گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

<<دفترعمر»
#ابوعطا
#محمدرضا_شجریان
#فرهنگ_شریف
#علی_اصغر_بهاری
#منصورنریمان
#حسن_ناهید
غزل سعدی
امروز دیگرم به فراق تو شام شد
درانتظار وصل تو عمرم تمام شد

همایون در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۴:

جلال دین یکی از غزل های قدیمی خود را با همین مطلع اینجا بازنویسی و تصحیح میکند
و اگر خودرا خرقه بخش میدانسته اکنون علت آنرا بخاطر حضور شمس در وجود خود میداند
و این آتش و این نور را از وجود او می بیند و روح خود را آن آینه صاف و پاکی میداند که توانایی دیدن و نمودن شمس را دارد

محمدمهدی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

اون بیت رو باید(( موسی ))خواند نه ((موسا)) براهمین شما آهنگش رو تایید نکردی و پیشنهاد(( می‌کند)) رو بجای ((کند ))دادی

میترا شاهسونی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

سلام به نظرم منظور از چهار تکبیر، چهار موت هست.
1_*موت جان* ( جانت را بدهی )
2_ *موت مال* ( از مادیات بگذری )
3_ *موت آبرو* ( از موقعیت اجتماعی پاک بشی )
4_ *موت عاطفه و گذشت از عشق*
*بعد چهارموت انسان وارد وادی سیر و سلوک میشه .*

محمد یاسین در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

بسم الله الرحمن الرحیم
وجه *برون بردن و کشتن* این است:
در طبیعیات قدیم معتقد بودند کره ای است به نام کره ناری و چنین معتقد بودند زمانی که دود های ایجاد شده در زمین به این کره میرسد مشتعل میشود، حال شاعر چهره محبوب را تشبیه به این کره فرموده و میگوید شما را باید برون بردن و کشتن چون دود به چهره محبوب میخورد و دوباره مشتعل میشود و سپس شمع را روشن میکند و غرض که خاموش کردن شمعست حاصل نمیشود.

هاجرمحمودی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱:

ته که زونی بمو چاره بباموز
که این تیره شوان واکه کرم روز
گهی واژم که کی بی روز وا بی
گهی واژم که هرگز وانبی روز

همایون در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:

عرفان نوینی که پس از ملاقات و دوستی و پیوند شمس و جلال دین پدید آمد عرفان وصل و یگانگی انسان است که اختلافات این سری را محو و ناپدید میسازد و گوناگونی و سروری و درخشندگی آن سری را برجسته میسازد، به انسان یک سر جدید عطا میکند تا با آن آفتاب گونه شود و از تاریکی و چشم صورت بین که با خورشید و نور بیرون می بیند و همیشه روپوش ها نصیب او میشود، جدا شود و با چشم آن سر که چشمه جوش و نوش است ببیند و زنده بودن و با دوست بودن و سخن گفتن را تجربه کند

مجتبی آموزگار در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۲:

مصرع نخست از بیت دهم:
شور جنون ما و من جوش و فسون و هم و ظن
آیا به صورت زیر نیست؟
شور جنون ما و من، جوش و فسونِ وهم و ظن

رضا تبارک در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

این غزل را استاد شجریان در یادنامه استاد رضوی سروستانی به همراه همایون شجریان و استاد حسین علیزاده خوانده است

ناشناس در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:

کاش ترجمه اش را هم می نوشتید

آقای ا.و. در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا:

طبیبان الهی براستی که معجزه می کنند.

مستعار فلانی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش چهاردهم » (۲۴) حکایت جوان نمک فروش که بر ایاز عاشق شد:

به نظرم در این مصراع
ببین اینک که در گوش ایاسست
ببین اینک که در گوش ایازست
درست باشد
و در مصراع
تو جان می‌کَن که این دُر خاصهٔماست
بین خاصۀ و ماست رعایت فاصله نشده

مستعار فلانی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش دوازدهم » (۱) حکایت کیخسرو و جام جم:

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آن چه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

nabavar در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

من به گوش خود از دهانش دوش
سخنانی شنیده‌ام که مپرس
این بیت نشان از آن دارد که این غزل در باره ی دلبری زمینی ست و نه فرا زمینی یا خداوندگار
حافظ را در حد دریافت کنندگان وحی و پیامبران بالا بردن کار غالیان است

برگ بی برگی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:

مقام که در بیت آخر آمده به آخرین مرتبه عرفان گویند . عرفای بزرگ این خاک مانند عطار ، مولانا ، حافظ به درک چنین جایگاهی رسیدند و به همین دلیل آثار معنوی آنها جاودانه شد زیرا سخن از زبان جانان است .

مهدی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

عاشقی همش دردسره. هم شیرینه هم شوره.هم خوشی داره هم ناخوشی و صدالبته که سختی هاش بیشتره. عاشق بشید زندگیتون زیر و رو میشه از ما گفتن بود بنده خدا حافظ هم گفته

داود بیخیال در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:

بازگشتم از انجا به بر پیر خمار
به جنابش که رسیدم گله کردم بسیار
گفتم آری به خرابات نبودی دیار
یا که از دُرد کشان هیچ نبودند هشیار
یا که من هیچ بودم و هیچ کسم در نگشود
****************
پیر واقف شده از حال من مستحضر
گفت نومید مشو باز برو بار دگر
نیمی از شب بگذشت بیشترک یا گمتر
بازگشتم من از آنجا و زدم حلقه به در
رندی از غرفه برون کرد سر و رخ بنمود

ع.ب در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

مثلمن ما نمیتونیم از وجود و دنیای دیگ با خبر باشیم این که ایا دنیای دیگری هست یا نیست رو فقط پیامبرا گفتند وما شنیدیم
شنیدن کجا بود مانند دیدن.
پس حال ما چ کنیم.
ما باید با عقل و هوش خودمون خدای خودمون رو بشناسیم
حال که نه میدونیم و نه میتونیم بفهمیم که ایا دنیای دیگری هست یا نه باید بگیم که بله دنیای دیگری هست
ما باید در این دنیا لذت کافی رو ببریم در کنار انسانیت چه بسیار لذت هایی هستند که در موازات با انسانیت اند.
مطمعنن خیام هم بر همین نظر اعتقاد داره

خلیل در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۹ - مسلمانان به خویشان در ستیزند:

با عرض سلام
فکر می کنم در بیت دومی یک نقط به ر اضافه شده و از شده ، فرد سومی باید اینطور باشد.
بنالند ار کسی خشتی بگیرد
که ار مخفف اگر است
ممنون

مستعار فلانی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش هشتم » (۱۳) حکایت موسی علیه السلام در کوه طور با ابلیس:

تو را در سینه شیطانیست پیوست
که گردد ز آرزوی جادویی مست
اگر شیطان تو گردد مسلمان
شود سحر تو، فقه و کفر، ایمان
در حدیث از پیامبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله نقل است که فرمودند:
مَا مِنْ إِنْسَانٍ إِلاَّ وَ مَعَهُ شَیْطَانٌ قَالُوا وَ أَنْتَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ وَ أَنَا لَکِنَّهُ أَسْلَمَ بِعَوْنِ اَللَّهِ
(بحار الأنوار، ج 17، ص 44)
هیچ انسانی نیست مگر آنکه شیطانی همراهش هست. گفتند حتی شما ای پیامبر خدا؟ فرمود: حتی من ولی (شیطانی که همراه من است،) به یاری خدا مسلمان شده است.

۱
۲۰۲۹
۲۰۳۰
۲۰۳۱
۲۰۳۲
۲۰۳۳
۵۷۳۱