گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق:

چقدر آدم باید گریه کرده باشه که بعدش از این همه خون به دل، بگه من هم از او بگذرم ولی ...

مهیار حاتمی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۰:

این غزل شاهدی بر رابطه ی اروتیک حضرت مولانا با شمس تبریزیه،و بصورت آشکار مشخصه که از معاشقه و کشش جنسی که بینشون بوده داره صحبت میشه

ارسلان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:

این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را
در کار رنگ و بوی نگاری نمی‌کنی
خدایا خودت کمک کن بتوانیم دامن نگاری بگیریم و خام و پوچ این دنیای پر آشوب غفلت زای فریبنده را به سر نبریم. به حق امام حسن مجتبی و امام موسی بن جعفر. هفتم صفر، پاییز کرونایی 1399

گل مولا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:

چونک زندان ماست این دنیا ...
واقعا خوش به احوال بزرگانی چون مولانا که در حیاتشون به آن درجه از معرفت رسیدند که این دنیا با اون همه عظمتش حکم "زندان " رو براشون داره و اگه خوب فکر کنیم می بینیم که واقعا همینطوره چراکه زندان به جایی گفته میشه که پر از محدودیت و ممنوعیت هست که اگه در یک بعد وسیعتر به این دنیا نگاه کنیم میبینیم که این دنیا سرتاسر محدودیت و ممنوعیت هست همانطور که در کلام معصوم هم هست که "الدنیا سجن المومن". واقعا اگه دید انسان به این دنیا اینطوری باشه چقدر خوب میشه برای همین هست که این بزرگان از "مرگ" بدون واهمه و با اشتیاق صحبت میکنند چرا که همینطور که دنیا حکم زندان رو براشون داره ، مرگ را به عنوان دریچه و حفره ای برای خلاص شدن از اون میدونند که در جایی دیگر اینطور سروده اند: این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان

مرتضی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:

قسمت قبل منظورم بود که به اشتباه اینجا نوشتم

مرتضی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب:

در نسخه خطی که من در دست دارم این قسمت با نام ((اندر ستایش سلطان طغان شاه طاب ثرا )) آمده است که با ابیات ابتدایی نیز همخوانی دارد. ( بیت 3 الی 7 )

مرتضی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:

در نسخه خطی که من در دست دارم این قسمت با نام ((اندر ستایش سلطان طغان شاه طاب ثرا )) آمده است که با ابیات ابتدایی نیز همخوانی دارد. ( بیت 2 الی 5 )

داور در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:

نظرم منظور شاعر اینه که تویی که آرزو و هوس بهشت راداری چقدر درزندگی خود با انسان های واقعی نشست و برخاست داشتی همون انسانها که سزاوار نام آدم هستند نه آنها که فقط نام انسان را یدک می‌کشند

میلاد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۱:

این ترجمه اقا مجید چقدر خوب بود و من نیز به شدت نیازمند دمت گرم فقط ی سوال ایا از منبع خاصی هست یا خیر

فرزاد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

این غزل را به صورت تصنیف مرحوم نادر گلچین در بیات اصفهان اجرا نموده اند که بسیار زیبا و تأثیرگذار است

Dr.Mazluminejad در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

درود به پیشگاه همرهان نازنین
متاسفانه مصرع سوم از وزن خارج است

بیداد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۶:

دوستان میشه معنی دو بیت آخر رو توضیح بدید؟

محمد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۶ - هله:

احتمالا منظور اینه که وقت نماز سگ نفس که از هر نجاستی پست تر هست درونم هست یا شیطان یا کافر درون (که اکثر آدمها از این دشمن و نجاست و کافر درونی غافل هستن وبیرون دنبالش میگردن)و به خاطر طاعت امر الهی مجبورم با این وضعیتم انجام بدم،
چرا بیام نافله انجام بدم با نفس سگ که همه جا همراهمه ودر هر کاری خودشو شریک میکنه و مستحب رو تبدیل به گناه میکنه.
تا عبادت هنوز راه خیلی خیلی درازی مونده آدمهای عادی حتی نمیتونن درک کنن عبادت یعنی چه...

محمدتقی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:

با سلام؛
در تحلیل اشعار فردوسی و تلاش برای تطبیق آن با جغرافیای کنونی بحص هایی مطرح می شود که لزوما انطباقی با واقعیات ندارند و نمی توان آنها را مستند نمود.
مثلا دوستی کلات را با جایی در دهلران تطبیق داده اند. دوستی با کلات نادری و دوستی با گناباد.
با مجموعه شواهد می توان گفت که گزینه گناباد ظاهرا به صواب نزدیکتر است. چَرَم نام روستایی است در نزدیکی کاخک که امروز در تقسیمات کشوری زیرمجموعه فردوس یا سرایان است و چرمه گفته می شود. مَیَم نام روستایی است در نزدیکی شهر خضری که در شهرستان قاینات قرار دارد و کلات هم منطقه ای است در نزدیکی گناباد.

ارشک دادور در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

درد ماراکه توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشدکه مداوا نکنی
به نظر«درد» صحیح تراست...درد و درمان معمولادرادبیات فارسی مقابل هم آمده اند

ابوالفضل غلامی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

سلام. بیت اول «عودالصلب» غلط است و صورت درست آن «عود الصلیب» است.

ابوالفضل غلامی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

سلام. بیت چهارم، «عروش» نادرست است و صورت صحیح «عروس» است.

محمدرضابیاتی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۴:

با عرض سلام و احترام
دلا خو کن به تنهایی(خداوند یکتا و تنها) ، که از تن ها بلا خیزد
ای دل با خداوند یکتا مانوس باش و وابسته ی انسانها مباش که دچار بلا میشوی
سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
ضمن اینکه وابسته مردم نباید باشی لیکن از عزلت و تنهایی بپرهیز تا خوشبخت گردی
پس در مصرع اول «تنهایی» منظور خداوند یکتاست
تنها جمع تن اشاره به انسانها
و در مصرع دوم تنها به معنی تنهایی و عزلت بکار رفته
بخاطر زحمات بی دریغ شما و سایت خوبتون سپاسگزارم
یا حق

مهدی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام ببخشید سوالی داشتم خلد به چه معناست

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷:

مصراع آخر رباعی بدین گونه صحیح است:
چون پرده درافتد، نه تو مانی و نه من
این رباعی از ابوسعید ابوالخیر (شماره 555) می باشد.

۱
۲۰۴۰
۲۰۴۱
۲۰۴۲
۲۰۴۳
۲۰۴۴
۵۷۳۱