هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۸:
وَ قَطرٌ عَلیٰ قَطرٍ اِذَا اتَّفَقَت نَهرٌ
وَ نَهرٌ عَلیٰ نَهرٍ اِذَا اجتَمَعَت بَحرٌ
چون قطرهها با هم فراهم آیند نهری میسازند، و چون نهرها به هم پیوندنددریایی پدید میآید
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶۱:
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ
مگر با شما ای فرزندان آدم عهد نکردم که شیطان را نپرستید
یس۶۰
شیدایی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:
خدای بزرگ چقدر عالی نوشتین
فاما ۶۷۷۴ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:
بماند برای ما و اینده
Vali Dashti در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » ترکیبات » توپ روس:
بخشی از مقاله رسول جعفریان در مورد علت سرودن این اشعار بهار بر گرفته از سایت تابناک تاریخ هشت فروردین هزار و چهارصد و یک
سندی ادبی از جریان حمله روسها به حرم امام رضا(ع)رسول جعفریان طی یادداشتی در خبرآنلاین نوشت: سیاست روس و انگلیس در ایران، تابعی از چندین متغیر بود که به مسائل مختلفی چون منافع مورد نظر و قابل دسترس هر کدام در ایران، روابط آنان در برابر دولت آلمان و فرانسه و بسیاری از امور سیاسی و اقتصادی دیگر باز می گشت.
این دو دولت پس از آن که در سال 1907 ایران را به سه بخش تقسیم کردند و طی آن، بخش شمالی را به روس و بخش جنوبی را به انگلیس واگذار کردند و منطقه ای را هم به عنوان منطقه بی طرف شناختند، کوشیدند تا مسائل میان خود را بر اساس این قرار داد حل کنند. با این حال، هر دو دولت می کوشیدند تا از اقدامات عناصر مدافع خود در داخل همچنان دفاع کرده، برای روز مبادا آنها را نگاه دارند.
برای روسها که با پیوستن مشروطه خواهان به سفارت انگلیس در جریان نهضت مشروطه، قافیه را باخته بودند، هنوز محمدعلی شاه، یک سوژه مناسب بود. از سوی دیگر، محمد علی شاه نیز که در پی فتح تهران در سال 1327 قمری به روسیه گریخته بود، با استفاده از عوامل خود، تلاش می کرد تا بار دیگر قدرت را به دست آورد. روسها نیز در حمایت وی از یک سو و رعایت توافقات به عمل آمده با انگلیس از سوی دیگر، در موضع گیری سیاسی خود در قبال ایران گرفتار تناقض شده بودند.
زمانی که به سال 1330 قمری تلاشهایی برای بازگرداندن محمدعلی شاه در مشهد آغاز شد، دابیژا، کنسول روس در مشهد متهم شد که به حمایت از شورشیان طرفدار محمدعلی شاه مشغول فعالیت است. این مساله، سبب اختلاف میان دو دولت روس و انگلیس و نیز نامه نگاری ها و شکایتهایی شد. سازنوف - وزیر خارجه وقت روسیه - از دابیژا خواست تا در این مساله مداخله نکند. دابیژا نیز آن را پذیرفت و به او نوشت: من شرکت افراد روسی را در غائله انکار نمی کنم اما به موقع به آنان دستور داده ام که در این گونه امور شرکت نکنند و لیکن من نمی توانم و حق ندارم که ایشان را از رفتن به مساجد منع کنم. (1)
غائله مورد نظر، اجتماع شماری از طرفداران محمدعلی شاه در حرم امام رضا علیه السلام است. طرح آنان، این بود که بر شمار این افراد بیفزایند و در نهایت، حرکتی مانند آنچه در رشت یا اصفهان بر ضد محمدعلی شاه صورت گرفت، این بار از مشهد بر ضد مشروطه و به دفاع از شاه مخلوع صورت گیرد.
همزمان با آمدن محمدعلی شاه به ایران با یک کشتی روسی، شخصی به نام محمد نیشابوری با بیست تن از هوادارانش در حرم بست نشست. یکی از نظامیان برجسته نیز با نام سردار یوسف خان با هوادارانش به آن جا آمد. به دنبال آن، شماری دیگر هم به آنها پیوستند و شعاع السلطنه نیز در تلگرامی که برای علمای مشهد فرستاد، نوشت که به زودی شاه وارد مشهد خواهد شد. در این زمان هنوز کنسول روس، مشغول فعالیت به نفع طرفداران محمدعلی شاه بود.
