سید محسن در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
درود بر ادیبان عزیز---معنی شعر میتواند این باشد..اگر به اندازه موئی خارج از وجود خدا را اثبات کنی مشرک شده ائی /یعنی تمام هستی خداست و خارج از وجود خداوند هیچ چیز وجود ندارد و انسانها هم فقط نامی هستند ولی در حقیقت خدا هستند.خلاصه کل هستی فقط خداست
سیاوش عزیزی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۶ در پاسخ به عبدالمعروف کوشا صمدی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:
چنین برداشتی مایه تعجب است چه اینکه خیام به روشنی در بیت دوم به میگه آنچه اسباب بلاست فقط از سمت ایزد است و شکر به کنایه است ، هرچه هست چه غم و چه خوشی را از کجا و بر چه اساسی آوردید؟ چون من به جز کلمات تیره ، نه راست ، محنت و بلا ، اثری از خوشی نمیبینم
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۵ در پاسخ به AJS Saddiqi دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
درود
متاسفانه من که در دیوان ای که از کتابخانه محله مان گرفته ام مشاهده نمیکنم :-)
جدا از آن لحن و کلمات کنار هم قرار گرفته شده در این شعر که ذکر کردید به باقی اشعار ایشان نمیخورد ...کمی ناهماهنگ است ...
Alireza Yazdanpanah در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۵ - غزل:
سلام
به نظرم منظور شاعردر بیت اول وقتی زلف باز میشه مانند دربی بسته باعث میشود که روی معشوق دیده نشود و باعث میشود که راه دیدار او بسته شود و در اثر ندیدن روی او ست که میگوید درهای سلامت را به رویم نبند.
هادی رنجبران در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به هادی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
توهم شدید
Mahmood Shams در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
با درود و سپاس بی کران از دست اندرکاران سایت فوق العاده و بی نظیر گنجور که همواره با سعی و تلاش در بروز رسانی و بهتر شدن سایت بر لذت ما افزودن ، بهترین ها رو برای طراحان سایت و دوستداران ادبیات و شعر پارسی و خوانش های زیبا و حاشیه گذاران گرامی از جلمه روفیا و رضا و دیگر عزیزان آرزو می کنم ، این غزل حضرت حافظ بسیار زیباست و دلنشین و کلی حظ می برم همیشه از خواندنش و از درون احساس شادی می کنم و علاقه ام بیشتر می شود به حضرت و معتقدم افرادی به این مقام می رسند و ماندگار می شوند که فرمانبر خدای بررگ بوده و خداوند نظر ویژه ای داشته ، و همواره با تلاش و ممارست در راستای آموزش وپرورش انسان مفید با ترویج شادی و امید ، علم و ادب ، نیکی و عشق ورزی به تمام هستی و در یک کلام انسانیت که ایران عزیز در هر برهه ای از تاریخ شاهد این اسطوره ها و قهرمانان جاوید نام بوده است از جناب رودکی ، حکیم فردوسی ، خیام ، سنایی و عطار ، حضرت مولانا ، سعدی و حافظ تا معاصرانی چون سهراب سپهری ، قیصر امین پور و فریدون مشیری در ادبیات و شعر و در حوزه های نظامی و سیاسی اسطوره و قهرمانانی چون کوروش ، امیر کبیر ، امام خمینی ، رئیس علی دلواری ، سردار جنگل میرزا کوچک خان جنگلی ، سردار دلها سردار قاسم سلیمانی ، شهید حسین فهمیده از قرن ها پیش تا امروز و سال 1400 شهدای سلامت و علی لندی و لندی ها .... در آینده ، که می بالم و افتخار می کنم که ایرانی هستم و این همه اسطوره و قهرمان واقعی داریم که الگوهایی هستند برای ما که در راه نیکی و انسانیت درخشیدن و جاودان شدند
کوروش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر میکرد و میگفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ:
چشم او من باشم و دست و دلش
تا رهد از مدبریها مقبلش
این بیت رو میتونید تفسیر کنید ؟
منظور از من کیه ؟
daruish kh در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
با سلام به همه حافظ دوستان و ادیبان بزرگوار
بیت تخلص " عشقت رسد به فریاد "ار"خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت" در بسیاری از نسخه ها به صورت "عشقت رسد به فریاد "ور" خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت" ضبط شده است.
حال بنده نظر خود را در خصوص هر دو روایت عرض میکنم.
1-عشقت رسد به فریاد " ار" خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
معنی: آن زمانی عشق به فریادت میرسد که بسان حافظ قرآن را در چهارده روایت بخوانی. به عبارت دیگر تو نمیتوانی ادعای عاشق بودن را داشته باشی در حالیکه قرآن نخوانی و به آن اهمیتی ندهی و سر لوحه قرار دادن قرآن شرط لازم برای عاشق بودن است.
2- عشقت رسد به فریاد " ور"خود به سان حافظ قرآن ز بر بخوانی درچارده روایت
معنی: ---با تاکید برروی عشق--- حتی اگر بسان حافظ قرآن را در چهارده روایت بخوانی فایده ای نداشته و آنچه که به فریادت میرسد عشق است. تا عاشق نباشی ، حتی اگر قرآن را از حفظ هم باشی فایده ای ندارد. ( اشاره به مثلا خوارج)
از عزیزان و بزرگواران تقاظا دارم محبت فرموده و در صورت امکان نقطه نظرات خود را در خصوص توضیحات بنده بفرمایند.
سلامت و تندرست باشید.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۷:
خانم امیری
سلام باعنایت به معنی بیت قبلی میشه اینجوری برداشت کرد که اگه با گوش دل بشنوی همه چیز در حال تسبیح پروردگارند ونه تنها بلبل در حال تسبیحه حتی خار هم در حال تسبیح گویی وشکر گزاری است
شاد وخرم باشید
AJS Saddiqi در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
سلام وقت همه دوستان گرامی بخیر، امیدوارم حالتون خوب باشه.
