جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۹ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۲ - باز گشتن شاه موبد از کهستان به خراسان:
یکایک را ز ناشایست زاده
بلاده دایگانی شیر داده
بلاده بلایه
حنّان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴:
حقیقتا وصال خداوند منتی است که خود او بر سر انسان میگذارد و به کوشش شخص از جمله مطالعه، کار نیک، خلق خوش و ... حاصل نمیشود. چرا که بسیاری به این اعمال مشغولند اما محبت خداوند و نور ایمانِ آگاهانه بر دل آنان نتابیده است.
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ.
این منت خداست بر کسانی که از گمراهی نجات یافتند و راه وصال او را پیمودند. اما این انسان سپس نباید دست از تلاش بردارد چرا که نشانه طلب و خواهش اوست و عطاهای بیشتر خداوند.
مولانا در فیه ما فیه میگوید: اول فضل است... آن فضل حق است و عطای محض... و چون آن را بپروری... آن جزاست.
ملیکا رضایی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتادم - دلدارم گفت کان فلان زنده به چیست؟:
گرامی کوروش درود بر شما ؛
تفاوت بین پرندگان و عاقلان در این است که پرندگان با بالهایشان به هر جهت میروند و عاقلان با ذهنشان به جهاتی میروند تا برای اسبی یک اصطبل و برای پرنده ای باغی درست کنند و در نهایت خدا آگاه تر هست .
البته گرامی متذکر شوم که در واقع من به نظرم اینجا کلمه اجنحة که برای العلقاء آمده (معنی اجنحهة بال هست ) همان ذهن و مغز است ورنه عاقلان و دانشمندان و در کل انسانها که بال دارند ! برای همین هم در ترجمه از ابتدا گفتم که از آوردن کلمه بال در ترجمه صرف نظر کنم متن به سادگی ترجمه بشه . معنا و منظور اصلی هم واضح هست که از دانش و سودرسانی عده ای انسان میگوید بین این همه مردم دروغ نیست اگر بگوییم فقط عده ای بودند که با هوشمندی خودشان در طول تاریخ و تا الان و حتی در آینده سبب پیشرفت میشوند و البته اینگونه نیست که فقط باید همه ما اختراع کنیم ابداع کنیم یا کشف کنیم و همه مردم در هر جایگاهی در کنار هم یک جامعه ای را تشکیل میدهند که اگر یک بخشی نباشد دیوار فرو میریزد . همچنین این مقایسه بین بالهای پرنده و بال عاقلان هم دو نتیجه میتواند داشته باشد که هر دو هم میتواند درست باشد :یک اینکه اشاره به به برخی از احادیث و برخی از آیات قرآن باشد که از برتری انسان در خلقت ش سخن گفته شده دو اینکه میتواند به جهت معنا و اصل کلمه بال باشد؛بال در واقع سبب پرواز پرنده میشود و بدون آن پرنده هم مثل ما انسانها و برخی از موجودات دیگر در زمین راه میرود و امکان پرواز برای او میسر نخواهد بود ؛ همین بال هایی که سبب پرواز جسم و جرم پرنده میشود به نوعی در ما انسانها هست که همان عقل هست یعنی ما انسانها هرچند با عقل خود پرواز نمیکنیم ولی با همین عقل خود سبب بالا بردن سطح زندگی جامعه خود میشویم سبب پیشرفت و ... در کل مثل کلمه بحر هست که بحر تنها به معنا دریا نیست بلکه یکی از معانی آن دریا شدن در دانایی هست... .
ایام به کام ، سال خوبی داشته باشید و درود ...
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
قاسم صمصامی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷:
شیوایی کلام در این شعر به حدی است که با خواندن هر بار، (حتی به صورت مکرر) انسان به وجد می آید و انگار تازه به این شعر سعدی رسیده، لطیفی و طنازی این شعر قابل وصف نیست.
سمیه شکری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۷:
به ایوان همی بود خسته جگر
ندید اندر آن سال روی پدر
مگر مهر و نوروز و جشن سده
که او پیش رفتی میان رده
در این دو بیت نشان از سه جشن بزرگ ایرانیان است که به دید و بازدید می پرداختند
جشن مهرگان
جشن نوروز
جشن سده
که متاسفانه امروزه فقط نوروز را بیشتر مردم می شناسند و رونقی دارد
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
kamran balani در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۲ در پاسخ به سیدنورمحمد دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:
با نظر شما موافقم صفت رضا برای چشم غیر معمول هست ولی ز راه مرحمت قید مناسبی برای چشم هست و معنی درستی می دهد
kamran balani در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:
استاد شجریان این غزل را بی نظیر اجرا کردند روحش شاد و یادش همواره گرامی ضمن اینکه با نظر نورمحمد موافقم
چشم ز راه مرحمت بر همه باز می کنی چونکه به بخت ما رسد این همه ناز می کنی معنی کامل تری دارد
kamran balani در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۶ در پاسخ به دکتر ترابی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲:
من فکر میکنم اینجا حقیقی است درست تر باشد چون امکان حذف به قرینه ی در مجازی وجود دارد
سمیه شکری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ خیام » نوروزنامه » بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشان:
سلام
از زیباترین مناجات های فارسی است که پیش از اسلام در نوروز خوانده میشده
محسن ایوبی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۵۰ - در مدح اتسز خوارزمشاه:
این بیت با بیت قبل خلط شده است صورت درست چنین است:
خوردست جام تیغ تو در هر بلاد خاک/بردست بوی خلق تو در هر دیار باد
Majid در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
با سلام. در بسیاری از نسخه ها:
بیار باده که دوشم سروش عالم غیب نوید داد که عام است فیض رحمت او
محسن ایوبی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۴۴ - نیز در مدح اتسز گوید:
حدود بیست بیت از انتهای این قصیده جا افتاده است که در تصحیح مرحوم استاد نفیسی وجود دارد، از بیت :
آن جا که سوال تیغت آمد/ جز دادن جان کرا جوابیست؟
الی آخر
محمد غافری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۷ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:
با عرض سلام خدمت آقای همایون، خوشحال می شوم اگر لطف کنید و قراینی که موجب شده این غزل را به قبل از دیدار شمس بدانید بنویسید. ضمناً توضیحی هم در باره ی بهار دیگر/مستی هم اگر بدهید ممنون می شوم. راستی تا آنجا که این شاگرد کوچک اطلاع دارم نام ایشان جلال الدین بوده نه جلال دین. آیا در کتاب های معتبری به این نام نامیده شده؟ باز هم از لطفی که می فرمایید سپاسگزارم.
محمدرضا لکهای تبریزی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۰۹ در پاسخ به مهدی دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۴۴:
سلام هر از بر تشخیص ندادن به این معنی است ، چوپانان از این اصوات از یکی برای جمع کردن گله گوسفندان از دیگری برای حرکت دادن گله استفاده میکنند دقیق تر بگویم از هر برای جمع کردن از بر برای حرکت دادن گله استفاده می کنند منظور از کسی هر و از بر تشخیص نمیدهد فرد بی دانشی است که مثل چوپانی که نمی داند کدام یکی از این اصوات برای جمع مردن گله کدام برای حرکت دادن گله است پیوند به وبگاه بیرونی
ناصر فیض در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
ناگفته نماند که:
دربایستن در لغت به معنی اینها آمده است:
مورد احتیاج بودن-ضرور بودن-شایسته و سزاوار بودن-مناسب بودن
اگر این معنی را در نظر داشته باشیم باز هم قابل قبول مینماید:
چمن امروز مانند بهشت است و تو شایستهای یا ضرورت دارد که تو باشی تا مردم بگویند که او حورالعین است که آمده است(به بهشت)
همه این حرفها به کنار، شاعر اگر میخواست همه آنچه را که از یک بیت بر میآید به زبان بیاورد شعر نمیگفت نثر مینوشت و نگران اطناب و تطویل آن هم نبود. او شعر گفته تا این همه تفسیر و تعبیر و برداشت از آن بشود و این با پیچیدگی که خودم پیشتر عرض کردم متفاوت است، تفسیر و برداشت مختلف دارد که هر یک به جای خود سهل و ممتنع است. ببخشید زباندرازی کردم.
ناصر فیض در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
براساس آنچه دوستان تا اینجا گفتهاند پس با توجه به نحو جمله در مصرع دوم این معنی حاصل میشود:
چمن[..و باغ و گلگشت و بوستان] امروز مانند بهشت است و تو[ای یار] ملاحظه کرده و مأخوذ به حیایی[میکنی]تا اینکه مردم بگویند او حورالعین[به اعتبار بیش از حد زیبا بودن]است و به این دلیل بیرون نمیآید یا تردید و رو در بایستی میکند.
هر چند این معنی درست به نظر میرسد اما کلمهی در میبایی را اگر غلط استنساخ و غیره بدانیم و درمینایی را بپذیریم با عنایت به اینکه سعدی افصحالمتکلمین است و لزومی ندارد این همه مخاطب را بپیچاند(هرچند او از این کارها بارها کرده است)معنی بیت سلیستر می شود:
چمن امروز مانند بهشت است و تو بیرون نمیآیی تا مردم بگویند ببینید حورالعین آمده است.
در مورد دیگر که دوستان از خود سعدی همین تعبیر درمیبایی را ذکر کردهاند معنی بسیار روان است و با بحث حاضر متفاوت است.
محمد علی نجیبی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
سلام ، شعر موش و گربه عبید زاکانی توسط شاعر دیگری به صورت مخمس درامده که من فقط دو قسمت ان را حفظ هستم ، اگر دوستان کامل ان را دارند بیاورند:
شاه گفتا که یک دو موش زرنگ
زود بشتابد از پی سرهنگ
تا که حاضر کنند توپ و تفنگ
زان که دارم به گربه ها سر جنگ
تا نمایم تقاص موشانا
چون که فرمان شه به موشان شد
موشکی زان میانه جوشان شد
چون قضا و قدر خروشان شد
همچو جلاد سرخ پوشان شد
جمع کرد لشکر فراوانا
سعید fathi.saeid۶۴@gmail.com در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۹ در پاسخ به امید رهایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹: