گنجور

 
سعدی شیرازی
 

روزگاریست که سودازده روی توام

خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام

به دو چشم تو که شوریده‌تر از بخت من است

که به روی تو من آشفته‌تر از موی توام

نقد هر عقل که در کیسه پندارم بود

کمتر از هیچ برآمد به ترازوی توام

همدمی نیست که گوید سخنی پیش منت

محرمی نیست که آرد خبری سوی توام

چشم بر هم نزنم گر تو به تیرم بزنی

لیک ترسم که بدوزد نظر از روی توام

زین سبب خلق جهانند مرید سخنم

که ریاضت کش محراب دو ابروی توام

دست موتم نکند میخ سراپرده عمر

گر سعادت بزند خیمه به پهلوی توام

تو مپندار کز این در به ملامت بروم

که گرم تیغ زنی بنده بازوی توام

سعدی از پرده عشاق چه خوش می‌گوید

ترک من پرده برانداز که هندوی توام

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حووا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۴ نوشته:

سلام. من معنی بیت هفتم رو متوجه نشدم. ممکنه توضیح بدین؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۲ نوشته:

دست موت ( مرگ ) مرا میخ خیمه و خرگاه مرگ نخواهد کرد ، اگر سراپرده بخت در کنار تو ام خرگاه بگشاید.
در کنار تو بودن زندگی جاوید است.
هر گز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فاضلی در ‫۷ سال قبل، یک شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۴ نوشته:

جناب دکتر ترابی عزیز
در مصرع اول بیت هفتم ... منظور از نکند میخ فعل نهی کندن است : دست مرگ میخ سرا پرده عمر (زندگی ) مرا نخواهد توانست بکند اگر... در کنار معشوق زندگی کنم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دکتر ترابی در ‫۷ سال قبل، دو شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ نوشته:

حق با شماست فاضلی عزیز ، و من چرا به چنین برداشت دور از ذهنی رسیدم ؟ پیریست ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی شوره زاری در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۶ نوشته:

به نظر اینجانب مصرع دوم بیت آغازین به جای "سر" باید "ره" باشد، بدین ترتیب:
خوابگه نیست مگر خاک ره کوی توام
یعنی خوابگاهی نیست، غیر از اینکه خاک راه کوی تو خوابگاه من باشد.
با تشکر
علی شوره زاری
کارشناسی ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بابک خیابانی در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۷ نوشته:

در بیت آخر منظور از هندو چیست؟
با تشکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهناز ، س در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۱ نوشته:

گرامی خیابانی
هندو به مانای غلام سیاه است که ارزانترین غلامان بوده اند ، و سیاهی را گاه به هندو تشبیه می کنند
توضیح: ترکان آسیای مرکزی سفید رو و زیبا بوده اند و در مقابل غلامان هندی زشت و سیاه .
مکن ترکی ای میل من سوی تو
که ترک توام بلکه هندوی تو
که من غلام تو هستم حتا غلام سیه روی تو،
نظامی
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
طرّه ی هندو= طره ی سیاه
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
حافظ
به خال سیاهش حاتم بخشی کرده
مانا باشی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
وفایی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۴ نوشته:

فرهنگ معین :
هندو یعنی اهل هند ،مجازا یعنی غلام و نوکر
همچنین به معانی پاسبان و نگهبان ، سیاه ( زلف هندو یعنی زلف سیاه معشوق) ، خال رخسار معشوق ، کافر و ملحد و دزد نیز هست .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
حمید در ‫۱ سال و ۵ ماه قبل، سه شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰ نوشته:

در پاسخ به دوست عزیزی که عرض کردند "خاک ره کوی توام" صحیح است، بنظر بنده کوی در اینجا به معنای راه و مسیر هست و نه محله و برزن، و "سر کوی" یعنی سر راه، در حالیکه "ره کوی" معنای راهِ راه میدهد که معقول نیست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
معتمد در ‫۱ سال قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۰ نوشته:

من بیت زین سبب خلق جهانند مرید سخنم معنیش رو متوجه نشدم و حسن تعلیلش .
میشه کمک کنبن

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیر در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۳ نوشته:

معتمد گرامی سعدی می فرماید:اگر مردمان جهان علاقه مند به شعر من هستند و با ان انس می گیرند و سر لوحه زندگی اشان هست به این دلیل هست که من در محراب ابروانت به گوشه نشینی و ریاضت پرداخته ام. ریاضت به معنای تحمل جور و سختی برای تهذیب نفس است. در واقع می توان گفت علت رستگاری سعدی تواضع و بی خویشی در برابر یار هست و به امر او مطیع که حسن تعلیل هم در بیت موجوده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.