عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
استاد شجریان آلبومی در سه گاه دارد به نام افتخار آفاق که اجرای دیگری از آلبوم آسمان عشق است با غزل های آوازی متفاوت است. این غزل را در آنجا اجرا کرده ولی چون انتشار رسمی ندارد نمی شود در اجراهای گنجور اضاف نمود.
کار بسیار ارزشمندی است
محسن در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » ساقینامه:
جمعی شکسته خوانند
قموی نشسته دانند
چون نیست خواجه حافظ
معذور دار ما را
اشاره به کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
یا کشتی نشستگانیم ای...
که هر دو درست مینماید
دوستی میگفت معمولا به حرف کسی گوش میدیم تا جواب بدیم
ولی بهتر است که گوش بدیم تا متوجه شویم
حضرت حافظ خیلی خیلی رند بوده خیلی خیلی
با این رندی اگر فکر کنیم "بیار ساقی" درسته، ایشان را خیلی عامی ساده لوح انگاشته ایم
پربسا ایزدی شریفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:
حامد کهن دل نوشته:
واندر آن کاری که میلت نیست و خواست
خویش را جبری کنی کین از خداست
خوانش صحیح این ببیت چگونه است و معنی آن چیست؟درود
هر کاری که بر پایه ی میل و خواسته ی تو اتفاق نمی افتد ، و چاره ای برای تغییر یا انتخاب نداری،خودت را پیرو مکتب جبر نشان می دهی و می گویی که این خواست خداست
عزیزی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶:
سلام 99/7/16چرا در این غزل زیبا نام حافظ در بیت اخر نیامده است؟
پربسا ایزدی شریفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:
حمیدرضا نوشته:
لطفا اصلاح شود؛
ما همه شیران ولی شیر علم
حملهمان از باد باشد دم به دم
حمله مان پیدا و ناپیداست باد
جان فدای آنکه ناپیداست باد
با توجه به مفهوم مورد نظر مولانا ، این ابیات به صورتی که جناب حمیدرضا نوشته اند درست هست.
ما وجودی از خود نداریم ... عدم هایی هستیم که ظاهرا دیده می شویم. اما خدایا ، تو وحود اصلی و حقیقی این جهان هستی که در ظاهر ناپیدایی
ما همه شیر هستیم .ولی شیرهای روی پرچم
که تکان های ما به خاطر باد هست
تکان های ما پیداست ولی باد ( قدرت حق)را کسی نمی بیند
جان فدای آن کسی باد که ناپیداست ( حق)
و همچنین؛
ما عدمهاییم و هستیها نما
تو وجود مطلقی هستی ما
پربسا ایزدی شریفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:
حمیدرضا نوشته:
لطفا اصلاح شود؛
ما همه شیران ولی شیر علم
حملهمان از باد باشد دم به دم
حمله مان پیدا و ناپیداست باد
جان فدای آنکه ناپیداست باد
و همچنین؛
ما عدمهاییم و هستیها نما
تو وجود مطلقی هستی ما
پربسا ایزدی شریفی در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:
واندر آن کاری که میلت نیست و خواست
خویش را جبری کنی کین از خداست
خوانش صحیح این ببیت چگونه است و معنی آن چیست؟
درود...یعنی وقتی که کاری برخلاف میل یا اراده ی تو اتفاق می افتد و چاره ای نداری ، آنجا خودت را جبری ( پیرو مکتب جبر) نشان می دهی که این ها خواست خدا هست
جانان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
زیبا و عاشقانه
nabavar در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
گرامی داود
میازار موری که دانهک{ش است}
که جان دارد و جان شیرین خو{ش است}
{ش است} قافیه است
چنانچه در دیگر ابیات هم
مثل: درون پراکندگان جمع دار
که جمعیتت باشد از روزگار
که درین بیت { آر } قافیه است
ارسلان در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۶:
سلام بر حسین شهید و اهل بیت مطهر و یاران فداکارش
عبدالله در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:
سلام بر ابراهیم، پرسش گر محترم
و درود بر نور شما و بینش صحیح
فارق از انحرافات تفسیری قرآن، آنچه قرآن به شما پاسخ میدهد به شرح ذیل است:
حافظ ملک نبود، فردوس نبود، آدم سببی بر نزولش بر زمین نبود.
ابلیس ملک بود، فردوس بود، و آدم سبب نزولش بر زمین گشت، صفحه 6 قرآن
آنچه که اشاره دارد بر آنکه فاش میگویم دلیل بر فاش کردن حضورش در ذهن حافظ است.
صدای ذهن = صدای ابلیس = طبق ادبیات قرآن قرین انسان
پیشنهاد آخر: از شعرا پیروی نکنید، قرآن تفسیر ندارد بلکه ترجنه صحیح بخوانید سپس بیانش بر عهده الله است.
در پناه الله باشید
داود در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۴ - حکایت:
اکثرا دوازده سال فارسی خوندیم و تو دانشگاه هم دو ترم ادبیات اما هیچ کس نپرسید چرا قافیه این شعر اشتباه است کش با خوش ، هم قافیه نیست
شهاب-سهرورد در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۵۰:
آنجا که مِی کشانند چون ابر تر زبانیم
آنجا که زاهدانند لب خشک چون سرابیم
.. در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۹:
ز عریانی نشانیهاست بر درز لباس او..
Seyed Tabibi در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۷:
در مصرع دوم بیت 11 کلمه اول باید "زین" به معنی از این بای باشد.
شیما در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
جناب شایق باور کردنی نیست که بیت به این واضحی را اینگونه تفسیر میکنید!! چرا سن بالا فقط باید با عشق آسمانی سنخیت داشته باشد؟ و در این صورت چرا سعدی در این مورد خود را ملامت میکند؟!!
درویش خرسند در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
باتشکر از دوستان که با دقّت وچکّش کاری شان برغنای برنامه می اقزایند.
قول فصل همان حاشیه آخرین بود که کاربرد "بیرون شو" متعارف بوده وهست.
درمصرع دوبم این بیت ، این بنده ناچیر برآنم که: "نمییابند بیرون شو به ساحل ها گران باران "مناسب تر می نماید ،گرچه مشکل قافیه پیدا می کند.
میثم عبدمناف در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیس:
"تا چه دارد این حسود اندر کدو" به چه معنا است؟
سعید در ۵ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۴ - ساقینامهٔ ۹:
چندتا بیت یادتون رفته بنویسید: مغنی ملولم دوتایی بزن / به یکتایی او که تایی بزن/ بزن چنگ در پرده ی ارغنون / رهایم کن از چنگ دنیای دون
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۵ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶: