گنجور

حاشیه‌ها

محمد حسنپور در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۳ - در محبت روحانی:

با سلام و احترام به شما عزیزان مفهوم این شعر معادل شعر تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم تو به سیمای شخص مینگری ما در آثار صنع حیرانبم

سهیل قاسمی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

جناب میثم عزیز. ممنون بابت تذکری که نوشتید. از آشنایی با شما خوشحالم.
من کار ِ به بنیاد را بر کار، به بنیاد ترجیح دادم. به نظرم معنی منطقی تری داد. به این دلیل:
در حالتی که کار، به بنیاد آمد در نظر بگیریم، فعل ِ جمله، به بنیاد آمدن است. به عبارتی یعنی بنیاد نهاده شدن یا ساخته شدن یا بنیانگذاری شدن یا تاسیس شدن. این فعل ِ مرکّب بسامد ِ بسیار کمی در ادبیات ِ کهن داشته (در واقع با کمک دوست خوبم حمید صدر، به این ترتیبِ اصطلاحی، فقط یک بیت از عطار دیدم؛ آن هم در اشترنامه که منتسب به عطار است:
پیر گفتش بر امیدی این زمان
کام خود یابی زمان‌ها در زمان
چون امید تو به استاد آمده‌ست،
پای‌بستِ تو «به بنیاد آمده‌ست»
پای‌بست به بنیاد آمده است.
پای‌بست دقیقن فونداسیون یا چارچوب است که به بنیاد آمده است. یعنی ساخته (احداث) شده است.
و عرض من هم این بود که با قبول وجود چنین کاربردی از چنین فعلی، برای ایجاد شدن یا احداث شدن (ساخته شدن) مورد ِ مصرف دارد. و می‌گفتم موسم، احداث نمی‌شود
موسم آمده در بیت. یعنی فصل.
و موسم چیزی نیست که احداث شود که نیاز به بنیاد داشته باشد. می‌آید.
قاعدتن اشاره به فصل بهار است. که مرغان ِ چمن مست شده اند. و فصل و موسم ِ عاشقی آمده است.
من کار ِ به بنیاد می خوانم. یعنی کار ِ حسابی. کار ِ درست و حسابی. کار ِ اصولی. اگر بگوییم موسم ِ عاشقی و کار، یه ذره عجیب به نظر می رسه. و ما مجبور می شیم بگیم: موسم، به بنیاد آمد. یعنی به بنیاد آمدن را فعل مرکب بگیریم.
اما کار ِ به بنیاد یعنی آها... این شد یه کار خوب. این شد یه کار درست و درمون: موسم ِ عاشقی. باده نوشی در میان ِ چمنی که پرندگان آن باغ هم مست اند.
از طرفی به این بیت توجه بفرمایید از حافظ:
شراب و عیش ِ نهان چیست؟
کار ِ بی بنیاد!
خب کار ِ بی بنیاد وقتی داشته باشیم (مثلن یعنی کار ِ بیخود)
کار ِ به‌بنیاد (کار ِ حسابی) هم می‌توانیم داشته باشیم بنظرم.
(برهان ِ خلف!)
باز هم ممنونم که باب بحث را گشودید. با افتخار شنونده نظر شما خواهم بود.

A در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

در جواب کامنت بالایی : دقیقا مولانا مخالف این اتفاق است که حضرت علی با آن وضع و با دغل عمر عبدود را به هلاکت رسانده . چون مولانا میگوید : شیر حق را دان مطهر از دغل . یعنی فکر نکن با دغل و کلک در میدان و آنگونه که میگویند جنگید و عمربن عبدود را شکست داده . پر واضح است دوست عزیز .

حماسه ایرانی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:

بدون هیچ شک و تردیدی صورت صحیح این رباعی این است.
در دایره ای که آمد و رفتن ماست
آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
در فارسی ضمیر او که در این شعر آمده برای شخص بکار می رود. برای اشیا یا مفاهیم ،ضمیر آن و این استفاده شده است که ضمیر اشاره گفته می شود. پس او را در مصرع دوم بیت اول کاملا غلط است. کس می نزند دمی درست است. دوست عزیز آقای میلاد که نوشته اند به نظرشان کس دم نزند دمی درست است، باید توجه کنند که دمی در این رباعی لحظه ای معنی دارد یعنی هیچکس لحظه ای حقیقت مصرع دوم را نمی تواند زیر سوال ببرد و اگر ببرد راست نگفته است. در حالی که دم نزند پیشنهادی آقای میلاد معنی نفس کشیدن می دهد که به هیچ رو در این رباعی شاهکار خیام نمی تواند معنی درست را برساند. در واقع خیام در این رباعی شک و تردید خود را نسبت به کسانی ابراز می کند که جهان و هر چه در او هست را از حفظ می دانند و به نظر می رسد، قبل از آفریدن این جهان با آنها مشورت شده است. شک و تردید در همه چیز ویژگی خیام است و همی ویژگی او را از شاعران دیگر ایران ممتاز می کند.

افسانه در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۰:

گِرِهم فتاد بر دَم، به دَمی دوای من کن
این درست نیست؟؟؟
بدهی دوای من کن چه معنایی میده؟؟

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰:

( Waste ) تلف کردن - ضایع کردن
(awake) بیدار

جزیره مثنوی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او داد:

جان توزین رازکی
قرائت درست: جانِ تو زین راز کی

مهرداد در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

دیـده جیحون کـنـم و صـبـر بـه صـحـرا فـکـنـم
و انـدریـن کـــار دل خـویـش به دریـا فـکـنـم
از نظر معنا تکرار دریا در این بیت خوش معنی نیست...
خروش جیحون از دیر باز مورد تمثیل ایرانیان بوده و نماد اغراق در شارش می باشد.

نیلوفر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

میشه لطف کنید تفسیر این رباعی رو بگید ممنونم میشم

Nili در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

معنی این رباعی چیه؟

مراد ابیوردی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

زبان در دهان ای خردمند (زبان در دهان خردمند) چیست
کلید در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد چه داند کسی
که جوهر فروشست یا پیله ور
اگر چه پیش خردمند خامشی ادبست
به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
دو چیز طیره عقلست دم فروبستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
بهم ریختگی دارد
سپاس

مقداد محمدی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ - ترجیع در مدح تاج‌الدین ابوبکربن محمد:

سلام. خسته نباشید.
وزن صحیح این شعر بحر رجز مثمن سالم (مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن) هست.
لطفا اصلاح کنید.
با تشکر

علیرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲:

از لبم آب زندگی بچکید صحیح است

محمد سعدی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۴۱:

استاد شجریان در آلبوم پیام نسیم اجرای لوزان سوئیس این دوبیتی رو اجرا کرده با چه سوز و گدازی

سایه در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

ملک الشعرا شعری دارند که با استقبال از این شعر است.
ای که از کلک هنر نقش دل‌انگیز خدایی
حیف باشد مه من کین همه از مهر جدایی....
از این شعر بیتی حذف نشده و ابیاتی که دوستان می فرمایند مربوط به شعر بهار است.

Mehdi در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

ایرج سلطااااان چه زیبا این شعر سعدی خوش سخن را خونده

Nili در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

معنی این رباعی رو‌لطف میکنید ؟

هیچ در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

با عرض سلام وطلب خیر
تمامی نظرها بسیار قابل تامل است.
به نظر بنده ی حقیر
هرکسی میتونه یک تفسیری از ابیات این بزرگان همچون اشعار مولانای جان داشته باشدو مهم وصل شد و در کوی نیکنامی قدم گذاشتن است
باشد که رستگار شویم.

رامین عباسی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

با سلام بنده منظور لسان الغیب رو با جند بیت سایر شعرا تطبیق میدم و صراحت گفتار حافظ در مورد شعور و آگاهی درونی آشکار گردد ،
تو ز چشم خویش پنهانی ، اگر پیدا شوی
در میان تو گنجی نهان آید پدید ***
یا مولانا می فرماید
هر یک از ما خود مسیح عالمیم
هر آدم رو در کف خود مرهمیم ، حافظ در بیت ، فیض روح القدوس ار باز مدد فرماید ، دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
بنابرین هم حافظ و هم مولانا به آگاهی و شعور کیهانی وصل بودند و ازین اتصال بهره ها میبردند ، یا در بیت گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم ، گفت آنروز که این گنبد مینا می کرد ،،،، از روز آفرینش این شعور آگاهی با طرفه العین توسط او به پهنای بیکران و بی پایان در کیهان قرارداده شده و در واقع جهان هستی از شعور آفریده شده و انسان جزیی از کل جهان هستی است

علی عسکری_حامی سرخ در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۹ - حکایت اتابک تکله:

درود بر شما
در برخی از نُسخ ، بجای طریقت، از وازه عبادت استفاده شده است.
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست

۱
۲۱۸۰
۲۱۸۱
۲۱۸۲
۲۱۸۳
۲۱۸۴
۵۷۲۹