گنجور

حاشیه‌ها

همایون در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

پیام خاصی از این غزل دریافت نمی شود، حکایت یک عشق خیالی و سرگردان است و معنی ها بسیار بی رنگ اند مثل وفا، جفا، داغ عشق
از سروده های پیش از ملاقات شمس و ورود به دریای معانی و صید گوهر های گرانبهاست

سعید در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

باسلام و عرض ادب حضور اساتید گرامی
از نظر این حقیر در مصرع دوم ببین تفاوت ره کز کجاست ، تاب کجاست صحیح است که به گویش بعضی از استانها تاب خوردن به معنی ول گشتن است

زرین ثمر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

واقعاً حافظ از همین مصرع اول این غزل ما را به تمام وسعت اندیشه، اشعار و افکارش اشراف می‌دهد. مرحبا به حافظ...

امید راهی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۲۴ - صورت نپرستم من بتخانه شکستم من:

این شعر توسط دکتر صادق فطرت ناشناس هنرمند محبوب القلوب افغانی کمپوز و خیلی زیبا سروده شده. لینک یوتیوب آن قرار ذیل است.
پیوند به وبگاه بیرونی

امید راهی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۹۱ - تنهائی:

به بحر رفتم و گفتم به موج بیتابی.
این شعر توسط محترم دکتر صادق فطرت ناشناس، هنرمند محبول القلوب افغانستان کمپوز و خیلی زیبا سروده شده. لینک یوتیوب آن را ذیلاً به شما میفرستم. چون از طریق دیگر نتوانستم این یادداشت را بفرستم.
پیوند به وبگاه بیرونی

پاینده ایران در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

درود بر شما؛
این غزل رو در جایی خوندم و مصرع اول (بیت اول) چنین بود؛
این فتنه کدام است دگر باره که برخاست.
با تجدید احترام و سپاس از زحمات بی دریغتان

محمدحسن ب در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - ‌در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذوی‌العزّ والاحترام گوید:

با سلام و عرض ادب، بدلیل همین بیت آخر « عمر او چندان‌ که‌ گوید روزگار/مهدی آخر زمان آمد پدید» بنظر میرسد که جناب قاآنی شعر را نه در وصف علیمحمد شیرازی سروده نه در نعت و منقبت حضرت صاحب الزمان (عج)، چرا که در ضمن این بیت دعا میکند که عمر این عالم چنان طولانی شود که حضرت صاحب الزمان ظهور بفرمایند، علیمحمد باب هم که ابتدا ادعای بابیت کرد و بعد از آن تا ادعای پیغمبری هم پیش رفت و در انتظار ظهور حضرت ولی عصر نبود که جناب قاآنی بخواهد چنین دعایی برایش بکند، و از همه مهمتر اینکه باتوجه به سایر اشعارش چنین اتهامی به وی وارد نیست بخصوص که شاعر ناصرالدین شاه هم بود و ناصرالدین شاه خود از عالم بزرگواری خواهش میکند که رساله ای در رد عقاید بابیه بنویسد و اینعالم برگوار هم خواهش ناصرالدین شاه را اجابت مینماید و چه بسا این شعر در مدح همین عالم بزرگوار شیعه اثنی عشری باشد اما این بیت « حامل اسرار وحی ایزدی/بر زمین از آسمان آمد پدید» لزوما دال بر این نیست که شعر در وصف امام یا پیغمبری باشد چرا که امام زمان در توقیع شریفشان میفرمایند لاعذر لاحد من موالینا فی التشکیک فیما ترویه عنا ثقاتنا قد عرفوا بانا نفاوضهم سرنا و نحملهم ایاه الیهم پس راوی ثقه هم حامل سر الهی باشد.

ناصر احمدزاده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۹ - داستان عیسی:

گنجوریان ارجمند!
لطفاً تصحیح کنید : "جامه ی عیب تو تُنُک رشته اند". تنگ درست نیست.

ناصر احمدزاده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۹ - داستان عیسی:

با درود. منکر در اینجا مناسب نیست. اگرچه در برخی نسخ چنین آمده و بی شک یکی از دلایلش کتابت ناسخان است. درستش این است: عیب کسان "منگر" و احسان خویش/ دیده فرو بر به گریبان خویش. دکتر ثروتیان نیز در تصحیح خود، "منگر" آورده است. بنگرید به: مخزن الاسرار مصحح ایشان، ص: 148.

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۶۷:

گرامی لاچین
منظور شاعر رنده ی سیب زمینی نیست بلکه رنده ی نجاری ست:

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباش
تعلیم ز اره گیر در امر معاش
نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش
گرامی ebi07
وزن مصرع پایانی ایرادی ندارد ، دوباره بخوانید.

وکیل ‌ در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

در بیت پنجم "بی برگ" مناسب‌تر است تا "بی رنگ"

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » آهو:

گرامی جعفرعسگری
مردم از حسرت آهو روشان و رمشان
من ندانم به چه تدبیر بدام آرمشان
نیکرویان جهان را چو سرشتند ز گِل
سنگی اندر گِلشان بود همان شد دلشان
به نظر من درین دوبیتی” شان “ قافیه است و هیچ ایرادی در آن نیست
گرامی حسین
حافظ نیز ” آنم “ را در غزلش قافیه کرده فکر نمی کنم ربطی به رند و خوب داشته باشد
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

علیرضا ساعتچی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:

دوستان عزیز اگر به واقعیات تاریخی توجه نکنیم این اشعار کنار قابل درک هستند. در آن زمان صوفیان و‌درویشان در دربار برو بیایی پیدا کرده و صاحب منصب در دولت بودند
کل شعر زبان طنز حافظ در دوربی و فرصت طلبی این افراد است که قطب بزرگ آنها حافظ را به خاک گویش دعوت کرده و‌حاغط میفرماید ارزانی خودت و‌بیت آخر هم گرچه حافظ از زبان خودش می‌گوید
حافظم در مجلسی ....
ولی در واقع منظورش همان قطب قلابی است

Jafar Jafarzadeh در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۳ - پادشاهی پیروز بیست و هفت سال بود:

«همی در بارید بر خاک خشک»
«ببارید» درست است.

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:

متن رباعی بدین وزن هم صحیح است:

روزی که گذشت دگر ازو یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸:

متن رباعی بدین وزن صحیح است:
گویند بهشت و حور و کوثر باشد
جوی می و شیر و شهد و شکر باشد
پر کن قدح باده و بر دستم نه
نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:

متن رباعی بدین وزن صحیح است:

گویند که فردوس برین خواهد بود

آنجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار همین خواهد بود

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۲:

متن صحیح رباعی:

گردون نِگَری ز قد فرسودهٔ ماست
جیحون اثری ز اشکِ پالودهٔ ماست
دوزخ شَرَری زرنجِ بیهودهٔ ماست
فردوس دمی زِ وقتِ آسودهٔ ماست

Jafar Jafarzadeh در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸:

«نوازش کنون من به افزون کنم»
که «نوزاش» نوشته شده است.

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۴:

 

" آیینه یِ صبح "

هنگامِ سپیده دَم  خروسِ سحری

دانی که چرا  همی کند  نوحه گری

 

یعنی که  نِمودند  در آیینه یِ صبح

کَز عمر  شبی گذشت و  تو  بیخبری

 

- خروسِ سحری: خروسی است که فقط هنگامِ سحر آواز سر می دهد و مانندِ خروسِ بی محل! که گاه و بیگاه می خواند، نیست

- سپیده دَم: بامداد، سحر، زمانِ گرگ و میش قبل از صبح

- نوحه گری: گریه و زاری با صدایِ بلند

- نِمودند: نشان دادند

 - آیینه یِ صبح: صبح به آیینه ای تشبیه شده که گذرِ عُمر را به وضوح نشان می دهد

 

برداشت آزاد:

آیا می دانی  چرا خروس هنگامِ سحر شروع به آواز خوانی می کند؟  در واقع این آواز،  آه و ناله ای است سوزناک از بی خبری و نا آگاهی ما از آنچه که هر روز در حال از دست دادن آن هستیم. صبح همچون آیینه ای است که به وضوح  گذرِ شبی از عُمرمان را نشان می دهد  و  این در حالیست که ما اصلا متوجه نیستیم که این شبی که گذشت بخشی از عمر کوتاه ما بود که دیگر بر نخواهد گشت!

 

سرودِ مجلسِ جمشید  گفته اند  این بود

که  جامِ باده بیاور  که جَم نخواهد ماند

 

غنیمتی شُمَر ای شمع! وصلِ پروانه

که این معامله تا صبح‌دم  نخواهد ماند

 

بدین رواقِ زِبَرجَد  نوشته اند به زَر

که جز نکوییِ اهلِ کرم  نخواهد ماند

 

دیوان حافظ » غزل ۱۷۹

 

- جمشید: جمِّ درخشان ، از پادشاهان ایرانِ باستان که ۷۰۰ سال بر جهان پادشاهی کرد. در شاهنامه، تمدن بشری به دورانِ  پادشاهیِ وی نسبت داده شده است. سرانجام بخاطر خودپسندی و ناسپاسی پادشاهی را  از دست داد و گرفتار ضَحّاک شد و با اره به دو نیم شد!

- جامِ باده بیاور: بیا شادمانی کنیم و از تاریکی و پلیدی دوری کنیم، بیا خوب باشیم و خوبی کنیم تا شادی واقعی و پایدار را در اعماقِ وجودمان حس کنیم

- غنیمتی شُمَر: قدردانِ تک تکِ لحظه هایِ زندگی باش

- شمع: مردم،  که عاشق را نیز شامل می شود

- وصلِ پروانه: داشته ها و یافته ها، حال خوش و احساس شادی، یکی از این نعمتها می تواند رسیدنِ به معشوق باشد

- معامله: زندگی، حالِ خوش

- تا صبح دَم:  اشاره به زندگی کوتاهِ ما و خوشیهایِ زودگذر و ناپایدارِ دنیا دارد

- زِبرجد: سنگِ قیمتی است که در صنعت جواهرسازی استفاده می شود

- رواقِ زِبَرجَد: گنبدِ ساخته شده از سنگ قیمتی آبی رنگ، آسمانِ  نیلگون

- به زَر: با آبِ طلا

- که جز: تنها, فقط

- نکوییِ اهلِ کرم:  بخشش و خوبیِ خوبان و سخاوتمندان

۱
۲۰۶۲
۲۰۶۳
۲۰۶۴
۲۰۶۵
۲۰۶۶
۵۷۳۱