اندکی بعد، با فشار مقامات انگلیسی و فشار سن پطرزبورگ، کنسول روس در مشهد به عقب نشینی از موضع خود مجبور شد تا جایی که تلگرام محمد علی شاه را نیز که قرار بود به علما برساند، نرساند. او گزارشی نوشت که جمعیت متحصنین رو به ازدیاد است و این بار، نظر مساعدی نسبت به روسیه نداشته، به چشم دشمنی به آن دولت می نگرند. (2) طبعا متحصنین که موضع روس را دریافته بودند، از آنان خشمگین شده بودند. سایکس - نویسنده کتاب تاریخ ایران، که در آن زمان، کنسول انگلیس در مشهد بوده است، می نویسد: «حمایت قنسول روس را از یوسف [هراتی] و اتباع او من به سفارت اطلاع دادم. سفارت روس، قنسول را منع کرد. یوسف به حرم رفت و کانون فساد شد و مرتجعین دور او جمع شدند. قنسول روس، آشوبی را که خود زنده می داشت، سبب خطر روسها جلوه داد، دسته قوای قشون روس به مشهد وارد کرد. » (3)
این بار، روسها مامور شدند تا برای حفظ نظم و امنیت، با طرفدارن محمدعلی شاه برخورد کرده، تحصن را تمام کنند. محمدعلی شاه به روسیه بازگشت و در این سوی، متحصنین حاضر به پذیرش درخواست روسها برای ترک حرم نشدند. دابیژا مصمم شد تابا استفاده از نیروی نظامی روسها، در شهر حکومت نظامی اعلام کرده و به مخالفتها پایان دهد. این خواست کنسول انگلیس سرپرستی سایکس و نیز والی خراسان بود که البته در همین حیص و بیص استعفا داد.
در این سوی، متحصنین شروع به مقاومت کرده، از حرم به عنوان یک سنگر استفاده کردند و فعالیت نظامی خود را به شکل محدود در اطراف حرم آغاز نمودند. حضور نیروهای روسی، نظم را در خیابانهای اطراف در پی داشت، اما ضعیت حرم همچنان ملتهب و کنترل آن در اختیار متحصنین و شورشیان بود.
در حوالی ساعت سه بعد از ظهر روز شنبه دهم ربیع الثانی سال 1330 (فروردین 1290 شمسی و مارس 1912 میلادی) سربازان روس به حرم حمله بردند. آنان در این حمله از توپهای سنگین استفاده کرده، یکباره بر حرم یورش بردند. به نوشته سایکس، روز 29 مارس (14 فروردین ماه 1330) یوسف و اتباع او چند تیر به طرف روسها آتش دادند. بهانه شد که توپ به حرم ببندند. بسیار زوار بی گناه کشته شدند. سر شب، یوسف و جمعی دیگر را در گاری سوار کرده، به بیرون شهر بردند. به اغوای روسها، حکومت، یوسف را بدون استنطاق کشت و نعش او را در کوچه ها کشید. مساعی من در منع بمباردمان بقعه، نتیجه نداد. مقداری از نفایس بقعه شریفه را به بانک روس بردند، به سعی من مقداری را برگرداندند و به تهدید، سند از متولیان گرفتند. قنسول روس راپرت می دهد که خسارتی به بقعه وارد نشد. من عکس برداشته، به سفارت انگلیس در طهران و پطر فرستادم. (4)
به نوشته کاظم زاده، به دنبال حمله قشون روس «ابری از گرد و غبار قهوه ای رنگ از دیوارهای ویران برخاست. در حالی که صدای خرد شدن قطعات کاشیهای طلایی و لاجوردی و سبز در زیر چکمه های سنگین سربازان روسی به گوش می رسید، آنان از شکاف دیوارها به صحن ریختند و از آن جا به مرقد امام تاختند. با این که تقریبا کسی در برابر ایشان پایداری نکرد، سربازان روسی بی ممانعت افسران، سرخوش از غریو توپها و میل شدید به ویرانگری، هر کس را دیدند به ضرب تیر یا نیزه از پای در آوردند. بنا به گزارش دابیژا، سه تن از ایرانیان کشته شدند، اما ایرانیان مدعی بودند که چند صد تن از جمله عده ای از زنان و کودکان به خاک هلاک افتادند.» (5)
واکنش این اقدام در میان شیعیان بسیار شدید بود; چرا که حمله به حرم امام رضا علیه السلام اقدامی نبود که به سادگی قابل گذشت باشد. این رخداد به طور طبیعی، کینه مردم مسلمان ایران را نسبت به شقاوت روسها که معمولا در پیشرفت کار خود از خشونت استفاده می کردند، باز هم بیشتر و بیشتر کرد.
بخشی از این واکنش در اشعار شاعران دیده می شود. از میان شاعران برجسته آن روزگار، ملک الشعراء بهار (م 1330 ش) قصیده بلندی شامل چهل و هفت بیت سرود که در دیوان وی آمده و بند اول آن چنین است:
اردیبهشت نوحه و آغاز ماتم است ماه ربیع نیست که ماه محرم است
محمد علی صفدری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
سلام
در متن های نوشته شده دوستان اشاره کرده بودند که عیسی و موسی بجای هم یا اشتباه اورده شده است.
در صورتی که چنین نیست!
در ابتدا اشاره به ماجرای بنی اسرائیل و اعتراض به حضرت موسی دارد که اعتراض کردند چرا یک نوع غذا اورده می شود و در غذا خیار و عدس و پیاز و سیر نیست.
سوره بقره آیه ۶۱.
در مورد قسمت بعد که بنام حضرت عیسی اورده شده:
اشاره دارد به ماجرای درخواست حواریون از حضرت عیسی مبنی بر در خواست مائده آسمانی
آیات ۱۱۱ تا ۱۱۵ سوره مائده
پس اوردن نام موسی (ع) و عیسی (ع) هر دو صحیح و در جای خود است.
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۹۵:
کلُّ اِناءٍ یَتَرشَّحُ بِما فیهِ
هر ظرفی چیزی را میتراود که در اوست
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۹۰:
کِاَشقیا = تیرهبختان
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۸:
سَرّا و ضَرّا = خوشی و سختی
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۸۴:
ریشی = زخمی
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۲:
تلمیذ = شاگرد
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۳:
به از عابد که کبر در سر دارد
و یا
به از عابد که عجب در سر دارد.
مجید ع در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۳۴۲:
وزن شعر اشتباه است
وزن صحیح
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
فیض کاشانی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۲۶ در پاسخ به شاهین دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » ترجیعات » ترجیع اول:
نکهتی چند :
۱.بی سوادی دکترین ادبیات را (البته بنابر ادعای آقای بدخشانی که گفتند نظر دکترین ادبیات این است ، نه نظر شخص خودم که دکترین ادبیات را مبری از چنین افکاری میدانم) دقیقا ناظر به خروج از متدلوژی یک علم مطرح کردم ، یک علم با توجه به موضوعات و اهدافش می تواند متکفل اموری چند نسبت به همان موضوعات و اهداف باشد ، علم ادبیات در رابطه با علوم شعری نظیر عروض ، قوافی و ... یا آرایه های ادبی نظیر واج آرایی ، جناس ، تشبیه ، مراعات نظیر و .... می تواند توضیح جامع و کافی داشته باشد ، چون هم هدف ادبیات این است ، هم موضوعش ، اما مذهب یک شاعر نه هدف ادبیات است نه موضوعش ، که بخواهد نفیا یا ثبوتا اظهار نظری هر چند مختصر راجع به آن کند ، باز اگر میگفتند دکترین تاریخ ادبیات فارسی خب مسئله مرتبط میشد ، اما آن چنانکه آقای بدخشانی هم درست اشاره کردند ، معمول افرادی که در رابطه با تاریخ ادبیات یا شعراء اظهار نظر می کنند ، ادیب خوبی هستند ، اما مورخ ادبیات خیرر.....
۲. شما که اصطلاحا اهل شعر هستید اطلاع ندارید همین ملا محسن فیض کاشانی فقیه ، فیلسوف و عارف بوده ، یا اطلاع ندارید شیخ بهائی فقیه و فیلسوف و عارف بوده یا اطلاع ندارید خیام فقیه ، فیلسوف و .... بوده یا اطلاع ندارید حافظ از همین ۱۴ روش قرائت قرآن استنباطات فقهی داشته ، خب دیگر تقصیر من چیست که متهم شوم به این که شما حتی از مجازگویی و کنایات و ایهامات همین شعرای نامبرده نیز بی خبرید و نمی دانید ، خرقه و محتسب و زاهد و شیخ و غیره نماد یک تفکر افراطی به دور از دین و واقعیت بوده است، که در اعصار چنین شاعرانی مطرح بوده و گویی این ها میخواستند اصلا این لکه ی ننگ را با دست خود تطهیر کنند .
۳. خوب است در همین سایت گنجور بروید و دیباچه ی اشعار شعرای مختلف را بخوانید و ببینید در نعت سید المرسلین صلی الله علیه و آله و شریعت مبینش چه مدح ها که نکرده اند و باید بگوییم همین شعرای عارف خود را حافظ شریعت مبین می دیدند آن گاه که دیگران به فکر زر و سیم بودند و الا این همه مدح از پیامبر اکرم صلی الله و شریعتش در دیباچه ی اشعار چه معنای دیگری دارد ، حال آن که برای برخی از آنان نظیر کسایی مروزی یا اهلی شیرازی مطرح ساختن عقاید شیعی دردسر ساز بوده ؟!!
یا اصلا اطلاع ندارید در مجادله سلطان محمود غزنوی با فردوسی عقائد شیعی وی بی تاثیر نبوده است نظیر آن که حکیم طوس حضرت امیرالمومنین علیه السلام را نسبت به دیگر صحابه افضل میدانسته و در نظر این سنی متعصب هیچ گناهی بدتر از این قلمداد نمیشده است ( آن چنان که همیه ی آتش این مجادله را نعت بی بدیل فردوسی از امیر مومنان علیه السلام در ابتدای شاهنامه فراهم کرد ) ؟!!
۴. این که میگویم تاریخ نخواندید بدین جهت است که اطلاع ندارید که در مکاتب قدیم ایران همزمان با آموزش الفبای ابجدی ، قرائات قرآن و بخشی از فقه و احیانا کلام یا فلسفه تدریس میشده است و تقریبا تمامی شعرای مسلمان کم و بیش خود یک شیخ و زاهد و محتسب بوده اند ، پس مسلم است آن چه اینان را آزار میداده سوءاستفاده از این علوم توسط عده ای با همین عناوین برای نان و نوا بوده است که از قضاء خوانش عاشقانه از دین توسط همین عده صریحا مورد نهی واقع میشده ، چرا که در خوانش عاشقانه از دین پیرایه ها و تکلفات بیجایی که توسط همان عده ایجاد شده بود دیگر جایی نداشت و موقعیت خود را در خطر می دیدند .
البته در نهایت در مواردی نیز حق با دیگران بوده و چون طبع شعر آمیخته به مجاز گویی است و خواه ناخواه به غلو و افراط میکشد ، برخی در بخشی از اشعار خود سخن ناصواب گفتند ، ولی تفکیک این مسائل محتاج به اتخاذ مبنایی در تاریخ شعر و ادبیات است و سخنان بیشتر موقوف به آن میباشد،که خود در این مجال نمی گنجد.
متین بشیری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۹ در پاسخ به فریگیس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
فتنه گری جهان مرا از جان شیرینم خسته کرده است
متین بشیری در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:
دوستان عزیز جهان پیر، تبیه جهان به پیرزنیست که به دروغ به فرهاد گفت شیرین مرده است و فرهاد تیشه را بر فرق سرش کوبید (منظور فتنه گری جهان است که از جان شیرین خسته ام کرده) و البته ایهام هم میتونه باشه و اشاره به تکرار دنیا و کهنه بودن آنست، ولی معنی اصلی فتنه بودن جهان است 🙏
مهدی حسین پور در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۲ در پاسخ به حمید رضا دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:
با عرض سلام
خیر دوست عزیز بنده با کتاب استاد شهریار مقایسه کردم و بیت مذکور شما در شعر وجود ندارد پس از استاد نیست این بیت
هیچ در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۶: