گنجور

حاشیه‌ها

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس:

گرامی مبین
نظامی اکدشی خلوت نشینست
که نیمی سرکه نیمی انگبینست
خود را سرک انگبین گفته و بدینگونه خود ستایی کرده.
جای دیگر می گوید:
نگاری اکدش است این نقش دمساز
پدر هندو و مادر ترک طنّاز
او دورگه و ترک تبار است از جانب پدر. و هندو از مادر.

شاهرخ موسوی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

دوستی راجع به شطرنج درخواست شعر می‌کرد :از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه
زیر پی پیلش بین شهمات شده نعمان
از
قصیده ایوان مداین

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۷:

از غزل های پیش از ملاقات شمس و پیدایش فرهنگ و رازورزی نوین جلال دینی است و متعلق به عرفان کلاسیک است

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:

معنی جان، جان عرفان جلال دین است
همه جای زمین را جان فراگرفته است درون آب و درون خشکی و بیرون آنها همه جا حتی سنگ ها اینجا جان دارند
با آنکه جهان را جان فراگرفته است ولی جان از هرگونه دسترسی ما دور است
آنچه جان نامیده میشود خود نیز جان دارد که جلال دین آنرا جانان می نامد، چون جان در درون جای دارد و درون خود درون دارد
فرهنگ رازآمیز و کارآمد جلال دین همانا راه دستیابی به جان و بازی کردن با جان و بکارگرفتن آن است
اینجاست که معنی دیگری که بسیار کلیدی در عرفان جلال دین است خودنمایی میکند و آن معنی صاف و صاف بودن است

بنار در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۸:

این شعر برای هرکس باشد زیباست، ولی بعضی وصفهای این شعررا خیلی هماهنگست با قضه ابراهیم پیغمبر درود بر روحش:
آتشی از رخ خود در بت و بتخانه زدی
و اندر آتش بنشستی و چو زر می‌خندی
ابراهیم بود بتهارا شکست و بعدا مردم از خشم شکستن بتهاشون ابراهیم را به اتش انداختن،ولی اون هیچ زیانی ندین از ان اتش (یا نار کونی بردا وسلاما علی إبراهیم)

حسنی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاه:

بشناختم این قدر که نشناختم

زهره در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ عبدالقادر گیلانی » غزلیات » شمارهٔ ۸ - غم مخوری:

غم محوری که بی شراب مست و خراب گشته ای

معین آهنگ در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی به‌وَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان به‌وی و حکایت معلم:

سلام و درود
حکایت این روزهای بیماری کرونا (سرماخوردگی) که منجر به مرگ انسانها میشود

نیما در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است:

در کتاب شمع انجمن دو بصورت زیر آمده است
تنگ شکرینی به جای شنگی شکرینی
و
در چشم اجل به در چشم امل

مبین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۹ - خطاب زمین‌بوس:

دوست دارم بدانم چطور معنی می کنید اکدش را
نظامی اکدشی خلوت نشینست
که نیمی سرکه نیمی انگبینست

.. در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸:

بندِ رهِ او سازد..

پیران پیران در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان:

بیت چهارم مامَک دل‌فروز درست است
نه بابک دلفروز یعنی مثلا مامان کوچولو چون گفته دختر ی خرد داشت...

ساسان شیخی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

با سلام برای تعیین ان ایتی که گرد پیاله است ان است که هنگام زدن دو پیاله به هم برای هم ودیگران ارزوی سلامتی میکنندوهمان لفظ بسلامتی کلمه پنهان است ومدام خواندن ان همان سلام است که هرروز به هم میگوییم

علیرضا موذنی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۱۵۰ - حکایت بر سبیل تمثیل:

با سلام
بنظر میرسد همان : تو به ده ... درستتر باشد. یعنی تو از همینجا برگرد به روستا ، من هم برمیگردم شهر.

آتبین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲:

که در پرده زال بود بنده ای
نوازنده رود و گوینده ای
با توجه به مصراع بعد کنیزک آمده نمیتواند برده باشد.

آتبین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴:

میانش تهی بود و برگش بجای

آتبین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴:

ز ترکش برآور کمان مرا
به زه آور آن ترجمان مرا
به زه کرده پیشم بنه با دو تیر

آتبین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴:

زدشت اندر آید ز بهر شکار
من اینجا فتاده چنین تن فکار

رضا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:

این شعر رو آقای حسام الدین سراج هم خوندند و من کارشون رو دوست داشتم.

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۴:

شاید در جهان این اتفاق هرگز نبوده و نخواهد بود که یک انسانی در وجود انسانی دیگر قرار بگیرد و وجودی در وجود دیگر مستحیل شود
آنگاه این میشود که در این غزل توصیف شده است
برای همین عرفان جلال دین بکلی از جنس دیگری است که از وجود دو انسان پیدا شده است که توانسته اند عشق را تصاحب کنند و بیشک این کار توانمندی تازه ای در هستی است و آفرینشی است که از هستی ساخته نبوده است
و میتوان گفت هستی سروری و صاحبی پیدا کرده است و هستی و جهان به یک میهمانی دعوت شده اند و میزبان هستی بدون شک عمر جاودانه باید داشته باشد تا بتواند هستی را و جان و جهان را در خانه خود جای دهد

۱
۲۰۶۹
۲۰۷۰
۲۰۷۱
۲۰۷۲
۲۰۷۳
۵۷۳۱