گنجور

حاشیه‌ها

خسرو در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل:

احمد مصطفی از نامها و فضائل حضرت موسی است
مَحمت به عربی مَحمد نیز نام حضرت عیسی مسیح است

سپیده در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:

محتوای کلی شعر انگار پاسخی به پشیمانی یارِ رفته از رفتن و درخواست بازگشت از سوی وی می‌باشد... دلدار اما جواب رد بر سینه‌ی او میزند و در پایان اظهار می‌دارد سبب دوری جستن این نیست که از پشیمانی وی مطلع نیست بلکه آگاهست و آگاهانه به این قبیل صحبت‌ها می‌پردازد.

محمد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۴۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۳:

شاید این ابیات را سعدی رحمت الله بعد از شکنجه و سختی و بیگاری که در آن هفت سال اسارت در دست اشغالگران صلیبی در منطقه فلسطین و شام («طرابلس» و «عکاء» در لبنان و ساحل مدیترانه امروزی) کشیده سروده باشد.

بنی آدم در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

درود بر مخاطبان حافظ
حافظ خود را رند می نامد و رندی که او باشد بسیار پیچیده تر از تصور ما رفتار خواهد کرد. شگفت انگیز ورمزآلود. تو در تو و سر به مُهر. آری اشارات هنرمندانه حافظ به پیامبر اسلام (ص) و شاه شجاع در لابلای تعبیرهای حیرت انگیز این غزل، بسیار فرح بخش و فریبنده است، اما از نگاه حقیر به جای شنا بر آب این دریای بیکران، شایسته است در آن غرق شد.

محمد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:

به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
که خاک میکده کحل بصر توانی کرد
جام جم یا جام جهان نما اسرار هستی را نمایش می دهد. حافظ می گوید زمانی می توانی اسرار هستی را مشاهده کنی که خاک خورده و کهنه کار مسیر سرمستی و مدهوشی باشی. سرمستی و مدهوشی هم یعنی تلاش برای از خود بی خود شدن و برداشتن حجاب جسمانی که کاریست دشوار.
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی
که سودها کنی ار این سفر توانی کرد
مسیری در پیش توست که منزل نهایی آن عشق معبود است، پس در این مسیر گام بگذار که بتوانی چنین کنی سود بسیار خواهی برد.
تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون
کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد
اگر نگاه تو تنها به این جهان مادی باشد و اگر نتوانی پرده این جهان مجاز را کنار بزنی، نمی توانی به اسرار و حقایق جهان دست پیدا کنی.
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی
غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
خدا برای نشان دادن خود به تو هیچ حجابی نمی گیرد. اما غبار راه که برآمده از توی عابر یا مرکب توست اجازه نمی دهد که یار را مشاهده کنی. "تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز"
ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی
طمع مدار که کار دگر توانی کرد
مسیری که برای رسیدن به یار در پیش داری، بسیار مسیر دشواریست و گمان مدار اگر گام در این مسیر گذاشتی به آسودگی از آن عبور خواهی کرد. بلکه به قدری این مسیر تو را درگیر می کند که به خاطر آن نیاز است از بسیاری از مشغله های دیگر دست بکشی.
دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی
چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد
اگر چشمت به جمال یار روشن شد، اگر نور معبود را مشاهده کردی، ترک جان کردن برای تو شیرین و مطلوب خواهد بود.

محمد رضا قاضی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۹ - حکایت مأمون با کنیزک:

قافیه درست است اشتباه میکنید

سمیه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:

در دایره ای کامدن و رفتن ماست
ان را نه بدایت نه نهایت پیداست
فکر کنم به این صورت باید باشه

مهدی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

به نظر بند حقیر میباشد بجای باشد وزن رو با تعادل میاره

علی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:

مرا در خانه سروی هست ...
منظور از خانه خانه دل هست و مقصود این هست که در خانه دلم عشق آن بت عیارعرفانی هست
خدا را ای رقیب امشب ...
منظور از رقیب همون من و خود هست که یکی از موانع کماله و تا این پوسته ای که با عنوان من و هویت دور خودمون ساختیم رو نشکنیم یک عوالم و تجربه های وحدانی رو نمیتونیم داشته باشیم
به رندی شهره شد حافظ ...
هیچ عیبی نداره که حافظ اسم یک نفر خاص رو بیاره. در واقع داره میگه هرچند که همه ملامت میکنن و درک نمی کنن و نمیفهمن اما برای همون یه رفیق و همون یک نفر که درکن میکنه کافیه

محسن در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

استاد افتخاری این شعر را در آهنگی به نام رازها خوانده اند

پیرسا در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

در بیت سوم به نظر می رسد سکر با ضم سین صحیح باشد. شراب را سکر نیز می خوانند که باعث افروختگی چهره می شود. شکر با ضم شین یا فتح آن موجب افروختگی نمی شود.

بی قرار در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۹:

هاروینا تنها نیستی

استاد طوفان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۳:

قالب شعری رباعی است بنا بر این باید قافیه مصرع اول دوم و چهارم یکی باشه یا همشون "دل برِ ما "هستند یا همگی "دلبر ما"

کورش بقائی راوری در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۴۵۷:

سلام
مصراع دوم بیت پایانی، از قصیده ای متعلّق به بحتری، شاعر بزرگ عرب، تضمین شده است و معنای آن چنین است:عشق در روز جدایی، بدن مرا پژمرده ساخت.

علی رفیعی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵:

باید بخوانیم
پاک کردن خویش را زالودگیهای زمین

.. در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۶:

بر عشق و جمال دوست وقفیم..

nabavar در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۲:

گرامی الناز
گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنی
کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد
می گوید: اگر با آن روشنایی آشنا شوی دیگر خواب به چشمان تو نیاید، که ستاره زهره از بس بیدار ماند و نخوابید و با روشنایی خو گرفت، حریف و همپایِ ماه شد

مریم در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:

اتفاقا چون سگ حیوان فوق العاده باوفایی سگی بگذار یعنی آیین سگی رو ادا کن یعنی مانند سگ با وفا باش که مصداق و درونمایه شعر باهاش همخوانی داره شعر درمورد وفا داشتن و محبت به یکدیگره

حشمت الله ویسی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:

سلام.
استاد غزل سعدی است پیش همه کس
اما دارد سخن حافظ طرز سخن خاجو
این غزل وقتی به معراجت میبرد که مغنی اش زاده جانان ، همایون ایران باشد. حقیر به استادان خودم پیشنهاد یک بار دیگر به معراج رفتن را می کنم. درود و صد بدرود

عرفان در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

خوانش آقای فریدون فرح اندوز در اولین ویس بسیار زیبا بود حتما گوش بدین

۱
۲۰۴۲
۲۰۴۳
۲۰۴۴
۲۰۴۵
۲۰۴۶
۵۷۳۱