮﺩﻱ ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﻳﻘﻴﻨﺎً [ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ﺭﺍ ] ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﺭﺍﻳﻢ [ ﺗﺎ ﺍﺭﺗﻜﺎﺏ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﺳﺎﻥ ﺷﻮﺩ ] ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ .(93)
الحجر
إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ
ﻣﮕﺮ ﺁﻥ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﺎﻟﺺ ﺷﺪﮔﺎﻥِ ﺍﻧﺪ .(04)
با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان
✍ از این بیت به بعد جناب حافظ خود به سخن پرداخته و میگوید : سحر گاهان در چمن زاری که پر از لاله بود با باد صبا گفتگو میکردم
یعنی در کنار قبر امام حسین عزیز و یاران باوفای ایشان که مانند دشتی پر از لاله های سرخ فام است با باد صبا که سینه ای پر از رمز و راز دارد و آن زمان را دیده صحبت میکردم
✍ و می‌پرسیدم این کشته شدگان که همگی کفن های خون آلود بر تن دارند چه دیدند چه شنیدند که چنین جان فدا کردند چه اصراری بر آنها آشکار شد که چنین شهادت را انتخاب کردند
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
✍ در جواب باد صبا گفت : ای حافظ حتی من که حامل اسرار هستم و در سینه ای پر از حرف های مگو دارم ، و شخص تو نمی توانیم آنها را درک کنیم زیرا که ما محرم این راز نیستیم آنچه که بر آنها گذشت فراتر از درک من و تو است
✍ پس فقط از آنچه در توان فکر و اندیشه ما است سخن بگو یعنی از می محبت که به رنگ قرمز خون آغشته شده است و افرادی که در این راه قدم نهادند همان شیرین دهنان شیرین گفتار سخن بگو

Elmira در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱:

سلام گنجینه کلمه فارسی هست و گ داره . پس ت گرد عربی و ال نمیتونه درست باشه . گنجینه ی اسرار صحیح هست . ب نظرم ب معنی این اشعار ارزشمند توجه کنیم برنده هستیم تا به حاشیه و وزن و عروض .

صادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:

صادقی:
غزل شمارهٔ 1321
مولوی » دیوان شمس » غزلیات

ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک
غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک
✍ ایا حرف ندا است به معنای ای
در این بیت میفرماید ای کسی که جان ها هوای دیدار و وصال تو را دارد سلام بر تو باد
جان را بصورت جمع آورده زیرا که همه جانها تکوینا خواهان رسیدن و وصال دوست است
✍ آیا خواهان غلام و نوکر ارزان قیمت هستی یعنی من حاضرم خود را ارزان به تو بفروشم و نوکری تو را بکنم آیا قبول میکنید پس بر شما سلام و درود باد
ایا کسی که هزاران هزار جان و روان
همی‌کشند ز هر سو تو را سلام علیک
✍ ای کسی که همه خواهان تو هستند و هزاران هزار روح و جان در پی رسیدن به تو است
✍ و هرکسی میخواهد تو برای او باشی و هرکس تو را به سوی خود میکشد بر تو سلام باد
به وقت خواندن آن نامه‌های خون آلود
بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک
✍ آنقدر عاشق و کشته داری که هر دم از طرف عاشقی نامه آغشته به خونی که حکایت از دلدادگی و کشته شدن در راه تو است به دستت می‌رسد هرگاه این نامه های عاشقانه و آغشته به خون را میخوانی
✍ هرگاه چنین نامه هایی را میخوانی و درد دل عاشقان را مرور می‌کنی تک تک آن نوشته ها و حرفها را از جانب من هم بدان یعنی هر کلمه عاشقانه درد دل من نسبت به تو است حتی اگر دیگری نوشته باشد من نیز با آن شریک هستم و این حرف من آشنا با تو است پس از جانب من سلام و سلامتی بر تو باد
تو می‌خرامی و خورشید و ماه در پی تو
همی‌دوند که‌ای خوش لقا سلام علیک
✍ تو از روی ناز راه میروی آنگاه خورشید و ماه در پی تو حرکت میکنند
یعنی اگر خورشید و ماه در حرکت هستند در واقع از وجود تو است تو قطب عالم امکان هستی که مجموعه هستی با خرامیدن و به ناز راه رفتن تو به گردش و چرخش درآمده است
✍ و اینکه چرا با خرامیدن تو آنها متحرکت شده اند دلیلش این است که آنها هم عاشق و شیفته تو هستند و حتی اجرام بیجان برای رسیدن به تو جان گرفته اند و در پی توی زیبا رو می دوند که به تو سلام بدهند و با تو سخن بگویند
به خاک پای تو هر دم همی‌کنند پیغام
هزار چشم که ای توتیا سلام علیک
✍ این دو مصراع بایستی در کنار هم معنا شوند :
هزاران چشم به خاک پای تو لخظه به لحظه پیغام می‌فرستند که ای سرمه چشم ما سلام و درود ما بر تو باد
یعنی حتی خاک پای تو بینایی بخش و روشن کننده چشم است
تو تیزگوش تری از همه که هر نفست
ز غیب می‌رسد از انبیا سلام علیک
✍ نیازی به گفتن از طرف من نیست زیرا که تو از همه عالمیان شنواتر هستی و با هر نفس و دمی که از تو ساطع میشود
✍ سلام و درود انبیا و اولیا الهی از عالم غیب و ناپیدا به تو می‌رسد و برای تو آرزوی سلامتی میکنند( زیرا که تو ثمر بخش و میوه تمام زحمات آنها هستی همیشه انبیا پیشین منتظر ظهور حجت حق بوده اند تا تلاش های آنها را به ثمر رساند )از طرفی دیگر سلام کردن شعاری آسمانی است و بین خوبان و بهشتیان مرتبا کلمه سلام رد و بدل میشود
سوره مریم آیه 26
لَّا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ...
ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻠﺎم ﻟﻐﻮ ﻭ ﺑﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﻧﻤﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ ﺷﻨﻮﻧﺪ ﻓﻘﻂ ﺳﻠﺎم ﻭ ﺩﺭﻭﺩ ﺍﺳﺖ ...(26)
سلام خشک نباشد خصوص از شاهان
هزار خلعت و هدیه‌ست با سلام علیک
✍ وقتی کسی به کس دیگر سلام میکند از جانب فرد مقابل فقط سخن سلام را به تنهایی نباید ادا کرد و باید بهتر از گوینده جواب داده شود چه رسد به این که طرف مقابل بزرگ زاده و پادشاه هم باشد
✍بلکه همراه با جواب سلام علیکم هزاران هدیه و لباس دوخته زیبا و خلعت هدیه خواهد داد
چنانکه خود خداوند نیز هر حسنه را چندین برابر پاسخ می‌دهد
الأنعام
مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ...
ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ ، ﭘﺎﺩﺍﺷﺶ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ،.... .(061)
چنانک کرد خداوند در شب معراج
به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک
✍ همانطور که خداوند اینچنین رفتار کرد و در شبی که پیامبر به آسمانها سفر کرد در سفر آسمانی او برایش هدیه های بی نظیر اهدا کرد
✍ آن هدیه ها به صورت تمام نورپ روشنایی بود که بر وجود مبارک حضرت محمد مصطفی (برگزیده شده ) به صورت سلام و سلامتی از نزد خداوند بر او فرو می ریخت و با خیر مقدم و سلام بر تو باد می داد

زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز
چنین بود چو کند کبریا سلام علیک
✍ چه بسا سلامی که در پی خود دنباله بلندی از نور دارد یعنی به سلام و لحظه ای خاتمه نمی یابد و از پی آن سلام انواری جاری است که برای فرد برکت و سلامتی در پی خواهد داشت
✍ آری وقتی خداوند بزرگ و با عظمت سلام بر تو بگوید اینچنین سلامی خواهد بود که همراه آن نوری دنباله دار است نوری که تو را به سمت بهترین ها هدایت خواهد کرد
المائده
یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَیٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ
ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ
ﺁﻥ ﻧﻮﺭ ﻛﺴﺎﻧﻲ
ﺭﺍ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﺍﻭ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻱ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻲ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲِ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ، ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ .(61)
گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو
ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک
✍ ای دوست و یار من ، همه این حرفها و زندگانی گذشت و تمام شد اما تو اصل ماجرا و اصل حرف و سخن مرا دریاب که برای چه این مطالب را برایت گفتم
✍ اما قبل از این که به اصل ماجرا بپردازی از جانب من بر تو سلام و سلامتی و نام خداوند باد
یکی از نام های خداوند سلام است
الحشر
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ
ﺍﻭﺳﺖ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﻫﻴﭻ ﻣﻌﺒﻮﺩﻱ ﻧﻴﺴﺖ ، ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻱ ﭘﺎﻙ ، ﺳﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻋﻴﺐ ﻭ ﻧﻘﺺ ، ﺍﻳﻤﻨﻲ ﺑﺨﺶ ، ﭼﻴﺮﻩ ﻭ ﻣﺴﻠﻂ ، ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ، ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻛﻨﻨﺪﻩ ، ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﺳﺖ . ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺷﺮﻳﻚ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻣﻨﺰّﻩ ﺍﺳﺖ .(32)

صادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:

منظور از دنبال دراز یعنی دنباله بلند و طویل است یعنی سلامی که به دنبال خود نور بلندی در پی داشته باشد

صادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱:

سلام علیکم معصومه خانم
منظور از دنیا دراز یعنی دنباله بلند یعنی سلامی که دنباله بلندی از نور به دنبال داشته باشد

نارون در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۵:

بیت هفتم باید زورقم باشه به معنی زورق من . فاصله بین زور و قم باید حذف بشه.

نیما رئیسی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۳:

هیچ تفاوتی از لحاظ معنایی بین این دو بیتی و دو بیتی که مهناز خانم اشاره کردن، وجود ندارد.
به قول مولوی
بت پرستی گر بمانی در صور
صورتش بگذار و در معنی نگر

۱
۲۳۳۳
۲۳۳۴
۲۳۳۵
۲۳۳۶
۲۳۳۷
۵۵۲۹