گنجور

حاشیه‌ها

حسینی متخلص به حسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۸۰:

تاوان میگساری و مستی بی حساب
هشیار در میانه ی مستان نشستن است

زیب الرجال در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ صامت بروجردی » کتاب التضمین و المصائب » شمارهٔ ۴ - مرثیه در خرابه شام:

"هر شام یود مویت تا صبحگاه کردم" یاد مویت اشتباها یود نوشته شده است

مهدی کاظمی ابهریان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

با سلام
مراد از مصرع "شمس چارم آسمان سر در کشید" این است که در علم هیأت، خورشید در فلک چهارم قرار دارد لذا چارم آسمان همان فلک خورشید ظاهری است.

زَوار در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - ایضاً در مدح سلطان محمود:

تا آنجا که می دانم بیت نوزدهم این گونه است :
دلی که رامش جوید نیابد آن دانش
سری که بالش جوید نیابد او افسر
و از دیدگاه من این درست و شایسته است .

جم در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

معبود من ! هر جا که سخن از تو میرود و من آنجا نباشم از غصه جگرم خون می شود. درسجده امید دارم از اشک که میریزم خاک راهت گل شود بلکه اثر سجده ام باقی بماند.من و خاک آستان تو قصه ها داریم و این گلگونی چهره‌ام از همان روزی است که با رخ زرد و از غصه بیمارم سر به آستان تو نهادم و روی در خاک تو کشیدم غمم به شادی بدل گشت معشوق من هرگز از تو قدمی دور نمی‌روم و همه شب هایم را نزد تو سحر می کنم به یاد روزی که نیازمند به درگاه تو آمده بودم و تو دستم گرفتی به اینجا نمی توان دل بست اینجا که پر از خوبان است همه را آزموده ام و عجبا که نمی‌توان در یکی‌شان وفا جست اما نه! در این راه و درگاه از هلاک این هلالی تو را باکی نیست و و وفا و جفای بنده هم در برابر عظمت تو ناچیز می نماید آنجا که عدم و وجود مفهوم اینجایی را ندارد.

هونام در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

وای از موزیکو صدای حبیب تو این شعر
دیوانه میکنه این شعر با صدای حبیب

maria در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - در ستایش شعر خویش گوید:

اونقدر این شعر غنی هست که باید هزاربار بخونی تا بفهمیش..‌
من ذاتی هستم که از عدم نشات میگیره و هستی هستم که از نیستی هم‌فروترم چون نشانه گذاری نشدم..

نور در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

سلام میخواستم بدونم اعراب درست عبارت "من هجرک القیامه"به چه صورته؟ چون محسن نامجو توی آوازش اونو را برای مخاطب مذکر بیان می کنه یعنی من هجرکَ القیامه ! نباید اون کاف مکسور می شد ؟ ممنون میشم کسی توضیح بده.

علیرضا مسرتی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱:

با این که آن شاهد زیبای دلربا در روز الست در کمال دلربایی همه دلها را برده بود، اما تیر غمزه اش کارگر نیفتاد و هیچ صیدی لایق تیر او نشد. عالم عالمیان آیینه روی او شدند. پس تا جمال زیبای خود در آن آیینه دید، عشق پدید آمد. مدتی عشق در فضای لامکان سرگردان بود، و منزل و مأوایی نیافت تا در آن منزل کند. عشق از بی منزلی، بی قراری آغاز کرد و همه عاشقان و طالبان را فرا خواند. وقتی همه عاشقان مانند پروانه گرد شمع، دور عشق حلقه زدند، عشق از راست و چپ عالم جلوه ای کرد و دوزخ و بهشت خودش را نشان همه داد. بهشتی خاطر نواز و دلفروز و دوزخی دشمن سوز.

محمد! در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۵:

دیبای مُعلَم: پارچه ابریشمی نقش و نگار دار. و شاید هم منظور از آن *دیبای نشان دار* بوده باشد. یعنی پارچه یا لباس نفیسی بوده که سازنده آن معروف بوده به طوری که بیشتر افراد آن را میشناختند و (به قول امروزیها) مارک بوده.
تا نظر اساتید چه باشد

محسن گرکانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۵:

بسیاری از دوستان به اشتباه گفته اند "چیزی" خارج از وزن است و "چیز" درست است اما اینگونه نیست! وزن (بحر) شعر عبارت است از:
TAN TAN TA TA TAN TAN TA TA TAN TAN TAN TAN
یا به فرم استاندارد:
----UU--UU--

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

بیشک از غزلیات پیش از ملاقات شمس است که هنوز شمس را نجسته و نیافته است

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:

از غزلیات پیش از ملاقات شمس و عرفان کلاسیک جلال دین است

علی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

این شعر از دیوان عطار هست نه از دیوان شمس مولانا. بنده بسیار در این مورد تحقیق کردم و نسخه های خطی هم دارم.

زَوار در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » گفتار نظام الملک در حال نزع:

من اینگونه شنیده ام :
خالقا ، یا رب ، به حق آنکه من / هر که را دیدم که گفت از تو سخن
از همه نوعی خریدارش شدم / یاری او کردم و یارش شدم
من خریداری ز تو آموختم / هرگزت روزی به کس نفروختم
چون خریداری تو کردم بسی / هرگزت نفروختم چون هر کسی
در دم آخر خریداریم کن / یار بی یاران توئی یاریم کن

محمد رشیدی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:

با سلام
بیت
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمی بیند جز این خاک کهن
هم وزن نیست

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

غزل بد ترکیب و نا مانوس و بی ارزش که قاطی دیوان شده است که نمی تواند از زبان جلال دین سروده شده باشد

علی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:

منظور از یک مشکل هم همون مرگه

امیرافشین فرهادیان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۳:

صورت صحیح بیتی که در ترتیب ابیات ذکر شده در بالا به عنوان بیت دوم آمده، به این شکل است :
نزاع بر سر دنیای دون کسی نکند
به آشتی ببر ای نور دیده، گوی فلاح
ملاحظه می‌شود که معنی این بیت درخشان، بسیار شیوا و روان است و نیازی نیست که پادشاه را خداوند و نور دیده را شاه شجاع ، تعبیر کنیم

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

تندی به معنی متوقف کردن نیز آمده است .
این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبدی این همه گفتار مرا
یعنی این تن و وجود ناسوتی انسان اگر وجود لاهوتی انسان را کمتر متوقف کند در نتیجه راه دل را که مرکز عشق به زندگی یا خدا میباشد کمتر می بندد و راه باز میشود و نیازی به این همه سخن گفتن نبود .

۱
۲۰۷۱
۲۰۷۲
۲۰۷۳
۲۰۷۴
۲۰۷۵
۵۷۳۱