گنجور

حاشیه‌ها

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:

به نظر من مولانا در این شعرگفته که زندگی را بیهوده ندانیم و مرگ را نخواهیم و آن دنیا را بهتر ندانیم ؛

شعر میگوید که این دنیا خوب است و بهتر نباید مرگ خواست باید به دیگران کار نیک کرد و به دیگران پرداخت همین بیت آخر هم این را نشان میدهد 

در واقع آن ها که به خدا عشق واقعی دارند آرزو آن جهان را دارند چون میدانند که آنجا ظلم نیست و ...ولی از خدا نمیخواهند ،چون به دنبال اعمال نیک در این دنیا هستند ؛

مولانا هم همین را میگوید 

و همین شعر او نشان میدهد که خودش هم اینگونه بوده و همین شعرش همین کمک را به ما میکند ... 

آتش نو در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۹:

در مصرع دوم از بیت سوم که میگه ز اسرا چه می پرسی چون شهره واظهارم میگه من نه مثل حلاج به سر و راز حرف میزنم بلکه کاملا واضح دارم خودم را که صفات خداوندی دارم نمایش میدم که در بیت چهارم که توضیحش در حاشیه قبل ذکر شد داره میگه من زاده آن شیرم یعنی زاده خداوند هستم وصفاتم درست مثل خداوند هست آشکار کرده برای همین هم میگه از این صراحت وآشکاری که من حرف زدم اگر حلاج الان زنده بود الان حلاج من را دار میزد

آتش نو در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۹:

در دو بیت آخر میگه نمیخواد اقرار کنید به اسراری که گفتم چون در مصرعی از بیت بالا قبلا گفته بود من زاده آن شیرم یعنی زاده خداوند هستم وصفات من هم که زاده آن شیر هستم دقیقا مثل خداوند هست دلجویم و خونخوارم البته خون عاشقان

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۷ در پاسخ به تاوتک دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:

میشه شعری که توش این حرفو زده بگید

شایان در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۳۴۰:

"بار دل عارف نشود جلوه دهر"
با عرض پوزش جلوه دهر بار عدل عارف نمی شود یا بار دل عارف جلوه دهر نمی شود؟

غبار ره در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹:

محرم گنج تو گردیم چو ویرانه شویم

Polestar در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵ - چراغ هدایت:

در پاسخ به علی:

به کام دشمن دون، یعنی به نفع دشمن فرومایه

به دوستی، یعنی سوگند به پیمان دوستی

مروّت: انسانیت

مفهوم بیت:

اینکه بیایی دست دوستانت رو ببندی به نفع دشمنانت،

سوگند به پیمان مقدس دوستی که این کار بر خلاف شرایط انسانیت است.

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

همایون !

عالی بود ! ....

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

شهرام ناظری هم فکرکنم خوانده باشد این شعر را ... 

Polestar در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

تشکر فراوان از جناب علیمردانی که اقتباس عراقی از عطار را تبیین نمودند.

Polestar در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » چهل و یکم:

در بیت سوم خودشناسی باید مجزّا باشه: خود شناسی

مصراع بعدش هم ویرگول باید بعد از عقلی باشه، نه بعد از مهی

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۶ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

کوروش عزیز 

هر انسان دو روح دارد ،یعنی میتواند داشته باشد اگر بخواهد 

یک روح که همه دارند همه موجودات و ...که خداوند از ازل به همه داده و این روح پاک است و در آخر خود انسان اگر بد و خوب بود فرقی ندارد این روح به خدا میرود 

اما روح دیگر روحی ست که خود انسان باطن خود را تقویت میکند و آن را پاک میکند ؛این ذو روح دوم انسان هست و اگر کسی اینگونه بود یعنی دو روح در بدن دارد حالا با آن قضایا دیگر دو روح در بدن کاری ندارم 

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۱۲ در پاسخ به تاوتک دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:

 باید حتما بابتش روایت و حدیث وجود داشته باشه تا باور کنید ؟ از لحاظ عقلانی توجیه پذیر باشه نمیپذیرید ؟

کوروش در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۲ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید:

سپاسگزارم ولی خوب متوجه نشدم

چی کم میشه روح دوم چیه اینا مفاهیمی هستن که من باهاشون آشنا نیستم

سید محسن در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:

هزاران قرن گامی  ---درست است

سید محسن در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:

هزارانقرن گامی.......درست است

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به يك منصف دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۷ - گفتار اندر ستایش پیغمبر:

واقعا !

نمیدانستم ! ...

باعث تاسف است .... ...

ملیکا رضایی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۲ در پاسخ به بهروز دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

|:

همه را یکسان فرض کردن به نظر من اشتباه است بهروز عزیز! ...

۱
۱۶۶۶
۱۶۶۷
۱۶۶۸
۱۶۶۹
۱۶۷۰
۵۷۲۹