روزگاریست که سودازدهٔ روی توام
خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام
به دو چشم تو که شوریدهتر از بخت من است
که به روی تو من آشفتهتر از موی توام
نقد هر عقل که در کیسهٔ پندارم بود
کمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام
همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت
محرمی نیست که آرد خبری سوی توام
چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی
لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام
زین سبب خلق جهانند مرید سخنم
که ریاضتکش محراب دو ابروی توام
دست موتم نکند میخ سراپردهٔ عمر
گر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام
تو مپندار کز این در به ملامت بروم
که گرم تیغ زنی بندهٔ بازوی توام
سعدی از پردهٔ عشاق چه خوش میگوید
تُرک من! پرده برانداز که هندوی توام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلباختگی بیان میکند و صریحاً از محبوب خود یاد میکند. او به شدت تحت تأثیر زیبایی و جذبه محبوبش قرار دارد و احساس میکند که هیچ جای دیگری برای خواب و آرامش ندارد جز در کنار او. شاعر به چشمهای محبوبش اشاره میکند که او را از خود بیخود کرده و میگوید که هیچ اندیشه و عقلی نمیتواند او را از عشق او دور کند. همچنین، او به تنهایی و نبود همدم در زندگیاش اشاره میکند و میگوید که حتی اگر محبوبش به او آسیبی بزند، باز هم نمیتواند از عشقش کم کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق او به محبوبش او را زنده نگهداشته و او را از هرگونه ملامت و سرزنش دور میکند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در حسرت دیدن تو هستم و دیگر جایی برای خواب ندارم جز خاکی که در کوی تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: چشمهای تو به قدری بیتاب و پریشان هستند که سرنوشت من هم به پای آنها میلنگد. من نیز به خاطر تو به حدی دچار آشفتگی هستم که به اندازهی موهای تو درهم و برهم شدهام.
هوش مصنوعی: هر دانشی که در ذهنم دارم، در مقایسه با تو هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
AI تصحیحشده: هیچ رفیقی نیست که با من (از تو) گفتگو کند و هیچ دوستی نیست که خبری از تو به من (از من به تو) برساند.
اگر مرا با تیر بزنی، پلک نمیزنم؛ ولی نگرانم که (تیرت) از دیدار چهرهات محرومم کند.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، همه موجودات به سخن من توجه دارند و پیرو این کلام هستند، زیرا من در تلاشم که به زیبایی و عبادت دو ابروی تو برسم.
معنی: اگر سعادت یار گردد و من در کنار تو خیمه بزنم دیگر دست مرگ هم نمیتواند میخ سراپردهٔ عمر مرا از جای برآورد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
هوش مصنوعی: نگران نباش که از این در به عنوان سرزنش و انتقاد میآیم، چون وقتی تو با تیغ خود به من آسیب میزنی، در واقع من به تو وابستهام و در حالت ضعف هستم.
هوش مصنوعی: سعدی درباره عشق و احساسات عاشقانه صحبت میکند و از طرفی بیان میکند که معشوقش باید پردهها را کنار بزند. او خود را به صورت یک هندوی شاد و عاشق توصیف میکند که به زیبایی و جذابیت عشق اشاره دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
خبرت هست که در آرزوی روی توام
وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام
خسته هجر تو و سوخته عشق توام
عاشق موی تو و شیفتهٔ روی توام
بوی تو باد سحرگه به من آرد صنما
[...]
من که دیوانه آن سلسله موی توام
جان به لب آمده در آرزوی روی توام
نظری بر من دیوانه کن ای حور لقا
کین زمان همچو پری زنده من از بوی توام
ناوک غمزه رسد تا بدل از ترک دو چشم
[...]
پرده بگشای که من سوختهٔ روی توام
حسرت اندوختهٔ طلعت نیکوی توام
من نه آنم که ز دامان تو بردارم دست
تیغ بردار که منت کش بازوی توام
سینه چاکان محبت همه دانند که من
[...]
بس بدل هست خیال رخ نیکوی توام
همه جا جلوه کند پیش نظر روی توام
شادم از اینکه بتیغ تو شدم کشته ولی
هست شرمندگی از رنجش بازوی توام
بخدا یافتهام معنی آزادی را
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.