گنجور

حاشیه‌ها

ابو سعید در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

یا فارس الحجاز ، عزیز علی ان لا اسمع لک حسیس و لا نجوا

یا قائم آل محمد و شاه شاهان، بر من سخت است که هیچ صدا و حتی نجوایی از تو به من نمیرسد

عطیه عسگری در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:

به نظرم اگر شاعر در بیت دوم به جای کلمه «عاشق» از «عاشقان» استفاده می‌کرد،خواندن شعر روان‌تر می‌شد.

محمدحسین یوسفی mhh.yousefi@gmail.com در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

بی شک از بی نظیرترین و شورانگیزترین غزل های مولانا همین غزل هست. 

syed asad در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۸ در پاسخ به ایمان کیانی دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:

الحق

که تیز بینانه بود

علی ... در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

به به در زیبایی اگر بگوییم بی نظیر است غلو نکرده ام 

روحش شاد 

علی ... در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:

به به در زیبایی بی نظیره.روحش شاد 

نیکالای دوم در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵:

بهتر نیست اگر تصویری از شاعران موجود نیست، لااقل از تصویر افراد دیگری به عنوان پروفایل شعرا استفاده نشود؟
تا جایی که بنده اطلاع دارم این تصویر که به عنوان تصویر "اسیر شهرستانی" درج شده، تصویری از میرزا ابوالحسن خان ایلچی است که مدتی سفیر ایران در دربار پادشاه انگستان و مدتی هم سفیر ایران در دربار تزار روسیه بوده است.

مغبچه باده فروش در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۳۴ در پاسخ به بهرام مشهور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۴:

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

دوست عزیز و دوستان عزیز دیگر، واژه هرگز معنی آرکائیک و قدیمی هم دارد به معنی همیشه یا گاهی (فرهنگ عمید). واژه روزی دوم هم در مصراع دوم، ایهام دارد؛ یعنی هم به معنای رزق هم به معنای یک روز.

پس معنی بیت از دید من این چنین است: از زندگی بهره کافی برده ام اگر گاهی/ همیشه به اندازه عمر یک روز، روزی به تو برسم یا وصال تو رزق و روزی (نصیب) من شود.

Polestar در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۳:

مخاطبش کیه؟! شمس تبریز؟!

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح ابوعمر عثمان مختاری شاعر غزنوی:

هم به جانت که بیاراسته جانم ...

چو جهان

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ - در مدح ابوعمر عثمان مختاری شاعر غزنوی:

ای میر سخنان کز پی نفع حکما ...

ای امیر سخنان

سبحان ساعدی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۰ در پاسخ به بی سوات دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۹:

با درود

قرده به معنای بوزینه ی ماده و قردک از نگاه بنده منظور در شعر بوزینه ی ماده ی کوچک (به نوعی تعبیری از فاحشگی و خودفروشی میباشد) می‌باشد ،

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

کنون ماحضر این خورش نوش کن ...

همه رنج و اندُه فراموش کن

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

بسی گلّه دارم بدین کوهسار ز ...

بسی گلّه دارم بدین کوهسار

ز هر چارپا کآید اندر شمار

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

به دامان کُه بد یکی مرغزار ...

به دامانِ کُه بُد یکی مرغزار

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

بر افراز آن گر پریدی عقاب شدی ...

بر افراز آن: بر بالای آن

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

چو برداشت ترک ختن سر ز جای شب ...

چو برداشت

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

چو شد دامن افشان شب تیره یاز ...

چو شد

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

چو شد گرم بازار نخچیرگاه برآمد غو طبل زرین به ماه

چو شد گرم بازار نخچیرگاه

برآمد غو طبل زرین به ماه

وقتی همه چیز در شکارگاه آماده شد و رونق گرفت، چنان بر طبل زرین کوفتند که بانگ آن به آسمان رسید.

غو به معنی بانگ و فریاد 

افسانه چراغی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۴ - شکار رفتن ارژنگ شاه با شهریار گوید:

که دیریست دارم هوای شکار که ...

با توجه به معنی به نظر می‌رسد "چون" درست نباشد و به جای آن "تن" یا "جان" درست است.

معنی: مدتی است که هوای شکار دارم برای این که تنم یا جانم از جنگ خسته و کوفته و بی‌حال شده.

شاهان برای سر حال آمدن و تقویت تن به شکار می‌پرداختند.

۱
۱۵۸۶
۱۵۸۷
۱۵۸۸
۱۵۸۹
۱۵۹۰
۵۷۲۹