یکی از اشعار مولانا که در ادامه مینویسم رو ، دربارش کمی معلومات مبخواستم که در کدام اثرش این رو نوشته و همچنان تفسیر دقیقش رو میخاستم ، اگر کمک کنید ممنون میشم.
سال ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم، شوقم، شرارم، چیستم
دیدمش امروز و دانستم کنون
او به جز من، من به جز او نیستم
مریم امیری در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۷:
درود بر عزیزان. معنای بیت آخر را اگر به بنده بگویید ممنون میشم🙏
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت:
سنایی در بیت آخر این فصل اشارهای به امام حسین(ع) و امام علی(ع) میکند و میگوید:
دشمنی حسین از آن جستست / که علی لفظ لامکان گفتست
او در این بیت ریشه دشمنی آل امیه با امام حسین(ع) و شهادت آن حضرت را در اعتقاد عرفانی حضرت علی(ع) جستجو میکند و معتقد است چون حضرت علی(ع) در باور متعالی خود خداوند را فراتر از مکان و تشبیه میدانست و این باور را به پسرانش(حسن و حسین) آموخت و چون دیگران را درک چنین مفهومی میسر نیست، به دشمنی علی و اولاد او برخاستهاند.
محمد حسن ارجمندی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۳ - فصل وحدت و شرح عظمت:
«استوی» عبارتی است که در چند آیة قرآن آمده است و بیانگر این مفهوم است که خداوند بر عرش جای گرفت. آیاتی که این عبارت با این مفهوم در آن آمده به قرار زیر است:
الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی(آیه 5 سوره طه):خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ(آیه 29 سوره بقره):اوست آن کسی که آنچه در زمین است همه را برای شما آفرید سپس به [آفرینش] آسمان پرداخت
اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه2سوره رعد):خدا [همان] کسی است که آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 3 سوره یونس):پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت
الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ(آیه59 سوره فرقان: همان کسی که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه 54 سوره اعراف):در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش [جهانداری] استیلا یافت
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه4سوره حدید):اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت
ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ وَهِیَ دُخَانٌ (آیه11سوره فصلت):سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ(آیه32 سوره سجده):خدا کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش [قدرت] استیلا یافت
همانطور که می بینید در بیشتر این آیات پس از آنکه سخن از آفرینش آسمان و زمین به میان آمده است، عبارت اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ آمده است. مفهومی که سنایی در این فصل به شرح آن مشغول است و از بیت 24 شروع کرده این است که مفهوم اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ را صوری نگیرید. خداوند فراتر از مکان است لذا در مکان(عرش) نمیگنجد. به عبارت دیگر او در این ابیات اعتقاد به لامکان بودن خداوند را فریاد میزند و خواننده را از صورتگرایی و ظاهربینی به دور میدارد و مقام خداوند را فراتر از مکان میداند.
محمد رضویان شاد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۴ در پاسخ به reza دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
منبع فوق را چک بفرمایید، و کاش هیچ چیز رو بدون دلیل و منبع رد نکنیم. ممنون از شما...
بهمن کلانتری در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲ - اخگر نهفته:
با سلام خدمت اساتید
خواهشمند است بیت:
پیرانه سر مشاهدهی خط شاهدان
نیش ندامتی است که خود نوش میکنی
را توضیح دهید
بسیار سپاسگزارم
تابش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
جناب حافظ فرموده
با مدعی "مگویید" اسرار عشق و مستی
تا بی خبر "بمیرد" از درد خود پرستی
برداشت اول :
باید ثابت کنیم که ما خود از اسرار عشق و مستی آگاهیم و بعد سراغ مدعی را بگیریم
آنکس که خود نداند اسرار عشق و مستی
راهی چگونه گردد در کوی حق پرستی
با مدعی چه کارت رو درد خود دوا کن
بشکن بت هوس را گر خود هوا پرستی
سیراب چون نمایی کامی ز تشنه کامان
در این کویر وحشت خود تشنه کام هستی
برداشت دوم :
پس آنکه ثابت شد ما سینه ما مخزن اسرار عشق و مستی است به سراغ مدعی می رویم
گر مدعی نداند از رمز و راز هستی
با مدعی بگویید اسرار عشق و مستی
شاید دلش زمانی مایل به توبه گردد
حیف است اگر بمیرد از درد خود پرستی !
گر مدعی پس از آن اسلام و توبه آرد
بخشد گناه او را یکتا خدای هستی
بعد از یقین اگر او کفر و عناد ورزد
خود را هلاک سازد در انتهای پستی!
تابش مساز پنهان اسرار علم و حکمت
یاد آر آنچه پیمان روز الست بستی
پنهان اگر بسازی اسرار معرفت را
در کیش عشق بازان خود مدعی تو هستی
(تابش)
برداشت سوم
زمانی که مدعی خود ما هستیم
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
(حافظ)
کوروش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۰۰ در پاسخ به فرهاد حیدری دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:
عالی بود سپاسگزارم ❤
مجید در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
استنباطم اینه که کل شعر بجز بیت آخر درباره مرگ و گذر انسان از این دنیا به دنیای دیگه باشه
بی پا و سر برقص آ .... بی بال و پر برقص آ.... شاخ تر ....
مثل حضرت یوسف که به چاه میره تا بعد از اون به اوج برسه
و البته بهتره که بی هنر و بی خبر نباشه
ابو سعید در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:
سلامت باشی عزیز جان، خدا ببخشه
علی dr.alisarabi@gmail.com در ۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱: